بابک آذری حقوقدان

مانقورتهای آذربایجان محصول یکسان سازی ملل در ایران هستند

چنگیز آیتماتوف نویسنده ی نامدار قیرقیزستان در رمان روزی برابر یک قرن بر اساس یک افسانه، آدمهائی را به تصویر می کشد که مبدل به مانقورت شده اند. منظور از مانقورت، انسانهائی هستند که با هویت ملی خود بیگانه شده و بمثابه ستون پنجم دشمن بر علیه منافع ملی خود عمل می نمایند. چنگیز آیتماتوف برای نشان دادن عمق تراژدی، مردی را به تصویر می کشد که قادر به شناختن مادرش نمی باشد حتی او را دشمن پنداشته و به قصد کشتن او تیری از کمانش رها می کند و او را می کشد. انسان با خواندن این رمان برایش این پرسش مطرح می شود آیا این موضوع پایه ی علمی دارد و یا فقط افسانه ای بیش نیست؟ درعلم روانشناسی به جای مانقورت از اصطلاح شستشوی مغزی استفاده می شود.


این اصطلاح بعد از جنگ آمریکا با کره شمالی، کاربرد پیدا کرد. در جنگ مذکور سربازان آمریکایی که به اسارت کره شمالی در آمدند بطور سیستماتیک مورد تبلیغات ضد آمریکائی واقع شدند و در بعضی از آنان این باور بوجود آمد که دشمن واقعی آنان ایلات متحده آمریکاست نه کره شمالی. حتی چند تن از آنان از کره شمالی تقاضای پناهندگی کرده و مقیم آن کشور شدند. هنوز هم حتی در کشور های غربی، بعضی از سکت های مذهبی، اعضای خود را مورد شستشوی مغزی قرار می دهند و رهبر سکت روی اعضا آنچنان تاثیری پیدا می کند که با فرمان او دهها تن، دست به خودکشی دستجمعی می زنند. افرادی که به این صورت مورد شستشوی مغزی قرار میگیرند نیازمند کمک حرفه ای هستند. روانشناسان برای درمان این افراد از متد هائی بهره می جویند که برنامه ریزی مجدد مغز نامیده می شود.

شستشوی مغزی آذربایجانیها

در کشور های چند ملیتی که سیستمهای سیاسی دمکراتیک حاکم هستند. چند گانکی ارزشهای سیاسی، فرهنگی، زبانی و دینی، جزو حقوق شهروندی محسوب می شود و این نحوه نگرش، اساس همزیستی مسالمت آمیز را در این کشور ها تشکیل می دهد. اما در ایران استبداد زده آندسته از نظریه پردازان فارس که از سیاست یکسان سازی ملتها در ایران حمایت می کنند برای ملل غیر فارس هویت ساختگی تراشیده اند و تقریبا ٨٥ سال است این هویت ساختگی برای نفی موجودیت ملل غیر فارس در ایران تبلیغ می شود. متاسفانه در آوریل سال ١٩٢٦ رضا میر پنج در نتیجه کوتادی نظامی خود را پادشاه ایران خواند. او به چند گانگی ارزشهای انسانی اعتقاد نداشت از اینرو سیاست اصلی حاکمیت وی یکسان سازی ملل ایران بود. برای رسیدن به این منظور ملل ساکن غیر فارس از جمله آذربایجانیها، بطور سیستماتیک از طریق رسانه های گروهی، تعلیم وتربیت مورد شستشوی مغزی واقع شدند. در آن زمان ایران از جوامع بسته محسوب می شد. مسافرت به کشورهای خارجی برای تحصیل و یا تجارت بصورت محدود صورت می گرفت و در داخل ایران رسانه های گروهی، آموزش و پرورش بطور کامل تحت کنترل رژیم پهلوی بود. برای مردم این امکان وجود نداشت از منابع دیگر اطلاعات متفاوت کسب کنند به این دلیل سیاست یکسان سازی ملل ساکن ایران با کارآئی چشمگیری شروع شد و به پیش رفت. تقریبا در طول ٨٥ سال یعنی از بدو پیدایش رژیم پهلوی تا کنون که جمهوری اسلامی بر سر کار است در ایران سیاست یکسان سازی ملل دنبال شده است و در نتیجه این سیاست، تعدادی از آذربایجانیها با هویت ملی خود بیگانه شده اند وگاهی تا آنجا پیش می روند که بر علیه منافع ملی آذربایجان عمل می کنند ما فعالین حرکت ملی آذربایجان آنان را مانقورت های آذربایجانی می نامیم. البته منظور از بکارگیری این اصطلاح، تحقیر آنان نیست بلکه یادآوری یک واقعیت غم انگیز است.

موانع تحول فکری در مانقورتها

 

به اعتقاد دانشمندان انسان همواره در طول عمرش می آموزد. اما در سن بلوغ، مفاهیم در ذهن انسان شکل می گیرد. او خوب را از بد و درست را از نادرست تمییز می دهد. در واقع در ذهن او خطهای قرمزی بوجود می آیند و هر نوع اطلاعات که در خارج از این خطهای قرمز قرار می گیرد از پذیرش درستی آن امتناع می ورزد. بنابراین برای فردی که مدت طولانی مورد شستشوی مغزی قرار گرفته بسیار دشوار است در مدتی کوتاه، نرمها و شاخص های فکری خود را تغییر دهد و درکی متفاوت از مفهوم درست و نادرست داشته باشد. مثلا برای فلآن آذربایجانی که مدت طولانی است خود را ترک نمیداند و از آن بدش می آید. بسیار دشوار است که بطور ناگهانی یا در مدت کوتاه خود را تغییر داده و خود را ترک بداند و به آن عشق بورزد. علاوه بر اینها عامل سن را باید در نظر گرفت. بعد از سن ٤٥ سالگی در مغز انسان آندسته از سلولهایی که با فراگیری اطلاعات سروکار دارند در نوع سازی خود دچار مشکل می شوند و به مرور زمان از توانائی فرد در فراگیری اطلاعات کاسته می شود. بنابراین کهولت سن نیز از موانع اصلی تحول فکری می باشد. البته نباید فراموش کرد فردی که مورد شستشوی مغزی قرار گرفته است فقط سخنان ما را نمی شنود بلکه از منبع دیگر نیز اطلاعاتی را کسب می کند که با نرمهای فکری او همسوئی دارد و این امر نیز بنوبه خود تحول فکری را در مانقورتها، دچار دشواری می کند. در نهایت باید عامل منفعت جوئی را بر عوامل بالا افزود. در مواردی فرد برای حفظ منافع فردی یا گروهی، خود را مجبور می بیند از اندیشه ای حمایت کند هرچند به درستی آن اعتقاد ندارد. به دیگر سخن فردی اپورتونیست می باشد.

