یه
شیرازی
زنشو،
دخترهاشو،
دختر خاله
هاشو، دختر
عموهاشو،
دختر دائی
هاشو و هر چه
دختر همسایه
داشته جمع
میکنه میره
دبی و فاحشه
خانه ی
پیرشین راه
میندازه
فارس
سگان در
دعوای اسم
خلیج عرب
برای اینکه
اثبات کنن
اونجا اسمش
خلیج فارس-
کلی سگ در
جزایر مستقر
می کنند تا شب
و روز پارس
کنن
فارس سگ
بعد از روزها
فکر کردن
میره هر چه سی
دی خام بوده-
میخره و اتش
میزنه! علتش
را میپرسن-
میگه: میخوام
سی دی تمام
بشه تا نتونن
فیلم 300 را
تکثیر کنن
به یه
ترک میگن تا
حال زنا کرده
ای؟ میگه: ای
بابا تو
همسایگی مون
مگه زن فارس
پیدا میشه
به یه
تبریزی میگن-
با کیر یه
جمله بساز؟
میگه: کیر
من حیف است که
دخترهای
فارس به ان
ساک بزنن
از دانش
اموزی
میپرسن –
فارس سگان چه
موقع صدای
اصلی خودشان
را در می ارن؟
میگه: وقتی که
ششمین
استخون را
تموم کردن و
استخون
هفتمی را با
ولع میخوان 7-7-7-7
قزوینی
ها میگن: اگه
جائی 1000 تا بچه
فارس باشه
- مطمئین باش
که 999 تاش کونی
هستن
به یه
فارس سگ میگن
هنرت را نشون
بده- میگه: یه
چوب پرت کن تا
زودتر از هر
سگ دیگه برم
بیارم
از چند
دختر فارس
طهرونی
میپرسن- چرا
عشق شما به
کیر تبریزی
هیچ حد و مرزی
نمیشناسه؟
میگن: اولا-
کیر تبریزی
خیلی زود شق
میشه و دیر
میخوابه. دوما-
سایز کیر
تبریزی درست
سایز کس ماست. سوما-
کیر تبریزی
زیباترین
کیر در
دنیاست. بعدا
همگی با یک
صدا میگن:
کیر تبریزی
واقعا
خوردنی است
علت
اینکه دندون
های جلوی
فارس سگان
خیلی زود
پوسیده میشه-
اینکه انها
موقع گاز
گرفتن از
دندونهای
جلویشان
زیاد
استفاده
میکنن
فارس
سگان هر موقع
بخوان به
زنشون حالی
بدهن - میگن:
هی غصه نخور
حتما برات یه
کیر ترک پیدا
میکنم تا خوب
حال کنی
فارس
سگان برای
بیزنیس سکس
با دبی یه
طونل زیر
دریای میزنن
بنام دختر
فارس
فارس سگ
طهرونی میره
خونه اش
میبینه تو
اتاق خواب
چند نفر
تبریزی
ریختن رو
تختش. همه رو
به زور بلند
میکنه
میبینه زیر
همه شون زنش
لخت است. دستی
به سر زنش
میگشه- میگه:
ای ول! ای ول!
اگه تو نبودی -
اینطوری که
این تبریزها
رو تخت
افتاده
بودنن تخت را
میشکستن
یه
شیرازی میره
خونه میبینه
یه بلوچ
ترتیب
خواهرشو
میده- میگه:
خوب- چیه؟ تو
کون منکه
نمیذاره
فارس
سگان در دبی
با کس زناشون
از مهمان
پذیرای
میکنن و بعد
میگن:
ما فارس ها
بسیار مهمان
نواز هستیم
از مزدک
بامدادان
مقاله نویس
خط -خطی که از
پدری ترک و
مادری فارس
بدنیا امده –
میپرسن –شما
ترکی یا
فارس؟ میگه:
والله من
خودم هم گیج
شده ام. من
زمانیکه
میکنم ترکی
صحبت میکنم،
زمانیکه
میدم فارسی
حرف میزنم
ماهنامه
ی پیرشین قی:
امسال هم
همچو ساله
گذشته در روز
جهانی همجنس
بازان -
پیرشین قی ها
،پیرشین
شیمیل
ها،پپرشین
لیزبین ها،
پیرشین دراق
یوزرها،
پیرشین پورن
استارها و
پیرشین سکس
ورکرها به
عبارت دیگر -
هر چه پیرشین
گه بودند - در
کنار مقبره ی
پر شکوه کورش
لواط کار که
در غرب از او
با عنوان
سیروس قی یاد
میشود - گرد هم
امدند تا با
کورش لواط
کار عهد و
پیمان تازه
کنند
.
یکی از
حاضرین این
مراسم احمد
مختار زاده
معروف به
داریوش که از
پیرشین قی
های مقیم
کانادا بود-
گفت: ما
پیرشین ها
ذاتا قی
هستیم و کورش
نه تنها لواط
میداده بلکه
تمام پیرشین
ها را هم
تشویق به این
کار میکرده
چون نه تنها
کورش از کون
دادن لذت
میبرد بلکه
اعتقاد
داشته که کون
دادن موجب
فعال شدن
سلولهای مغز
میشود در
نتیجه ضریب
هوش انسان
بالا میرود.
بهترین سند
هم تاریخ
یونان قدیم
میباشد
.
مشتاق
احمد بائی
یکی دیگر از
پیرشین قی
های حاضر در
این مراسم که
مقیم
هندوستان
بود- گفت:
یه بلکل اچا
نهی - اچا نهی...
پیرشین قی یک
اصطلاح
نارسا
میباشد ولی
پیرشین
کوسرا خیلی
رساتر است
بخاطر اینکه
فرهنگ غنی ما
پیرشین ها را
بیشتر روشن
میسازد. در
شبهه قاره ی
هند به ما
میگن پیرشین
کوسرا
.
کامبیز
اهل شیراز
حاضر در این
مراسم پر
شکوه گفت: من
میخوام به دو
مسئله اشاره
کنم: اولا-
انجمن
پیرشین قی
های شیراز از
همه ی انجمن
پیرشین قی
های دنیا
فعالتر است.
در واقع ما
پیرشین قی
های شیراز
بودیم که
برای اولین
بار مسائل و
مشگلات
پیرشین قی
های ایران را
در سطح بین
الملی مطرح
کردیم. دوما-
خیلی ها
میگویند که
این مقبره ی
کورش لواط
کار نیست و در
زمان یونانی
ها ساخته شده
است. حالا این
مقبره ی کورش
لواط کار است
یا مقبره ی هر
سگ دیگر که
باشد مهم
نیست. ما از
اینجا
بعنوان
پیرشین قی
کامیونیتی
سینتر
استفاده
میکنیم و هر
از چند گاهی
در اینجا جمع
میشویم تا از
مشگلات
همدیگر با
خبر باشیم
.
خشایار
اصفهانی از
پیرشین قی
های مقیم
امریکا گفت:
پارتنر من یک
سیاه پوست
انکولائی
است و از ساک
زدن من بسیار
راضی میباشد.
هاندرد پرسن
سعتیسفکتوری
.
خدیجه
محمود زاده 21
ساله معروف
به سمانتا از
پیرشین سکس
ورکرهای
مقیم
لوسانجلس
گفت: در غرب
هیج کسی حاضر
نیست کس
پیرشین را
حتی مجانی
بکند. از
هزاران دختر
پرشین که به
غرب امده اند
و یا در غرب
متولد شده
اند و تمام
آرزوهایشان
داشتن یک
شوهر و یا
دوست پسر غیر
پیرشین
میباشد- یکش
هم موفق نشده
است. وقتی ما
موهای سرمان
را طلای
میکنم تا
شبیهه اینها
بشویم- اینها
ما را مسخره
میکنند و
میگویند که
تازه شبیهه
کیر بعد از
جلق شده اید .
بما میگویند
پیرشین که یک
کلمه ی تحقیر
کننده
میباشد.
پیرشین یک
کلمه ی قدیم
یونانی
بمعنی بربر
است. تمام
مراجعه
کنندگان من
هم بنکالی
ها، عرب ها و
پتان ها
میباشند. من
واقعا درد
لیلا پهلوی
را درک میکنم
که کیر گیجه
گرفته بود و
کسی حاضر
نبود بکندش.
دست اخر هم با
مصرف بیش از
حد کوکائین
سنکوب کرد و
مرد. راحت شد.
ما پیرشین ها
باید اتحاد
داشته باشیم.
اگر گشورهای
پیش رفته ای
مثل
افغانستان و
تاجیکستان
که دارای
اقتصاد خیلی
– خیلی قوی
میباشند و
همچنین صادر
کننده ی
مهمترین
تکنولوزی در
دنیا هستند –
با ما اتحاد
بکنند – ما
خیلی پیش رفت
میکنیم
.
شربت
گل از
پیرشین قی
های تاجیک
اهل دوشنبه
گفت: نام خدا -
من بهتر از
کورش لواط
کار ساک کرده
میتوانم. من
سالها در
ماسکو کیر
روس ها را ساک
کرده
توانستم و
فعلا هم در
شهر دوشنبه
مصروف مرده
گاوی هستم.
نام خدا- ما
تاجیک ها
بهترین مرده
گاوهای جهان
هستیم. به
قسمی که ما
مرده گاوی
میکنیم-
هیچکس کرده
نمیتواند
.
گل
اندام از
جسم فروش های
تاجیک
افغانستان
گفت: من از
کابل جان
هستم .
زمانیکه
خیلی خرد
بودم –نام
خدا جسم
فروشی را
شروع کرده
توانستم. من
کس داده
میتوانم،
کون داده
میتوانم،
ساک کرده
میتوانم و اب
کیر را هم
نوشجان کرده
میتوانم.......
الا- الا این
ازبک ها چه
کیر مقبولی
دارند. من کیر
جنرال
دوستوم را
بسیار خوش
میکنم. نام
خدا- جنرال
دوستوم کیر
بسیار کلان و
مقبولی دارد.
سی کن( ببین) -
جنرال
دوستوم بیخی
قزوینی و
قندهاری
واریست او
کون را بسیار
خوش میکند. من
به او کون
زیاد داده
توانستم. من
کیر جنرال
دوستوم را
بجای ناشتا
بعضی موقع هم
بجای چاشتی
خورده میکنم
بسیار مزه
دار است....زنده
باد کابل
جان، زنده
باد کراچی
جان، زنده
باد دبی جان و
مرده باد
ماسکو. روس ها
بسیار بر پدر-
مادر لعنت
هستن. وقتی
روس ها گفتن
کردند که
مردکه های
تاجیک بسیار
مرده
گاوهستن، کس
زنکه های (زنان)
تاجیک بسیار
زشت و بد بو
هست، زنکه
های تاجیک
سالی یاک بار
کس شان را کل
میکنند،
زنکه های
تاجیک هر سه
ماه یاک بار
جانشان را
شستن میکنند
و زنکه های
تاجیک خوب
ساک کرده
نامیتوانند –
من بسیار خفه
شدم و بسیار
گریانم گرفت.
ای بر پدر-مادر
لعنت روس ها
پس چرا
پاکستانیها
و عربها این
گپ ها را زده
نمیکنند و کس
زنکه های
تاجیک را
بسیار خوش
میکنند. خدا
جان میداند
که شما روس ها
بیخی کافر و
بر پدر – مادر
لعنت هستید........خیر
است. من بسیار
مصروف هستم.
من رفتن
میکنم. یک
جهان تشکر. فی
امان الله
.
علت
اینکه روس ها
میگویند کس
زنان تاجیک
زشت و بد بو
هست این است
که – خیلی از
زنان تاجیک
وقتی که عادت
ماهانه
گیشان شروع
شد – کس شان
دیگر کاملا
خشگ نمیشود و
دائما نمناک
و بد بو
میماند
بهمانخاطر
انها
مجبورند که
همیشه از
نوار
بهداشتی استفاده
بکنند. توضیح
از طرف
ماهنامه ی پرشین
قی
.
این
مراسم بسیار
با شکوه با
شعار ای کورش
لواط کار - ای
سنبل همجنس
بازان اسوده
بخواب که
امروز
پیرشین قی ها
فعال ترین قی
های دنیا
هستند -
بپایان رسید
زنده
باد خلیج
همیشگی عرب
لفظ
لفظ عرب است.
