شئرئ
ژه شئران
مئتئ بمرئ
شئر
تویله ائ
نییه جائ
بگرّئ؟
(شیری
از شیران در
بستر مرگ
افتاده است
آیا
توله شیری
نیست
جانشینی او
را بگیرد؟)
گرئوه
هیچ ولاتین
تر نکرده
کسئ
میراث زنّه
بهر نکرده
اگر
تش دشمه
باغیامونه
سوخته
گل
امئدنه
پرپر نکرده
(گریه
هیچ مملکتی
را تر نکرده
است
میراث
مردم زنده
را تقسیم
نکنید
اگر
باغهای ما
را به آتش
کشیده اند
گل
امید ما
هنوز
نسوخته است!)
یکی
از
خبرگزاریهای
رسمی کشور
در گزارشی (براي
مطالعه متن
گزارش
اينجا کليک
کنيد) از «گویشهای
محلی
لرستان» ضمن
تعیین قدمت
چهل ساله!
برای زبان
لکی عمر
باقی مانده
گویشهای
مختلف
لرستان را
حداکثر 10 سال
تعیین کرده
است! نمی
دانم از
جلوی چهل
سال قدمت
لکی یک صفر
یا دو صفر و
یا بیشتر
افتاده
است، چون
بنده
کارشناس
زبانهای
باستانی
نیستم، اما
یک چیز را می
دانم و آن
اینکه عمر
باقی مانده
این زبانها
فقط ده سال
نیست چون
اولا بنده
شخصا خیال
ندارم
فارسی صحبت
کنم! دوم
اینکه بنده
خیال ندارم
تا ده سال
دیگر بمیرم
پس اگر خدا
یاری کند
لری تا نود
سال دیگر
زنده است
چون من خیال
دارم 118 سال
عمر کنم!
پیش
از آنکه طول وتفصیل
کنم این هم
یادآوری
شود این
گزارش درصد
مهمی از
مردم
لرستان (مردم
سیلاخور،
بروجرد و
ازنا) را
رسما «فارس
محلی» شده
اعلام کرده
است! و
محدوده
زبان لری
چنین تعیین
نموده:
«در
مناطق جنوب
و جنوب غربي
لرستان (پلدختر،
خرمآباد و
بخشهاي
جنوبي
كوهدشت) نيز
با
گويش لري
سخن به ميان
ميآيد»
چندی
پیش هم در
یکی از
روزنامه
های تهرانی
گزارشی
خواندم
درباره
تحقیق در
این مساله
که چرا
جوانان
کردستان
لباس کردی
نمی پوشند!
|
رسانه
ها اراده
کردند
مردم را
علیه
آبگیری سد
سیوند
بسیج کنند
باز همین
جوانان لر
به صف
ایستادند
و سینه سپر
کردند!
غافل از
اینکه
فرهنگ و
هویت و
قومیت خود
ایشان
سالهاست
آبگیری می
شود
|
اول
برایم جالب
بود، به
خودم
بالیدم که
در مملکتی
زندگی می
کنم که
اینقدر اهل
قلم و
گزارشش درک
و فهم دارند
که می دانند
مردم کرد به
لباس خود
نیاز دارند!
کمی که در
گزارش دقت
کردم دیدم
اتفاقا در
ورای این
سخنان
دلسوزانه
هدفی نیست
جز اینکه
این پیام به
جامعه
تلقین شود
که «جوانان
کرد از لباس
کردی دست
شسته اند»!
همه
ما می دانیم
در حال حاضر
کمتر
قومیتی مثل
کرد
توانسته
لباس و برخی
گزاره های
دیگر فرهنگ
قومی خود را
حفظ کند و
ترویج دهد،
چگونه است
گزارشگر
محترم
روزنامه
نگران لباس
قومی و ملی
نپوشیدن
دیگر مردم
ایران
نیست؟
چگونه است
کردها
موضوع
گزارشی شده
اند کمتر از
هر گروه
دیگر از
مردم ایران
چنین
رویکردی
دامنگیرشان
است؟ گزارش
مذکور از
برحی
جوانان کرد
مصاحبه هم
تهیه کرده
بود، همه
آنها گفته
بودند لباس
کردی کلاس
ندارد! دوره
آن گذشته! ما
جوانها
باید به فکر
شیک پوشیدن
باشیم!
واضح
است همه
اینها
تلقینهای
غیر مستقیم
این مساله
هستند که
جوانهای
کرد به این
نتیجه
رسیده اند
لباس کردی
برازنده
ایشان نیست!
