وبلاگ "بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری
در لرستان چیزی به اسم فارسی محلی نداریم

من زبان شناس نیستم ولی در مورد تحلیل و کارشناسی جناب عزیزی باید بگویم،در لرستان چیزی به اسم فارسی محلی نداریم ،ایشان اگر در مورد زبان مردم استان خراسان سخن می گفتند و می فرمودند،در شهر سبزوار(۱) به فارسی محلی سخن می گویند (یا بهتر بگویم فارسی را با لهجه صحبت می کنند) قابل قبول بود یا می فرمودند در استان فارس و شهرستان شیراز به فارسی محلی سخن می گویند پذیرفتنی می نمود اما در مورد زبان(یا گویش) لری

   اما هرچه فکر کردم بیشتر به این قضیه پی بردم که آقای عزیزی و خبرگزاری ایرنا چندان هم مقصر نیستند.در مورد ایرنا که مطمئن هستم،شاید تنها ایرادی که به کار آنها وارد باشد اشتباه تایپی دربارۀ40 ساله بودن قدمت زبان لکی است وگرنه چند سطر بالاتر به قدیمی و باستانی بودن زبان لکی اشاره شده است. قصد من البته معصوم نشان دادن ایرنا و آقای عزیزی هم نیست و همانگونه که همۀ دوستانِ لر من اشاره داشتند حق ما این نبوده و نیست که اینگونه مورد تمسخر دیگران قرار بگیریم(مسئله سال گذشته و چوخا) و یا زبان بخشی از سرزمین مان را فارسی محلی تحلیل و کارشناسی کنند

متن کامل را در وبلاگ فرهود مطالعه فرمائيد

http://bahman-alaeddin.blogfa.com/post-49.aspx


مطالب مرتبط

بحث زبان شناختی، تاریخی و تکاملی درباره گزارش ایرنا از گویشهای لرستان
نظر خوانندگان: 0 نظر نسخه‌ی چاپ 

دامنه معنایی زبان لری به اندازه ای است که بسیاری از افعال و اسمهای فارسی، در همین زبان لری، برای حالتها و دلایل انجام آن، فعل ها و اسامی متفاوت وجود داردمثلا

قله کوه (فارسی

دن(لری)= بلندی کوه که دراز هم باشد

دچ(لری)= بلندی کوه که تیز و برنده باشد

ُچوِک(لری)= بلندی کوه که توسط انسان ساخته شده باشد

برگ(لری)= بلندی کوه که تپه مانند باشد

برز(لری)= بلندی کوه

پارس کردن سگ(فارسی

آئوالور(لری)= پارس کردن وقتی که سگ حیوانی دیده باشد

نییزه(لری)= پارس کردن وقتی که سگ مریض باشد

زییره(لری)= پارس کردن وقتی که سگ را کتک بزنی

چلئنه(لری)= پارس کردن وقتی که سگ گرسنه باشد

پاس(لری)= پارس کردن وقتی که سگ نقش نگهبانی دارد

و یا هنگام بارش باران بسته به مقدار و حجم بارندگی و شدت رعد و برق اسامی از قبیل ِِِ شِرق وِِ رِِم - گِرم و هور- تیف و تَف -نِم و نول- تش بریق- ژیله و ... وجود داردو یا برای فردی که شکمو هست بسته به رفتار و شخصیت فرد شکمو این اصطلاحات وجود دارند؛

چنوک= کسی که به غذا ناخنک میزند

موسَل= کسی که برای غذا موس موس میکند

لمو= کسی که تنبل است و فقط به خوردن فکر میکند

چلیس = کسی که دور و بر دیگران میگردد و دهنش آب میکند تا به او غذایی بدهند

اشکمو= پرخور

نوشکَل= کسی که ولگردی میکند و موقع غذا خوردن سر میرسد

اینها فقط چند مثال بودند و از این اصطلاحات در زبان لری کم نیستند.من در یکی از قطبی ترین کشورهای دنیا زندگی میکنم ولی کلماتی را میبینم که با همان مفاهیم و معانی در زبان لری وجود دارد حال آنکه در زبان فارسی وجود ندارد که در مجالی دیگر آنها را فهرست خواهم کرد

متن کامل مقاله را در وبلاگ "گهر" بخوانید:

http://gehar.blogspot.com/2007/12/blog-post_26.html

مطالب مرتبط:

» فرهود: در لرستان چیزی به اسم فارسی محلی نداریم

» بيانيه «لرستانيهاي مقيم تهران» درباره گزارش مخدوش «ايرنا» از گويشهاي لرستان

» سعید چوبینه: پري گپ زنه سيت وه لفظ لري

» علی زیودار: آقای عزیزی برای «ایرنا» اصلاحیه بفرستد

» ابراهیم خدائی جناب کارشناس! لری زنده است چون ما نفس می کشیم

» ایرنا: نگاهي به گويشهاي محلي در استان لرستان

» یونسکو: سال 2008 «سال جهانی زبانهای رو به زوال»


بيانيه «لرستانيهاي مقيم تهران» درباره گزارش مخدوش «ايرنا» از گويشهاي لرستان
نظر خوانندگان: 0 نظر نسخه‌ی چاپ 

«کمیته ی دانشجویان و دانش آموختگان انجمن لرستانیهای مقیم تهران» با انتشار بیانیه ای به گزارش شبهه برانگیز خبرگزاری ایرنا درباره گویشهای استان لرستان اعتراض نمود.

