14:55
گرينويچ - جمعه
06 ژوئن 2008 - 17 خرداد
1387
افشین
امیرزاده
جام اروپا
دیدنیتر از
جام جهانی
هر
چهار سال
یکبار بهترین
فوتبال جهان
در اروپا به
نمایش در میآید
و شانزده تیم
که اکثریت
قریب به اتفاق
آنها در میان
بهترین
تیمهای جهان
هستند برای سه
هفته در جام
ملتهای اروپا
با هم به رقابت
میپردازند
تا صاحب جامی
شوند که پس از
جام جهانی
معتبرترین
جام بینالمللی
فوتبال است
اما من
معتقدم که
مسابقات جام
ملتهای اروپا
از لحاظ کیفیت
فوتبال و
هیجان آن به
مراتب بر جام
جهانی برتری
دارد
ما
هیچگاه در جام
ملتهای اروپا
شاهد آن
بازیهای گاهی
یکطرفه و گاهی
خسته کننده که
در جام جهانی
میبینیم
نیستیم.
دلیلش
هم کاملاً
روشن است. در
جام جهانی چون
سهمیهبندی
قارهای وجود
دارد، تیمهای
درجه دو و درجه
سه آسیائی،
آفریقائی و
آمریکائی سهم
عمدهای
دارند.
البته
هرچند سال
یکبار یکی از
همین تیمها
کار خارقالعادهای
انجام میدهد
و اسمی در میکند،
مثل کره شمالی
که یکبار
ایتالیا را
برد یا کرهجنوبی
که در خاک خود
به نیمهنهائی
رسید.
اما این
موفقیتها
زودگذر است و
تکرار نمیشود.
در میان
تیمهای
غیراروپائی
که معمولاً در
جام جهانی
حضور دارند
فقط برزیل و تا
حدی هم
آرژانتین
هستند که
واقعا
فوتبالشان در
حد، و در مورد
برزیل شاید هم
بالاتراز،
تیمهای
اروپائی است.
تا کنون
هم در جامهای
جهانی فقط سه
کشور از چهار
قاره
غیراروپائی،
آمریکا،
آسیا، آفریقا
و اقیانوسیه،
قهرمان شده
اند: برزیل،
آرژانتین، و
اوروگوئه در
سالهای خیلی
دور.
در
حالیکه اروپا
که کوچکترین
قاره جهان است
چهار قهرمان
داشته:
ایتالیا،
آلمان،
فرانسه و
انگلستان.
هیجان
از آغاز
جالب
اینجاست که
حتی مسابقات
مقدماتی برای
انتخاب
شانزده تیمی
که برای مرحله
نهائی جام
ملتها انتخاب
میشوند از
مرحله گروهی
جام جهانی
پرهیجان تر
است.
در جام
جهانی تقریبا
مشخص است که از
هر گروه کدام
دو تیم به یک
هشتم نهائی میرسند،
اما در
مسابقات
انتخابی جام
ملتها دیدیم
که مثلا
انگلستان،
کرواسی و
روسیه در یک
گروه بودند که
یکی از آنها میبایستی
حذف شود که
قرعه به نام
انگلستان
درآمد. یا
فرانسه و
ایتالیا و
اسکاتلند در
یک گروه بودند.
در
مرحله نهائی
جام اوپا هم
وضع به همین
منوال است:
فرانسه،
ایتالیا،
هلند و رومانی
در یک گروه
دیدنی و نفسگیر.
یا یونان
مدافع عنوان
قهرمانی،
اسپانیا،
روسیه و سوئد
در یک گروه.
یعنی
هشت تیمی که به
یکچهارم
نهائی میرسند
واقعا دستچین
شده هستند.
شاید
تنها تیمهائی
که از حالا
سرنوشتشان
روشن است
اتریش و سوئیس
باشند که
میزبانند و
بدون مسابقه
انتخابی به
این مرحله
رسیدهاند.
آنها هم
شاید با
استفاده از
امتیاز
میزبانی
بتوانند کاری
بکنند اما با
کیفیتی که
سایر تیمها
دارند بعید
است.
جام
شگفتی
در سال 1992
چه کسی باور میکرد
دانمارک
قهرمان اروپا
شود، تیمی که
حتی در
مسابقات
انتخابی هم
موفق نشده بود
و سه هفته قبل
از آغاز مرحله
نهائی در
آلمان به علت
محرومیت
یوگسلاوی،
بازیکنانش را
که اکثرً برای
تعطیلات به
کنار دریا
رفته بودند
جمع و جور کرد
و راهی
مسابقات شد.
همین
تیم با درخشش
بازیکنان
جوانش بخصوص
دروازهبانش،
پیتر
اشمایکل، با
قدرت به فینال
رسید و در
فینال آلمان
را دو بر صفر
شکست داد.