دوگانگی هویت و خطر مانقورت ها

فردی که مورد شستشوی مغزی واقع شده است دو هویت متضاد را با خود حمل می کند. برای مثال یک مانقورت آذربایجانی بجای نژاد ترک، خود را از نژاد آریائی می داند و زبان ترکی آذربایجانی را زبان آذری می شمارد. در واقع در تبین هویت ملی خود فرق اساسی با فارسها ندارد. اگر هم فرق اندکی باشد مانند تفاوت بین پپسی کولا و کوکاکولاست. اما در عین حال خود را فارس نمی داند بلکه آذری اصیل به حساب می آورد. بنابراین یک فرد مانقورت در حالیکه خود را متعلق به ملت خود می داند اما در عین حال در تبین هویت ملی،خود را همسو با نیروهای غیرخودی می بیند و برای دفاع از هویت ساختگی خود با نیروهای خودی به مجادله بر می خیزد. گاهی تا آنجا پیش می رود که در داخل ملت خود مانند ستون پنجم دشمن عمل می نماید چنگیز آیتماتف در رمان "روزی برابر یک قرن" به زیبائی عمق سقوط مانقورتها را با کلمات به تصویر می کشد . او به ما به خوبی نشان می دهد که چگونه فرد مانقورت ممکن است تا آنجا پیش رود حتی مادر خود را نشناسد و تیری به قصد کشتن او از کمانش رها کند و او را بکشد.

سیاست یکسان سازی ملتها محکوم به شکست است

شستشوی مغزی زمانی ممکن است که فردی در محیطی بسته قرار گیرد و بطور سیستماتیک، اطلاعات کنترل شده را دریافت کند. به این دلیل است سکتهای مذهبی حتی در کشور های غربی قبل از هر چیز ارتباط اعضا را با اقوام، دوستان و محیط پیرامون قطع می کنند. در حکومت های استبدادی نیز رسانه هی گروهی، تعلیم وتربیت تحت نظارت رژیم سیاسی حاکم اداره می شود و شهروندان فقط اطلاعات کنترل شده ای را دریافت می کنند که باب میل رژیم حاکم می باشد. در گذشته رژیم های استبدادی می توانستند با کنترل اطلاعات و قطع ارتباط اپوزیسیون با مردم، جامعه را بسته نگه داشته و بر طول عمر خود بیفزایند. اما در حال حاضر تکنولوژی ارتباطات رشد چشمگیری پیدا کرده است و کنترل کامل اطلاعات از طرف رژیم های استبدادی ممکن نیست. برای مثال طبق آمار وزرارت اطلاعات و فنآوری در ایران ٣٤ درصد از مردم به اینترنت دسترسی دارند این به آن معنی است که بیش از ٢٣ میلیون نفر از طریق اینترنت اطلاعات دریافت می کنند وباز طبق آماری در ایران ٨٠٠ هزار وبلاگ نویس وجود دارد. علاوه بر اینها از طریق ماهواره، کانالهای تلویزیونی متعددی به ایران اطلاعات تصویری پخش می کنند. از آن جمله می توان از گوناز تی وی نام برد که در راستای دفاع از منافع مردم آذربایجان جنوبی بطور ٢٤ ساعته ایران را تحت پوشش برنامه های تلویزیونی خود قرار داده است. در دنیای حقیقی هم تغییرات چشمگیری روی داده است. آمار های جدید نشان می دهد در سالهای اخیر، نقل وانتقال آدمها به نقاط مختلف دنیا رشد کمی پیدا کرده است. گفته میشود بیش از ٤ میلیون نفر ایران را ترک کرده و عمدتا درکشور های غربی، اسکان گزیده اند. طبیعی است آنان زبان کشورهائی را که مقیم آن هستند فراگرفته و با شیوه های دمکراتیک اداره جامعه آشنا می شوند. تعداد زیادی از این مهاجرین به ایران رفت و آمد می کنند و برای انسانهای پیرامون خود ازتجاربشان در کشورهای غربی اطلاعات میدهند و این امر هم بنوبه خود باعث افزایش دانش اجتماعی مردم میشود. بطور کلی میتوان گفت ایران از نقطه نظر اطلا عات پروسه ای بالنده را طی میکند و سیاست یکسان سازی ملتها در ایران دیر یا زود محکوم به شکست می باشد. امروز در اثر افزایش آگاهی در میان آذربایجانیها بیش از هر چیزی هویت ساختگی آنان زیر سئوال رفته است و در خانواده های آذربایجانی گفتگوی همسر با شوهر وفرزندان با والدین در باره هویت ملی به امری عادی و طبیعی مبدل شده است. مانقورت های آذربایجان در دفاع از هویت ساختگی دچار مشکل جدی شده اند. دانشمندان آینده نگر از جمله الوین تافلر، بر این باور هستند پیشرفت تکنولوژی ارتباطات به حاکمیت ایدلولوژی ها پایان داد و در افکار عمومی تمایل به توجیهات علمی رشد بی سابقه ای یافت و به این دلیل حاکمیت ایدولوژیک شوروی سابق از هم پاشید. پس بیائید سنگ صبور همدیگر باشیم و بدون پیشداوری همدیگر را بشنویم و برای حل مشکلاتمان راهکارهای علمی را جستجو کنیم.

برگرفته از : ایران گلوبال


انتشار از: Nasrin


  ارسال به شبکه های اجتماعی

  بالاترین Balatarin دنباله donbaleh Facebook donbaleh Delicious donbaleh  
 

نظرات :

  2010-08-12   تاریخ
  صدیق   نام
    ایمیل

  چه به بهی راه انداختی با بک خان به جای اینهمه تعریف از خودتان با اسامی مستر بهتر بود جواب منو میدادی ستار خان و بابک خرمدین مطابق فحش شما به ملت ایران مانقورت بودند که برای ایران مبارزه کردند ؟آنجا هم که گفتی در زمان آنها این آریایی و کوروش بازی فارس نبود پس اولا خود اعتراف میکنید که ایران هزاران ساله است دوما پسچه گونه است که در مقالاتتان صحبت از صدها سال ستم ملی میکنید ؟!پاسخ درست بدهید و با ای دی های مختلف از خودتان تعریف نکنید

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-12   تاریخ
  yuxulu   نام
  yuxuli@yahoo.com   ایمیل

  یکی از شیوه های تبلیغاتی رایج در سینما و تلوزیون جای دادن عکس و سمبول های تجاری به طور غیر مستقیم در فیلم ها یا برنامه های تلوزیونی هست. با این شیوه یا ترفند محصول تجاری را وارد ضمیر ناخود آگاه بیننده می گنند و به مقاصد تبلیغاتی خود میرسند. باز دوباره از آقای بابک آذری این سوال را میکنم که آیا خود ایشان با انتخاب اسم بابک آذری که انتخاب میلی و سلیقه ای شخص خود است همان کار و ترفند تبلیغاتی ذکر شده را انجام نمیدهند. آیا این سوال برانگیز نیست که چرا یک هویت طلب ترک از اسامی چون بابک و آذری و ترکیب گرامری فارسی استفاده می کند. آیا تا حال دیده شده است که یک مسلمان شیعه اسامی چون یزید و شمر و معاویه به خود انتخاب کند.

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  ائلیار   نام
    ایمیل

  پاسخ: آقای صدیق گرامی، اسم اینجانب همین است که ملاحظه میکنید. آقای آذری نویسنده مقاله مورد بحث است که شما میتوانید نقد مرا هم در پیرامون آن مطالعه کنید. اینهم یکی از توهینهای شما« خجالت بکشید»! به کسی خطاب کرده اید که « از تمام پیام گزاران از جمله « شما» تشکر کرده. امیدوارم معنای این " رفتار" را عمیقاً درک کنید.پیش خودتان باید زیاد فکر کنید. "پارادوکس"، اولاً کس یا شخص نیست. یک مقوله منطقی ست. یعنی واژه ای ست در علم منطق برای حالتهای "تناقض". یعنی " لمپن" هم نیست. کسی ننوشته شما لمپن هستید. نوشته ام" ادبیات لمپنی" به کار میبرید. مانند جمله بالا و امثال آن.  