در بخشی از این بیانیه آمده است:

«در مورد قدمت زبان لکی که 40 سال اعلام شده است. علاوه بر شعر های ملا پریشان و بابا طاهر  و ... سایر سند های مکتوب   کتاب کلام سرانجام (اهل حق ) را که ریشه اش به پیش از اسلام می رسد خود بهترین سند است. بماند که به اعتقاد اساتید آن آقای کارشناس   نزدیکی لکی  به زبان های باستانی ایرانی بیشتر از سایر زبان  های امروز ایران است  بنابرابن بهتر است 40 سال  به 4000 سال تغییر دهید»

در فراز دیگری از این بیانیه آمده است:

«کمیته ی دانشجویان و دانش آموختگان انجمن لرستانی های مقیم تهران  انتشار مقاله تحت عنوان گویش های لرستان خبرگزاری جمهوری اسلامی  را نه تنها توهین به همه ساکنان لرستان بلکه توهین به همه ی زبان های  ایران زمین ( کردی ، لری ، بلوچی ، عربی ، لکی ، آذری ،گیلک ،  ... ) می داند  و بنا به دلایل زیر آنرا محکوم کرده و خواستار عذرخواهی مسبب یا مسببان این اقدام خزنده  ضد ملی می باشد .»

            متن کامل بیانیه را در وب سایت این انجمن مطالعه فرمائید:

http://ngolor.mihanblog.com/Post-45.aspx

 


پري گپ زنه سيت وه لفظ لري
خبرگزاری ایرنا گزارش را اصلاح نماید
سعید چوبینه – نورآباد ممسنی نظر خوانندگان: 1 نظر نسخه‌ی چاپ 

لرم لربیدنم سیم افتخاره                        محاله دس وش وردارم محاله

خندیدم اما جز اشک چیزی به مزاج قلمم خوش نیامد. سرانجام نیز جز به اندوه و اشک به نقطه ای نرسیدم ، با خودم مرور می کنم آنجا که غول تکنولوژی جهان ، ژاپن ، پیشرفت برپایه ی بازگشت به هویت و سنن سامورایی را اصلی غیرقابل عدول می داند و بجای ساخت و نمایش فیلمهای اکشن و غیر واقع گرایانه ، اصالت سامورایی بودن را به جهان به عنوان الگویی موفق از بودن و زیستن معرفی نموده و مدام القاء می کند که در حرکتیم ، چون پا در جا پای گذشته ی خویش گذارده ایم ، عده ای در جهان سوم با تصوری بالذات اشتباه ، سیرت را ز صورت بازنمی شناسند .

دهکده ی جهانی به معنای یکسانی و یکنواختی تمامی دهکده نشینان نیست ، صرفاً تعبیری است از آن جهت که بلندگو و بوق و کرنا جای خویش را به ارتباطاتی سپرده است که منی که در نورآباد ممسنی می زیم و آنکه در نشنال جغرافیک

)Nationalg eographic) هر سال نقشه های به اصطلاح جدیدتر و کاملتری با ابداعاتی همچون خلیج عربی منتشر می کند و مرز ایران را به واسطه ی شیطنت خویش زیر زره بین غیرت و وحدت می کشاند و آنگاه پی می برد که ایران گستره ای است با وسعت جهان و ناچار زره بین به روی آمریکا خواهد افتاد ، پا عقب می گذارد و رسماً از آرشیان کمانگیر این خاک عذر می خواهد .

حتماً او مرا نیز خواهد شناخت چرا که جغرافیای لر را شناخته و محدوده ی زندگی گویش های لکی و فیلی و لربختیاری و ... را تا آنجا که توانسته به تصویر کشیده است. حالا ما دو تا همدیگر را ندیده ایم ولی خوب خوانده ایم . خوب در نقاشی ذهنمان دیده ایم . اما آنچه مرا به شگفت واداشته آشنایی او با من است و نه من با او . چه خوب دانسته کجا زندگی می کنم و از چه می گویم و با ایلم زنده ام و همسفر بهارم . و شگفت آورتر آنکه می داند چگونه حرف می زنم او برای همه گفته است که جغرافیای من ، لرزبان بوده است . او خوب فهمید که فرهنگ شفاهی لر ، با کلام لری زنده است و شناسنامه ایل به خط لری حکاکی شده .