یا همین
چهار سال پیش
به عقل چه کسی
خطور میکرد
که یونان در
مرحله گروهی
حذف نشود و به
فینال برسد و
بتواند در خاک
پرتغال تیم
ملی آن کشور را
یک بر صفر شکست
دهد.
این
اتفاقات در
جام جهانی نمیافتد.
به یاد
داشته باشیم
که دو کشوری که
خلاف معمول
صاحب جام
جهانی شدند
یعنی فرانسه و
انگلستان هر
دو در خانه خود
بودند و از
قضای روزگار
حریفان هم در
ضعیفترین
موقعیت خود
بودند.
سبیل
چرب قهرمانان
البته
این را هم
اضافه کنم که
در مقابل این
لذتی که بنده و
شما در سه هفته
از این
مسابقات میبریم
اما چیز دیگری
گیرمان نمی
آید، تیمهائی
که عرق میریزند
و ما را سرگرم
میکنند، جدا
از جام معتبر و
افتخاری که به
دست می آورند،
از لحاظ مادی
هم سبیلشان
چرب میشود.
در بدو
ورود هر تیم 5/7
میلیون یورو
دریافت می کند
و برای هر
پیروزی در
مرحله گروهی
یک میلیون و
برای مساوی 500
هزار یورو میگیرد.
بعد 2
میلیون در یکچهارمنهائی
و 3 میلیون در
نیمهنهائی،
سپس نایب
قهرمان 5/4
میلیون و
قهرمان 5/7
میلیون یوروی
دیگر هم
دریافت میکنند.
خلاصه
تیمی که اول میشود
اگر در هر سه
مسابقه گروهیاش
پیروز شود 23
میلیون یورو
نوشجان
خواهد کرد.
ما که
بخیل نیستیم،
خدا بدهد برکت.
اما واقعا میارزد
بخصوص اینکه
پولش هم از جیب
ما نمیرود.

14:44
گرينويچ -
يکشنبه 13
ژوئيه 2008 - 23 تیر 1387
مشکل ایران
برای یافتن
حریف تمرینی
تیم
چارلتون
انگلستان
سومین تیمی شد
که از بازی
تدارکاتی با
تیم ملی
فوتبال ایران
امتناع کرد
تیم ملی
فوتبال ایران
که برای کسب
آمادگی جهت
حضور در مرحله
دوم مسابقات
مقدماتی جام
جهانی از روز
پنجشنبه
اردویی 10 روزه
در شهر ساحلی
ماربیا در
جنوب اسپانیا
را آغاز کرده
است، در طی
روزهای اخیر
با پاسخ منفی
تیمهای
ماربیا و
مالاگا روبرو
شده است اما
کناره گیری
چارلتون بحث
برانگیز ترین
مورد بوده است.
مقام
های فدراسیون
فوتبال ایران
می گویند
چارلتون دلیل
کناره گیری
خود را مخالفت
دولت
بریتانیا "به
دلیل انجام
مانور موشکی
اخیر ایران"
اعلام کرده
است و به این
دلیل
فدراسیون
فوتبال ایران
بخاطر فسخ یک
جانبه
قرارداد
دیدار
دوستانه، از
باشگاه
چارلتون به
فیفا شکایت
کند.
دولت
ایران هنوز
واکنش رسمی به
این اقدام
نشان نداده
است، هرچند
فیفا و دیگر
سازمانهای
بین المللی
ورزش از جمله
کمیته بین
المللی
المپیک،
همواره نفوذ
مسائل سیاسی
بر ورزش را
محکوم کرده
اند.
با
کناره گیری
تیم های
اسپانیایی
مالاگا و
ماربیا و تیم
چارلتون
انگلستان،
تیم فوتبال
ایران هنوز
حریف تمرینی
در اسپانیا
ندارد.
قرار
بود یک روز قبل
با تیم دسته
دومی محلی
دپورتیوو
ماربیا بازی
کند، اما این
دیدار یک روز
پیش از
برگزاری لغو
شد.
تیم
مالاگا نیز که
به تازگی به
لالیگا راه
یافته و قرار
بود در روز
چهارشنبه با
ایران دیدار
کند، از دیدار
با ایران
کناره گیری
کرد.
منابع
خبری ایرانی
دلیل کناره
گیری تیمهای
اسپانیایی را
"آغاز دیرتر
تمرینات
باشگاه های
اسپانیایی
بخاطر به
تعویق افتادن
لیگهای
اسپانیا در پی
قهرمانی این
کشور در جام
ملتهای اروپا"
اعلام کرده
اند.
چشم
انداز
دیدارهای
تدارکاتی
رئیس
فدراسیون
فوتبال ایران
در واکنش به
لغو سه بازی
تدارکاتی
ایران در
اردوی ماربیا
گفت: "نمی
توانیم تیمها
را به زور به
دیدارهای
دوستانه و
تدارکاتی
وادار کنیم."