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-12   تاریخ
  ایلدیر   نام
    ایمیل

  آقای صدیق ستارخان قاراچه داغی ترک برعلیه حکومت غیر پارلمانی قجر ترک درایرانی که بیش ازچهل درصدجمعیت ان راترکان تشکیل میدادندمبارزه میکرد.(فارس هاسی درصد جمعیت ایران درسال۱۹۱۵بودند). دران زمان خبری ازمزخرفات وچرندیات آریابازی وکورش،داریوش نبودوایران مترادف فارس بشمارنمی رفت وگرنه ستارخان وهمرزمان وی درمسیر دیگری میبودند.

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  یعقوب   نام
    ایمیل

  با تشکر از نویسنده،، در رابطه با یکسان سازی ملیتهای مختلف با زبان های کاملاّ متفاوت، نمی شود انسانها را از حدیده راسیسم فارس عبور داد، چون انسان گل گوزه گری نیست که به شکل دلخواه در آید، و انسان فلز هم نیست که در ذوب آهن پارس آریائی ذوب شده و در قالبهای پارس نشان و فارس پسند ریخته گری گردد،

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  Amir   نام
    ایمیل

  Agaye Bakek, az shoma bekatere megaletan teshekor mikonem. Men keyli chizha yad kerftem omidvarem baz hem az shoma neveshtehayira bekanim .Ba teshekor Amir

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  آ. ائلیار   نام
    ایمیل

  استاد گرامی آقای بابک آذری سیاست یکسان سازی ملل ، یک جنایت هولناک است. جنایتی ست حداقل درسطح جنایت علیه بشریت. هیچ آزاد اندیشی نمیتواند با آن موافقت داشته باشد. من در نقد خود برنوشته شما ضمن طرح شرایط « موفقیت جنبش ملی- دموکراتیک آذربایجان» این سیاست را ناگفته محکوم کرده ام. تندرست و خرم باشید با احترام  

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  يوسف آذربايجان   نام
    ایمیل

  آقای آذری دست درد نکند فکر ميکنم اين دومين مقاله شما بود که در سايت ايران گلوبال گذاشته شده و بنظر من هر نوشته که وجهه علمی و تحقيقی داشته باشد قابل مطالعه ميباشد ولو اينکه در تضاد با افکار خوانده باشد. اميدوارم نوشته های ديگری از شما در اين سايت ببينيم.

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  Elqizi   نام
    ایمیل

  من کلمه مانقورت رو برای اولین بار در پالتک شنیدم با اینکه بین آذری ها زیاد بکار میره کسی اونو خوب توضیح نمی داد ازآ قای آذری متشکرم اطلاعات خوبی دادن

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  بابک آذری   نام
  azad5512@hotmail.com   ایمیل

  من از تمام کسانی که در رابطه با نوشته من نقطه نظرات خود را بیان کرده اند تشکر می کنم. اگر ما بر علیه خشونت هستیم و از همزیستی مسالمت آمیز طرفداری می کنیم باید بپذیرم بدون دیالوگ و پلمیک سیاسی در شریط آزاد، همزیستی مسالمت آمیز ممکن نیست

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-12   تاریخ
  yuxulu   نام
  yuxuli@yahoo.com   ایمیل

  آقای بابک آذری خودشان انگار فراموش کردهاند که اسم مستعار ی که برای خود انتخاب کردهاند ذاییدهی همان تبلیغات ضد ترک و سیاست های یکسان سازی است . اینجاست که آدم متوجه مانقورت بودن خود آقای بابک آذری میشود.

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  صدیق   نام
    ایمیل

  آقای بابک آذری که به نام الیار صحبت میکنی!!! من کجا توهین کردم ؟سوال پرسیدم لومپن کسی است که پارادوکس در صحبت هایش باشد .شما پاسخ مرا بدهید تا از جهل بیرون بیام !:آیا مطابق نظر شما ستار خان هم مانقورت بود چون ایرانی می اندیشید ؟جواب سوالم را بدهید و توهین نکنید مثل همیشه !...

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-12   تاریخ
  ائلیار   نام
    ایمیل

  آقای صدیق محترم نخست شما این ادبیات احمدی نژادی و لومپنی را که در پیامهایتان به کار میبرید اصلاح کنید، طرز سخن گفتن و نوشتنتان را درست کنید، بعد در پی پرسش و پاسخ باشید. متأسفانه شما هنوز خیلی از فرهنگ قلم و گفتمان دورید. چرا نمیخواهید خودتان را اصلاح کنید؟ بلد نیستید؟ خیلی سخته کنار گذاشتن جیگول بازی؟ میخواهی مسئله ای روشن بشه یا دوست داری فحش نامه نویسی کنی؟ شما هنوز "احترام انسانی" را یاد نگرفته اید. لطف کن به خاطر خودت چیزی یاد بگیر، و از این جهالتی که داری رها شو! بعد در خدمتیم. در اصلاح خود موفق باشی. دوستدار شما.  

  نظر خواننده
  2010-08-11   تاریخ
  صدیق   نام
    ایمیل

  آقای حقوق دان !!! چرا حقوق مردگان را پایمال میکنید و از ستار خان برای خود مایه میگذرد لااقل از عکس پشت سرتان خجالت بکشیدمنتظر پاسخ گویی شما هستم به دروغ های تاریخی و پور از تضاد خاتمه دهید یا جواب بدهید آیا پس طبق نظر شما ...

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-11   تاریخ
  آ. ائلیار   نام
    ایمیل

  نگاه نوین به پدیده ها: ------------------------ عزیز استاد، آقای بابک آذری اینکه حکومتهای دیکتاتوری و فاشیستی اجازه رشد به هویت افراد با میلیتها ی مختلف را نمیدهند و توده مردم برای گذران زندگی خود و خانواده یشان به اجبار راههای پیش رو گسترده در جامعه را انتخاب میکنند و عملاً نمیتوانند در پی هویت ملی-دموکراتیک خود باشند، مسئله ای نیست که با تز " مانقورت " قابل توضیح باشد.  