آن
بزرگ مرد لر
قرنها پیش
گفته است:
اگر
مرهم نیی
زخم دلم را
نمک
پاش دل ریشم
چرایی؟
در
زمینه های
مربوط به
فرهنگ مردم
یکی از
مسئول ترین
بخشهای
جامعه
رسانه ها
هستند، از
میان رسانه
ها،
خبرگزاریها،
آنهم
مهمترین
خبرگزاری
کشور مسئول
ترین است،
گزارشگر
تیزهوش
ایرنا چرا
گزارشی از
فعالیتهای
این
خبرگزاری
در زمینه
اشاعه و
تقویت
گویشهای
محلی و قومی
کشور نمی
کند؟
چگونه
است از بی
توجهی و بی
مهری و عدم
اقبال مردم
سخن می رود
اما از دست
روی دست
گذاشتن
ارگانهای
دولتی و ذی
ربط (!) گزارشی
تهیه نمی
کنند؟
یکی
از «کارشناسان
جامعه
شناسی خرم
آباد» عمر
اغلب
گویشهای
استان را 10
سال پیش
بینی کرده
اند و در این
گزارش
تصریح
نموده اند:
«شرايط
جاري نشان
ميدهد كه
حداكثر در
يك فرآيند
۱۰ساله،
اين روند
اغلب گويشهاي
محلي
اين استان
را
دربرگيرد
تا جايي كه
شاهد از بين
رفتن اين
گويشها
باشيم»
|
وقتی
شما اصرار
دارید لری
خودش یک
گویش و
لهجه محلی
از فارسی
است، «فارسی
محلی
لرستان»
دیگر چه
صیغه ای
است؟
|
امیدوارم
منظور
ایشان
دقیقا این
مساله
نباشد که تا
ده سال
اینده قرار
است من
و بی شمار
دوستان و
همزبانان و
همفکرانم
که با تعصب
تمام لری را
پاس می
داریم قرار
است تا 10 سال
آینده از
بین برویم!
بنده منکر
این واقعیت
نیستم که
زبان لری در
حال تحلیل
رفتن است
اما اولا
خوشبختانه
لری هنوز از
زبانهای
میلیونی
جهان حساب
می شود، دوم
اینکه این
واقعیت را
هم باید
پذیرفت بیش
از عامه
مردم این
رسانه ها و
اهل قلم و
گزارش و
کارشناس
هستند که در
مقابل
تحلیل رفتن
زبانهای
قومی
مسئولیت
دارند.
زبانها
و فرهنگهای
قومی از
وقتی دچار
تلاشی و
تضعیف شدند
که نقشه
قومی و
فرهنگی این
مملکت را یک
نظامی قلدر
طراحی کرد،
او برای ما
تعیین کرد
که محدوده
لرها همان
روستاهای
بین خرم
اباد و
پلدختر است (در
این گزارش
هم اشاره
شده است!) سپس
لربزرگ (بیش
از هفتاد
درصد مردم
لر) خارج از
این عنوان
هویت
یافتند،
امروزه در
کمتر
گزارشی از
خبرگزاریهای
رسمی می
خوانیم
مردم ممسنی
در استان
فارس و مردم
لیراوی در
استان
بوشهر لر
هستند! نیست
مسئولی که
در سفر به
استان
کهگیلویه و
بویراحمد
ایشان را «قوم
لر» صدا بزند
همان گونه
که در خرم
آباد این
کار را می
کند.
سری
بزنید به
سایتهای
دولتی
مربوط به
استان
چهارمحال و
بختیاری و.. و
ببینید
چگونه قوم «لر
بختیاری»،
به عنوان
بزرگترین
گروه لر را «قوم
بختیاری» می
خوانند
بدون آنکه
به
پیوندهای
قومی مردم
لر اشاره
کنند.
در
این گزارش
تاکید شده
شهری که
بنده در آن
زندگی می
کنم (دورود
در دامان
دشت
سیلاخور) به «فارسی
محلی» صحبت
می کند!
خوب
شما که
اینهمه
تاکید
دارید لری
یکی از
گویشها و
لهجه های
محلی فارسی
است و
اصطلاحا ما
اقوام
ایرانی همه«فارس
محلی» هستیم (حتی
از به
کاربردن
عنوان زبان
لری واهمه
دارید) حالا
چگونه شد
تحت این
عنوان یکی
از مهمترین
گویشهای
لری که
اتفاقا
مردم مرکز
کشور لرها
را به همین
گویش
بروجردی و
نهاوندی می
شناسند از
دایره لری
اخراج شده
است!