علی
کفاشیان به
عنوان نمونه
به تیم ملی
بوسنی اشاره
کرد و گفت: "برای
بازی با بوسنی
که ماه پيش
قرارداد
بستيم ، آنان
قبول کردند به
ايران بيايند
و ما نيز
براساس
قرارداد
تعهداتی را
برعهده
گرفتيم اما
يکباره گفتند
نمی آييم."
آقای
کفاشیان
تهدید کرد که "قطعا"
اقدامات
قانونی را در
قبال تيم هايی
که به
تعهداتشان
عمل نکنند،
انجام خواهيم
داد."
تیم ملی
ایران پس از
اردوی ماربیا
به جمهوری چک
سفر خواهد کرد
تا بر اساس
برنامه با دو
تیم اسلاویا
پراگ و
بوهیمینز
پراگ بازی کند.
تیم ملی
ایران در
مرحله بعد
رقابتهای
مقدماتی جام
جهانی 2010 با تیم
های کره
جنوبی، کره
شمال، امارات
متحده عربی و
عربستان هم
گروه است و
اولین مسابقه
ایران در این
مرحله، در روز
ششم سپتامبر
مقابل
عربستان
سعودی برگزار
خواهد شد.
قرار
است پیش از آن
ایران در روز 11
مرداد با
کنیا، 30 مرداد
با مصر و و 5
شهریور با
بحرین دیدار
تدارکاتی
انجام دهد.
در این
بین ایران از 16
تا 25 مرداد نیر
در مسابقات
قهرمانی غرب
آسیا شرکت
خواهد کرد که
برگزاری
حداقل دو
دیدار با
تیمهای
فلسطین و قطر
در این
مسابقات نیز
قطعی است.
اخبار
روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۱۲
تير ۱٣٨۷ - ۲
ژوئيه ۲۰۰٨
اعتماد
- علی میرزایی:
خداحافظ شب
های خاطره
انگیز بیدار
نشستن و با
لشکر خواب
جنگیدن، برای
دیدن مسابقه
های فوتبال
یورو ۲۰۰٨.
یورو ۲۰۰٨ به
پایان رسید.
اسپانیا با
شایستگی و
بدون حرف
قهرمان شد.
آراگونس پیر،
بداخلاق،
گوشه گیر،
تیمش را بدون
رائول قهرمان
کرد. ۴۴ سال
پیش بود (۱۹۶۴)
که اسپانیا
قهرمان دومین
دوره جام ملت
های اروپا شد.
جام اول را (۱۹۶۰)
شوروی برده
بود. در ۱۹۶۴،
من نوجوانی
بودم ۱٣ ساله،
عاشق فوتبال،
عاشق فوتبال
اسپانیا،
عاشق تیم رئال
مادرید. این
عشق در کنار
عشق به فوتبال
انگلستان و
منچستر
یونایتد، در
۵٨ سالگی نیز
در من زنده است.
در فوتبال است
که من تجلی
بسیاری از
زیرساخت های
اقتصادی-
اجتماعی
کشورها را می
بینم. در
فوتبال است که
می توانم تلاش
برخی کشورها
برای فرار از
عقب ماندگی و
اصرار بعضی از
کشورها را
برای ماندن در
باتلاق عقب
ماندگی ببینم.
در این مستطیل
سبز، خیلی
چیزها رو می
شود
متاسفانه، یا
خوشبختانه
کسی در اینجا
نمی تواند
لاپوشانی کند.
وقتی سرجیو
راموس (مدافع
سمت راست رئال
مادرید و تیم
ملی اسپانیا)
پس از پیروزی
اسپانیا بر
آلمان و در
گرماگرم شادی
در استادیوم
پیراهنی بر تن
کرد که تصویر «آنتونیو
پوئرتا»
بازیکن تیم
سویا (که بر
اثر حمله قلبی
در میدان
فوتبال
درگذشت) بر آن
نقش بسته بود،
فهمیدم با
تمام
ادعاهایم در
شناخت آدم ها
چقدر در مورد
سرجیو راموس
اشتباه می
کرده ام. بازی
راموس را دوست
دارم، ولی او
خشن است و این
خشونت،
زیبایی های
ذاتی فوتبال
را در پشت این
نقاب زشت
پنهان می کند.
من هیچ گاه از
بازی کلود
ماکلله (چلسی؛
فرانسه) و
گنارو گتوزو (میلان؛
ایتالیا) لذت
نمی برم. نفرت
دارم از
بازیکنانی که
کثیف بازی می
کنند. این دو
بازیکن بسیار
موثر هستند،
ولی خشن هستند
و گاه کثیف
بازی می کنند.
بازی این دو را
مقایسه کنید
با بازی تورس،
سیلوا و
فابرگاس در
تیم اسپانیا.
اینها بسیار
زیبا، موثر و
مانند غزال
های تیزپا
بازی کردند.