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-11   تاریخ
  sahand   نام
  alov1946@gmail.com   ایمیل

  پاينده و زنده باد روشنفكران آذربايجان كه با تلاش و كوشش و زحمات شبانه روزي و با كشيدن پيي تمام حبسها و شكنجه ها و دربه دريها كه چون چراغي ظلمت شبي كه پان فارس هاي راسيست جنايتكار براي بي هويت نمودن و هويت جعلي براي ملل غير فارس مشغول تراشيدن بودند و با آريا تازي و آريا بازي خود را ارباب و آقاي ملل غير فارس و ايران را نيز ميراثي از كروش و داريوش جنايتكار مانده و به ارث پدري خود شش دانگ

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-11   تاریخ
  navid   نام
    ایمیل

  daest shoma daer naekonaed khaild ziba maenghortha ra taerif nemudid

  نظر خواننده
  2010-08-11   تاریخ
  yenilik   نام
    ایمیل

  مقایسه شما در مورد " محیط بسته " که لازمه پرورش " مان قورت " با " سکتهای مذهبی‌ " که آنها نیز به محیط بسته نیاز دارند کاملا درست است. من شخصاً محیط بسته " سکتهای مذهبی‌ مانند آمیش " را دیده‌ام وقتیکه یکی‌ از دوستام باید به شهر دیگری برای ادامهٔ تحصیلاتش میرفت و تصمیم گرفت که ۲ تا گربه‌ ااش را به محل " آمیش‌ها " ببرد، بعد از نزدیک به ۲ ساعت رانندگی‌ به آنجا رسیدیم، چونکه دوستم یکی‌ از آنها خوب میشناخت ما را به خانه خود راه دادند. روی میز، ۳۰ تا مسواک جدید بود همهٔ مثل هم، تلویزیون نداشتند، اتاق یکی‌ از بچه‌ها " که باعث تعجّب من شد، کامپیوتر داشت ولی‌ اینترنت ندارند". مردها کار کشاورزی یا نجاری " می‌‌کنند و زنها اکثر کار خانه داری، اگه یکی‌ از اعضای سکت از محیط سکت فرار یا ترک کند، حق برگشت ندارد، و بر نخواهد گشت هم بعد از آشنا شدن با دنیای آزاد بیرونی‌

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-60971


بابک آذری

نگاهی به جنبش فمنیستی در بین زنان فارس

تشکل های فمنیستی فارس خودشانرا تشکلهای ملت ایران می نامند. در واقع چیزی بنام ملت ایران وجود ندارد. ایران یک منطقه ی جغرافیائی است که در آنجا ملت های مختلف فارس، ترک، عرب، بلوچ، ترکمن و کرد زندگی می کنند. تشیکلات فمنیستی فارس با منصوب کردن خود به ملت ایران، بطور غیر دموکراتیک ادعای دفاع از حقوق کل زنان ساکن ایران را دارند. در واقع با این کار خود موجودیت ملتهای غیر فارس را انکار کرده و ابتدائی ترین حق آنان را مبنی بر حق تشکل مستقل نفی می کنند.


در شروع باید خاطرنشان کنم. زنان در همه جای دنیا مورد تبعیض واقع می شوند. منتها شدت و ضعف این تبعیض باهم تفاوت دارد. مثلا در کشور سوئد تاکنون یک زن به سمت رئیس دولت انتخاب نشده است و اکثریت نمایندگان پارلمان این کشور را مردها تشکیل می دهند. این درحالی است که کشور سوئد یکی از کشورهای پیشرفته دنیاست و در رعایت حقوق زنان حسن شهرت دارد. درکشوری نظیر ایران از نقطه نظر قانون زنان مورد تبعیض خشن واقع می شوند. شاید مبالغه آمیز نباشد اگر گفته شود در ایران، زن بودن جرم محسوب میشود. با این حساب در ایران، تلاش زنان در زیر چتر فمینیسم برای احقاق حقوق انسانیشان باید مورد حمایت قرار گیرد. متاسفانه تجربه چند سال اخیر نشان میدهد خصوصا تشکیلات فمنیستی زنان فارس به کلوب زنان طلاق گرفته مبدل شده است و به اصطلاح افکار فمینیستی زنان فارس به جا ی تحکیم بنیان خانواده با هیولا نشان دادن مرد شرقی، آنرا به میکرب پیشداوری آلوده کرده است افزون بر این نباید فراموش کرد رابطه زن و مرد بصورت خانوده اکثر توام با وجود چند فرزند می باشد و در یک رابطه ناسالم و آلوده به پیشداوری آنان بیشترین آسیب را می بینند.

در ایران نگاه مردان را به زنان باید در دو دسته مختلف تقسیم بندی کرد. روشنفکران مرد بطور نسبی موفق به درک وضیعت دشوار زنان شده و سعی در رعایت حقوق انسانی آنان دارند اما توده های مردم به دلیل ناآگاهی هنور اسیر پیشداوری های خود هستند. برای حل این معضل راه حل سریع و کوتاه مدت وجود ندارد. ابتدا باید در کشور سیستم سیاسی دمکراتیک حاکم شود و آزادی نشر اطلاعات تضمین گردد. افزون بر این با رفرم در شیوه های تعلیم وتربیت و با ایجاد رشد و توسعه اقتصادی، دانش عمومی افزایش پیدا کند. منظور از رشد اقتصادی آنست که تولید ومصرف محصولات صنعتی از جمله رادیو، تلویزیون، فاکس، تلفن و کامپیوتر افزایش یابد و مردم با بکار گیری آنها معلومات خود را نسبت حقوق زنان افزایش دهند. و از طرف دیگر با توسعه اقتصادی یعنی با افزایش تعداد باسوادان و کسانی که تحصیلات عالی دارند، بهتر شدن سلامت جسمی و روانی مردم، شیوه های جدید مدیریت جامعه که زنان را اداره جامعه فعال می کند و غیره، باعث افزایش آگاهی مردم شده و زمینه را برای ایجاد یک رابطه سالم بین زن و مرد مهیا کند. در اینجا این پرسش مطرح می شود چرا نظریات فمنیستی در بین زنان فارس مبدل به دشمنی با مردان شده است؟

ویژگیهای جامعه ایران

اگر یک فرمول شیمی با شرایط مشابه در هر کجای دنیا مورد آزمون قرار گیرد نتیجه آزمایش یکسان خواهد بود. اما بکارگیری یک نظریه سیاسی در جوامع مختلف باعث نتایج متفاوت خواهد شد. این امر ناشی از فرهنگهای متفاوتی است که بر جوامع گوناگون حکمفرماست. برای مثال با زور یا بصورت دوطلبانه به تقلید از نظام سیاسی حاکم بر شوروی سابق در بعضی از کشورهای اروپائی، آسیائی و آفریقائی رژیمهای کمونیستی بوجود آمدند. در کشورهائی نظیر افغانستان و اتیوپی رژیم های کمونیستی ماهیتی خشن و غیر انسانی داشتند. خصوصا در اتیوپی تجاوز جنسی و اعدام گسترده مخالفان به حدی بود که بعد از سرنگونی رژیم کمونیستی و فرار منگیستو رهبر سابق این کشور به زیمباوه غیابا به اعدام محکوم شد. در حالیکه رژیم های کمونیستی حاکم بر کشورهائی نظیر لهستان و آلمان شرقی چهره انسانی بهتری داشتند. نظریه های فمینستی هم اگر در کشور هائی اروپائی باعث بهتر شدن رابطه زن و مرد و استحکام خانواده گردیده اما اینگونه نظریات در دست زنان فارس مسخ شده و به وسیله ای برای دشمنی با مردان مبدل شده است.علاوه بر اینها بر اساس دلائل روشنی میتوان گفت تشکلهای فمینستی فارس از تمایلات نژادپرستانه رنج می برند.

حقوق برابر زبانی

در ایران ملتهای مختلف زندگی کرده و به زبانهای مختلف تکلم می کنند. تشکلهای فمنیستی فارس بطور قاطع و روشن از حقوق برابر زبانهای مادری دفاع نمی کنند. در بدترین حالت این موضوع را مسکوت می گذارند و در بهترین حالت زبان فارسی را زبان مشترک همه ملتهای ساکن ایران شمرده و در چارچوبهای محدود به آموزش زبانهای غیر فارس اعتقاد دارند. این به آن معنی است که آنان زبان فارسی را از نظر اهمیت درجه یک و زبانهای غیر فارسی را درجه دو میشمارند.