ترکی
آمخوختن
هنراست.زبان
فارسی
هم
یه نیمچه
زبان گوزی
است که فارس
سگان با ان
پارس
میکنند
یه گروه
از محققین
المانی،
کانادائی و
استرالیائی
که بروی
خصوصیات
جنسی مردان
بعضی از
گشورها
کارمیکنند-
با تهیه ی
فیلم مستند " حلال"
شهرهای
قزوین در
ایران،
پیشاور در
پاکستان و
قندهار
پشتون نشین
درافغانستان
را
خطرناکترین
شهرهای دنیا
نامیده و
گفته اند-
احتمال
اینکه ادم در
این شهرها
کونش را بر
باد بدهد- 99 در
صد میباشد
.
شهرهای
شیراز در
ایران،
لاهور در
پاکستان،
هرات تاجیک
نشین در
افغانستان و
دوشنبه
پایتخت
تاجیکستان
را شهرهای
کونی پرور
شمرده و گفته
اند که 99 در صد
مردان دراین
شهرها کونی
هستند. در بین
شهرهای کونی
پرور- لاهوری
ها و دوشنبه
ای ها بعنوان
بهترین کیر
ساک بزنها و
شیرازی ها
بعنوان
بدترین کیر
ساک بزنها –
نام برده شده
اند. این گروه
از محققین از
بودجه ی
خودشان برای
شیرازی ها در
شهر شیراز
چند مرکز
اموزش طریقه
ی کیر ساک زدن
را دایر کرده
اند
.
از یه
المانی که
سالها در
شیراز به
عنوان عید
ورکر کار
میکرده و
زبان فارسی –
عربی را تا
اندازه ای
یاد گرفته
بود – پرسیدن –
نظرت نسبت به
هنر فارس
سگان چیه؟
میگه: هنر دم
تکان دادن،
چاپلوسی و
خایه مالی در
نزد فارس
سگان است که
انرا مهمان
نوازی
مینامند.
فارس سگان
معمولا با کس
زن و دختر
خودشان از
مهمان
پذیرائی
میکنند
از یکی
میپرسن –
میتونی صدای
سگ را تقلید
کنی؟ میگه:
چرا نه بعد
شروع میکنه
به زبان
فارسی –عربی
حرف زذن
ميگن: يه
فارس سگی-
انواعی از
سگهای
دنيارو يک جا
جمع کرده و
صدای
پارسشون رو
ضبط میکنه
بعد اسم اون
جا رو ميذاره: بانک
اطلاعات
زبان فارسی-عربی
یه فارس
سگ که خیلی
عاشق کوروش
لواط کار شده
بود - برای
اینکه عشق
خودش را به
کوروش لواط
کار تکمیل
کنه و ادامه
دهنده راه او
باشه - مدتی در
شهر قزوین و
در شهر
پیشاور
پاکستان
ساکن میشه و
در نتیجه
کونش تکه
پاره شده و
برای عمل
جراحی به
طهران منتقل
میشه. دکتر
ازش می پرسه
برای چه
اینقدر کون
میدی؟ میگه: ….
گر عشق کوروش
باشه - سهل است
کون دادنها
زبان
فارسی - عربی
یک زبان
اسهال اور
است
تاجیک
گه میگه:
مافهمی چرا
لسان فارسي -
عربی اينقدر
مقبول لسان
است؟ چون
افغانها هم
با اين لسان
گپ میزنن
.
وقتی
فارس سگان به
لهجه های
اصفهانی،
شیرازی،
ابادانی،
مشهدی و یا
طهرانی حرف
میزنند - حال
ادم بهم
میخورد و
وقتی به لهجه
تاجیکی حرف
میزنند- ادم
اسهال
میگیرد. وقتی
دختر تاجیک
میگه: چه کپی
است؟ نام خدا-
چه کیر
مقبولی داری!
خوبش را داری-
خوبش را داری.
کیرشما بیخی
مقبول است. سی
کن- کس من
مقبول است؟
من کیر شما را
صفت کردم. من
اب کیر شما را
نوش جان کرده
میتوانم
.
طریقه
ی حرف زدن
تاجیک ها با
آن تن صدای
اسهال
اورشان- شهوت
ادم را
میپراند،
کیرش را
میخواباند و
ادم دیگر هیچ
وقت هوس کس
تاجیک
نمیکند. هر
موقع که من
مجبور میشدم
کس تاجیک
بکنم به دهنش
چسب میزدم که
با حرف زدن
حال منو بهم
نزند. باور
کنید جلق زدن
هزار بار
بهتراز کس
تاجیک کردن
است
عده
ی زیادی از
فارس سگان و
تاجیکهای گه
در دبی جمع
شده و با هم
تظاهرات
میكنن. در
پايان اين
تظاهرات
قطعنامه ای
به شرح زیر
صادر میشه
زن
های ما اصلاً
جنده نيستن 2 -
مردان ما
قواد یا کونی
نیستن 3- ما با
سگ هيچ نسبتی
نداریم ونباید
به شایعات
توجه کرد
در
شیراز- در یک
دبیرستان
دخترانه از
چن دختر فارس
میپرسن از
خدا چه
میخواهید؟
میگن: هیچه -
فقط یه گونی
کیر شق ترکی
در روز
جهانی زن از
یه فارس سگ
میپرسن –
مهمترین فرق
بین زنان
فارس با دیگر
زنان در
چیست؟ میگه:
خیلی چیزها
تو سر زنان
دیگر هست اما
خیلی سرها تو
کس زنان فارس
هست
یه فارس
سگی سی دی های
فیلم 300 را جمع
میکنه و اتش
میزنه! ازش
میپرسن چرا
این کار را
میکنی؟ میگه:
انها با این
افشاگری
کاری کردن که
کس خواهر و
مادر هر چه
فارس سگ هست -
سوخت. من هم
میخواهم
یونانیها را
بسوزانم
فارس سگ
میری دبی
میبینه
خواهرش
تجارت خونه
زده! تعجب
میکنه-
میپرسه? ابجی
یک ماه نیست
چطور موفق
شدی؟ خواهرش
میگه: کاری
نداره! فقط
کمی درد داره
یه روز
یه فارس سگی
داشته خواهر
خودش را
میکرده- یکی
میبیند و
میپرسه: کی هس
داری میکنی؟
میگه: هیچکی-
جنده است
سر کلاس
معلم از دانش
اموزی
میپرسه - شهری
که در ان
بیشتر مرداش
کونی،
معتاد، دزد و
بیشتر زناش
فاحشه هستن
نام ببر؟
دانش آموز
جواب میده:
شهر شیراز
یه
تاجیک به یه
ازبک میگه: هو
مردکه شما
چرا فارسی-
عربی گپ زده
نمی تاوانی؟
ازبک میگه: هو
بر پادرت
لعنت من حضرت
سلیمان
نیستم که
لسان سگ را هم
فهمیده
بتوانم
هندیها،
پاکستانیها،
ترکها و
عربها بر این
عقیده اند که
بین فارس سگ و
تاجیک گه
فرقی نیست و
کلا - مثل
اینکه از
بالا یه تکه
گه افتاده و
دو نیم شده
است. هر چند که
منهم با نظر
انها موافقم
در همانحال
اعتقاد دارم
که در بعضی
جهات این
سگها با
همدیگر
تفاوت های
جزئی هم
دارند مثلا 1-
پارس کردن .2- از
کس زن خودشان
بعنوان
ابزار کار
برای کسب در
امد استفاده
کردن. 3- کس صادر
کردن به
کشورهای
دیگر. 4-
چاپلوسی و
خایه مالی
کردن - از نکات
مشترک
انهاست. اما
انها دردو
چیز متفاوت
هستند. 1- تاجیک
های گه
بزرگترین
صادر کننده
مواد مخدر در
دنیا هستند
درحالیکه
فارس سکان در
ایران
بزرگترین
مصرف کننده
مواد مخدر در
دنیا
میباشند. 2- در
بین تاجیکها
کونی کم است
ولی در بین
فارس سگان
کونی خیلی-
خیلی زیاد
است. شما در
ایران کمتر
فارس سگی را
پیدا میکنی
که در طول
عمرش حداقل
یکی – دوبار
کون نداده
باشد. نکته ی
جالب
اینجاست که
فارس سگان به
کون دادن
خودشان
افتخار هم
میکنند
مردان
در کراچی
دختر فارس می
کنن
مردان فارس
در کویر پارس
میکنن
اصفهانی
گدا صفت بعد
از ساعت ها
پیاده روی به
بالای کوه
میرسه. بهش
میگن انگیزه
ت چی بوده؟
میگه: پدر
سوخته ها
گفتن اون
بالا نذری
میدن
فرهنگ
اصیل فارس
سگان یعنی
با
کیر دیگران
برای خود
داماد شدن
رفسنجانی
در نماز جمعه
ی طهران میگه:
خدایا مواظب
خودت باش.
اسرائیل
شاید با
موشکهای
دوربردش به
اسمان تجاوز
کنه
دخترهای
فارس در دبی
به روزنامه
ها عربی اگهی
میدن که با یه
دختر فارس
ازدواج کن 10
تا جایزه ببر
از یه
فارس سگ
طهرونی
میپرسن- چه
تخصصهای
داری؟ میگه:
من در کسکشی و
هروئین
کشیدن متخصص
هستم. از
دیوار مردم
بالا رفتن و
قاپیدن کیف
زنان در
خیابان هم
تجارب بسیار
زیادی کسب
کرده ام
در روز
جهانی عشاق
به یه دختر
شیرازی میگن
با عشق یه
جمله بساز؟
میگه: عشق من
به کیر ترک
نهایت نداره
از یه
دختر فارس
میپرسن از
خدا چه
میخوای؟
میگه: فقط
یه کیر شق
ترکی
به
یه بلوچ میگن -
با دیونه یه
جمله بساز؟
میگه: فارس
سگان دیونه ی
هیروئین
هستن
در روز
جهانی زن به
یه فارس سگ
میگن - با زن
یک جمله
بساز؟ میگه:
من از کس زن
خودم بعنوان
ابزار کار
جهت کسب در
امد استفاده
میکنم
بچه
فارس میره به
بقالی میگه:
نخود سیاه
داری؟ بقالی
میگه: بدو که
ترکه دارد
مادرتو
میگاد
به
بچه فارس
میگن - چرا
اینقدر کون
میدی؟
میگه: خوب از
کورش لواط
کار روایتی
است که
هر کسی کون
بده سلولهای
مغزش فعال
میشه و
ضریب هوشش
بالا میره
اصفهانیهای
گدا صفت پنیر
را میذارن
داخل شیشه
بعد نون و از
روی شیشه
میگشن به
پنیر بعد
میگن ما نون –
پنیر خوردیم
تاجیک
ها ی گه میگن:
مغولها
امدند ما
افغانها را
ادم کرده
نتوانستند.
انگلیسی
امدند ما را
ادم کرده
نتوانستند.
روسها امدند
ما را ادم
کرده
نتوانستند.
حالا
امریکائیها
امدند که ما
را ادم بکنند
– غیر ممکن
است. ما
افغانها
توله سگ به
دنیا می اییم -
سگ هم از دنیا
می رویم.
هیج کسی ما
افغانها را
ادم کرده
نمیتواند
از یه
ترک می پرسن -
چطور شما یک
فارس را از
بین ده نفر کر
ولال تشخیص
میدی - میگه:
خیلی راحته,
یک چوب پرت می
کنیم هر
کدامش بره
بیاره, فارسه
فارس
سگان برای
اثبات
حضورشون در
خلیج همیشگی
عرب اقدام به
پرورش تخم سگ
ماهی و ول
کردنش توی
خلیج عرب
میکنن
فارس سگ
اسم دخترش رو
میگذاره
مین، ازش
میپرسن: آخه
این دیگه
چجور اسمیه؟
میگه: میخوام
کسی نپره روش
فارسه
كت و شلوار مي
پوشه و داره
جلو آيينه به
سر و وضعش
ميرسه، یه
فارس ديگه مي
پرسه خبريه
كه تيپ زدي؟
ميگه: سر كوچه
استخوون
ریخته اند
دعای یک
دختر فارس:
خدایا من
برای خودم
هیچی نمی
خوام فقط یک
کیر ترک برای
مامانم می
خوام
به یه
عرب میگن 1000 تا
جنده نام ببر-
میگه: شهر
شیراز
بلوچ ها
میگن: اگه در
جای 1000 تا فارس
باشه – بدان
که 999 تاش
معتادن و اگه
1000 تا زن فارس
باشه- مطمئین
باش که 999 تاش
فاحشه هستن
دختر
شیرازی میره
پیش قاضی از
دست شوهرش
شکایت میکنه
که شوهرم
معتاده منو
نمیکنه. قاضی
به دختره
میگه: اینکه
شگایت کردن
نداره برو یه
ترک یا یه عرب
پیدا کن
فحش
اصلی فارس
سگان: فكر
كردی فقط
خودت سگی پس
ما چی؟
:به یه
بچه فارس
میگن: با سگ یه
جمله بساز
میگه: من سگ را
دوس دارم.