اما در تورس یک
یوزپلنگ
بسیار
قدرتمند نیز
نهفته بود. آن
پرش های حیرت
آور و آن دویدن
های انفجاری
که دوندگان
قدرتمند
یکصدمتر را به
یاد می آورد در
من زیباترین
لذت ها را به
وجود آورد.
بگذریم. داشتم
درباره سرجیو
راموس می گفتم.
او با پوشیدن
پیراهنی با
تصویر پوئرتا
مرا شگفت زده
کرد. در قلب
این مرد
مستحکم و گاه
خشن چه احساس
لطیفی باید
نهفته باشد که
در میانه آن
همه شادی به
یاد پوئرتا
باشد؟ چقدر
انسان ها
پیچیده اند،
ما با جباری چه
کردیم؟، او که
پدرش را از دست
داده بود بی
خبر می ماند از
مرگ پدر. و چه
طور گروه
مدیریت، کادر
فنی و
همبازیان
جباری در تیم
استقلال از
مرگ پدر جباری
آگاه بودند،
مثلاً برای
موفقیت در جام
حذفی او را بی
خبر گذاشتند؟
جباری با مرگ
پدر نمی
توانست کاری
کند، اما این
فرصت طلبی و
منفعت طلبی
نشانه یی از
خشونت عاطفی و
خشونت
مدیریتی در
فوتبال ما است.
ما حق آگاه شدن
جباری از مرگ
پدرش را از او
گرفتیم؛ اما
تیم فوتبال
چلسی در
گرماگرم
مسابقات لیگ
برتر فوتبال
انگلستان، با
مرگ مادر
لمپارد کنار
آمد، ولی تیم
فوتبال
استقلال با
مرگ پدر جباری
کنار نیامد.
خالد بولهروز
هلندی نیز
نمونه دیگری
است با مرگ
فرزندش. کسی
این مرگ را در
گرماگرم یورو
۲۰۰٨ از او
پنهان نکرد.
یورو ۲۰۰٨ در
روز پایانی هم
درس های زیادی
برای ما دارد؛
برای ما که نمی
دانیم چرا می
خواهیم چرخ را
دوباره
اختراع کنیم،
آن هم از نوع
چهارگوش، عقل
حکم می کند که
دوستان عزیز
در فدراسیون
فوتبال و
سازمان تربیت
بدنی، فیلم
مراسم پایانی
یورو ۲۰۰٨ را
بنشینید و
ببینید.
ببینید آنها
چگونه مراسم
پایانی را
برگزار کردند
و ما در روز
پایانی لیگ
برتر (کدام «برتر»؟،)
چه فضاحتی
برپا کردیم.
چرا در روز
پایانی یورو
۲۰۰٨ یک نفر به
داخل چمن
نیامد؟ و چرا
تماشاگران ما
آن گونه به
داخل زمین
ریختند؟
ماموران
برقراری
انتظامات کجا
بودند؟ چرا
تماشاگران ما
صندلی ها را با
وجود پیروزی
تیم مورد
علاقه شان
شکستند؟ ما به
قول همکاران
ژورنالیست در
رادیو و
تلویزیون،
تماشاگر
داریم و
تماشاگرنما.
اروپاییان،
باز هم به قول
همکاران
ژورنالیست در
رادیو و
تلویزیون،
تماشاگر
دارند و
اوباش، از این
اوباش، حتی یک
نفر نتوانست،
یا نخواست،
حلقه پلیس را
بشکند و به
داخل چمن
بیاید. حتی،
هنگامی که
تورس، پس از
پیروزی به
داخل جمعیت
رفت و با آنان
عکس گرفت، کسی
به او تعرض
نکرد و به گردن
او آویزان
نشد، قطبی
بیچاره را به
یاد بیاورید.
جایزه های
یورو ۲۰۰٨ را
میشل پلاتینی
رئیس یوفا داد.
در یک سمت او
پادشاه و ملکه
اسپانیا و
نخست وزیر
اسپانیا
ایستاده
بودند و در سمت
دیگرش آنگلا
مرکل صدراعظم
آلمان
ایستاده بود.
هیچ کس از جایش
تکان نخورد.
جوایز توزیع
شد، ولی گویی
همه روی زمین
چسبیده بودند.
بازیکنان
آمدند و رفتند
ولی کسی به
آنها آویزان
نشد. در
ورزشگاه، دو
آلمانی بسیار
خوش سابقه نسل
قبلی فوتبال
آلمان، یعنی
یورگن
کلینزمن و
کارل هاینس
رومنیگه نیز
در میان
تماشاگران
جایگاه ویژه
بودند. متانت
این دو مرد
متعصب فوتبال
آلمان پس از
باخت آلمان
ستودنی و
آموزنده بود.
جشن قهرمانی و
جشنی که پیش از
شروع مسابقه
برپا شد برای
همیشه در
یادها خواهد
ماند.