یادم آمد جایی گفته بودم فراموشی پیش آهنگ خاموشی است . اما من خوب به یاد دارم و همه ی جوانان ایلم نیز که چه متیل ها و حکایت ها و تک بیت ها چشیدیم از سلحشوری قوم و سخنوران لری که چند صدسال پیش می زیسته اند و حکایت آنها را خوب به یاد دارند . می توانند سرداری همچو  آریو برزن را در زمین گیر کردن لشگر سکندر انکار کنند ؟ می توانند شعرهای میرنوروز را نشنیده باشند ؟ رسالت را صداقت باید و کلام را معرفت .

اندوه امانم نداد و صبرم نداد بی خوابی. باورم نمی شد تلخی زمستان چنین زود گریبانم را بگیرد و گلویم را بفشارد ولی شد. من نیز تأسف خویش را از انتشار مطلبی موهن خلاف واقع در یکی از خبرگزاریهای رسمی کشورم اعلام داشته و مدام به خود القا می کنم که نویسنده آن مطلب بدون غرض چنین اشتباه فاحشی را ثبت نموده است .

از مدیران محترم خبرگزاری ایرنا خواهشمندم که مطلب مزبور را اصلاح نمایند و از ایل بزرگ لر عذرخواهی نمایند، چرا که شهامت و صداقت از اصول بدیهی پیشرفت رسانه است، تا چه بسا اعتبار خویش را نزد این قوم بازیابد . لازم به یادآوری است که تذکر این نکته نه تنها مختص این مورد خاص بلکه هر نوع اهانت و خدایی ناکرده سوء نیت نسبت به هر قومی با هر فرهنگی ، کاری ضد فرهنگی است و صرفاً از ارزش کار پرارزش و رسالت خطیر آگاهی بخشی رسانه می کاهد . چرا که در آن حال ننویسندگی را والاتر از نویسندگی می دانیم. چنین اقدامی سابقآً در مورد پوشش مردم کرد نیز صورت گرفته بود و حال آنکه پرواضح است که حتی نمایندگان کردستان در مجلس شورای اسلامی نیز با لباس کردی حضور می یابند.

اینکه زبان لری یا به گفتار شمار گویش لری تا 10 سال آینده محکوم به زوال است بنظر خود نویسنده و مدیران بخش فرهنگی خبرگزاری مسخره آمیز نیست اینکه زبان لر در طی چندین سال گذشته شکل گرفته و چندین سال آینده نیز از بین می رود طی کدام پژوهش مردم شناسانه ی زبانشناسی ارجمند و مطلع (!؟!)این مطلب کشف شده که ما نیز خود ناآگاهیم .

چگونه و با چه جسارتی می تواند مرد کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی و کامفیروز و بخشهایی از استان بوشهر و ... را لر زبان نداند. در حالی که این مناطق از بارزترین مناطق لرنشین ایران بوده و حتی همه ی پژوهشگران غربی حاضر در آنجا نیز گفتار و بیان این مردم را لری می دانسته اند و می دانند .

در این خصوص چند مورد را اول تذکر و سپس پیشنهاد می نمایم .

1- آگاهی بخشیدن و تلاش برای شناختن فرهنگ بومی هر قوم و ثبت و ضبط آن .

2- فراهم آوردن طوماری اینترنتی در اعتراض به درج اینگونه مطالب موهن را استفاده از نظرات آگاهان به هویت و فرهنگ همه ی اقوام و طوایف .

3- فرستادن پیام اعتراض به سایت خبرگزاری ایرنا جهت اصلاح این مطلب و درج مقالات پژوهشگران لر در این زمینه .

4- نصب لوگوی مشکی در بالا یا حاشیه ی سایت و وبلاگ اهی لری در اعتراض به این مطلب در صورت عدم اصلاح آن .

5- برداشتن لینک این خبرگزاری از سایت یا وبلاگها و عدم درج مطالبی از آن خبرگزاری به هر نحو .

6- مهمترین اقدام که حق مسلم هر قومی است و آن داشتن یک خبرگزاری مستقل و دارای هویت قومی (لری).

در پایان شکواییه ی خود به قوم لر را دوباره نمی سرایم اما بر حضور و هم اندیشی و ثبت و ضبط و پاسداشت این فرهنگ تأکید دارم .

 

از آن  این داستان گفتم که امروز                  بدانی قدر و برهیچش بنازی

 


پري گپ زنه سيت وه لفظ لري
علي زيودار: آقای عزیزی برای «ایرنا» اصلاحیه بفرستد
علي زيودار نظر خوانندگان: 0 نظر نسخه‌ی چاپ 

نشریه لور:آنچه می خوانید اظهار نظر برادر بزرگوار جناب «زیودار» است که به عنوان کامنت بر مطلب منتشر شده در نشریه لور با عنوان «جناب کارشناس! لری زنده است چون ما نفس می کشیم»

از میان همه اظهار نظرهای همتباران و خوانندگان آگاه و فهیم نشریه لور این نوشتار جامع و مفصلتر بود و برای انتشار برگزیده شد. امیدواریم به روشنتر شدن هرچه بیشتر نارسایی های گزارش عجولانه ایرنا (خبرگزاری دولتی و گسترده ترین رسانه خبری ایران) درباب آنچه «گویشهای استان لرستان» خوانده است یاریگر باشد.