میگن: مرسی
حالا چرا سگ
دوست داری
میگه چون هر
وقت اسمشو
میشنوم یاد
بابام
میوفتم
یه
فارسه به یه
سگ تنفس
مصنوعى ميده
به جرم همجنس
بازى
ميگيرين
فارسه
میره
خواستگاری -
پدردختره
میپرسه - خونه
داری ؟ میگه:
خودم ندارم
ولی دوستان
ترکم گفتن: زن
از تو خونه
خالی از
ما
ای
فارس سگ
....
بنگر که چه بی
اصالتی تو بی
حرمت و بی
لیاقتی تو
دراوج کلاس
بی کلاسی تو
وصله ی زشت یک
لباسی
حیف است
بگویمت سگی
تو، تو یک
فارس لوس و
انتری تو
کیرم تو دهن
معتادت
بچه
فارس به پدرش
ميگه: نميدونستم
که مادرم
اينقدر
ترسوئه؟
پدرش ميگه: از
كجا فهميدي
عزيزم؟ پسره
ميگه: آخه
شبهايي که تو
نيستي- مادرم
ميره توخونه
همسايمون که
ترکه ميخوابه
Deep
in my heart theres a fire thats a burning heart. Deep in my heart theres
desire for a start. Im dying in emotion. Its my world in fantasy. Im living
in my living in my dreams. Youre my heart youre my soul. I keep it shining
everywhere i go youre my he...
زن فارس
سگی در دبی
حامله بوده,
اونو با یه
عرب محلشون
مي گيرن مي
بينن عربه
خايه اش رو
كرده تو كس زن
فارس سگ!
ازشون مي
پرسن موضوع
چي بود؟ عربه
با قيافه حق
به جانب ميگه:
هدف تعليم "طريق
الارتقا" (خايه
مالي) به
كودكان فارس
از بدو تولد
میباشد
فارس سگ
رفت جلو
آیینه گفت
مادر تو مرا
زاییدی یا
ریدی؟
در
اصفهان يه
اخوند در
مجلسه عزا
میگه: اگر در
مورده امام
حسن بگم
دلتون
میسوزه. اگه
در مورده
حصرت عباس
بگم جگرتون
میسوزه پس یه
چیز میگم که
کس و کون تان
بسوزه. امشب
شام نیست
از یه
دختر فارس می
پرسن عرب چند
حرف داره؟
میگه: اگه
پیدا بشه حرف
نداره
از یه
فارس سگ می
پرسن - شما چرا
اخلاقتون
مثل سگه مثلا
استخون زیاد
دوست دارید و
مثل سگ پارس
میکنید؟ مگه
شما با سگ
نسبت داريد؟
فارسه
عصبانی ميشه
ميگه؟ نه خير...
اصلاً هم ما
با سگ نسبت
نداريم... اين
سگه كه با ما
نسبت داره
. روزنامه
دیروز الشرق
اوسط: در دبی -
یه عربه یه زن
فارس را که در
پارک قدم
میزد -کرد.
روزنامه
امروز الشرق
اوسط: در دبی
هزاران زن
فارس برای
قدم زدن به
پارکها هجوم
اوردن
دختر
فارس را صدا
كرديم و
كرديم
دو لنگش را
هوا كرديم و
كرديم
.
ندا آمد دختر
فارسه ايدز
دارد
توكل بر خدا
كرديم و
كرديم
فارس
سگان
بزرگترین
مصرف کننده ی
مواد مخدر در
دنیا
میباشند
فارسه
سگ میره خونه
و می بینه زنش
با یه ترک تو
حمومه- غیرتی
می شه و زود
آبگرم کن رو
خاموش میکنه
به يه
فارس سگ در
دبی ميگن:
خانمت با پنج
تا عرب سبيل
كلفت سوار يه
بنز بودن
داشتن تو يه
سر بالايي
ميرفتن. فارس
سگ ميگه: بابا
ايوالله! اين
بنزهای سري
جديد عجب
موتوري
دارند
یه
مسلمان شیعه
ی هندی که
برای زیارت
به طهران
امده و از
طهران به
مشهد رفته
بود- به رفیقش
میگه: یار-
مجهی بهت پرابلم
تا... من
مشگلات
زیادی داشتم.
رفیقش
میپرسه-کیوم
(چرا)؟ میگه:
زمانی که
طهرانی ها
فارسی-عربی
حرف میزدن- من
حالم بهم
میخورد و
زمانیکه
مشهدی ها
فارسی -عربی
حرف میزدن –
من چنان
اسهالی
میگرفتم که
اگر به کونم
لوله گشی
میشد- فشارش
تا طبقه ی
پنجم میزد
امام
جمعه ی تبریز
داشته برای
مردم صحبت
میکرده،
میگه: اگه
فارس سگ
بهتون حمله
کرد باید این
آیه قرآن را
بخوانید.یکی
میگه: اما
خوبه که آدم
یک چوب هم با
خودش داشته
باشه، چون
ممکنه فارس
سگ عربی بلد
نباشه و
بگیره کیر ما
را بخوره
فارس سگ
نامزدش رو می
گیره تو
بغلش، میگه:
عزیزم! من تو
را با هیچ
استخوونی
عوض نمی کنم
فر
هنگستان ادب
پارسی بعد از
کلی بحث به
جای کلمه
فارس که یک
کلمه عربی و
بیگانه است
کلمه "سگ" را
که فارسی و
اصیل است
انتخاب می
کند
در روز
جهانی زن از
یه فارس سگ
میپرسن - فرق
بین زنان
فارس با دیگر
زنان در
چیست؟ میگه:
خیلی چیزها
تو سر زنان
دیگر هست اما
خیلی سرها تو
کس زنان فارس
هست
ماهنامه
ی پیرشین قی:
تعداد کثیری
از جوانان
فارس برای
ادامه راه
کوروش و برای
ابراز عشق
خود به کوروش
به لواط دادن
رو اورده اند
. می
دونی چرا
فارسها زیاد
به ارمنی ها
می چسبند و از
اونها
آویزون می
شن؟ چون
ارمنی ها سگ و
توله سگ را
خیلی دوست
دارند.
یه
فارس از ترکی
می پرسد چهار
موجود نفرت
انگیز را در
دنیا نام
ببر؟ ترک می
گه روس،
فارس، ارمنی
و مگس.
سگه یه
فارس افراطی
می میره در
نتیجه فارس
سگ عزا
میگیره.
دوستاش میان
پیشش تا بهش
دلداری بدن-
فارس سگ میگه:
من بخودم
مسلطم . مرگ سگ
من ازکوروش و
داریوش لواط
کار و خرتوسی
که سختتر تر
نیست
بین
پایتختهای
جهان یک
مسابقه بین
المللی
تقلید صدای
سگ میگذارند.
طهران اول
میشه،
دوشنبه دوم،
کابل سوم
به
فارسه ميگن-
نظرت راجع به
ترک ها چیه؟
ميگه: من يه
همسايه ترك
دارم ده ساله
نمي تونم
حاليش كنم كه
اين كه ميكنه....
زن منه
فارس سگ
به زنش میگه:
عجب داماد
سیاه پوست
خوبی داریم.
زنه میگه
چطور؟ میگه:
من پشت در
بودم شنیدم
براینکه ما
بیدار نشیم
داشت
دخترمونو
ساکت میکرد و
هی میگفت: ساک
ایت! ساک ایت
يه ترك
هر موقع
ميخواسته به
دودوله پسرش
اشاره كنه
ميگفته
كوروش! يه
فارس شديدا
ناراحت ميشه
به تركه
اعتراض
ميكنه ميگه
اين كه اسمش
كوروش
نيست؟تركه
ميگه پس چيه:فارسه
ميگه بهش
ميگن فردوسي .تركه
ميگه پس
كوروش چيه؟
خايه پسر
یه روز
یه فارس
مهمان یه ترک
بود. ترکه می
بیند که سگش
مدام به این
مهمان پارس
می کند ولی
فارسه بجای
ترس و پرخاش
با تکان دادن
کله خود اورا
تحسین می
نماید. ترکه
کنجکاو شده و
موضوع را می
پرسد. فارسه
می گوید: شما
ناراحت
نباشید،
ایشان برای
بنده از
شاهنامه
خرطوسی می
خواند
برای
ازبین بردن
تمامی
مظاهرفرهنگ
ترک
وجانشینی
آنها با سمبل
ها ونمادهای
فارس، عده ای
پان فارسیست
نظیرآقای
ورجه وورجه
پشنهاد می
دهند که
برروی پرچم
سه رنگ ایران
بجای شیر،
تصویریک
قلاده سگ
وفادار زیبا
حک شود
به یه
ترک میگن چرا
نمیتونی
فارسی -عربی
حرف بزنی؟؟؟
میگه: من حضرت
سلیمان
نیستم که
زبون سگ رو هم
بلد باشم
امام
جمعه ی شیراز
میگه: زندان
عادل اباد
تنها زندانی
در ایران
میباشد که در
ان هرگز یه
زندانی
سیاسی وجود
نداشته. چون
دراین
شهربیشترمردان
کونی، معتاد
و دزد میباشن
و اغلب زن ها
هم مشغول
روسپی گری
هستن. اگر کسی
باور نداره
تمام کیس های
زندان عادل
اباد را از
روز افتتاح
تا به امروز
بررسی کنه
چه
کنیم که فارس
سگها هارمان
نکنن
.
سگ ها به
حیوانهای
باوفا
مشهورن و
خیلی ها دوست
دارن این
حیوونا رو تو
خونه هاشون
نگهدارن. اما
مشکلی که هست
اینه که این
حیوونا
ممکنه هار
باشن و شما رو
هم هار کنن!
واسه همینه
که لازمه چند
تا فوت و فن
یادتون بدم
تا بیشتر
حواستون جمع
باشه
!
روش
اول: از صحبت
کردن با اونا
دوری کنین!می
دونین حرف
زدن با این
حیوونا هیچ
فایده ای
نداره! واسه
اینکه اونا
زبون
آدمیزاد
حالیشون
نمیشه و فقط
زبون خودشون
سرشون میشه!
چون اونا همش
پارس می کنن
زبونشون به
پارسی
مشهوره! اگه
شما هم
بخواین با
اونا صحبت
کنین باید
مثل اونا
پارس کنین!
البته اونا
اصلن منطق
سرشون نمیشه
و اگه دیدن کم
میارن ممکنه
هجوم بیارن و
پاچه تون رو
بگیرن!
اونجاست که
دیگه کارتون
تموم میشه و
شما هم هار
میشین! و
ناخودآگاه
پارس می کنین
و پاچه
دوروبریاتون
رو میگیرین!
روش
دوم: سگهای
ولگرد و
معتاد رو به
محله هاتون
راه ندین!
اگه احیانن
مجبورین تو
شهری زندگی
کنین که
جمعیت این
سگها زیاده،
محله های
مخصوص به
خودتون رو
درست کنید و
از معاشرت با
اونا جدا
خودداری
کنید. حتی
اجازه ندین
یه سگ ولگرد
هم وارد محله
تون بشه چون
همونطوری که
یه بز گر یک
گله رو گر می
کنه، یه سگ
هار هم یه
محله رو هار
میکنه و یه
دفعه سرتون
رو بلند می
کنین و می
بینین که همه
دارن پارس می
کنن حتی
خودتون؟!
روش
سوم: هرگز با
اونا عشق
بازی نکنید!
اصلن به
سرتون نزنه
که سگهای
خونگی داشته
باشین و با
اونها انس
بگیرین. این
دیگه خیلی
خطرناکه. هیچ
آدم عاقلی
این کارو نمی
کنه. گول ظاهر
مهربون و
حرفهای محبت
آمیزشون رو
اصلن نخورین.
حتی جنس مونث
این حیونام
خطرناکن،
شاید
باورتون نشه
که پشت اون
چهره های
دوست داشتنی
چه مار خوش خط
و خالی
خوابیده!
هرگز دچار
این توهم
نشین که شما
می تونین
اونا رو آدم
بکنین. شاید
باورتون نشه
ولی در طول
تاریخ فقط سگ
اصحاب کهف
آدم شده و غیر
از اون هیچ
سگی آدم نشده!
اگه این
اشتباه رو
بکنین باید
مطمئن باشین
که بزودی هم
خودتون و هم
بچه هاتون
پارس خواهید
کرد!
روش
چهارم:
نذارین بچه
هاتون با
توله سگها
بازی کنن!