حق تشکل

تشکل های فمنیستی فارس خودشانرا تشکلهای ملت ایران می نامند. در واقع چیزی بنام ملت ایران وجود ندارد. ایران یک منطقه ی جغرافیائی است که در آنجا ملت های مختلف فارس، ترک، عرب، بلوچ، ترکمن و کرد زندگی می کنند. تشیکلات فمنیستی فارس با منصوب کردن خود به ملت ایران، بطور غیر دموکراتیک ادعای دفاع از حقوق کل زنان ساکن ایران را دارند. در واقع با این کار خود موجودیت ملتهای غیر فارس را انکار کرده و ابتدائی ترین حق آنان را مبنی بر حق تشکل مستقل نفی می کنند.

تبعیض اقتصادی

بر اساس آمار و ارقامی که توسط رژیم ایران انتشار یافته است. مناطق غیر فارس از جمله آذربایجان مورد تبعیض اقتصادی قرار می گیرد. در ایران بیش از ٣٠ میلیون آذربایجانی زندگی می کنند. این به آن معناست که بیش از ١٥ میلیون زن ترک مورد تبعیض اقتصادی قرار می گیرند. متاسفانه تشکلهای فمنیستی زنان فارس حتی از انتشار این نوع اطلاعات امتناع می کنند و هرگز بطور روشن و شفاف خواستار پایان دادن به تبعیض اقتصادی بر علیه زنان آذربایجان نشده اند.

ارتباطات خارجی

در سالهای اخیر تشکلهای زنان فارس با تشکلهای زنان در کشورهای خارجی از جمله با افغانستان و تاجیکستان به دلیل علائق مشترک زبانی و فرهنگی پیوندهای نزدیک بر قرار کرده اند. در حالیکه اگر زنان آذربایجانی با تشکلهای کشورهای خارجی از جمله ترکیه و آذربایجان شمالی ارتباط بر قرار کنند به آنان اتهام پان ترکیست، تجزیه طلب و جاسوس عوامل بیگانه زده میشود. چرا تشکلهای زنان فارس این دو گانگی اخلاق را در رابطه با زنان فارس و ترک مورد نکوهش قرار نمی دهند؟ جان کلام اینکه تشکلهای زنان فارس بایستی ملل غیر فارس را در ایران برسمیت بشناسند و بر اساس پلاتفرمهای مشترک با تشکلهای زنان غیر فارس همکاریهای نزدیک داشته باشند. اما متاسفانه در حال حاضر آنان سعی در جذب و استحاله تشکلهای زنان غیر فارس در درون تشکلهای زنان فارس هستند و از طرف دیگر برای تبعیضات نژادی بر علیه زنان غیر فارس توجیهات شبه روشنفکرانه درست می کنند.

برگرفته از : ایرانگلوبال


انتشار از: Eghbal Eghbali


  ارسال به شبکه های اجتماعی

  بالاترین Balatarin دنباله donbaleh Facebook donbaleh Delicious donbaleh  
 

نظرات :

  2010-08-12   تاریخ
  aydin   نام
    ایمیل

  آقا ی فرهاد هر چند خود باخته ای لااقل آزاد مرد باش شما نگفتید از کجا به من اتهام نفرت از دیگری میزنی ؟؟!! طرز تفکر شما غیر منطقی است شما به یک حیوان (گرگ ) بی شرم میگوئید. هاهاهاها .... حقیقتا من شما را جدی نمیگیرم .

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  farhad   نام
    ایمیل

  جناب aydin خوشحالم که لبخند بر لب شما نشاندم، فکر کنم که نشاندن تبسمی بر لبان بهتر از نفرت داشتن از دیگران است!! شما متاسفانه سر تا پای مملو از نفرتید، نفرت از فارس،کرد،آرمنی. جدی به شما توصیه می‌کنم که به درمان خود بپردازید، زیرا خیلی‌ به گرگ علاقه مند هستید و این نشانه بیماری خطرناکی است!!! گرگ ساخته هالیوود نیست، تازه اگر هم هالیوود فیلمی از گرگ ساخته است بر اساس طبیعت گرگ است که وحشی و درنده است!! گرگ گرگ است بقول شاعر که میگوید: هر كه با گرگش مدارا ميكند خلق و خوي گرگ پيدا ميكند هر كه از گرگش خورد دائم شكست گرچه انسان مينمايد، گرگ هست در جواني جان گرگت را بگير واي اگر اين گرگ گردد با تو پیر!!!

  نظر خواننده
  2010-08-12   تاریخ
  aydin   نام
    ایمیل

  آقای فرهاد در ضمن با آن تشبیهاتی که شما در مورد گرگ میکنید یک جنبه کودکانه دارد که سبب خنده میشود . شما خیلی به فیلمهای ترسناک هالیوود ی میروید . آقا هر چیزی که در فیلمها باور نکنید

  نظر خواننده
  2010-08-11   تاریخ
  aydin   نام
    ایمیل

  آقای فرهاد شما از کجا نتیجه گیری کردید که من از کرد ارمنی فارس متنفر هستم کردها که مانند ما مورد تهاجم هستند من با عملکرد نژاد پرستانه فارس مبارزه میکنم . هویت انسان با زبان مادری معنا پیدا میکند از اینرو مبارزه برای زبان مادری مبارزه در راه انسانیت است .

  نظر خواننده
  2010-08-11   تاریخ
  farhad   نام
    ایمیل

  جناب aydin وقتی‌ قرار است که از انسانهای دیگر (فارس،کرد،آرمنی،....) متنفر باشیم بهتر نیست که خود باخته باشیم؟؟!! جواب این سوال را به وجدان خودت بده. اگر هویت طلبی مصادف به گرگ شدن و گرگ صفت بودن است و وقتی‌ قرار است که از آدمهای دیگر متنفر باشم این هویت پیشکش شما باد که عادت به زوزه کشیدن کرده اید!!!! من انسانم برای من انسان بون از همه چیز مهمتر است ، از دیو ودد ملولم انسانم آرزوست!!!!

  نظر خواننده
  2010-08-11   تاریخ
  aydin   نام
    ایمیل

  آقای فرهاد بنا به استناد خود شما ( من قبول دارم خود باخته ام ...) من از این صداقت شما تشکر میکنم ، فکر نمیکنید که خود باختگی یک حالت و امر غیر عادی در انسان است، این خود باختگی تقصیر شما نیست بلکه استعمارگر عقب مانده شما آنرا به شما تحمیل کرده است و شما آن را نمیدانید . یکی از صدمات استعمار تولید انسان های خود باخته است . آن شعری که نوشتید بیشتر نمایانگر حال و روز خود شماست که نمیدانید و نمیدانید که نمیدانید .