 

بنده مطلب ایرنا را با دقت خواندم و نکاتی را در آن دیدم که به نظرم دارای اشکال است. اگرچه چون من یک آدمِ رسانه ای هستم احساس می کنم بخشی از این اشکالات در تدوین و تنظیم متن به آن راه یافته است که اگر اینگونه است باید آقای عزیزی برای ایرنا اصلاحیه بفرستد و شبه ها را برطرف نماید. و اما مطالبی که به نظرم باید مورد توجه قرار گیرد.

آقای عزیزی گفته است: «گويش‌هاي محلي بخشي از خرده فرهنگ‌هاي هر جامعه است.» این گفتۀ درستی است البته در صورتی که « محل» با یک « مرکز» مقایسه شود. حال باید از آقای عزیزی پرسید که ایشان کجا را به عنوان مرکز در نظر گرفته است، و گویش های لرستان را در قیاس با چه زبانی به عنوان گویش محلی متصور شده است؟ این سؤال آنجا اهمیت خود را نشان می دهد که ایشان از تعبیر سؤال برانگیز « فارسیِ محلی» استفاده می کند. آیا ایشان می توانند به ما بگویند منظورشان از فارسی در این تعبیر دقیقاً چیست؛ فارسیِ تهرانی ، فارسیِ خراسانی ، فارسیِ اصفهانی، فارسیِ شیرازی و یا ... ؟

باید پرسید گویش های لرستان در قیاس با چه زبانی به عنوان گویش محلی خوانده شده اند؟ این سؤال آنجا اهمیت خود را نشان می دهد که از تعبیر سؤال برانگیز « فارسیِ محلی» استفاده می کنند.

بدیهی است با توجه به زمینۀ بحث ایشان فارسیِ مورد ایشان بیشتر فارسی جدا شده از زبان‌هاي ايراني دوره باستان و دوره ميانه است. در این صورت است که درنظر گرفتن یک مرکز برای قائل شدن به فارسیِ محلی معقول و منطقی است و زمینۀ علمی پیدا می کند.

آقای عزیزی می گوید : « مردم مناطق شمال و شمال غربي لرستان شامل شهرستانهاي سلسله، دلفان، بخش شمالي كوهدشت و خرم‌آباد از زمانهاي دور از "گويش لكي" استفاده كرده و مكالمات خود را از اين طريق بيان مي‌كنند. »

اینجا جناب عزیزی بخش مهمی از مردم لک زبان یعنی مردمان ساکن مناطق چغلوندی تا سیلاخور را نادیده گرفته است.

مسألۀ دیگر مربوط به این گفتۀ آقای عزیزی است : « گويش لكي شامل لك دلفان،لك حسنوند، لك بيرانوند و لك شمال كوهدشت جزو گويش‌هاي شمال غربي ايران است و پيشينه ۴۰ساله دارد.» به دو دلیلِ استخراج شده در متن مصاحبه و خبر تنظیم شدۀ ایرنا ، عدد ۴۰ بر اثر اشکال تایپی به غلط به متن راه یافته است ؛ یکی آنجاکه می گوید: « گويش لكي ... از لحاظ پيشينه تاريخي جزو گويش‌هاي قابل توجه در لرستان مي‌باشد.» و دیگری آنجا که می گوید: « لهجه‌هايي كه در اين مناطق[مناطق لک نشین] وجود دارد از لحاظ تقسيمات تاريخي به زبان‌هاي ايراني به دوره ميانه و باستان برمي‌گردد كه شامل زبان اوستايي و پهلوي اشكاني است. » بنابراین وقتی آقای عزیزی از پيشينه تاريخي و نیز انتساب لکی به زبان‌هاي ايراني به دوره ميانه و باستان سخن می گوید عبارتِ « پيشينه ۴۰ساله » نمی تواند درست باشد.

در پایان باید عرض کنم که در فهوای کلام آقای عزیزی نگرانی ایشان از فراموش شدن گویش های لکی و لری قابل در یافت است ، آنجا که می گوید : «در استان لرستان طي سالهاي اخير شاهد از بين رفتن گويش‌هاي بومي هستيم و بخش عمده‌اي از گويش‌هاي لري و لكي از بين رفته است.» ایشان حتی غیر مستقیم راه حلی را ارائه می دهد: « در برخي جوامع محلي ايران به دليل حساسيت خاص براي حفظ كردن گويش ها، گروهها و سازمان‌هاي مردم نهاد فعاليت‌هايي براي جلوگيري از تخريب هرچه بيشتر گويش‌ها انجام داده‌اند.»


