وبلاگ "بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری
در لرستان چیزی به اسم فارسی محلی نداریم

من زبان شناس نیستم ولی در مورد تحلیل و کارشناسی جناب عزیزی باید بگویم،در لرستان چیزی به اسم فارسی محلی نداریم ،ایشان اگر در مورد زبان مردم استان خراسان سخن می گفتند و می فرمودند،در شهر سبزوار(۱) به فارسی محلی سخن می گویند (یا بهتر بگویم فارسی را با لهجه صحبت می کنند) قابل قبول بود یا می فرمودند در استان فارس و شهرستان شیراز به فارسی محلی سخن می گویند پذیرفتنی می نمود اما در مورد زبان(یا گویش) لری

   اما هرچه فکر کردم بیشتر به این قضیه پی بردم که آقای عزیزی و خبرگزاری ایرنا چندان هم مقصر نیستند.در مورد ایرنا که مطمئن هستم،شاید تنها ایرادی که به کار آنها وارد باشد اشتباه تایپی دربارۀ40 ساله بودن قدمت زبان لکی است وگرنه چند سطر بالاتر به قدیمی و باستانی بودن زبان لکی اشاره شده است. قصد من البته معصوم نشان دادن ایرنا و آقای عزیزی هم نیست و همانگونه که همۀ دوستانِ لر من اشاره داشتند حق ما این نبوده و نیست که اینگونه مورد تمسخر دیگران قرار بگیریم(مسئله سال گذشته و چوخا) و یا زبان بخشی از سرزمین مان را فارسی محلی تحلیل و کارشناسی کنند

متن کامل را در وبلاگ فرهود مطالعه فرمائيد

http://bahman-alaeddin.blogfa.com/post-49.aspx


مطالب مرتبط

بحث زبان شناختی، تاریخی و تکاملی درباره گزارش ایرنا از گویشهای لرستان
نظر خوانندگان: 0 نظر نسخه‌ی چاپ 

دامنه معنایی زبان لری به اندازه ای است که بسیاری از افعال و اسمهای فارسی، در همین زبان لری، برای حالتها و دلایل انجام آن، فعل ها و اسامی متفاوت وجود داردمثلا

قله کوه (فارسی

دن(لری)= بلندی کوه که دراز هم باشد

دچ(لری)= بلندی کوه که تیز و برنده باشد

ُچوِک(لری)= بلندی کوه که توسط انسان ساخته شده باشد

برگ(لری)= بلندی کوه که تپه مانند باشد

برز(لری)= بلندی کوه

پارس کردن سگ(فارسی

آئوالور(لری)= پارس کردن وقتی که سگ حیوانی دیده باشد

نییزه(لری)= پارس کردن وقتی که سگ مریض باشد

زییره(لری)= پارس کردن وقتی که سگ را کتک بزنی

چلئنه(لری)= پارس کردن وقتی که سگ گرسنه باشد

پاس(لری)= پارس کردن وقتی که سگ نقش نگهبانی دارد

و یا هنگام بارش باران بسته به مقدار و حجم بارندگی و شدت رعد و برق اسامی از قبیل ِِِ شِرق وِِ رِِم - گِرم و هور- تیف و تَف -نِم و نول- تش بریق- ژیله و ... وجود داردو یا برای فردی که شکمو هست بسته به رفتار و شخصیت فرد شکمو این اصطلاحات وجود دارند؛

چنوک= کسی که به غذا ناخنک میزند

موسَل= کسی که برای غذا موس موس میکند

لمو= کسی که تنبل است و فقط به خوردن فکر میکند

چلیس = کسی که دور و بر دیگران میگردد و دهنش آب میکند تا به او غذایی بدهند

اشکمو= پرخور

نوشکَل= کسی که ولگردی میکند و موقع غذا خوردن سر میرسد

اینها فقط چند مثال بودند و از این اصطلاحات در زبان لری کم نیستند.من در یکی از قطبی ترین کشورهای دنیا زندگی میکنم ولی کلماتی را میبینم که با همان مفاهیم و معانی در زبان لری وجود دارد حال آنکه در زبان فارسی وجود ندارد که در مجالی دیگر آنها را فهرست خواهم کرد

متن کامل مقاله را در وبلاگ "گهر" بخوانید:

http://gehar.blogspot.com/2007/12/blog-post_26.html

مطالب مرتبط:

» فرهود: در لرستان چیزی به اسم فارسی محلی نداریم

» بيانيه «لرستانيهاي مقيم تهران» درباره گزارش مخدوش «ايرنا» از گويشهاي لرستان

» سعید چوبینه: پري گپ زنه سيت وه لفظ لري

» علی زیودار: آقای عزیزی برای «ایرنا» اصلاحیه بفرستد

» ابراهیم خدائی جناب کارشناس! لری زنده است چون ما نفس می کشیم

» ایرنا: نگاهي به گويشهاي محلي در استان لرستان

» یونسکو: سال 2008 «سال جهانی زبانهای رو به زوال»