  نظر خواننده
  2010-08-11   تاریخ
  farhad   نام
    ایمیل

  جناب aydin و یاشار و دیگر گرگ پرستان و گرگ دوستان ، من اشتباه کردم که با شما وارد گفتگو و صحبت شدم . چون از قدیم گفته اند: آن چیزی که نهایت ندارد حماقت است!!!! بهر حال برای حسن ختام هم که شده این شعر بسیار زیبا را که وصف حال امثال شماست را تقدیمتان می‌کنم. آنکس که نداند و نداند که نداند ( شاید بهتر بود میگفت نخواهد که بداند) در جهل مرکب تا ابد الدهر بماند. یک زوزه کشیده و عمیق گرگ خاکستری هم نثارتان!!!!

  نظر خواننده
  2010-08-11   تاریخ
  aydin   نام
    ایمیل

  آقای فرهاد من معتقد هستم هر ملتی باید سرنوشت خود را بدست خود بگیرد و زیر پرچم خود زندگی بکند .ولی شما که اینقدر اصرار به دشمنی با ملت خود و خدمت به بیگانه هستید توصیه میکنم ارباب دیگری با کمی قابلیت پیدا بکنید . هندوستان سالها مستمری انگلیس بود با تمام صدماتی که به آنان خورد یک چیز خوب از آنان به دست آوردند ،آن هم زبان انگلیسی بود و در تمام هند به عنوان زبان مشترک به کار میرود اقتصاد امروز هند با رشد ۱۲% مدیون این زبان است .و یا ملتهای شوروی سابق با تمام مشکلات از خرافات دینی بدورماندند . شما با این ارباب هیچ چیزی به جز نامتان به گروگان گیر ، تروریست ،وحشی عقب مانده معرفی خوهد شد .فارسها در خارج از خجالت خود را ترک معرفی میکنند .و شما خدمتکار آنان هستید

  نظر خواننده
  2010-08-10   تاریخ
  aydin   نام
    ایمیل

  آقای فرهاد قبلا نوشتی ‎( من قبول میکنم خود باخته ام ..) . دوستی ترک از ترکان آسیای میانه میگفت ما اجازه ندادیم روسها ما را مستمره خود بکنند . ما همیشه بر علیه شوروی مبارزه کردیم . میگفت بلاخره روسها تکنولو ژی میگ 29 ابر قدرت بودند ادبیات مدرن پوشکین تولستوی داشتند ما حاضر نشدیم زیر استمار روسها بمانیم میگفت من در تعجبم بعضی از این ترک ها ی ایران در این فارس عقب مانده چه دیده اند که نه تکنولو ژی ،نه ادبیات مدرن وقتی قیافه رهبرا ن آنان را میبینی هفته ها حمام نرفته اند زنان را سنگسار .. چاه جمکران خرافاتی هستند نه اقتصاد دارند میگفت اگر دوست دارند نوکر یکی باشند حد اقل نوکر یک ملت عقب مانده و بدبخت مثل فارس چرا ؟؟ آقای فرهاد شما کسی هستد که به این سؤال باید جواب بدهد راستی چرا ؟

  نظر خواننده
  2010-08-10   تاریخ
  یاشار   نام
    ایمیل

  جناب اقای farhad باز سر و کله ات پیدا شد! از نوشته هایت کاملا مشهود هست که به هیچ وجه تورک نیستی و چنان از فارسها دفاع می کنی که خود فارسها از خود دفاع نمی کنند! در مورد تجزیه هم نگران نباش با پیشرفت و توسعه کشورهای تورک زبان و افزایش اهمیت زبان تورکی و قدرت روز افزون دولتهای تورک زبان به تدریج ملت تورک ساکن در جغرافیای ایران در حال بیداری می باشد! چند روز پیش باکو و قبل از ان تو عشق اباد ترکمنستان بودم ساختمانها و مراکز تجاری و راهها و امکاناتی که در انجا همراه با پیشرفتهای دیگر( خدمات تلفن موبایل- خدمات بانکی- اینترنت...)در تهران شما ندیدم!

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-10   تاریخ
  farhad   نام
    ایمیل

  جناب aydin از قدیم گفته اند که آرزو بر جوانان عیب نیست، حالا شما هم در رویا پردازیهای گرگ مابانه خواب و خیال تجزیه ایران را ببین!!!!!! ولی‌ باید بگویی چه راهکاری برای تجزیه ایران داری یعنی‌ چگونه میخواهی این کار را انجام دهی‌؟؟!!! در ضمن درباره سطحی دیدن که شما مرا متهم کردی باید خدمتتان عرض کنم که شما که خیلی‌ عمیق می‌بینید به کجا رسیدید!! به آنجا رسیدی که از فارس،آرمنی و کرد متنفر باشی‌!! من حاضرم که سطحی باشم ولی‌ به عمیق بودن شما گرگ زاده نپیوندم!! راستی‌ با یکی‌ از دوستان که اهل کشور ترکیه است و نامش murat است صحبت می‌کردم و سخن به بوزقورد رسید اتفاقا نظر ایشان هم مانند نظر من بود و حزبMHP را به داشتن اندیشه فاشیستی متهم میکرد و به اتفاق کلی‌ به گرگ خاکستری خندیدیم

  نظر خواننده
  2010-08-10   تاریخ
  aydin   نام
    ایمیل

  ایرامی هر چه میخواهد دل تنگت بگو اما هر انسان آگاه و منطقی میداند دگمه فرو پاشی ایران فشار خورده است . همانند فرو پاشی شوروی ، یوگسلاوی . تیر از کمان رها شده و دیگر کاری نمیتوان کرد . برای همیشه شوونیسم فارس با آن تفکر آریا پرستانه خود از ریشه خشک خواهد شد .

  نظر خواننده
  2010-08-10   تاریخ
  ایرامی   نام
    ایمیل

  سی ملیون آذری یک دروغ مفت پان ترکیستها است.. اکثریت ایرانیان به زبانهای ایرانی سخن میگویند. ترکها در ایران اقلیت هستند و برای همین حتی زوزه های نژادپرستانه خود را مجبور هستند به فارسی بنویسند. به دروغ ادعا میکنند که همدان و قزوین و گیلان و اراک و غیره "تورک" است. به هر حال، ترکان قرقیز به ترکان اوزبک نشان دادند که چگونه مدافع حقوق زبان هستند. بدترین چیزی که در تاریخ ایران شده است هجوم ترکان بوده است (بدتر از هجوم اعراب).

  نظر خواننده
  2010-08-10   تاریخ
  رزا   نام
    ایمیل

  پروین خانم، من هم یک زن کورد هستم. درست که نوشته بالا از طرف یک مرد هستش. ولی نه تنها من هیچ ایرادی در این نوشته نمیبینم بلکه حقایقی را که من شخصا متوجه نبودم گوشزدم میکند..

  نظر خواننده
  2010-08-10   تاریخ
  پروین کرد   نام
    ایمیل

  رن درتمام عالم زنست :او در کل ادیان ابراهیمی بزیورگرانبهای (سنگار) آراسته شده است / پس لطف فرمورده و زنرانردبان امیال ناسیونال فاشیستی/ تنقیه ای استعماری خود در زیرعبا وقبای (زن سرکوب شدهء فلان قومیت مظلوم)قرارندهید/ آخه خدا را خوش نمیاد!!