اشاره ای به گزارش خبرگزاری ایرنا با عنوان « نگاهي به گويشهاي محلي در استان لرستان»
جناب کارشناس! لری زنده است چون ما نفس می کشیم
ابراهيم خدائي نظر خوانندگان: 28 نظر نسخه‌ی چاپ 

شئرئ ژه شئران مئتئ بمرئ

شئر تویله ائ نییه جائ بگرّئ؟

(شیری از شیران در بستر مرگ افتاده است

آیا توله شیری نیست جانشینی او را بگیرد؟)

 

گرئوه هیچ ولاتین تر نکرده

کسئ میراث زنّه بهر نکرده

اگر تش دشمه باغیامونه سوخته

گل امئدنه پرپر نکرده

(گریه هیچ مملکتی را تر نکرده است

میراث مردم زنده را تقسیم نکنید

اگر باغهای ما را به آتش کشیده اند

گل امید ما هنوز نسوخته است!)

 

 

 

یکی از خبرگزاریهای رسمی کشور در گزارشی (براي مطالعه متن گزارش اينجا کليک کنيد) از «گویشهای محلی لرستان» ضمن تعیین قدمت چهل ساله! برای زبان لکی عمر باقی مانده گویشهای مختلف لرستان را حداکثر 10 سال تعیین کرده است! نمی دانم از جلوی چهل سال قدمت لکی یک صفر یا دو صفر و یا بیشتر افتاده است، چون بنده کارشناس زبانهای باستانی نیستم، اما یک چیز را می دانم و آن اینکه عمر باقی مانده این زبانها فقط ده سال نیست چون اولا بنده شخصا خیال ندارم فارسی صحبت کنم! دوم اینکه بنده خیال ندارم تا ده سال دیگر بمیرم پس اگر خدا یاری کند لری تا نود سال دیگر زنده است چون من خیال دارم 118 سال عمر کنم!

پیش از آنکه طول  وتفصیل کنم این هم یادآوری شود این گزارش درصد مهمی از مردم لرستان (مردم سیلاخور، بروجرد و ازنا) را رسما «فارس محلی» شده اعلام کرده است! و محدوده زبان لری چنین تعیین نموده:

«در مناطق جنوب و جنوب غربي لرستان (پلدختر، خرم‌آباد و بخش‌هاي جنوبي كوهدشت) نيز با گويش لري سخن به ميان مي‌آيد»

چندی پیش هم در یکی از روزنامه های تهرانی گزارشی خواندم درباره تحقیق در این مساله که چرا جوانان کردستان لباس کردی نمی پوشند!

رسانه ها اراده کردند مردم را علیه آبگیری سد سیوند بسیج کنند باز همین جوانان لر به صف ایستادند و سینه سپر کردند! غافل از اینکه فرهنگ و هویت و قومیت خود ایشان سالهاست آبگیری می شود

اول برایم جالب بود، به خودم بالیدم که در مملکتی زندگی می کنم که اینقدر اهل قلم و گزارشش درک و فهم دارند که می دانند مردم کرد به لباس خود نیاز دارند! کمی که در گزارش دقت کردم دیدم اتفاقا در ورای این سخنان دلسوزانه هدفی نیست جز اینکه این پیام به جامعه تلقین شود که «جوانان کرد از لباس کردی دست شسته اند»!

همه ما می دانیم در حال حاضر کمتر قومیتی مثل کرد توانسته لباس و برخی گزاره های دیگر فرهنگ قومی خود را حفظ کند و ترویج دهد، چگونه است گزارشگر محترم روزنامه نگران لباس قومی و ملی نپوشیدن دیگر مردم ایران نیست؟ چگونه است کردها موضوع گزارشی شده اند کمتر از هر گروه دیگر از مردم ایران چنین رویکردی دامنگیرشان است؟ گزارش مذکور از برحی جوانان کرد مصاحبه هم تهیه کرده بود، همه آنها گفته بودند لباس کردی کلاس ندارد! دوره آن گذشته! ما جوانها باید به فکر شیک پوشیدن باشیم!

واضح است همه اینها تلقینهای غیر مستقیم این مساله هستند که جوانهای کرد به این نتیجه رسیده اند لباس کردی برازنده ایشان نیست!