«فارسی
محلی
لرستان»
دیگر چه
صیغه ای
است؟ دلایل
علمی و زبان
شناختی شما
برای این
نامگذاری
چیست؟ آیا
خود این
مردم
نامشان و
نام زبان
شان را قبلا
شنیده اند؟
یا شما قصد
تلقین به
ایشان
دارید؟ آیا
این اقدام
دیگری برای
محرومیت
زدایی از
لرستان
است؟
این
بخش از
گزارش به
نظر راقم
این سطور
توهین به
این مردم و
توهین به
واژه لر و
اهانت به
همه مردم لر
و به سخره
گرفتن
واقعیتهای
تاریخی و
فرهنگی
ایران است.
چگونه
است حذف شدن
صفت «فارس» از
خلیج برای
اهل درک و
وجدان این
مملکت
دردآور و
حساسیت
برانگیز
است اما حذف
شدن نام لر
از مردم
بختیاری و
کهگیلویه و
بویراحمد و
بروجرد
حساسیت
برانگیز
نیست؟
چگونه است
از میان
رفتن این
همه ادبیات
و فرهنگ و
موسیقی
حساسیت
برانگیز
نیست؟ آیا
خلیج مهمتر
از انسان
است؟ آیا
همین مردم
لر و
امثالهم
نبوده اند
که در طول
هزاران سال
از این مرز و
بوم و فرهنگ
و خلیج
پاسداری
کرده اند؟
این مردم
بازهم
خواهند
توانست
حماسه
بیافرینند!
این مردم می
توانند
خلیجی را
بسازند یا
اقیانوسی
را
بخشکانند!
وقتی
رسانه های
دولتی و
غیردولتی
دست به دست
هم دادند تا
مردم را
علیه تغییر
نام خلیج
فارس در یک
نقشه
دایرةالمعارف
بین المللی
تحریک کنند
چنان موفق
شدند که
همین
جوانان لر
پیشاپیش
معترضان به
صف ایستاند.
وقتی
باز رسانه
ها اراده
کردند مردم
را علیه
آبگیری سد
سیوند بسیج
کنند باز
همین
جوانان لر
به صف مقدم
ایستادند و
سینه سپر
کردند! غافل
از اینکه
فرهنگ و
هویت و
قومیت
ایشان
سالهاست
آبگیری می
شود و دریغ
از ناله و
افغان و
فریادی!
وقتی
رسانه ها
اراده
کردند فیلم
بی ارزش و
تجاری 300 را در
بوق و کرنا
کنند چنان
موفق شدند
که اغلب
وبلاگ
نویسان لر
در نکوهش 300
قلم فرسایی
ها کردند!
همانها که
هرگز هیچ
اعتراضی به
استفاده
های علمی،
نظامی و حتی
کرایه ای از
مهمترین
اثر
باستانی
خرم اباد
نکردند و
نپرسیدند
چرا هر قلعه
فلک
الافلاک
باید در
حسرت ازادی
بماند؟ چرا
از این قلعه
به عنوان
قهوه خانه!
سالن کرایه
ای به هر
همایش و
نمایشی
استفاده می
شود.
به
چه خاطر
جوانان لک
زبان
لرستان نمی
پرسند چرا
سهمی از
رسانه ها،
رادیو و
تلویزیون
این مملکت
ندارند؟
سال
آینده به
لطف و
هوشیاری «یونسکو»
سال جهانی
توجه به
زبانهای رو
به زوال نام
گرفته است،
از رسانه
های دولتی
بگذریم
ببینیم آیا
جوانان ما
همانطور که
چند سال پیش «سال
زرتشت» را در
بوق و کرنا
کردند و با
روبانی که
این سال را
تذکر می داد
وبلاگهای
خود را
آراستند
آیا همان ها
با حساسیت و
دقت به
زبانهای
ایرانی هم
اهمیت می
دهند؟ اگر
زرتشت
ایرانی است
این زبانها
هم ایرانی
اند! اگر
زرتشت در
این آب و گل
حق دارد
زبان لری و
بلوچی و
کردی و ترکی
هم در این
دیار سهمی
دارند و
باید در دل
جوانان این
مرز و بوم
روبانی
داشته
باشند.
به
امید روزی
که همه اهل
قلم و رسانه
این مرز و
بوم از
خبرگزاریهای
دولتی
گرفته تا
وبلاگهای
شخصی نسبت
به وضعیت
فرهنگی
کشور به
راستی حساس
شوند و به
طور عملی و
علمی به بی
توجهی ها
نسبت به
فرهنگهای
اقوام
ایرانی
خاتمه داده
شود.