شاید بگین
توله سگها که
خطری ندارن؟!
اما یادتون
باشه مرض
هاری بزرگ و
کوچک
نمیشناسه.
اگه بچه
هاتون با
توله سگها
بازی کنن،
یهو می بینین
بچه هاتون
دارن بهتون
پارس می کنن و
کم کم زبون
آدمیزاد
یادشون میره!
حتی ممکنه
همین بچه های
خودتون شما
رو وادار به
پارس کردن
بکنن. پس خیلی
باید مواظب
باشین.
روش
پنجم: واکسن
هاری یادتون
نره!
همیشه
پیشگیری
بهتر از
درمانه. اینو
همه دکترها
قبول دارن. پس
از همون
ماههای
اولیه بچه
هاتون را
واکسینه
کنین.
نمیدونین چه
طوری؟! کاری
نداره من
بهتون می گم.
از همون بچگی
به
کودکانتون
زبون مادری
شون رو یاد
بدین. از بین
فامیل یا
آشناهاتون،
برا بچه
هاتون هم
بازی دست و پا
کنین. یه دونه
بشقاب
جادویی دست و
پا کنین تا
بچه هاتون
بهترین
کارتون های
دنیا رو به
زبون
آدمیزاد تو
اون ببینن و
از شر کارتون
هایی که
همشون پارس
می کنن خلاص
بشن! همینطور
بچه هاتون رو
به مهد
کودکهایی که
تو اونا پارس
کردن یادشون
میدن
نفرستین! 4 یا 5
سال حواستون
باشه دیگه
خیالتون
راحته چون
دیگه بچه
هاتون
واکسینه شدن.
البته هیچ
واکسنی صد در
صد نیست، پس
باید همه توصیه
های
ایمنی بالا
رو جدی
بگیرین!
طبق
امار دولتی 5
میلیون
معتاد به
مواد مخدر در
ایران وجود
دارد که 96 در صد
ان در مناطق
فارس نیشین
میباشد اما
براساس
گزارشات غیر
دولتی 15
میلیون
معتاد در
ایران وجود
دارد که 96 در صد
انها فارس
سگان هستند.
شما کمتر
فارسی سگی را
پیدا میکنی
که الوده به
مواد مخدر
نباشد.
اعتیاد به
مواد مخدر
مثل پارس
کردن شان - در
ذات هر فارس
نهفته است.
چند سال پیش
دیدم که حتی
لیلا پهلوی
هم بر اثر
مصرف بیش
ازحد
کوکائین در
هتلی در لندن
سنکوب کرد-
مرد. ریدم
به قبرش
http://www.telegraph.co.uk/news/uknews/1335290/Shahs-daughter-stole-to-fuel-her-drug-habit.html
پاکستان
وافغانستان
که مرکز مواد
مخدر در جهان
میباشند. شما
بندرت یک
پاکستانی یا
افغانی پیدا
میکنی که
الوده به
مواد مخدر باشد.
اصلا معلوم
نیست که فارس
سگان در
ایران چه نوع
گهی هستند
واقعا ادم بادیدن
یک فارس سگ
حالش بهم
میخورد.
.بچه
فارس به
مادرش ميگه:
مامان جان
راستشو بگو،
تا حالا چند
نفر بهت
تجاوز كرده؟
مادره ميگه:
به جان تو
هيچي... همشون
عرب بودن
فارسه
قاضي ميشه
يکي ميره
پيشش بهش
ميگه: ترک
محلمون به
خواهرم نظر
داره! قاضیه
ميگه: برو
بينيم بابا...
ترک محل ما
چندین ساله
که خواهر –
مادر ما رو مي
كنه ما هيچي
نمي گيم, حالا
مال شما نظر
داره تو شاكي
هم ميشي
به یه
ترک میگن یه
حیوانی که
خیلی استخون
دوس داره نام
ببر؟ میگه:
فارس سگ
فارس سگ
زنشو میبوسه
میگه: عزیزم
تو برام از هر
استخون
عزیزتری.
چند
توله سگ فارس
برای
باباشون جشن
تولد میگیرن
روی کیک تولد
مینویسن پدر
سگ تولدت
مبارک
. سگ
پیری زمان
مردن به
سگهای دیگه
ادوایز میده 1-
سر یه مشت
استخوون
خواهر – مادر
همدیگر
نگائید . 2
چشتان رو
توله سگها
باشه . 3-
فارسها قوم و
خیش ما نیستن
هر چن که بهتر
از ما هاف هاف
بلدن و بیشتر
از ما
استخوون دوس
دارن ولی
الکی خودشان
را به ما
چسبانده اند
ما اصلیتمان
اصفهانی و
شیرازی هست
حدس
بزنید اگه
مردم کرمان
را مثل
پاکستانیها
مخفف خطاب
بکنید چی از
اب در میاد.
پاکستانی =
پاکی
کرمانی =
کیرمی
یه ترک
از یه فارس سگ
می پرسه –
ببینم زنت
سیده؟ فارسه
میگه نه چطور
مگه؟ ترکه
میگه –اخه
همیشه شورت
سبز می پوشه
از یه
ترک میپرسن
شما تا حال تو
توالت فرنگی
ریده ای؟
میگه نه - اما
تو دهن فارس
سگ زیاد ریده
ام
.فارسه
اولین بارش
بوده که به
انگلیس
میرفت از یه
نفر میپرسه –
اگه نصف هر
چیزی رو
بخوام چی
باید بگم؟
طرف میگه –
بگو هالف
فارسه میگه –
عجب اینکه
زبان اجدادی
ماست.
بعد میره تو
انگلیس فقط
میگه هاف هاف
هاف.
فارس
سگ میره
ادامس بخره -
میگن:
با چه طعمی؟
نعنا؟ توت
فرنگی؟ موز؟
میگه: اگه
با طعم
استخوون
باشه بهتره
ای فارس
سگ
خواهی
که جهان در کف
اقبال تو
باشه
مرتب کسکشی
کن - کون بده
کارت نباشه
توهمان
فارس سگی که
آریائی
نمائی
با
کیردیگران
زنتو میگائی
یه روز
فارسه میره
خونه میبینه
یه ترکه داره
زنشو میگاد و
شورت زنش هم
گشیده به سر
زنه - میخنده
میگه: عجب
دنیای شده
مرتیکه فرق
شورت با
روسری رو
نمیدونه
امده زن منو
میکنه.
من
اکنون به
توالت رسیدم
در چاه – نشان
فارس سگ
بدیدم
ایستادم و
زیپم را
کشیدم
به دهان فارس
سگ بس شاشیدم
فراموش نکنم
ولو به یک دم
به دهان هر چه
فارس سگ هست – زیاد
ریدم
فارس گر
لقمان شود
راننده ی
پیکان شود
باز هفت پشتش
افغان بود
کار
فارس پارس
کردن است اما
کار ترک تو کس
زن فارس کردن
است
ای فارس
سگ
.
تو
یه سگی و من هم
یه سگباز
ننه ات قحبه
بود و بابات
پا انداز
ای
فارس سگ
.
زین
بعد به هر کجا
رسیدی
هر جا که نشان
ترک دیدی
برخیز و وفای
خود نشان ده
در محضر ترک -
دمی تکان ده
یادت نرود
ولو گاهی
وین گفته
ماندگار
شاهی
یه
تاجیک گه از
یه ازبک
میپرسه–شما
فارسی-عربی
خوانده
میتوانی؟
ازبک میگه: من
فارسی-عربی
خوانده
نمیتوانم
ولی کس خواهر–
مادر هر چه
فارسی زبان
هست کرده
میتوانم
یه بلوچ
به یه فارس سگ
میگه: زنت
خیلی کس می ده.
چرا چیزی
نمیگی؟
فارسه میگه:
مسئله ای نیس.
من اروپائی
فکر میکنم
اگر
پشتون ها به
تاجیک ها فحش
بدهند – می
گویند تخم
روس. به این
خاطر که –
زمانیکه
روسها در
افغانستان
بودند –
تاجیک ها
زنهای
خودشان را در
اختیار
روسها قرار
میدادند تا
روسها بکنند
تا
اولادهایشان
چشم ابی
باشند. به
همان خاطر یک
نسلی
ازتاجیکها
بدنیا امده
که به انها
میگویند تخم
روس.
پاکستانیها
به این نسل از
تاجیکها می
گویند –
روسکا بچه
یه
قزوینی به یه
فارسه شنا
یاد میداده
بعد از چن
ساعت که تو آب
بودن فارسه
میگه: استاد
شما مطمئنی
که اگه کیرت
را از تو کونم
در بیاری
بیرون من غرق
میشم ؟
.بچه
فارسه فیلم
سکسی میدیده
و دعا میکرده .
بهش میگن
جریان چیه ؟
میگه: آخه
خواهرم
اولین بارش
که میره جلو
دوربین - دعا
میکنم که
خراب نکنه
فارسه
زن میگیره.
بهش میگن
راجبش تحقیق
کردی؟ میگه:
آره هر ترکی
که کرده
راضیه
زن و
اژدها هر دو
در خاک به
جهان پاک از
این دو ناپاک
به
.
زنان را
ستائی سگان
را ستای
که یک سگ به از
صد زن پارسای
.
منظور
خرطوسی از سگ
در این شعر
چیست
۱فارس ۲-
تاجیک ۳-
افغان ۴-هر سه
در
روزعشاق به
یه فارس سگ
میگن- با عشق
یه جمله بساز-
میگه: عشق من
به استخوون
نهایت نداره
یه روز
یه بچه فارس
از سربازی بر
می گرده پدرش
میگه: پسرم-
بچه فارس تو
سربازی یا
معتاد میشه
یا کونی بعد
پسرش میگه:
خدا را شکر که
من معتاد
نشدم
. زن
فارسه میره
به دبی موقع
برگشت شوهرش
میپرسه –
عزیزم چه
هدیه ای برای
شوهرت
اوردی؟ زنه
دست میزنه به
شیکمش میگه:
یه بچه عرب
فارس سگ
یه همسایه
ترک داشته- شب
میاد خونه
زنه میگه: اه
چه همسایه ی
عجیبیه!
شوهره میگه:
چی شده
عزیزم؟ زنه
میگه: هروقت
تو نیستی
میگیره منو
میکنه. شوهره
میگه: ولش کن
دیوونه است.
هر وقتم تو
نیستی منو
میکنه
عربه
وصیت میکنه
وقتی مرد
قبرش رو شیب
دار بسازن تا
بچه های فارس
برن روش
سرسره بازی
کنن
یه روزی
یه زن شیرازی
و یه زن
ابادانی
همدیگر رو تو
دبی میبینند.
بعد از احوال
پرسی- شیرازی
از ابادانیه
میپرسه- خوب
چکار میکنی؟
میگه:
خسته شدم از
این
یکنواختی-
همش می خوابم
و میرم دوش
میگیرم- بعد
ابادانی از
شیرازیه
میپرسه خوب
تو چکار
میکنی؟ میگه:
منم مثل تو
جنده شده ام
مسابقه
ای دردنیا
برگزار میشه
و بنا هم بر
این میشه که
به نمایندگی
ازهر ملتی یه
نفردر
جایگاه
قراربگیره
وتنها با یه
جمله
غیرمستقیم
به برجسته
ترین جنبه
افتخار آمیز
علمی یا
فرهنگی
مملکت خود که
به آن شهره
هستن، اشاره
کنه. یه ژا پنی
میگه: بدون
کامپیوتراینهمه
پیشرفتهای
علمی وفنی
وفرهنگی
برای بشر
میسرنمیشد.
یه یونان
میگه: فلسفه
اساس تفکرات
بشراست. یه
ترک میگه:
شرافت
بزرگترین
سرمایه
بشراست. یه
فرانسوی
میگه: فرق
پیشرفتهای
بشر مدیون
آزاد اندیشی
اوست. نوبت به
فارس سگ
میرسه. وی هاف-هاف
کنان ازجای
خود جهیده
وپشت تریپون
قرارمی گیره
ومیگه: سگ
حیوان
باوفائی است
یه
فارسه میره
خونه میبینه
زنش یه ساعت
دستشه
میپرسه: از
کجا اوردی؟
زنه میخنده
میگه: یه ساعت
دادم به یه
عرب و یه ساعت
گرفتم
امام
جمعه شیراز
ميگه: مردم
انتخابات
خيلی مهمه
نبايد مثل
مسائل
ناموسي به
راحتي از
كنارش رد بشي
عربه از
یه شیرازی می
پرسه- تو شهر
شما دختر
نجیب هم پیدا
میشه؟
شیرازیه
میگه: پیدا می
شه ولی یه
مقدار
گرونتر
به فارس
سگ میگن - جلوی
زنتو بگیر.