آن بزرگ مرد لر قرنها پیش گفته است:

اگر مرهم نیی زخم دلم را

نمک پاش دل ریشم چرایی؟

در زمینه های مربوط به فرهنگ مردم یکی از مسئول ترین بخشهای جامعه رسانه ها هستند، از میان رسانه ها، خبرگزاریها، آنهم مهمترین خبرگزاری کشور مسئول ترین است، گزارشگر تیزهوش ایرنا چرا گزارشی از فعالیتهای این خبرگزاری در زمینه اشاعه و تقویت گویشهای محلی و قومی کشور نمی کند؟

چگونه است از بی توجهی و بی مهری و عدم اقبال مردم سخن می رود اما از دست روی دست گذاشتن ارگانهای دولتی و ذی ربط (!) گزارشی تهیه نمی کنند؟

یکی از «کارشناسان جامعه شناسی خرم آباد» عمر اغلب گویشهای استان را 10 سال پیش بینی کرده اند و در این گزارش تصریح نموده اند:

«شرايط جاري نشان مي‌دهد كه حداكثر در يك فرآيند ۱۰ساله، اين روند اغلب گويش‌هاي محلي اين استان را دربرگيرد تا جايي كه شاهد از بين رفتن اين گويش‌ها باشيم»

وقتی شما اصرار دارید لری خودش یک گویش و لهجه محلی از فارسی است، «فارسی محلی لرستان» دیگر چه صیغه ای است؟

امیدوارم منظور ایشان دقیقا این مساله نباشد که تا ده سال اینده قرار است  من و بی شمار دوستان و همزبانان و همفکرانم که با تعصب تمام لری را پاس می داریم قرار است تا 10 سال آینده از بین برویم! بنده منکر این واقعیت نیستم که زبان لری در حال تحلیل رفتن است اما اولا خوشبختانه لری هنوز از زبانهای میلیونی جهان حساب می شود، دوم اینکه این واقعیت را هم باید پذیرفت بیش از عامه مردم این رسانه ها و اهل قلم و گزارش و کارشناس هستند که در مقابل تحلیل رفتن زبانهای قومی مسئولیت دارند.

زبانها و فرهنگهای قومی از وقتی دچار تلاشی و تضعیف شدند که نقشه قومی و فرهنگی این مملکت را یک نظامی قلدر طراحی کرد، او برای ما تعیین کرد که محدوده لرها همان روستاهای بین خرم اباد و پلدختر است (در این گزارش هم اشاره شده است!) سپس لربزرگ (بیش از هفتاد درصد مردم لر) خارج از این عنوان هویت یافتند، امروزه در کمتر گزارشی از خبرگزاریهای رسمی می خوانیم مردم ممسنی در استان فارس و مردم لیراوی در استان بوشهر لر هستند! نیست مسئولی که در سفر به استان کهگیلویه و بویراحمد ایشان را «قوم لر» صدا بزند همان گونه که در خرم آباد این کار را می کند.

سری بزنید به سایتهای دولتی مربوط به استان چهارمحال و بختیاری و.. و ببینید چگونه قوم «لر بختیاری»، به عنوان بزرگترین گروه لر را «قوم بختیاری» می خوانند بدون آنکه به پیوندهای قومی مردم لر اشاره کنند.

در این گزارش تاکید شده شهری که بنده در آن زندگی می کنم (دورود در دامان دشت سیلاخور) به «فارسی محلی» صحبت می کند!

خوب شما که اینهمه تاکید دارید لری یکی از گویشها و لهجه های محلی فارسی است و اصطلاحا ما اقوام ایرانی همه«فارس محلی» هستیم (حتی از به کاربردن عنوان زبان لری واهمه دارید) حالا چگونه شد تحت این عنوان یکی از مهمترین گویشهای لری که اتفاقا مردم مرکز کشور  لرها را به همین گویش بروجردی و نهاوندی می شناسند از دایره لری اخراج شده است!

«فارسی محلی لرستان» دیگر چه صیغه ای است؟ دلایل علمی و زبان شناختی شما برای این نامگذاری چیست؟ آیا خود این مردم نامشان و نام زبان شان را قبلا شنیده اند؟ یا شما قصد تلقین به ایشان دارید؟ آیا این اقدام دیگری برای محرومیت زدایی از لرستان است؟

این بخش از گزارش به نظر راقم این سطور توهین به این مردم و توهین به واژه لر و اهانت به همه مردم لر و به سخره گرفتن واقعیتهای تاریخی و فرهنگی ایران است.

چگونه است حذف شدن صفت «فارس» از خلیج برای اهل درک و وجدان این مملکت دردآور و حساسیت برانگیز است اما حذف شدن نام لر از مردم بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد و بروجرد حساسیت برانگیز نیست؟ چگونه است از میان رفتن این همه ادبیات و فرهنگ و موسیقی حساسیت برانگیز نیست؟ آیا خلیج مهمتر از انسان است؟ آیا همین مردم لر و امثالهم نبوده اند که در طول هزاران سال از این مرز و بوم و فرهنگ و خلیج پاسداری کرده اند؟ این مردم بازهم خواهند توانست حماسه بیافرینند! این مردم می توانند خلیجی را بسازند یا اقیانوسی را بخشکانند!