تلویزیون ما
صحنه هایی را
پخش کرد، ولی
بسوزد پدر این
آگهی های
تجارتی که
مردم ما را
محروم می کند
از تماشای
زیباترین
صحنه ها. بسوزد
پدر این
اظهارنظرهای
گاه بی ارزش که
کارشناسان ما
می کنند و
اجازه ندادند
مردم ما
بشنوند مربی
تیم ملی آلمان
پس از شکست چه
گفت و آنگلا
مرکل پس از
شکست چه گفت.
جای یک مترجم
آلمانی و یک
مترجم زبان
اسپانیایی در
میان کادر
تلویزیونی
خالی بود و
خالی خواهد
ماند. اگر این
دو مترجم
بودند ما وسط
نصف شب (ساعت ۲
بامداد) به جای
شنیدن جروبحث
های گاه بی
حاصل صدر و
جلالی، می
توانستیم حرف
های بازیکنان
آلمان و
بازیکنان
اسپانیا را
بشنویم. البته
اگر مدیران
محترم
تلویزیون
اجازه می
دادند، اگر
مترجمی در کار
می بود. و نکته
پایانی در این
یادداشت
شتابزده
اینکه دو تیمی
از فوتبال
اروپا به
مسابقه نهایی
یورو ۲۰۰٨
رسیدند که دو
لیگ بسیار
باسابقه و
قدرتمند
اروپایی(بوندس
لیگا و لالیگا)
پشتیبان آنها
هستند. دوستان
عزیز، به قول
فروغ فرخزاد؛«هیچ
صیادی در جوی
حقیری که به
گودالی می
ریزد،
مرواریدی صید
نخواهد کرد.»
سقف ترقی
فوتبال ما شده
است قهرمان
شدن در آسیا و
راه یافتن به
جام جهانی.
فوتبال ما
باید از
روزمرگی و
تکرار
تکرارها خود
را خلاص کند.
به مردانی
نیاز داریم که
برای ۵۰ سال
بعد فکر کنند،
نه برای پیروز
شدن بر بحرین و
امارات و یمن و
قطر، از
ترکیه، حداقل
بیاموزیم.
گروهی را
بفرستیم در
سازمان
فوتبال ترکیه
تحقیق کند.
باور کنید ما
به آموزش نیاز
داریم. دست به
نقدترینش
اینکه مراسم
افتتاح و
مراسم پایانی
مسابقات را
چگونه باید
برگزار کرد.
صدا و سیما
جمهوری
اسلامی و عدم
رعایت اصل بیطرفی
در فوتبال
آزاد
تبریز- طبق
عرف معمول
باستثناء
بازیهای ملی
ایران، سایر
مسابقات
فوتبال اعم
از باشگاهی و
ملی با اصل بیطرفی
برخورد میشود.
چرا که
مخاطبان
برنامه
مختارند که
طرفدار هر یک
از طرفین
باشند
متاسفانه
این بیطرفی
در بازی
کرواسی –ترکیه
رعایت نشد و
صدا وسیما با
دعوت از یک
کارشناس
کروات و
همچنین
طرفداری صریح
مجری برنامه
از تیم
کرواسی به
علت و یا
بهانه حضور
این کارشناس
کروات مانع
این بی طرفی
شد. این در
حالیست که
بسیاری از
هموطنان
طرفدار تیم
ترکیه بودهاند
. حال این سوال
میشود که
جانبداری از
کرواسی در
مقابل ترکیه
چه توجیهی
دارد؟
مگر
نه اینکه
ترکیه یک
کشور با
اشتراکات
فرهنگی-دینی
با کشورمان
میباشد و
تنها تیم
مسلمان حاضر
در این جام ؟
اگر
صداوسیما به
هر دلیلی نمیخواست
همچون ترکها
که در جام
جهانی 98 که
ایران بر
آمریکا غلبه
کرد از
پیروزی کشور
برادر اظهار
خوشحالی کنند
لااقل باید
رعایت بیطرفی
را در این
مسابقه میکردند
azadtabriz20080621
Turkey coach Fatih Terim said he did not give up even
when Croatia went 1-0 ahead with one minute of extra time left in their
pulsating UEFA EURO 2008 quarter-final on Friday.
"I saw some of our players lying on the pitch. I
told them to pick the ball out of the net. I wasn't giving up," a
jubilant Terim told reporters after Turkey snatched a 3-1 win on penalties
after the tie ended 1-1 following extra time.
"You should never give up until the very end,
until the referee blows the final whistle. That is why football is an
interesting game."
Ivan Klasnic put Croatia ahead in the 119th minute,
but Slaven Bilic's team were rocked when Semih Senturk dramatically
equalised two minutes into stoppage time.
Turkey's players agreed that Terim inspired them from
the touchline as the team came from behind to win for the third game
running.
"Our coach looked at us and his look spurred us
on," said midfielder Kazim Kazim.
Forward Nihat Kahveci said: "We never lost faith
even when they scored. I kept believing in the team. We also showed it
against the Swiss and the Czechs. We have soul."