میگه:
والا
جلوشو هم که
بگیرم از عقب
می ده
يه فارس
سگ ميره
خونه،
ميبينه يه
ترکه داره
زنشو میکنه.
عصباني ميشه
ميگه: درش
بيار، درش
بيار. تا ترکه
در مياره
ميگه: اه اه چه
کیری ،بكن
توش بكن توش
فارس سگ
نصف شب میره
تو اتاق خواب
میبنی که
ترکه زنش را
میگاد میگه:
منم میخوام
اینجا
بخوابم ترکه
میگه: سگ
جانیست مگه
نمیبینی منم
رو زنت
خوابیدم
به یه
فارس سگ میگن
میدونی ایدز
چیه؟ میگه: من
نمیدونم
ایدز چیه- فقط
میدونم که
اگه من بگیرم
خانم هم
میگیره واگه
خانم بگیره-
ترک های محل
هم میگیرن
یه روز
یه عرب با یه
فارس سگ
دعواش میشه.
عربه راه به
راه میگه:
مادرتو
گاییدم.
خواهرتو
گاییدم. زنتو
گاییدم یک
دفعه فارس سگ
میگه: بسه
یاخی شما
چقدر حشری
هستی
Dear,
love is a burning fireStay, cause then the flames grow higherBabe, don't let
him steel your heart.It's easy, it's easyGirl, this game can't last
foreverWhy ? Why can not live togetherTry, don't let him take your love from
meYou're not good, can't you see brother Louie, Louie, LouieI'm in love set
you freeOh, she's only looking to meOnly love breaks her heart brother
Louie, Louie, LouieOnly love's
paradiseOh, she's only looking to meBrother Louie, Louie, LouieOh, she's
only looking to meOh, let it LouieShe's undercoverBrother Louie, Louie,
LouieOh, doing what he's doing.So, leave it LouieCause I'm a loverStay,
cause this boy wants to gambleStay, love is more than he can handle, girlOh,
come on stay by me forever, everWhy does he go on pretending that his love
is never ending fateBabe, don't let him steel your love from me.
فارس سگ
به دوست
دخترش میگه:
میدونی
عزیزم من
تورو با هیچ
استخونی عوض
نمیکنم
یه روز
سه تا
اصفهونی گدا
صفت مسابقه
می ذارند هر
کی سرش را
زودتر از لای
آب در آره
باید برای
همه ساندویچ
بخره- بعد از
چند ساعت که
کله هاشو تو
آب بوده
میرند می
بینند همشون
مردند.
http://tabriz4u.blogspot.com/
باز
ای هرزه بگو،
باز ای لوده
بخند-علی رضا
اردبیلی
آزاد
تبریز- به
گناهی که
نکردهایم و
جرمی که مرتکب
نشدهایم،
دیرگاهی است
که اسیر
پیشوایان
قومی هرزه و
لوده گشتهایم.
اینان
میتوانند
صاحبان
ایدئٶلوژیهای
دینی یا
پیروان مکاتب
عرفی باشند،
میتوانند
حامل
اتیکتهای
اصولگرایی یا
اصلاح طلبی
بوده و با وجود
اینها، از
حداقلی از
شعور انسانی
محروم باشند.
شاعر و
نویسنده این
قوم که خود از
سانسور در
عذاب است،
حاضر به
اعتراض علیه
سانسور حاکم
بر آثار ملل
غیرفارس
نیست، رهبر
جریان چپ
بعداز ۲۵ سال
زندگی در
خارج، هنوز
توهین
راسیستی به
هموطنان ترک و
عرب خود را
بهترین تفریح
خود میشمارد.
جماعت غیر
سیاسی فارس که
در ممالک غرب
برای کسب
کمکهای دولتی
برای حفظ زبان
فارسی تلاش
میکنند، تلاش
مشابه از سوی
ترکها در
سرزمین
خودشان را
معادل
پانتورکیسم
میشمارد.
عناصر رهبری
این قوم حتی
وقتی که با
هزینه دوول
غربی به عنوان
کارمند به
استخدام
رسانههای
فارسی زبان
غرب
درمیآیند،
سرویس فارسی
این رسانهها
را از نظر
نگاه به چند
فرهنگی بودن
جامعه ایران،
چون مدل
رسانهای
مشابه نمونه
آریامهری یا
فقاهتی آن
اداره میکنند.
اختلافات
سیاسی متعارف
این
پیشوایان،
مانعی برای
یکرنگی آنان
در مقام
نژادپرستی
نیست
از میان
انبوه مطالب
منتشر شده از
سوی صاحب
نظران ترک در
جریان سونامی
آذربایجان در
سه سال قبل،
جملهای با
مضمون جمله
زیر اینروزها
در ذهن من
جولان میکند:
“ما اسیر
رهبران فکری
قومی بدور از
تمدن هستیم که
توهم متمدن
بودن هم دارد”
این جملات
شاید در مورد
دیگری بعنوان
اظهار نظری
تند رد میشد و
حداقل جایی
برای خود در
بایگانی ذهن
نمییافت. اما
در این سالها
حوادث مختلفی
ناخودآگاه
این جمله را از
بایگانی
محفوظات
فکریام بیرون
افکنده است،
هر چند که نه
نام نویسنده و
نه تیتر یا حتی
موضوع مقاله
مزبور بیادم
نمانده است.
“ما اسیر
رهبران فکری
قومی بدور از
تمدن هستیم
که توهم متمدن
بودن هم دارد”
در این جمله
بیانی موجز از
یک واقعیت تلخ
و انعکاسی از
واقعیت اسارت
ملی در چنگال
نادانی و
جهالت نهفته
است. اگر در
افسانه ضحاک
مار به دوش،
مغز جوانان،
مارهای نشسته
بر دوش وی را
آرام میکرد،
در واقعیت
اسارت
آذربایجان،
قومی بر ما
حاکمیت میکند
که تحقیر
اسیران تنها
درمان بیماری
سادیستی
آنهاست. نزدیک
به نود سال
حاکمیت
بلامنازع
توآم با اجرای
پروژه نابودی
معنوی و
فیزیکی ملل
غیرفارس در
ایران، ذهن
این قوم را
بیمار کرده و
توان تشخیص
صواب و ناصواب
از آنان گرفته
است. عمله و
ارباب،
کمونیست و
مذهبی، رئیس
جمهور و
روزنامهنگار،
شاعر،
نویسنده،
هنرمند و هر
قشر دیگری از
این قوم، روح
خود را با
سادیسم ترک
ستیز و عرب
ستیز عجین
ساخته است.
استعمار ملل
دیگر، نظام
بیماری است که
به رهبران
خودکامه و
ملتی بیمار
نیازمند است.
خودکامگی
استعماری
بمرور ذهن ملت
استعمارگر را
اعم از عالم و
عامی، گرفتار
بیماری میکند
تا کراهت
استعمار را
عادی و طبیعی
جلوه دهد و
معترضان به
نظام
استعماری را
افراطی و
شورشگر بنامد.
از اینرو بود
که سارتر در
جریان جنگ
آزادیبخش
الجزایر
معتقد بود که
علاوه بر ملت
الجزایر، ملت
فرانسه نیز
اسیر
خودکامگی
استعماری است:
“امری که
امروزه اساسی
تر از هر کار
دیگری است- این
است که
دوشادوش آنها
مبارزه کنیم
تا هم
الجزایری ها و
هم فرانسوی ها
از خودکامگی
استعماری
نجات پیدا
کنند”
خودکامگی
استعماری،
روانشناسی
برتری طلبی را
در میان
نمایندگان
ملت
استعمارگر
توسعه میدهد و
ذهن مسموم
شهروندان خود
را چون پشت
جبهه معنوی و
منبع
تهیناپذیر
افکار عمومی
موافق مورد
استفاده قرار
میهد.
مخالفت با
حقوق ملل اسیر
غیرفارس در
عرصه سیاست و
تحقیر
راسیستی این
ملتها در
زندگی روزمره
ملت فارس با
تصاحب قدرت
سیاسی از سوی
طبقه جدیدی از
نوکیسگان و
آقازادههایشان،
نمایندگانی
در میان
روحانیت فارس
هم یافت و ستاد
مرکزی تهاجم
صلیبی علیه
ملت اسیر ترک
در ایران از
کافههای ساز و
ضربی در زمان
شاه، به صدا و
سیمای
رفسنجانی-لاریجانی
منتقل شد. نقش
سید کریم
اصفهانی به
حمید ماهی صفت
اصفهانی
واگذار شد و
وجولانگه او
از “تئاتر”های
خیابان
لالهزار
تهران به
مراسم
اطلاعات،
سپاه، بسیج،
نیروی
انتظامی،
ارتش،
دانشگاهها و
رادیو
تلویزیون نقل
مکان یافت.
نحوه انتشار
این تولیدات
مسموم
نژادپرستانه
از کاستهای
مغناطیسی به
دیسکهای
دیجیتال و
اینترنت
منتقل شده و…
شمار زیادی از
بادی گاردهای
دولتی در
سالنها و پشت
صحنه این
اصفهانی جدید
را بیشتر شبیه
ژنرالی در رأس
قشون نظامی در
حال تهاجم
ایدئولوژیک
به ملت ترک
ایران ساخته
است. تمدن
ادعایی
آریایی-هخامنشی
در تهاجم علیه
فرهنگ ترکان،
غیر متمدنانه
و لومپنی عمل
میکند.
رهبران
فکری قوم مذکور
در عالم وهم و
گمان،
ادعاهای
بسیار دارد و
اگر این قوم
بلحاظ تمامی
شاخصهای نشان
دهنده پیشرفت
و تمدن در ته
هر جدولی قرار
دارد، چه باک،
که توهم تمدن
هم به اندازه
سادیسم
مزبور،
سلولهای ذهن
این جماعت را
فاسد کرده و
توان دیدن
سیمای واقعی
خود در آئینه
آمار و ارقام
مقایسهای را
از آنها سلب
کرده است.
اینک نوبت
رئیس جمهور
سابق و
پرمدعای این
قوم است تا
وقتی که خود را
در میان
اصحابش و بدور
از نظارت غیر،
احساس میکند،
ماهیت تمدن
مورد ادعای
خود را بروز
دهد. اگر سه
سال قبل
روزنامه رسمی
دولت، ماهیت
واقعی فرهنگ
هزاران ساله
قوم پر مدعای
حاکم بر
سرنوشت ملت
ترک
آذربایجان و
ایران را عیان
ساخت، اگر در
خارج از
گردونه
حاکمیت
نمایندگان
اپوزیسیون
بیماری
سادیستی
خودشان را در
محافل خودشان
با تحقیر ترک و
عرب آرام
میسازند، اگر
بر پرده سینما
و صفحه
تلویزیون
شاهد رپرتوآر
وسیع جهالت
مدعیان هنر
هستیم، اینک
نوبت رئیس
جمهور سابق
گفتگوی تمدنی
است که جلوه
بنماید،
هنرنمایی کند
و خود نشان دهد.
نکته آخر
اینکه امکان
اشراف ما بر
این بذله گویی
متمدنانه در
چهارچوب یک
رقابت درون
نظامی برای
کسب پست ریاست
جمهوری فراهم
آمده است.
طرفین این
رقابت سعی
دارند تا آرای
ترکان ایران
را با نشر این
ویدئوکلیپ به
سمت مورد نظر
خود تغییر جهت
دهند.
آذربایجان
اگر چه اسیر
قدرت قهر
نظامی یک قوم
متوهم است،
اما از چنان
روش بینی و قوه
تمیزی
برخوردار است
که از این
ماجرا خودش
نتیجه گیری
کند که یا
بیماری
راسیستی قوم
حاکم را تنها
در یک جناح آن
ببیند یا از از
قبل این روزنه
کوچکی که به
پشت پرده
اندرونی
حکومتیان باز
شده، آنچه را
که همیشه با
گوشت و پوست
خود حس کرده
تأییدی برای
بار هزارم
بیابد: نظامی
خود کامه و
استعماری که
تمامی
جناحهای آن به
آذربایجان
نگاهی چون
سرزمین
مفتوحه و
اشغالی داشته
و با ترکان
رفتاری چون
ملتی اسیر
میکنند. آنان
بموقع جنگ ملت
آذربایجان را
بعنوان نیروی
نظامی و به
ایام صلح
همچون عوامل
تولید کالا میبینند
ولی هم در جنگ
و هم در صلح،
ماهیت سیاست
موسوم به
امنیت املی
آنان، سعی در
نابودی زبان،
فرهنگ و هویت
آذربایجان
است
azadtebriz
از
اهانت خاتمی
تا شانتاژ
محافظه کاران -
عبدالعزیز
عظیمی قدیم
۲ خرداد ۱۳۸۸ |
آزاد
تبریز- طی
روزهای گذشته
شاهد
ماجراهای غیر
مترقبه ای
بودیم همین
امر عکس العمل
های مقتضی را
نیز به دنبال
داشت . همه می
دانیم محمد
خاتمی یکی از
عناصر
شوونیستی
کشور است
امثال وی در
داخل جریان
موسوم به
اصلاح طلبی کم
نیستند . ما
روزی آرزو
داشتیم
بتوانیم
ماهیت غالبا
شووونیستی
حاکم بر این
جریان – که آن
زمان در
حاکمیت بود- را
به مردم خاصه
هویتخواهان
آشکار
نمائییم. در
این راستا چه
رنجهایی
کشیدیم و به چه
سوء ظنها و سوء
برداشتها
معروض ماندیم.