وقتی رسانه های دولتی و غیردولتی دست به دست هم دادند تا مردم را علیه تغییر نام خلیج فارس در یک نقشه دایرةالمعارف بین المللی تحریک کنند چنان موفق شدند که همین جوانان لر پیشاپیش معترضان به صف ایستاند.

وقتی باز رسانه ها اراده کردند مردم را علیه آبگیری سد سیوند بسیج کنند باز همین جوانان لر به صف مقدم ایستادند و سینه سپر کردند! غافل از اینکه فرهنگ و هویت و قومیت ایشان سالهاست آبگیری می شود و دریغ از ناله و افغان و فریادی!

وقتی رسانه ها اراده کردند فیلم بی ارزش و تجاری 300 را در بوق و کرنا کنند چنان موفق شدند که اغلب وبلاگ نویسان لر در نکوهش 300 قلم فرسایی ها کردند! همانها که هرگز هیچ اعتراضی به استفاده های علمی، نظامی و حتی کرایه ای از مهمترین اثر باستانی خرم اباد نکردند و نپرسیدند چرا هر قلعه فلک الافلاک باید در حسرت ازادی بماند؟ چرا از این قلعه به عنوان قهوه خانه! سالن کرایه ای به هر همایش و نمایشی استفاده می شود.

به چه خاطر جوانان لک زبان لرستان نمی پرسند چرا سهمی از رسانه ها، رادیو و تلویزیون این مملکت ندارند؟

سال آینده به لطف و هوشیاری «یونسکو» سال جهانی توجه به زبانهای رو به زوال نام گرفته است، از رسانه های دولتی بگذریم ببینیم آیا جوانان ما همانطور که چند سال پیش «سال زرتشت» را در بوق و کرنا کردند و با روبانی که این سال را تذکر می داد وبلاگهای خود را آراستند آیا همان ها با حساسیت و دقت به زبانهای ایرانی هم اهمیت می دهند؟ اگر زرتشت ایرانی است این زبانها هم ایرانی اند! اگر زرتشت در این آب و گل حق دارد زبان لری و بلوچی و کردی و ترکی هم در این دیار سهمی دارند و باید در دل جوانان این مرز و بوم روبانی داشته باشند.

به امید روزی که همه اهل قلم و رسانه این مرز و بوم از خبرگزاریهای دولتی گرفته تا وبلاگهای شخصی نسبت به وضعیت فرهنگی کشور به راستی حساس شوند و به طور عملی و علمی به بی توجهی ها نسبت به فرهنگهای اقوام ایرانی خاتمه داده شود.

 


امروز: ‪یکشنبه، ۹ دی ۱۳۸۶‬

نگاهي به گويشهاي محلي در استان لرستان

خرم‌آباد ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۱۰/۰۱‬

داخلي. فرهنگي. گويش‌ها.

گويش‌هاي محلي بخشي از خرده فرهنگ‌هاي هر جامعه است كه دوام و بقاي آنها بستگي به دوام و بقاي شاكله كلي آن خرده‌فرهنگ دارد

گويش‌هاي محلي لرستان به‌طور كلي و با توجه به موقعيت جغرافيايي و فرهنگي استان داراي چهار حوزه فرهنگي شامل لهجه و گويش‌هاي لكي، لري، لري بختياري و فارسي محلي است

يك كارشناس فرهنگ و زبان‌هاي باستاني قبل از دوره اسلامي در خرم‌آباد گفت:
مردم مناطق شمال و شمال غربي لرستان شامل شهرستانهاي سلسله، دلفان، بخش شمالي كوهدشت و خرم‌آباد از زمانهاي دور از "گويش لكي" استفاده كرده و مكالمات خود را از اين طريق بيان مي‌كنند

"محمد عزيزي" افزود: گويش لكي به دليل ويژگي‌هاي فرهنگي و تاريخي يكي از غني‌ترين گويش‌هاي استان به‌شمار مي‌رود و از لحاظ پيشينه تاريخي جزو گويش‌هاي قابل توجه در لرستان مي‌باشد

وي اظهار داشت: لهجه‌هايي كه در اين مناطق وجود دارد از لحاظ تقسيمات تاريخي به زبان‌هاي ايراني به دوره ميانه و باستان برمي‌گردد كه شامل زبان اوستايي و پهلوي اشكاني است

وي يادآور شد:گويش لكي شامل لك دلفان،لك حسنوند، لك بيرانوند و لك شمال كوهدشت جزو گويش‌هاي شمال غربي ايران است و پيشينه ‪ ۴۰‬ساله دارد و وجه اشتراك زيادي با گويش كردي دارد

عزيزي افزود:اين گويش هويت خاص فرهنگي دارد و با توجه به ادبيات خاص به جاي مانده از آن جايگاه ويژه‌اي دارد.