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-09   تاریخ
  استوار //کنوانسیون رفع تبعیض -   نام
    ایمیل

  فرانك فريد: پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض یکی از موارد قعطنامه کنگره زنان آذربایجان در 1383 بود مدرسه فمینیستی: روز يكشنبه، هفدهم خرداد ماه، به همت تني چند از كنشگران و مدافعان حقوق برابر، جلسه سخنراني فرانك فريد فعال

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-09   تاریخ
  yenilik   نام
    ایمیل

  براستی چرا در " پاکستان " بی‌ نظیر بوتو، در ترکیه " تانسو چیلر و در " هند " ایندیرا گاندی " در راس دولت و کشور قرار گرفتند و ایران حتی یک رئیس جمهور یا نخست وزیر زن تولید نکرده؟ چرا فقط در کشور‌های فارس زبان زنان را سنگ سار میکنند؟ چرا هخا در فارسستان طرفدار پیدا می‌کند؟ چرا چاه جمکران در کشور آریائی فارس زبان دهان باز می‌‌کند؟

  نظر خواننده
  2010-08-09   تاریخ
  یاشار   نام
  azturk888@yahoo.com   ایمیل

  با سلام و تشکر جنبش زنان در کشوری کثیر الملله همانند ایران تفاوتهای ماهیتی با جنبشهای زنان در کشورهای یکدست دیگر می تواند داشته باشد. زنان آذربایجانی از زمان قاجار و حتی قبل از انقلاب مشروطه با وجود شیرزنانی همانند زینب پاشا سردمدار مبارزات رفع تبعیض در جامعه بوده اند. زنان آذربایجانی و به طور کلی زنان غیر فارس در ایران، علاوه بر نداشتن حقوق اولیه شهروندی، همانند زنان فارس، همواره مورد بی مهری از نظر زبان نیز قرار گرفته اند و م سیاستهای یکسان سازی و فاشیستی رژیمهای پهلوی و رژیم جاری، تاثیرات بیشتری نسبت به زنان داشته است. هر چند که آزادی خواهی در بین دخترن و زنان آذربایجانی نیز کاملا مشهود استو حضور آنان در ورزشگاه سهند را می توا نمونه ای تلاش آنها در هویت طلبی و آزادی خواهی عنوان نمود.....

  نظر خواننده
  2010-08-09   تاریخ
  استوار/   نام
    ایمیل

  باسلام وتشکرآقای آذری که به مشکلات زنان ملل غیرفارس ازجمله زنان آذربایجان اشاره نمودید. دراین رابطه دوستان میتوانند سخن رانی خانم فرانک فریددرنشست فعالان حقوق زن دربیویورک رادرزیربخوانند:

  نظر خواننده
 

منصور پویان

ضرورت تأمین حقوق و آزادى برای اقلیتها و اقوام ايرانی

تاريخ و تمدن ايرانزمین، هماره، بر پايه چندگانگى قومى و گوناگونى فرهنگى استوار بوده است. اقتدار و سيادت زبان فارسى، تنها پس از جنبش مشروطيت پديدار گشت. اينك مدرنيته ايرانى مستلزم مشاركت و شكوفائى بر پايه آزاديهاى مدنى براى همه اقوام ايرانى است.


 

مقدمه

اکثريت عظيمی از طبقات در "پائين" جامعه، دیگر حاضر به پذیرش فرامین حکومت نیستند. همزمان در رده های "بالا" نیز گسل های عدیده ای پدیدار گشته و حاکمیت در شرایط فروپاشی و در وضعیت ِبحران ِوجاهت بسر می برد. وزن مخصوص نارضائی دائما در حال نوسان؛ منتهی نرخ ِمتوسط ِرشدش؛ مداوماً رو به افزایش است.

امروز بازار و مکانیسم های اقتصادی، سرنوشت همه را در سراسر کشور به یکدیگر گره زده است. جوامع روستائی و ایلاتی نیز در سیستم اقتصاد بازار ادغام شده اند. اجرای مبانی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر، بخشی جدائی ناپذير از آزادیهای شهروندی در یک جامعه مدرن محسوب می شود.

در راستای کسب تساوی حقوقی، شرکت زنان در فعاليتهای اجتماعی و مشارکت شان در بازار کار و محيط اجتماعی، نه تنها نسبت به سالهای قبل از انقلاب عقب نرفته، بلکه به مراتب افزایش نیز یافته است. تعداد دانشجويان زن در دانشگاههای ايران، امروز بيش از دانشجويان مرد است. آگاهی زنان در موارد ِتبعیض و بویژه در مورد نابرابریهای جنسیتی، آنان را بسوی جنبشهای مدنی و راه حلهای فرا-طبقاتی و فرا-عقيدتی سوق داده است.

اکنون با بيش از سه مليون دانشجو، در هر شهر متوسط و حتی کوچکی، شعبه ای از دانشگاه وجود دارد. آنچنانکه تقريبا از هر بيست نفر ايرانی، يک نفر دانشجو است. بعلاوه، سازمانهای مردم-نهاد( ان –جی –او) یعنی سازمانهای غيردولتی، در دو دهه اخیر رشد چشم گیری داشته اند. بخش سنتی اين نهادها البته از امکانات مساجد و مراکز مذهبی استفاده می کنند؛ مع الوصف بخش مدرن این قبیل سازمانهای مدنی، از کمکهای حکومتی بهیچ وجه بهره مند نیستند. اين نهادهای خودجوش اجتماعی به حدی دامن-گسترانیده اند که همايشهای سالانه برگذار کرده؛ از قابلیت سازماندهی و مدیریت نوین برخوردارند.

اینک با طرح مقدمه نوید-بخش ِبالا، می خواهم به یکی از مَصادیق ِمُبرم ِنقض ِمبانی ِحقوق بشر در ایران بپردازم.

 

حقوق اقوام ايرانى

برقراری یک سیستم عدم تمرکز و واگذاری امور به ساکنان ِمحل در تصمیم گیری و اجرای برنامه های توسعه، مسئله کنترل و رسیدگی به عمکردها را به نحو کارآمد تری تضمین خواهد کرد. رمز موفقیت آلمان فدرال پس از ویرانیهای ناشی از جنگ دوم جهانی و سپری کردن ِسریع مراحل رشد و جبران مافات، همانا در برقراری یک چنین سیستمی از خود-گردانی های محلی و ناحیه ای نهفته است. در مقابل توسعه سریع ِآلمان غربی، آلمان شرقی بخاطر ِسیستم متمرکز و غیر دمکرتیک اش نتوانست به مدارج رشد و پویائی ِمشابهی دست یابد. در چارچوب ایرانی فدرال، نه تنها انگیزه های شووینیستی و جدائی طلبانه بطور طبیعی خنثی و فرو کاهیده خواهد شد؛ بلکه نیروی خلاقانه و مداخله جویانه ای از جانب توده های مردم برای بازسازی و مشارکت؛ در جهت پیشرفت و توسعه، در کار خواهد آمد.

علاوه بر مزایای خود-گردانی، آزادى فرهنگى حكم مى كند كه اقوام ايرانى در تكلم، آموزش و آفرينش به زبان مادرى، مانند فارسى زبانان، از آزاديهاى برابر و نيز از حق استفاده از رسانه هاى گروهى برخوردار باشند. بعبارت ساده تر، مَدنيت جديد ايجاب مى كند كه از اقليت هاى قومى و مذهبى رفع تبعیض شود و برابریهای حقوقی برای همه اقليتهاى قومى و دينی بلافاصله دایر گردد.