Fellow attacker Mevlut Erdinc said: "We fought
until the very last second and did not give up. It showed how strong we are
when we are united."
Terim said Turkey's equaliser represented a terrible
body blow to Croatia.
"We conceded a goal at a critical moment but
then scored ourselves at a critical moment," said Terim.
"To lose an opportunity to win in such a short
time is a serious mental blow to any team. I thought we would have a chance
and it wouldn't be easy for Croatia."
Turkey, through to the European Championship
semi-finals for the first time, meet Germany in Basel on Wednesday.
http://www.fifa.com/confederationcup/news/newsid=811405.html#triumph+indomitable+terim
Sun 13 07
2008 18:12
ملیتگرایی
مبتنی بر
فوتبال
یان بوروما /
برگردان: علیمحمد
طباطبایی
آرتور
کوستلر فقید
که در
بوداپست به
دنیا آمده
اما در
کشورهای
بسیاری زندگی
کرده و در
زبانهای
متفاوتی
مطالب خود را
مینوشت یک
بار گفته بود
که ما یک ملیت
گرایی داریم
و یک ملیت
گرایی مبتنی
بر فوتبال. به
عقیده ی او آن
شور و
احساساتی که
توسط ملیت
گرایی مبتنی
بر فوتیال در
انسان ایجاد
میشود به
مراتب قوی تر
است. کوستلر
که خودش یک
شهروند
وفادار
بریتانیایی و
مفتخر از آن
بود تمام
عمرش را
همچنان به
عنوان طرفدار
تیم ملی
فوتبال
مجارستان
باقی ماند.
برای
آمریکاییها
که مسابقات
سالیانه
فینال بیس
بال آنها
معروف به World Series در
درجه اول به
همان کشور
خودشان محدود
است درک
احساسات تندی
که مردم
اروپا هر 4 سال
یکبار به
هنگام رقابت
کشورهایشان
برای تصاحب
جام باشگاههای
اروپا درگیر
آن میشوند
دشوار است. در
همین تابستان
فعلی و برای
چندین هفته
استادیومهای
ورزشی در
اتریش و
سوئیس، حالا
خیابانهای
پایتختهای
اروپایی از
مادرید گرفته
تا موسکو به
کنار، غرق در
یک شادخواری (orgy)
میهن پرستانه
از اهتزاز
پرچمها،
خواندن
سرودهای ملی
و طبل زدنها
گردیدند.
پیروزی نهایی
اسپانیا یکی
از رویدادهای
بسیار نادری
بود که طی آن
کاتالونیها،
کاستالینها،
باسکها و
اهالی آندلس
همگی با هم در
فورانی از
شور و شعف
میهن پرستانه
به انفجار
درآمدند.
فوتبال بسیار
بیشتر از
ورزشهای
دیگر برای
احساسات
قبیلهای
مناسب است:
تلاشهای
دسته جمعی،
رنگهای ویژه
ی تیمها،
سرعت، تهاجم
بدنی.
همانگونه که
یک بار یک
مربی مشهور
هلندی فوتبال
گفته بود و
البته نه به
شوخی: « فوتبال
جنگ است ».
هرچند از
ابتدا قرار
نبود که چنین
باشد. پس از دو
جنگ جهانی به
نمایش گذاردن
شور و اشتیاق
ملیت گرایانه
در اروپا به
طور کمابیش
به یک تابو
تبدیل گردید.
ملیت گرایی
برای
نابودکردن
تقریبی قاره
قدیمی و آنهم
دوبار در قرن
بیستم به شدت
مورد سرزنش
قرار گرفت. در
اروپا آن نوع
از میهن
پرستی مبالغه
آمیز به ویژه
هنگامی که با
غرور و
افتخار
جنگجویانه
ترکیب شود و
هنوز هم در
ایالات متحده
موردی کاملاً
معمولی است
برای مدتهای
طولانی با
کشتار جمعی
مرتبط دانسته
میشد.
انگلیسیها
که از خطر
اشغال توسط
قدرت بیگانه
جان به در
برده بودند و
هنوز هم بر
این باورند
که به تنهایی
برنده جنگ
دوم هستند (خب،
البته با کمی
کمک از یانکیها)
تا به امروز
رگهای از
نظامی گرایی
را حفظ کردهاند.
آنها
استثنایی
هستند. اما
شاید ستیزه
جویی
طرفداران
انگلیسی
فوتبال که
شهرت بدی هم
دارد ریشه در
همین موضوع
داشته باشد.
و با این وجود
حتی هنگامی
که از
احساسات
ناسیونالیستی
در جامعه
فرهیخته در
سرتاسر اروپا
جلوگیری میشود،
استادیومهای
فوتبال با
سرسختی تمام
در همان حالت
قبل از جنگ
دوم باقی
مانده است.