بيانيه «لرستانيهاي مقيم تهران» درباره گزارش مخدوش «ايرنا» از گويشهاي لرستان
نظر خوانندگان: 0 نظر نسخه‌ی چاپ 

«کمیته ی دانشجویان و دانش آموختگان انجمن لرستانیهای مقیم تهران» با انتشار بیانیه ای به گزارش شبهه برانگیز خبرگزاری ایرنا درباره گویشهای استان لرستان اعتراض نمود.

در بخشی از این بیانیه آمده است:

«در مورد قدمت زبان لکی که 40 سال اعلام شده است. علاوه بر شعر های ملا پریشان و بابا طاهر  و ... سایر سند های مکتوب   کتاب کلام سرانجام (اهل حق ) را که ریشه اش به پیش از اسلام می رسد خود بهترین سند است. بماند که به اعتقاد اساتید آن آقای کارشناس   نزدیکی لکی  به زبان های باستانی ایرانی بیشتر از سایر زبان  های امروز ایران است  بنابرابن بهتر است 40 سال  به 4000 سال تغییر دهید»

در فراز دیگری از این بیانیه آمده است:

«کمیته ی دانشجویان و دانش آموختگان انجمن لرستانی های مقیم تهران  انتشار مقاله تحت عنوان گویش های لرستان خبرگزاری جمهوری اسلامی  را نه تنها توهین به همه ساکنان لرستان بلکه توهین به همه ی زبان های  ایران زمین ( کردی ، لری ، بلوچی ، عربی ، لکی ، آذری ،گیلک ،  ... ) می داند  و بنا به دلایل زیر آنرا محکوم کرده و خواستار عذرخواهی مسبب یا مسببان این اقدام خزنده  ضد ملی می باشد .»

            متن کامل بیانیه را در وب سایت این انجمن مطالعه فرمائید:

http://ngolor.mihanblog.com/Post-45.aspx

 


پري گپ زنه سيت وه لفظ لري
خبرگزاری ایرنا گزارش را اصلاح نماید
سعید چوبینه – نورآباد ممسنی نظر خوانندگان: 1 نظر نسخه‌ی چاپ 

لرم لربیدنم سیم افتخاره                        محاله دس وش وردارم محاله

خندیدم اما جز اشک چیزی به مزاج قلمم خوش نیامد. سرانجام نیز جز به اندوه و اشک به نقطه ای نرسیدم ، با خودم مرور می کنم آنجا که غول تکنولوژی جهان ، ژاپن ، پیشرفت برپایه ی بازگشت به هویت و سنن سامورایی را اصلی غیرقابل عدول می داند و بجای ساخت و نمایش فیلمهای اکشن و غیر واقع گرایانه ، اصالت سامورایی بودن را به جهان به عنوان الگویی موفق از بودن و زیستن معرفی نموده و مدام القاء می کند که در حرکتیم ، چون پا در جا پای گذشته ی خویش گذارده ایم ، عده ای در جهان سوم با تصوری بالذات اشتباه ، سیرت را ز صورت بازنمی شناسند .

دهکده ی جهانی به معنای یکسانی و یکنواختی تمامی دهکده نشینان نیست ، صرفاً تعبیری است از آن جهت که بلندگو و بوق و کرنا جای خویش را به ارتباطاتی سپرده است که منی که در نورآباد ممسنی می زیم و آنکه در نشنال جغرافیک

)Nationalg eographic) هر سال نقشه های به اصطلاح جدیدتر و کاملتری با ابداعاتی همچون خلیج عربی منتشر می کند و مرز ایران را به واسطه ی شیطنت خویش زیر زره بین غیرت و وحدت می کشاند و آنگاه پی می برد که ایران گستره ای است با وسعت جهان و ناچار زره بین به روی آمریکا خواهد افتاد ، پا عقب می گذارد و رسماً از آرشیان کمانگیر این خاک عذر می خواهد .

حتماً او مرا نیز خواهد شناخت چرا که جغرافیای لر را شناخته و محدوده ی زندگی گویش های لکی و فیلی و لربختیاری و ... را تا آنجا که توانسته به تصویر کشیده است. حالا ما دو تا همدیگر را ندیده ایم ولی خوب خوانده ایم . خوب در نقاشی ذهنمان دیده ایم . اما آنچه مرا به شگفت واداشته آشنایی او با من است و نه من با او . چه خوب دانسته کجا زندگی می کنم و از چه می گویم و با ایلم زنده ام و همسفر بهارم . و شگفت آورتر آنکه می داند چگونه حرف می زنم او برای همه گفته است که جغرافیای من ، لرزبان بوده است . او خوب فهمید که فرهنگ شفاهی لر ، با کلام لری زنده است و شناسنامه ایل به خط لری حکاکی شده .