عده
ای با این
توجیه که
نباید حرکت
ملی
اذربایجان از
جنبش
دموکراتیک کل
ایران جدا
باشد اصرار
داشتند ما بر
علیه اصلاح
طلبان چیزی
نگوئییم تا
جناح محافظه
کار از آن
استفاده کند.
امروز
عکس این تفریط
ها را در افراط
عده ای از
برادران می
بینیم امروز
فیلمی از محمد
خاتمی منتشر
می شود که درآن
به ملت تورک
اهانت می کند و
چون اصلاح
طلبان سرشناس
کار او را
محکوم نمی
کنند بر علیه
همه اصلاح
طلبان موضعگیری
می کنند.که در
نهایت به نفع
محافظه کاران
و به ضرر همه
تمام خواهد شد.
در
مقابل مگر کسی
می تواند ادعا
کند که راستی
های حاکم بر
کشور – علی
التنزل قبول
کنیم که از حیث
افکار و ایده
های شئونیستی
درجه ای
ازمحمد خاتمی
ها پایین ترند-
به نفع ما عمل
کرده و یا در
سرکوب ما
تاملی کرده و
درنگی خواهند
کرد؟
در
جریان هستید
که اینجانب
قبلا در مورد
افکار
شوونیستی و ضد
اذربایجانی
محمد خاتمی و
یاران او
خصوصا آنهایی
که در مجلس ششم
به اجرایی شدن
اصل ۱۵ قانون
اساسی رای
ندادند
مطالبی نوشته
و سخنرانی
هایی داشته ام
. آنچه اعتراض
مرا باعث می
شود موضوع
دیگری است که
نخبگان حرکت؛
آنان که در
کذرگاههای
صعب العبور
بیدار بودند و
با هم بودم
بهتر درک می
کنند. مگر
حداد عادل ها و
لاریجانی ها
کمتر از اینها
بر علیه ما
اقدام کرده
اند و در
اذهانشان
مالیخولیا ها
پرورانده
اند؟
آری
می شود یک جواب
داد و یک تصمیم
گرفت . ما
نباید فریب
هیچ طیف و گروه
شوونیستی را
بخوریم ما
باید راه خود
را در پیش
گیریم . در این
مورد همه
دلسوزان
آذربایجان
متفق القولند.
اما مصداق
اتکای به نفس و
نقش آفرینی
استقلالی را
شاید گم کرده
باشیم . ممکن
است به نوعی
بایدها و
نبایدهای
تزریقی از طرف
دیگران را در
قالب دوری از
فلان طیف و
فلانکس به
خورد ما بدهند
و ما نیز به
زعم مستقل عمل
کردن آب در
آسیاب آنها می
ریزیم.
راقم
اخیرا زمینه
را چنان دیدم
که نوعی حمایت
خود را از یک
کاندیدا
اعلام بدارم.
از کاندیدایی
حمایت کردم که
مولوی
عبدالحمید
بزرگترین و
یکی از متعصب
ترین
روحانیون اهل
تسنن از او
حمایت کرد. از
کاندیدایی
حمایت کردم که
کردها از او
حمایت کردند .
از کاندیدایی
حمایت کردم که
اسقف ارامنه
نیز با زیرکی
خاص خود را به
طرف این
کاندیدا
نزدیک کرد. دلائل
آن را نیز
صراحتا اعلام
داشتم و فقط
به سایتهای
آذربایجانی
ارسال کردم .
آری این حمایت
ما از طرف حزب
اعتماد ملی
جدی گرفته شد و
مطلب در سایت
آنها درج
گردید. برخی
دوستان نیزاز
این امر شگفت
زده شده و در
نوشته هایشان
نوعی اعتراض
نشان دادند. از
آنجا که نوشتن
با نام مستعار
را قابل
استناد تشخیص
ندادیم از
دوستان خواهش
کردیم نظر خود
را صریحا و با
نام واقعی خود
اعلام نمایند
که ضمن ملاحظه
نظراتشان روی
انها فکر
خواهیم کرد..
به جز یک
وئبلاگ در
تهران هیچ فرد
حقیقی در
عرصه اینترنت
متعرض این نظر
ما نشد و
بالعکس
درصحبتهای
خصوصی طی
ملاقاتهای
حضوری که با
دوستان داشته
ام اکثر
دوستان تشخیص
ما را مصاب به
حقیقت
ارزیابی کرده
و همفکری خود
را با ما اعلام
داشته اند. به
جز دوستانی که
معتقد به
تحریم هستند
لکن رای ندادن
و انفعال
خودشان را با
تحریم اشتباه
گرفته اند و
حتی برخی از
آنها حاضر
نیستند این
عدم رای دادن
خود را با صدای
بلند اعلام
بدارند.
بدیتن ترتیب
احتمال اینکه
نظر اشتباه و
غیر مصلحتی
ابراز کرده
باشم که برایم
دغدغه شده بود
به حد اقل
رسید.
۱-از
جمله بحثهایی
که با دوستان
بحث نمودیم
این موارد بود:
چنان
چه امروز ما
هیچ جوابی به
کاندیدایی که
دو دوره
متوالی شعار
احیای حقوق
اقوام؛
اجرای اصل ۱۵
ومشخصا تدریس
زبانهای
اقوام در
مدارس سر می
دهد و این دوره
با توضیحات و
تفصیلات بیشتر
به آن می
پردازد جواب
ندهیم دیگر
کسی روی دوستی
و تاثیرگذاری
ما حساب
نخواهد کرد و
از این شعارها
نخواهد داد (
البته اکنون
نیز خیلی ها
حاضر نیستند
از این شعارها
به زبان
بیاورند).
۲
– اگر چنانچه
می بینیم
کاندیدای
دیگر اصلاح
طلبان یعنی
میر حسین
موسوی نیز در
مورد این
مسئله زبان به
وعده می گشاید
و طی روزهای
اخیر از تاسیس
بنیاد احیای
زبانهای
اقوام سخن به
میان می آورد
باید تشخیص
بدهیم این
کار او خود به
خود حاصل نشده
هاااااااا…..
برادران عزیز!ین
شعار میر حسین
بی تاثیر از
شعارهای
کروبی و حمایت
ما از وی نبوده
است.
۳-
ما چه بخواهیم
و چه نخواهیم
یکی از این
کاندیداها
رئیس جمهور
ایران خواهد
شد. اگر دوستان
بدانند با
تخریب میر
حسین و کروبی
احمدی نژادها
و محسن رضائی
ها صاحبان
سایت ضد
آذربایجانی
بازتاب (تابناک)
به قدرت می
رسند باز هم
این کار را می
کنند؟
۴-
همانطور که می
دانید خاتمی
دیگر برای
آذربایجان
پایان یافته
محسوب می شود و
باید هم
اینطور می شد.
لکن آیا جای
سوال نیست که
چرا در آستانه
انتخابات
ریاست جمهوری
از بین این همه
اسناد ضد
آذربایجانی
فیلمی که به
ضرر میر حسین و
کروبی تمام می
شود به بیرون
نشط داده می
شود؟ و چرا از
خلوات و
حرفهای کوچه
بازاری احمدی
نژاد به دست ما
نمی رسد. البته
ممکن است این
فیلم را برای
شکست دادن خود
خاتمی آماده
کرده بودند که
الحمد لله خدا
شکستش داد از
ترس جان بی
ارزشش که
مبادا مثل بی
نظیر بوتو شود
از
کاندیداتوری
و از با انتشار
این فیلم از از
چشم مردم
افتاد. اما
سوال همچنان
باقی است چرا……؟
در
پایان از
دوستان سوالی
دارم ما چه
نقشی را در
آذربایجانی
که جزئی از
ایران است
بازی می کنیم
ما پاره سنگ
ترازو هستیم
تا هر کسی
خواست از ما
نفیا و اثباتا
استفاده کند؟
از پتانسیل
غیر متمرکز ما
بر علیه
مخالفش
استفاده کند؟
دوستان
چرا در سالروز
اول خرداد
مراسم پیاده
روی راه می
اندازند آنهم
در مسیری که
کاملا تحت
کنترل باشد؟
نکند
ما را نخودی
برای آش خود
یافته اند یا
روغنی برای
چراغ خود؟ دیروز
با یک عکس
ستارخان به
خاتمی رای می
دهیم امروز که
صلاح همه در
افتادن احمدی
نژاد است با یک
فیلم راه را
برای نجات
محافظه کاران
و انتخاب
احمدی نژاد
باز می کنند .
والسلام
|
جايگاه
رسمي توهين
راسيستي به
ملل اسير غير
فارس در نظام
حاكم كنوني
|
|
|
|
|
نوشته
شده توسط Administrator
|
|
شنبه ، 2
خرداد 1388 ، 08:22
|
|
 توضيحي
از تريبون:
از جمله از
لابلاي سطور
كتاب "من و
خاندان
پهلوي"
نوشته "احمد
علي مسعود
انصاري"
(تهران، نشر
پيكان 1377)
ميدانيم كه
سيد كريم
اصفهاني
چهره معروف
توهين
راسيستي با
اهداف سياسي
در رژيم آريامهري،
پاي ثابت
محافل و شب
نشينيهاي
دربار پهلوي
بوده است. پس
ارتباط حميد
ماهي صفت
اصفهاني-شيرازي
با بارگاه
حاكمان
كنوني از چه
قرار است؟
خودآگاهي
حميد ماهي
صفت از ماهيت
راسيستي
كارهايش و
عملكرد
سياسي آنها
در چه اندازه
است؟ آيا
توهين
روزنامه
رسمي دولي
جمهوري
اسلامي
ايران در سه
سال قبل
اتفاقي و
موردي بود؟
آيا توهين
راسيستي "حجت
الاسلام
گفتگوي
تمدنها" و
حلقه يارانش
به تركان
موردي فردي و
بي ارتباط با
حال و هواي
حاكم
ايدئولوژي
حاكمان
كنوني است؟
جواب اين
سوآلها را در
لابلاي
مصاحبه زير
ميتوان يافت.
ماهي صفت در
جايي از
مصاحبه زير اعلام
مي كند كه
مراسم توهين
به "قوميت ها"
(نام مستعار
نسبتاً جديد
ملتهاي اسير
در جمهوري
اسلامي) را
بدون دريافت
دست مزد
انجام مي دهد.
محمود
فرجامي
: ايدئولوژي
در طنز،
گفتگو با
حميد ماهي
صفت
وقتي در
بحبوحه
ناآراميهاي
سال پيش،
اعلام شد كه
مسابقه
فوتبال بين
دو تيم
پرسپوليس و
استقلال،برگزار
خواهد شد؛
خيلي ها
معتقد
بودند،
جمهوري
اسلامي خود
را به دردسري
بزرگ
انداخته است.
خرداد ماه
پارسال چندي
چنان هرج و
مرج و
آنارشيسم
كوري پايتخت
را در
برگرفته بود
كه تجمع صد
نفري جوانان
نيز خطري
بالقوه
محسوب مي شد،
چه رسد به
صدهزار جوان
هيجان زده و
ماجراجو... .
اما اتفاق
چنداني
نيفتاد.مقامات
امنيتي
جمهوري
اسلامي در
نيمه دو
مسابقه برگ
برنده شان را
رو كردند:
حميد ماهي
صفت!
وقتي«حميد
ماهيصفت»
در مقابل
صدها هزار
تماشاگري كه
پتانسيل
هرگونه
اغتشاشاتي
را داشتند،
حاضر شد و به
اجراي
برنامه
پرداخت، ظن
آنها كه گمان
ميكردند
حميد ماهيصفت
فقط يك مجري
طنز و لطيفهگوي
ساده نيست،
قوت گرفت.