دقیقاً به
همان شکلی که
کشتن در
گاوبازیهای
سنتی اسپانیا
مورد ستایش
قرار میگیرد،
احساسات جمعی
غیر مجاز در
میدانهای
فوتبال نیز
کاملاً آزاد
گذارده میشود.
این احساسات
میتوانند
آکنده از
شادی و حتی
کارناوال
مانند باشند،
به همانگونه
که در جام
باشگاههای
اروپای سال
جاری هم
شاهدش بودیم.
لیکن ممکن
است که آنها
در بردارنده
چیزی تیره تر
هم باشند، به
ویژه هنگامی
که مبارزههای
ورزشی آکنده
از خاطره
تاریخی باشند.
برای مثال
مسابقه
فوتبال میان
هلند و آلمان
تا همین
اواخر بیشتر
گرایش به آن
داشت که
حالتی از
دوباره به
نمایش گذاردن
جنگ باشد: یا
در بیشتر
موارد به
عنوان تکرار
اندوهگین یک
شکست در جنگ و
یا به عنوان
انتقامی
شیرین.
هنگامی که
هلند در
مرحله نیمه
نهایی جام
ملتهای
اروپای سال
۱۹۸۸ آلمان
را شکست داد،
به نظر میرسید
که بالاخره
عدالت به
اجرا گذارده
شده است. در
خیابانهای
آمستردام در
جشنی که در آن
شب و روز بعد
گرفته شد
تعداد بیشتری
از مردم این
کشور شرکت
کردند تا در
جشنی که در
سال ۱۹۴۵ و به
خاطر آزادی
از آلمان
نازی گرفته
شده بود. (گاهی
تاریخ فوتبال
با تاریخ «
واقعی »
اشتباه گرفته
میشود. شکست
یک تیم برتر
هلند از
آلمان در
فینال جام
جهانی سال
۱۹۷۴ نیز
اکنون میبایست
که جبران شود).
احساسات
قبیلهای
آلمانها پس
از رایش سوم و
به دلایل
کاملاً
آشکاری به
عنوان خطرناک
تلقی میگردید
و به همین
خاطر بود که
تا همین
اواخر آنها
به اهتزاز
درآوردن پرچم
خود را با
نسیمی از
خویشتن داری
حاکی از
شرمندگی
انجام میدادند،
آنچه در
کشورهای
همسایه آلمان
دیده نمیشد.
با این وجود
آلمانها نیز
در جلوگیری
از چنین
احساساتی
ناتوان بودند.
آلمانیهای
مسن تر هنوز
هم میتوانند
پیروزی مشهور
خود بر تیم
برتر
مجارستان را
در ۱۹۵۴ به
خاطر آورند.
این درواقع
اولین باری
بود که آنها
پس از شکست
ویرانگر در
جنگ دوم
توانستند به
وجود خود
افتخار کنند.
اکنون یک
پیروزی به
وقوع پیوسته
بود که
آلمانیها میتوانستند
آن را جشن
گیرند. پس از
سالها احساس
گناه و
محرومیت
آلمان به
اصطلاح
دوباره
بازگشته بود.
اما همچون
هرجای دیگر
شکلهای میهن
پرستی نیز با
گذشت زمان
تغییر میکند.
دلایل
غرورملی
البته
گوناگون است.
هنگامی که
فرانسه فاتح
جام جهانی در
۱۹۹۸ گردید
مردم این
کشور از این
که تیم ملی
کشورشان
دارای تنوع
قومی بود به
هیچ روی
ناراحت نبوده
و آن را پنهان
نمیکردند.
ستاره اصلی
تیم آنها زین
الدین زیدان
دارای منشاء
الجزایری بود.
بعضی دیگر
ریشههایشان
به نقاط
مختلف آفریقا
بازمی گشت.
سرشت چند
قومی تیم
فاتح در ۱۹۹۸
به طور
گسترده به
عنوان نشانهای
از برتری
ملیتی مورد
ستایش قرار
میگرفت و
تصور بر این
بود ریشههایش
در تساهل و
بردباری عصر
روشنگری در
فرانسه و
برادری
انقلاب آن
کشور باز میگشت
و نه به یک
گذشته
استعماری که
اغلب با قتل و
غارت همراه
بوده است.
درواقع
فرانسویها
باید از این
جهت به عنوان
طلایه دار به
حساب آیند،
زیرا در
اروپا چیزی
عمیقاً در
حال تغییر
است، به کندی
و به طور
دردناک اما
در هرحال
بدون تردید.
در شرایطی که
تنوع قومی
درتیمهای
ملی پیوسته
بیشتر متداول
میگردد، اما
در باشگاهها
این مورد
بسیار بارز
تر است.