یادم آمد جایی گفته بودم فراموشی پیش آهنگ خاموشی است . اما من خوب به یاد دارم و همه ی جوانان ایلم نیز که چه متیل ها و حکایت ها و تک بیت ها چشیدیم از سلحشوری قوم و سخنوران لری که چند صدسال پیش می زیسته اند و حکایت آنها را خوب به یاد دارند . می توانند سرداری همچو  آریو برزن را در زمین گیر کردن لشگر سکندر انکار کنند ؟ می توانند شعرهای میرنوروز را نشنیده باشند ؟ رسالت را صداقت باید و کلام را معرفت .

اندوه امانم نداد و صبرم نداد بی خوابی. باورم نمی شد تلخی زمستان چنین زود گریبانم را بگیرد و گلویم را بفشارد ولی شد. من نیز تأسف خویش را از انتشار مطلبی موهن خلاف واقع در یکی از خبرگزاریهای رسمی کشورم اعلام داشته و مدام به خود القا می کنم که نویسنده آن مطلب بدون غرض چنین اشتباه فاحشی را ثبت نموده است .

از مدیران محترم خبرگزاری ایرنا خواهشمندم که مطلب مزبور را اصلاح نمایند و از ایل بزرگ لر عذرخواهی نمایند، چرا که شهامت و صداقت از اصول بدیهی پیشرفت رسانه است، تا چه بسا اعتبار خویش را نزد این قوم بازیابد . لازم به یادآوری است که تذکر این نکته نه تنها مختص این مورد خاص بلکه هر نوع اهانت و خدایی ناکرده سوء نیت نسبت به هر قومی با هر فرهنگی ، کاری ضد فرهنگی است و صرفاً از ارزش کار پرارزش و رسالت خطیر آگاهی بخشی رسانه می کاهد . چرا که در آن حال ننویسندگی را والاتر از نویسندگی می دانیم. چنین اقدامی سابقآً در مورد پوشش مردم کرد نیز صورت گرفته بود و حال آنکه پرواضح است که حتی نمایندگان کردستان در مجلس شورای اسلامی نیز با لباس کردی حضور می یابند.

اینکه زبان لری یا به گفتار شمار گویش لری تا 10 سال آینده محکوم به زوال است بنظر خود نویسنده و مدیران بخش فرهنگی خبرگزاری مسخره آمیز نیست اینکه زبان لر در طی چندین سال گذشته شکل گرفته و چندین سال آینده نیز از بین می رود طی کدام پژوهش مردم شناسانه ی زبانشناسی ارجمند و مطلع (!؟!)این مطلب کشف شده که ما نیز خود ناآگاهیم .

چگونه و با چه جسارتی می تواند مرد کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی و کامفیروز و بخشهایی از استان بوشهر و ... را لر زبان نداند. در حالی که این مناطق از بارزترین مناطق لرنشین ایران بوده و حتی همه ی پژوهشگران غربی حاضر در آنجا نیز گفتار و بیان این مردم را لری می دانسته اند و می دانند .

در این خصوص چند مورد را اول تذکر و سپس پیشنهاد می نمایم .

1- آگاهی بخشیدن و تلاش برای شناختن فرهنگ بومی هر قوم و ثبت و ضبط آن .

2- فراهم آوردن طوماری اینترنتی در اعتراض به درج اینگونه مطالب موهن را استفاده از نظرات آگاهان به هویت و فرهنگ همه ی اقوام و طوایف .

3- فرستادن پیام اعتراض به سایت خبرگزاری ایرنا جهت اصلاح این مطلب و درج مقالات پژوهشگران لر در این زمینه .

4- نصب لوگوی مشکی در بالا یا حاشیه ی سایت و وبلاگ اهی لری در اعتراض به این مطلب در صورت عدم اصلاح آن .

5- برداشتن لینک این خبرگزاری از سایت یا وبلاگها و عدم درج مطالبی از آن خبرگزاری به هر نحو .

6- مهمترین اقدام که حق مسلم هر قومی است و آن داشتن یک خبرگزاری مستقل و دارای هویت قومی (لری).

در پایان شکواییه ی خود به قوم لر را دوباره نمی سرایم اما بر حضور و هم اندیشی و ثبت و ضبط و پاسداشت این فرهنگ تأکید دارم .