اما حميد
ماهيصفت
كيست؟
او دو روز
مانده به
بيست و دوم
بهمنسال 38
از مادري
اصفهاني در
شيراز متولد
شده، فرزند
طلاق است و
به گفتهخودش
«نياز به جلب
توجه كه از
كمبود محبت
ناشي ميشد»
او را به سمت
كارهاي طنز
كشاند.
ديدار ما با
حميد ماهيصفت
در
آپارتماني
بسيار شيك و
تميز، در
سعادتآباد
صورت گرفت و
او قول داد
كه پاسخ
سئوالات را «بدون
حتي يك
اپسيلون
سانسور»
بدهد. اين كه
او به قولش
وفا كرد يا
نه، را خدا
عالم است اما
اينقدر بود
كه او اگرچه
از بعضي از
سئوالات
عريان
وجسورانه من
عصبي ميشد،
اما همگي را
با روي باز
پاسخ گفت. ماهيصفت
كه دوستان
زيادي در
ميان مقامات
امنيتي
جمهوري
اسلامي دارد،
دلايل
موفقيتش را
يكي لطف خدا
ميداند و
ديگري «آن
خصيصه كه
الانسان
حريص علي
مامنع» و در
همين راستا
بيتوجهي
صدا و سيما
نسبت به خودش
را يك لطف
الهي ميشمارد.
او تاكنون
شغلهاي
متفاوتي
داشته كه
مهمترين آن
طراحي و
توليد پوشاك
بوده است،
اما سكوي
پرتابش به
سمت جايگاه
كنوني،
اجراي
برنامه در رستوران
حوزه هنري
بود.
شايعات
فراواني
درباره ماهيصفت
به گوش ميخورد
كه بعضي از
آنها، گرچه
شايد درس
ت نباشد، اما
بيپايه و
اساس نيست و
در اين گفتوگو
گاهي به طنز
و گاهي به جد
به آنها
اشاره شده
است. گفتگو
در دو حال و
هوا انجام شد
و در هردو
خواسته و
ناخواسته
نيش و كنايه
هاي سياسي و
ايدئولوژيكي
بر حرفهاي
خودماني و
اجتماعي
چربيد. اين مصاحبه
به صورت
سانسور شده و
بسيار ناقص
در شماره يكم
روزنامه شرق
چاپ شد و
صورت كامل آن
در دوبخش در
گويا منتشر
مي شود.
-س.آقاي ماهيصفت
يك لطيفه
چگونه ساخته
ميشود؟
ج.ريشه يك
لطيفه
معمولاً در
واقعيتهاي
روزانه است
اما در «دهان
به دهان گشتن»ها،
ويرايش ميشود.
بعضي وقتها
هم ريشه در
دشمنها
دارد. يكي از
بزرگان هم
درجايي به
همين نكته
متذكر شدهاند
كه دشمن ميآيد
به معضلات
خودش شكل
بومي ميدهد
و ميچسباند
به يكي از
قوميتهاي
ما. مثلاً
صفت
اسكاتلنديها
چسبانده ميشود
به اصفهانيها.
يا شوخي با
ارزش ريشه در
دشمني دارد.
مقداري از
لطيفهها هم
ريشه در
زندگي خود
لطيفهساز
دارد. مثلا
ده پانزده
درصد از
لطيفههاي
خود من كه
خيلي هم خندهدار
است، در
زندگي خودم
واقعاً رخ
داده است.
س.مثلاًٌ؟
ج.مثلاً در وين
جشن دهه فجر
دعوت بوديم.
آقايي در حين
برنامه خيلي
محكم تشويق
ميكرد. بعد
از برنامه كه
از او تشكر
كردم، گفت:]با
لهجه آذري[ «خواهش
ميكنم،
براي شما دست
نزدم؛ كلاً
من عادت دارم
خركي دست ميزنم»!
يا مثلاً در
گيلان يك
جگركي ميگفت
«آقا صداي تو
مثل اين يارو
خل وضعه،
مستر بينه!»
س.ببينيد
آقاي ماهيصفت
من در مورد
لطيفههاي
سياسي و
اتهامي كه
شما متوجه
سازندگان و
گويندگان
آنها ميكنيد،
حرف دارم.
شما ميتوانيد
اين نوع از
لطيفهها را
قبول نداشته
باشيد و آنها
را هم نقل
نكنيد؛ اما
متهم كردن
سازندگان و
حتي ناقلين
آنها به «دشمن»،
يا «ابزار
دست دشمن
بودن» اتهام
بزرگي است…
حتي به نظرم
جكهاي
مستهجن هم از
اين قاعده
مبرا هستند…
ج.البته جكهاي
جنسي شايد از
اين قاعده
مستثني
باشند… اما
ببينيد به
قول آقاي
هاشمي
رفسنجاني
كه ميگفت
بعضي
مطبوعات -
بلانسبت! -
پياده نظام
دشمن هستند.
من هم معتقدم
دشمنان صرف
نظر از نظام
جمهوري
اسلامي، با
ايران و
اسلام دشمن
هستند و
سوبسيدهاي
سنگيني هم
براي تهاجم
فرهنگي ميپردازند.
اين مسئله
لطيفههاي
سياسي و
مبتذل حتي
اگر به دست
داخلي هم
باشد باز من
معتقدم ريشهاش
خارج است.
س.فكر ميكنم
شما هنوز در
دهه چهل و
پنجاه زندگي
ميكنيد!
ج.ببينيد،
انقلاب كه شد
من 19 سال
داشتم و
هميشه هم در
مورد دين و
ميهن حس تعصب
شديدي داشتم.
حسي كه نميشود
آنرا «ناسيوناليستي»
گفت بلكه
شايد «ناموسي»
مناسبتر
باشد! و
راستش، همه
چيز را هم در
معرض تهاجم
دشمن ميديدم.
شايد هم يك
دليل عمده
اين امر،
تبليغات
زياد
مسئولان ما
بوده كه
هميشه «دشمن،
دشمن» مي
كنند. نميدانم.اما
واقعيت
انكار
ناپذير اين
است كه مسئله
دشمن را نميتوان
ناديده گرفت.
اصلاً چرا
راه دوري
برويم. خيليها،
حتي در ميان
هنرمندان از
روي بخل چشم
ديدن همين «حميد
ماهيصفت»
را ندارند و
كلي دشمن
دارم…
س.آقاي ماهيصفت
با اين
اوصاف، نظر
شما راجع به
شخصي مثل «عبيد
زاكاني» كه
اديب و
طنزپرداز
بزرگي بوده
اما بعضاً به
تعبير شما «شوخي
با ارزشها»
هم داشته،
چيست؟
ج.من از
محتويات
آثار عبيد
زاكاني هيچ
اطلاعي
ندارم. شايد
نيتش «ادخال
سرور» بوده.
س.عجب! شما كه
ادعا ميكنيد
اهل مطالعه
هستيد و
شغلتان
مستقيماً با
طنز و
خنداندن
مربوط است
چطور آثار
عبيد را
نخواندهايد!؟
ج. اصلاً
يكي از
خصوصيات
ويژه من اين
است كه
مطالعه طنز
ندارم. اكثر
كتابهاي من
قرآن و نهجالبلاغه
و سخنرانيهاي
رهبر و نوشتههاي
امام و از
اين قبيل
مطالب است.
س.آقاي ماهي
صفت، شايعهاي
كه مدتهاست
در مورد شما
شيوع دارد و
به خصوص به
خاطر
جريانات
اخير قوت
گرفته اين
است كه ميگويند
شما با
مراكزي
امنيتي، مثل
«اطلاعات»
مرتبط هستيد.
نظر خودتان
در اينباره
چيست؟
ج.(ميخندد)
شايعات
فراوان است؛
مثل دوقلو
بودن من و
مستربين (ران
اتكينسون)،
يا چند همسره
بودن من يا
پاسدار و
بسيجي و
رزمنده بودن
من، در حاليكه
من فقط 17 روز
در جبهه بودم
و چون خودم
رفته بودم،
مرا
برگرداندند.
در اين مورد
خودم هم
شنيدهام.
مثل يك خانمي
كه به من گفت
"در اداره ما
همه معتقدند
چون شما روي
سن خيلي بيپرده
و جسور صحبت
ميكنيد، پس
ارتباطاتي
داريد".
حتي آقايي كه
بسيجي و بچه
مسجد هم بود
ميگفت: "آقا
من ميدانم
معاونت
فرهنگي
وزارت
اطلاعات در
دست شماست"!
گفتم آقا اين
ديگه
جديدترين
ورژنه! البته
من اين قشر
را دوست
دارم، چون
جناحي
نيستند و دوستاني
هم در بين
آنها دارم
اما ابداً
فعاليت
اطلاعاتي
ندارم.
جالب
اينجاست كه
بچههاي
انصار حزبالله
رشت ميگفتند
ماهي صفت
جاسوس
آمريكاست و
آمريكا هم
رفتيم بچههاي
سفارت ميگفتند
ميخواهيم
براي شما
باديگارد
بگذاريم،
چرا كه سلطنتطلبها
به خاطر
اينكه فكر ميكنند
شما جاسوس
جمهوري
اسلامي
هستيد، ميخواهند
شما را ترور
كنند!
س. آقاي ماهيصفت
جسارت
نباشد، اما
نوعي بيماري
رواني وجود
دارد به نام «پارانويا»
كه بيمار
مبتلا به آن
فكر ميكند
خيلي مهم است
و دشمنان
زيادي هم
دارد… راجع
به اين
بيماري چيزي
شنيدهايد؟ [ميخندد]
گذشته از اينها
ممكن است
جاسوس
دوجانبه
باشيد…!
ج. بله… ممكن
است. يكي از
وزرا ميگفت
«خوب است كه
طرفين بر
جاسوس بودن
شما متفقالنظرند»!
يك عده هم ميگويند
من آخوند
لباس شخصي
هستم! البته
شايد راست ميگويند،
چون اطلاعات
ايدئولوژيكي،
اخلاقي،
ارزشي و
مطالعات من
در اين زمينه
كم نيست.
بارها شده كه
من جواب مردم
را با آيه
قرآن دادهام.
س.راستي حرف «انصار»
شد… شنيدهام
شما و اين
گروه
برخوردهاي
قهرآميزي
باهم داشتهايد.
ماجرا چه
بوده؟
ج. سال 79، 78 توي
دو سه شهر
برخورد
داشتيم، كه
از مشهد شروع
شد. البته
برخورد
اينها با
مردم و با
سالن بود نه
با من. من معمولاً
از طرف نيروي
انتظامي
محافظت ميشوم
و مثلاً در
مشهد حدود
پنجاه نيروي
باتوم بهدست
محافظ من
بودند. در
مشهد هنگام
برنامه،
اينها آمدند
و داشتند
برنامه را بههم
ميريختند
كه من خواهش
كردم
بنشينند و
برنامه را
ببينند و
آنها هم
نشستند. اما
در جايي از
برنامه، من
جلوي هشت
هزار نفر، به
يكي از بچههاي
انصار گفتم: «اولاً
من ميدانم
كه اينجا
مشهد است و
تقدس دارد،
دوم اين كه
امروز روز
تولد حضرت
زينب است و
سوم هم هيچوقت
شما 17 نفر را
نميچسبم و
اين 8 هزار
نفر را رها
كنم، گذشته
از آن، بچهجان!
وقتي سه جاي
بدن من فلان
جا مجروح شد،
اصلاً پدر و
مادر تو با
هم آشنا شده
بودند كه
حالا آمدهاي
روي سن و
حسين حسين
راهانداختهاي؟»…
بعد از آن
جريانات اينها
محكوم شدند و
زندان
افتادند و
روزنامههاي
زيادي،
البته بهجز
كيهان، حق را
به من دادند.
س.البته بعد
از آن، نظر
آنها كمكم
عوض شد. من هم
استقبال ميكنم.
پيشنهاد ميكنم
اصلاً يك
سينما را
اجاره كنيم،
از تمام بچههاي
انصار دعوت
كنيم و
بيائيم با هم
مناظره كنيم.
والله آخر
حرف من و
آنها ]انصار
حزب الله[به
يكجا ميرسد…
س.چطور؟
ج.ببينيد
مثلاً در
همان مشهد من
دوتا برنامه
اجرا كردم كه
هركدام هشت
هزار نفر بود.
كلاً هر
برنامه دو
ساعت طول
كشيد و با
احتساب رفت و
برگشت ميشود
هر نفر 4 ساعت.