باشگاهها
نیز اغالب
وفاداری
قبیلهای و
گروهی را از
جهت وابستگی
قومی یا دینی
و آنهم بر
اساس موقعیت
خود در
شهرهای بزرگ
خواستار میشدند:
برای مثال
باشگاههای
ایرلندی در
برابر باشگاههای
یهودی در
لندن یا
پروتستانها
در برابر
کاتولیکها
در گلاسکو. چه
کسی سی سال
پیش میتوانست
پیش بینی کند
که طرفداران
فوتبال
انگلیسی برای
تیم لندن که
از آفریقاییها،
اهالی
آمریکای
لاتین و
اسپانیایی
تشکیل شده و
دارای یک
مربی فرانسوی
است هورا
بکشند؟ یا
این که چه کسی
حدس میزد که
زمانی تیم
ملی انگلیس
را یک نفر
ایتالیایی
سرپرستی کند؟
لیکن تنوع
قومی و
فرهنگی تمامی
آن چیزی نیست
که چهره
فوتبال اروپا
را تغییر
داده است. من
هرگز همچون
سال جاری
چنین هماهنگی
میان حامیان
تیم ملتهای
مختلف ندیده
بودم. شاید
علت آن غیبت
تیم انگلستان
بود که
طرفدارانش
آخرین بقایای
گروههای
جنگجوی غیر
حرفهای را
تشکیل میدهند.
لیکن در همان
حالی که پرچمهای
ترکیه و
آلمان در
مرحله نیمه
نهایی که آن
دو تیم در
برابر یکدیگر
بازی میکردند
در خیابانهای
آلمان و در
کنار یکدیگر
به اهتزاز در
آمدند و باز
هم بار دیگر
به هنگام جشن
و سرور مشترک
آلمانیها و
اسپانیاییها
پس از بازی
فینال، روح
صلح جویانه و
شادی طلب
همچنان باقی
ماند: تمامی
اینها حکایت
از چیزی تازه
و بدیع دارد.
البته این
گونه هم نیست
که احساسات
مبتنی بر
ملیت حتی در
چنین هنگامی
که یک روح
جدید اروپایی
متولد شده
است در حال
مرگ باشد.
لیکن حداقل
آن است که
هویتهای ملی
اروپا دیگر
تحت تاثیر
خاطرات باقی
مانده از جنگ
قرار ندارد.
دیگر مانند
گذشته نیست
که اگر آلمان
در یک مسابقه
برنده شود
ملیتهای
دیگر اروپایی
دلگیر شوند.
آلمانیهای
زمانه ما
دوست داشتنی
تر از این حرفها
هستند. با این
وجود باید
اعتراف کنم
هنگامی که
آلمان بازی
فینال را به
اسپانیا
واگذار کرد
نتوانستم از
این باخت
آنها به
اندازه ذره
اندکی دلشاد
نشوم. شاید
البته علت آن
این بود که
اسپانیا
فوتبال
زیباتری را
ارائه کرد. یا
شاید علتش
کهولت سن من
باشد.
Football Nationalism bu Ian Buruma.
Project Syndicate org.
iran
emrooz
عکس
پرمعنای
روزنامه حریت
بعد از
پیروزی تیم
ملی ترکیه بر
کرواسی

آزاد
تبریز- زیر
عکس: شأن
ترکها وین را
فتح کردند
اشاره
به محاصره
وین که
روزگاری قلب
اروپا لقب
داشت توسط
عثمانی ها
در حاشیه:
سمیح شأنتورک
بازیکن محجوب
و خوش اخلاق
تیم ملی
ترکیه معمولا
به صورت
ذخیره وارد
میدان می شود
و اکثرا هم گل
می زند. تا
کنون اکثر
داوران به
نحو مشکوکی
علیه تیم ملی
ترکیه سوت
زده اند اما
خود ترکها هم
عقیده دارند
که این تیم یک
معجزه پشتش
وجود دارد.
چرا که در هر
سه بازی
اخیرشان با
سوئیس، چک و
کرواسی زمین
و داور علیه
آنها بود و
بازیکنان هم
نمایش خوبی
به نمایش
نگذاشته
بودند اما
نتیجه برای
ترک ها خارق
العاده بوده
است. پشتکار و
غیرت
بازیکنان این
تیم واقعا
ستودنی ست.
فراموش نکنیم
که ترکها
برای فتح
استانبول در
زمان رومیها 200
سال انتظار
کشیدند
مردم ترکیه و
بازیکنان تیم
ملی ترکیه تا
دقیقه آخر به
بازی
امیدوارند و
تماشاگران
این تیم تا
نفس آخر از
تیمشان حمایت
می کنند. به
نظر شما آیا
فوتبال ایران
چیزی برای
یادگرفتن از
فوتبال ترکیه
ندارد؟
ضمنا اکثر
سایتهای
ایرانی اسامی
ترکها را که
یا نامهای
اسلامی دارند
یا ترکی به
طرز عجیبی
اشتباه می
نویسند. اکثر
سایتهای
فارسی نام
زننده گل
دقیقه 122 ترکیه
را سنترک
اعلام کرده
اند در حالی
که نام وی شَن
تو