كارشناس فرهنگ و زبان‌هاي باستاني گفت: همچنين در حوزه شرق استان لرستان (شهرستان‌هاي اليگودرز، دورود و بخشي از ازنا) نيز گويش لري بختياري وجود دارد كه يكي از شاخه‌هاي مجموعه زبان لري محسوب مي‌شود.

وي اضافه كرد: در مناطق جنوب و جنوب غربي لرستان (پلدختر، خرم‌آباد و بخش‌هاي جنوبي كوهدشت) نيز با گويش لري سخن به ميان مي‌آيد.

عزيزي افزود: گويش‌هاي لري و لري بختياري از لحاظ تقسيم بندي زبان ايراني به زبان پهلوي ساساني برمي‌گردد

وي گويش‌هاي رايج در مناطق دشت سيلاخور، بروجرد و بخش ديگري از ازنا را فارسي محلي عنوان كرد و اظهار داشت: به دليل نزديكي با زبان فارسي،پيشينه تاريخي اين گويش‌ها در استان نيز به زبان‌هاي ايراني دوره باستان و دوره ميانه برمي‌گردد

عزيزي يادآور شد: در برخي جوامع محلي ايران به دليل حساسيت خاص براي حفظ كردن گويش ها، گروهها و سازمان‌هاي مردم نهاد فعاليت‌هايي براي جلوگيري از تخريب هرچه بيشتر گويش‌ها انجام داده‌اند.

اين كارشناس فرهنگ و زبان‌هاي باستاني مي‌گويد: در استان لرستان طي سالهاي اخير شاهد از بين رفتن گويش‌هاي بومي هستيم و بخش عمده‌اي از گويش‌هاي لري و لكي از بين رفته است

يك كارشناس جامعه‌شناسي در خرم‌آباد نيز گفت: در استان لرستان خرده فرهنگ بومي موجود در منطقه بتدريج در حال حل شدن در فرهنگ ملي و حتي فرهنگ ساير ملل است.

"فرهاد طهماسبي"افزود: بسياري از خانواده‌ها سعي دارند با اشاعه گويش‌هاي اصلي جامعه به جاي گويش‌هاي بومي، فرزندان خود را تربيت كنند

وي اظهار داشت:شرايط جاري نشان مي‌دهد كه حداكثر در يك فرآيند ‪ ۱۰‬ساله، اين روند اغلب گويش‌هاي محلي اين استان را دربرگيرد تا جايي كه شاهد از بين رفتن اين گويش‌ها باشيم

وي اضافه كرد: گويش‌هاي محلي با توجه به كاركردشان در انسجام منطقه هيچ تضادي با فرهنگ ملي و ايراني ندارد و استفاده از اين گويش‌ها مشكلي را به وجود نمي‌آورد

طهماسبي افزود: تا زماني كه گويش‌هاي محلي چنين كاركردي دارد قابل قبول است چرا كه به حفظ وحدت منطقه‌اي كمك مي‌كند.ك/‪۴‬

ارسال خبر: ۱۱:۴۵ ‪شنبه، ۱ دی ۱۳۸۶‬ نسخه قابل چاپ


پیام «کوئیچرو ماتسورا» به همه کشورهای جهان ارسال شد
یونسکو: سال 2008 سال توجه به زبانهای رو به زوال
نظر خوانندگان: 0 نظر نسخه‌ی چاپ 

به گزارش یونسکو، پس از تصویب مجمع عمومی یونسکو برای نامگذاری سال 2008 به عنوان سال جهانی زبانها، دبیرکل این سازمان در پیامی به تمام کشورهای جهان آورده است:

این سازمان با درک چالش هایی که احتمال دارد علوم انسانی در آینده با آنها مواجه شود، حیات زبانها را کاملا ضروری دانسته است. زبان نشانگر هویت افراد، گروهها، اقوام و نیز عامل راهبردی توسعه ارتباط میان مردم جهان به حساب می آید.

به نوشته ی وی، تفاوتهای فرهنگی وابستگی زیادی به تفاوتهای زبانی دارد که ما بارها در برنامه ها و مجامع محتلف این موضوع را یاداور شده ایم. اما در فضایی که زبانها نسل به نسل انتقال می یابند، 50 درصد از 7000 زبان رایج در دنیا روئ به نابودی می روند.

لازم است دست به اقداماتی ضروری بزنیم و با توسعه سیاستهای زبانی، هرجامعه را تشویق کنیم تا ابتدا از زبان مادری خود تا حد ممکن و وسیع در امر آموزش استفاده کنند و در کنار آن زبان ملی و بین المللی را نیز با مهارت یاد بگیرند.

وی با دعوت از تمام دولت ها، سازمان ملل متحد، سازمانهای آموزشی، انجمنهای حرفه ای و سایر موسسات خواستار افزایش فعالیت های خود برای تقویت احترام و ترویج تمام زبان ها به ویژه زبان های رو به زوال شده است.

http://loor.ir/