حالا چهار را
در شانزده
هزار ضرب
كنيم ميشود
ميليونها
ساعت. يعني
حميد ماهيصفت
با 4 ساعت
توانسته آن
آقا را از
پاي منقل، آن
دختر خانم را
از سر ميز
آرايش، آن
پسر را از
علافي…
بكشاند به
سالن. آنوقت
هم بخنداند، هم
حديث يادشان
بدهد، هم
ازشان صلوات
بگيرد و…
س.جناب ماهيصفت،
اولاً
محاسبه شما
كمي اغراقآميز
به نظر ميرسد.
حاصلضرب
دقيق به
ميليونها
ساعت نميرسد
بلكه ميشود
شصت و چهار
هزار نفر
ساعت! ثانياً
به نظر ميرسد
شما نگاه
تحقيرآميزي
به
مخاطبانتان
داريد.
ج.البته اين
مسئله در
مورد همه
صادق نيست.
س.در مورد
بخشي از
مخاطبانتان
چه؟ مطمئن
هستيد؟
ج. بله… طبيعي
است، در مورد
يك بخش
كاملاً
مطمئن هستم.
س.آقاي ماهيصفت
شايد اشكال
من در اينجا
ناشي از يك
ذهنيت غلط من
باشد و
مقايسهاي
نادرست.
يادم ميآيد
در يكي از
كتابهاي
ديل كارنگي
خواندم كه او
از قول يك
شعبده باز
بسيار محبوب
و پر مخاطب
نقل كرده بود:
«كاري كه من
ميكنم عجيبتر
و ديدنيتر
از ديگران
نيست، بلكه
احساس من است
كه متفاوت
است. من هر
موقع ميخواهم
روي سن بروم
به خودم ميگويم
تكتك
افرادي كه
اينجا آمدهاند،
انسانهايي
محترمند كه
از روي لطف
به تماشاي
كار تو آمدهاند…»
اما خب، گويا
شما احساس
ديگري داريد…
ج. باز هم من
سر حرفم
هستم، چون
مسئله
كاملاً
طبيعي است.
"در سفر
كانادا،
در سالني كه
هر شب ابتذال
و فحشا داشت
آن شبي كه من
برنامه
داشتم،
سالن
تقريباً يك
مهديه شده
بود. خانم
هايي بودند
با بدترين
وضع حجاب كه
به خواست من
آن چنان
صلواتي مي
فرستادند كه
اينجا اصلاً
ممكن نيست"
س. چرا به نام «مستر
بين ايران»
مشهور شده
ايد؟
ج. بارها
گفته ام، از
اينكه كسي من
را «مستر بين»،
خطاب كند
ناراحتم. اين
مطلب هم
تقصير يكي از
همكاران شما
بود كه آن
اوايل روي
جلد مجله اش
نوشته بود «مستربين
ايراني» كشف
شد. از همان
موقع اين اسم
روي ما ماند.
البته من
مستربين را
دوست دارم و
ايشان خيلي
قويتر از من
است اما من
دو تا حسن
دارم كه
ايشان ندارد اول
اينكه من
مسلمانم و…
س. آقاي ماهي
صفت، شعار
ندهيد… شما
از افه هاي
مستربين
استفاده مي
كنيد و با
ژست ايشان
عكس
تبليغاتي مي
گيريد؛ آن
وقت شعار مي
دهيد كه مرا
مستربين
خطاب نكنيد!
ج.به هر حال
اميدوارم
همان طوري كه
براي آقاي
ران تكينسون
به وسيله
ايميل هم
نوشتم هدف من
و ايشان فقط
صرف خنداندن
مردم باشد و
نه اهداف
اقتصادي و
سياسي و هر
چيز ديگر.
س.عجيب است،
شما در طول
مصاحبه
صريحاً يا
تلويحاً
دايم مي
گفتيد در طول
كارهايتان «به
مردم حديث
ياد مي دهيد»
و «صلوات مي
گيريد» و «از
بچه هاي جبهه
ياد مي كنيد»… يعني
كارتان
كاملاً
آميخته با
ايدئولوژيتان
است؛ آن
وقت ادعاي «صرف
خنداندن» را
داريد؟
ج.به هر حال
همه ما يك
هدفي داريم.
مگر كارهايي
كه گفتيد
اشكالي
دارد؟
س. هيچ
اشكالي
ندارد، اما
با ادعاي شما
هم خواني
ندارد. اجازه
بدهيد مثالي
بزنم: فرض
كنيم من
گواهينامه
راهنمايي و
رانندگي
دارم و از
نظر قانوني
هيچ منعي
براي راندن
اتومبيل
ندارم. اما
در جايي و به
هر دليلي
ادعا مي كنم
كه هرگز
رانندگي
نخواهم كرد.
حالا اگر
روزي
رانندگي كنم
از لحاظ
قانوني
خلافي نكرده
ام، اما زير
حرف و ادعاي
خود زده ام.
ج. من تابع يك
سري قوانين
هستم و چه
بخواهم و چه
نخواهم بايد
تبعيت كنم.
س. قوانين
شما را مجبور
مي كند كه در
برنامه تان،
به قول
خودتان «حديث
ياد مردم
بدهيد» يا «از
بچه هاي جبهه
ياد كنيد؟»
ج.نه قوانين
نگفته. اما
اين
ايدئولوژي
اكثريت مردم
كشور ماست و
اين يك
اعتقاد است
كه روزي
ايدئولوژي
ما جهاني مي
شود.
س.از كجا
معلوم
ايدئولوژي
شما،
ايدئولوژي
غالب مردم
باشد؟
ثانياً به
فرض قبول اين
مطلب، باز هم
عمل شما با
آن ادعايتان
كه اشاره
كردم منافات
دارد.
ج. بالاخره
اين كه
صددرصد
ايراني ها،
ايراني
هستند و نود
درصد ايراني
ها شيعه
هستند كه
مسلم است.
س. اين ديگر
مغالطه شد.
ج. من تا حالا
پشت ميكروفن
نگفته ام اي
ملت بيائيد
مسلمان شويد.
يا مثلاً
تاييد و
پشتيباني از
بچه هاي جبهه
اصلاً به
معني تأييد
يك جناح خاص
نيست. البته
متن كامل
ايميل شايد
كمي فرق
داشت، بايد
دوباره به
پسرم بگويم
نگاه كند
ببيند چه
بوده.
س.بگذريم…
راستي
نظرتان راجع
به سايت هايي
كه لطيفه و
جك دارند،
چيست؟
ج.خيلي
مخالفم.
س.چرا؟
ج.چون اين ها
به لطيفه ها
يا جنبه
سياسي مي
دهند يا
مذهبي و يا
سكسي و اين
سه تا توي
كارم نيست.
مثلاً اگر
ديده يا
شنيده باشيد
من در مورد
تمام شهرها
جك مي گويم
الا مشهد و
قم.
س.مي ترسيد؟
ج.بله از
حضرت امام
رضا (ع) و حضرت
معصومه (س) مي
ترسم و الا
حكومت كه
ترسي ندارد.
س.شايد حكومت
براي شما
ترسي ندارد!
ج.آن هايي
كه از حكومت
مي ترسند
ريگي به كفش
دارند.
س.جداً؟! ولي
بعضي ها مي
گويند «آن
هايي كه از
حكومت نمي
ترسند ريگي
به كفش دارند».
ج. [مي خندد]
والله خبير
بما تعملون.
س.دستمزدهايي
كه مي گيريد
عموماً چقدر
است؟ شايعات
زيادي در اين
مورد به گوش
مي رسد.
ج.صادقانه
بگويم من
دوست دارم يا
در ازاي يك
برنامه پول
نگيرم و يا
اگر پول مي
گيرم مبلغ
زياد باشد.
چرا كه
معتقدم ارزش
خنداندن
خيلي زياد
است. نمي
خواهم تبليغ
كنم اما همه
دوستان مي
دانند كه اجراهاي
من در
بهزيستي ها،
زندان ها،
امور خيريه،
نيروي
انتظامي و
ميان اقوام
كاملاً
رايگان است
و به طور
متوسط فقط 20درصد
اجراهايم
پولي است،
اما رابين
هودي عمل مي
كنم! يعني
مثلاً براي
يك اجراي نيم
ساعته ام
حقوق يك ماه
يك وزير،
يعني 500 هزار
تومان مي
گيرم اما…
س.البته يك
وزير درآمدي
بيشتر از آن
چه ميگوئيد
دارد!
ج.حقوق
قانوني يك
وزير را گفتم.
س.شما از كجا
حقوق قانوني
يك وزير را
مي دانيد؟
اطلاعاتي
هستيد!؟
ج.شانسي گفتم
به خدا!
س.البته
دستمزد خيلي
زيادي نمي
گيريد... من
نوحه خوان
هايي را مي
شناسم كه از
اين مبلغ
بيشتر مي
گيرند.
ج.اصلاً به
نظر من، به
آن ها نبايد
پول داد… اما
من دارم از
پتانسيل
هيجانات
دروني ام
استفاده مي
كنم و اين
پتانسيل عن
قريب تمام
خواهد شد. پس
من هرچه
بگيرم كم
گرفته ام. من
در هر ده
برنامه از دو
برنامه پول
مي گيرم و
همان پول هم،
اگر حمل بر
ريا نشود،
قسمت اعظمش
صرف كارهاي
عام المنفعه
مي شود.
من به طور
متوسط روزي
يك تلفن دارم
كه از من
تقاضاي پول
مي شود و من
مي دهم. من
الان دو سال
است كه يك
مستمري
بگيري دارم
كه تا به حال
نديدمش…
س. پس به جاي
رابين هود
بهتر است اسم
خودتان را «بابا
لنگدراز»
بگذاريد!...
راستي از
سفرها و
برنامه هاي
خارج از
كشورتان
چيزي نگفتيد.
ج.خارج هم
برنامه زياد
داريم اما
همگي قانوني.
دو شبكه
ماهواره اي
فارسي زبان
با من
مستقيماً
تماس گرفتند
كه يكي را
اصلاً جواب
ندادم و
ديگري پيام
داد كه براي
يك اجراي نيم
ساعته در دبي
5 ميليون مي
دهيم. گفتم
اگر اجازه
ارشاد را
بگيريد و
ضمناً در آن
نيم ساعت به
جاي پرچم شير
و خورشيد،
پرچم جمهوري
اسلامي را
بالا ببريد،
اشكالي
ندارد. گفتند
مجوز ارشاد
را نمي
توانيم
بگيريم، اما
رقم را ده
ميليون مي
كنيم و پرچم
را هم عوض مي
كنيم. من هم
جواب منفي
دادم.
به لطف خدا
از اين
امتحانات
زياد بوده.
در سفر
كانادا، در
سالني كه هر
شب ابتذال و
فحشا داشت آن
شبي كه من
برنامه
داشتم، سالن
تقريباً يك
مهديه شده
بود. خانم
هايي بودند
با بدترين
وضع حجاب كه
به خواست من
آن چنان
صلواتي مي
فرستادند كه
اين جا اصلاً
ممكن نيست.
با سفير
آمريكا در
اتريش هم
دعوايم شد.
س.دعوا؟
ج. بله. مي
خواستم براي
سفر به
آمريكا ويزا
بگيرم. سفير
آمريكا گفت
چه مدت مي
خواهي
آمريكا
بماني؟ گفتم
حدود 15 تا 17
ساعت! جمعيت
پشت شيشه را
نشان داد و
گفت: اين ملت
آرزو دارند
بيايند
آمريكا! گفتم
براي آن ها
ارزش دارد نه
من. جر و بحث
كرديم و سفير
به پليس گفت
ايشان را
خارج كنيد.
داشتم مي
رفتم گفتم به
هر صورت من
نباشم فيلم
هايم هست...
بعدا سفير
خودمان در
اتريش به من
گفت: با اين
انگشتر عقيق
و يقه شيخي [مي
خندد]
ببخشيد، سه
سانتي، لابد
آن ها فكر
كرده اند تو
بن لادن دومي!
س.آقاي ماهي
صفت، با
اجازه تان مي
خواهم به
عنوان آخرين
سئوال، يك
سئوال
نسبتاً
نامربوط
بپرسم: آيا
شما حاضريد
يك نفر را
شكنجه كنيد؟
ج.بله. من
شخصاً حاضرم
كسي را كه به
اين مملكت
خيانت كند،
شكنجه كنم.
خب حالا
اجازه بدهيد
من يك سئوال
از شما بپرسم:
شنيده ام
برخي از
مطبوعاتي ها
پياده نظام
دشمن اند.
شماچرا
پياده نظام
دشمن شديد؟
س. راستش مي
خواستيم
سواره نظام
شويم،
امكانات
نبود، پياده
نظام شديم!!
پايان
|