 

از آن  این داستان گفتم که امروز                  بدانی قدر و برهیچش بنازی

 


پري گپ زنه سيت وه لفظ لري
علي زيودار: آقای عزیزی برای «ایرنا» اصلاحیه بفرستد
علي زيودار نظر خوانندگان: 0 نظر نسخه‌ی چاپ 

نشریه لور:آنچه می خوانید اظهار نظر برادر بزرگوار جناب «زیودار» است که به عنوان کامنت بر مطلب منتشر شده در نشریه لور با عنوان «جناب کارشناس! لری زنده است چون ما نفس می کشیم»

از میان همه اظهار نظرهای همتباران و خوانندگان آگاه و فهیم نشریه لور این نوشتار جامع و مفصلتر بود و برای انتشار برگزیده شد. امیدواریم به روشنتر شدن هرچه بیشتر نارسایی های گزارش عجولانه ایرنا (خبرگزاری دولتی و گسترده ترین رسانه خبری ایران) درباب آنچه «گویشهای استان لرستان» خوانده است یاریگر باشد.

 

بنده مطلب ایرنا را با دقت خواندم و نکاتی را در آن دیدم که به نظرم دارای اشکال است. اگرچه چون من یک آدمِ رسانه ای هستم احساس می کنم بخشی از این اشکالات در تدوین و تنظیم متن به آن راه یافته است که اگر اینگونه است باید آقای عزیزی برای ایرنا اصلاحیه بفرستد و شبه ها را برطرف نماید. و اما مطالبی که به نظرم باید مورد توجه قرار گیرد.

آقای عزیزی گفته است: «گويش‌هاي محلي بخشي از خرده فرهنگ‌هاي هر جامعه است.» این گفتۀ درستی است البته در صورتی که « محل» با یک « مرکز» مقایسه شود. حال باید از آقای عزیزی پرسید که ایشان کجا را به عنوان مرکز در نظر گرفته است، و گویش های لرستان را در قیاس با چه زبانی به عنوان گویش محلی متصور شده است؟ این سؤال آنجا اهمیت خود را نشان می دهد که ایشان از تعبیر سؤال برانگیز « فارسیِ محلی» استفاده می کند. آیا ایشان می توانند به ما بگویند منظورشان از فارسی در این تعبیر دقیقاً چیست؛ فارسیِ تهرانی ، فارسیِ خراسانی ، فارسیِ اصفهانی، فارسیِ شیرازی و یا ... ؟

باید پرسید گویش های لرستان در قیاس با چه زبانی به عنوان گویش محلی خوانده شده اند؟ این سؤال آنجا اهمیت خود را نشان می دهد که از تعبیر سؤال برانگیز « فارسیِ محلی» استفاده می کنند.

بدیهی است با توجه به زمینۀ بحث ایشان فارسیِ مورد ایشان بیشتر فارسی جدا شده از زبان‌هاي ايراني دوره باستان و دوره ميانه است. در این صورت است که درنظر گرفتن یک مرکز برای قائل شدن به فارسیِ محلی معقول و منطقی است و زمینۀ علمی پیدا می کند.

آقای عزیزی می گوید : « مردم مناطق شمال و شمال غربي لرستان شامل شهرستانهاي سلسله، دلفان، بخش شمالي كوهدشت و خرم‌آباد از زمانهاي دور از "گويش لكي" استفاده كرده و مكالمات خود را از اين طريق بيان مي‌كنند. »

اینجا جناب عزیزی بخش مهمی از مردم لک زبان یعنی مردمان ساکن مناطق چغلوندی تا سیلاخور را نادیده گرفته است.

مسألۀ دیگر مربوط به این گفتۀ آقای عزیزی است : « گويش لكي شامل لك دلفان،لك حسنوند، لك بيرانوند و لك شمال كوهدشت جزو گويش‌هاي شمال غربي ايران است و پيشينه ۴۰ساله دارد.» به دو دلیلِ استخراج شده در متن مصاحبه و خبر تنظیم شدۀ ایرنا ، عدد ۴۰ بر اثر اشکال تایپی به غلط به متن راه یافته است ؛ یکی آنجاکه می گوید: « گويش لكي ... از لحاظ پيشينه تاريخي جزو گويش‌هاي قابل توجه در لرستان مي‌باشد.» و دیگری آنجا که می گوید: « لهجه‌هايي كه در اين مناطق[مناطق لک نشین] وجود دارد از لحاظ تقسيمات تاريخي به زبان‌هاي ايراني به دوره ميانه و باستان برمي‌گردد كه شامل زبان اوستايي و پهلوي اشكاني است. » بنابراین وقتی آقای عزیزی از پيشينه تاريخي و نیز انتساب لکی به زبان‌هاي ايراني به دوره ميانه و باستان سخن می گوید عبارتِ « پيشينه ۴۰ساله » نمی تواند درست باشد.

در پایان باید عرض کنم که در فهوای کلام آقای عز