مسئله حفظ زبان و فرهنگ اقوام ايرانى مسئله اى است انسانى، طبيعى و عادلانه كه ابعادش فراتر از جغرافياى قومى، مسئله ای بنیادی و كشورى محسوب می شود. امكان آموزش و تدريس به زبان مادرى، از زمره حقوق ِفرهنگى ِاقوام است. بدون آزاديهاى بيان، نشر و رسانه اى، زبان مادرى و فرهنگ ِخلقها نمى تواند پويا و شكوفا گردد.

پذيرش زبان فارسى بعنوان زبان ادارى و ارتباطى در پهنه ايرانزمین و نيز چند و چون پيوند آن با زبانهاى اقوام ايرانى مستلزم فضاى باز ِگفتگو و اراده ِآزاد ِاقوام ِايرانى در تصمیم گیری است. بعبارت دیگر، بعهده اراده جمعى هر يك از اقوام است كه در محدوده جغرافيائى خود، در مورد دو زبانه بودن و عملكرد ِزبان قومى خود تصميم گيری کنند.

زبان فارسى مى تواند در چارچوب مرزهاى كشورى، بعنوان زبان ادارى و ارتباطى، مورد پذيرش همه خلقها قرار گيرد. زبان محلى منتهی همپا و در راستاى زبان مشترک، بطور موازی باید رواج يابد. به دیگر سخن، در کنار زبان فارسی، زبانهای محلى در سطح منطقه ای؛ بمثابه زبان رايج در جغرافياى قومى، از کلیه حقوق برابر باید برخوردار باشند. البته باید خاطر نشان شد که امر ِزبانهای مستقل را نباید با امر ِگویش های محلی و یا لهجه های بومی مترادف و یکی شمرد.

دفاع از حقوق اقوام ایرانی و استيفاى آزاديهاى فرهنگى، يكى از عوامل ِسلامت جامعه مدنى برای ايران فرداست. آزادی های زبانی و فرهنگی؛ نه تنها به پويائى و شكوفائى خِرد و فرهنگ ایرانزمین مَدد خواهد رسانید؛ بلكه از طریق ِهمبستگى سرتاسری ميان اقوام و خلقها؛ توسعه اقتصادی نیز به نحو مؤثر و متوازن تری صورت تحقق خواهد پذیرقت. تساوی حقوقى برای همه اقوام ايرانى؛ بمعنای به رسمیت شناختن نقش برابر ِهمه ایرانیان عليرغم تمايزات فرهنگى، زبانى و نژادى آنهاست.

در لوای یک سیستم فدراتیو، اقوام ايرانى از طریق مناطق خود-گردانی در یک سيستم سرتاسری به یکدیگر مفصل بندی خواهند شد. از این طریق، همه اقوام ايرانى در تعيين سرنوشت كشور و در بارآورى فرهنگى و توسعه اقتصادی سهيم و ذینفع خواهند بود. بدیگر سخن، حقوق مساوى برای اقوام ایرانی آنچنان تضمين باید شود که هيچ خلقى احساس ستم مضاعف نكند. حق آزادى گفتار و نوشتار و برخوردارى از وسايل ارتباط جمعى، حقى ست كه براى همه زبانهاى ايرانى بطور برابر داير بايد گردد. درخواست های فرهنگی اقوام و گروه های دینی و زبانی، کاملا پذیرفتنی ست و در چارچوب یک ایران آزاد و دموکراتیک بعینه تحقق پذیر خواهد بود.

عده اى از روشنفكران فارس و مركزنشين، دل نگران آنند، كه تقويت و رونق زبان و فرهنگ اقوام ايرانى به تضعيف زبان فارسى و تقليل اهميت آن خواهد انجاميد. در حاليكه، آزادی اقليت هاى ملى، رونق و بالندگى فرهنگی را بطور سرتاسری به ارمغان آورده است. تساوی حقوقی و تكثرگرائى فرهنگى، سلامت و بالندگى جامعه را تضمين مى كند و به هيچ وجه همبستگى و تماميت ارضى را خدشه دار نمى سازد.

دولتمداران از ترس رشد گرايشات تجزيه طلبانه، حقوق اقوام ايرانى و مطالبات مشروع آنان را به رسميت نمى شناسند و از تأمين بُعد عمودى تكثرگرائى ِفرهنگى سرباز مى زنند. در حالیکه زبانها و فرهنگهاى موجود در كشور، همه به گنجينه فرهنگ ِايرانى تعلق دارند. هر ايرانى مى تواند در محدوده فرهنگ قومى خود ببالد، بيافريند و در شكوفائى تمدن ايرانى، سهيم باشد. جامعه چند زبانه اى مثل ايران باید از رشد و توسعه فرهنگى سريعترى برخوردار شود؛ چرا كه گوناگونى ست که جامعه را غنى و دامنه رشد را پیگیر و پويا مى سازد. بنابراين، پلوراليسم زبانى براى حفظ وحدت و یکپارچگی ملى و برای توسعه فرهنگ فارسى، هیچ گونه خطرى محسوب نمی شود.

در یک جامعه مدرن، نخستین شرط آن است که تمامی شهروندان بتوانند با آسودگی و با برخورداری از مزایای حقوق بشر، در کنار یکدیگر آزادانه زندگی کنند. برای تحقق ِچنین فرایندی، نظام حکومتی فدرال و شکل گیری پارلمان های محلی و نیز انتخابی بودن مسئولین ایالات و ولایات توسط مردمان ساکن محل، مناسبترین نظام برای تأمین ِتمامی خواسته های جوامع ایرانی است.

 

خلاصه كنيم:

تاريخ و تمدن ايرانزمین، هماره، بر پايه چندگانگى قومى و گوناگونى فرهنگى استوار بوده است. اقتدار و سيادت زبان فارسى، تنها پس از جنبش مشروطيت پديدار گشت. اينك مدرنيته ايرانى مستلزم مشاركت و شكوفائى بر پايه آزاديهاى مدنى براى همه اقوام ايرانى است.

گرايشات تجزيه طلبى و ناسيوناليستى آنجا رشد می کند كه شوونيسم فارس در حَصر آزاديها، حقوق ديگر اقوام را برنتابد. امروز با مسكوت گذاشتن اصل ۱۵ قانون اساسى، اقليت هاى قومى و مذهبى، عملاً به شهروندان درجه دوم تبديل شده؛ از مزايا و تأمین ِحقوق اجتماعى برابر محروم گشته اند.

احقاق حقوق خلقها و حفظ تماميت ارضى گزاره هائی نيستند كه مانعة الجمع باشند. حق تكلم، آموزش و تدريس به زبان مادرى استنتاجى مثبت از اعلامیه جهانی حقوق است كه از طريق آن تمايمت ارضى، يكپارچگى ملى و توسعه متوازن بهتر و استوارتر تضمين مى شود.

دفاع بى چون و چراى روشنفكران ايرانى از حقوق اقوام و اقلیت هاى دينى يك ضرورت نوبنياد در جهت حصول به يك جامعه باز، آزاد و مردم سالار است. از طريق توسعه ِمسالمت آميز، در جهت احقاق حقوق اقليت ها و آزادى فرهنگی اقوام، مجدانه، اقدام بايد كرد.

 

اگوست 2010

 

++++++

برگرفته از : Iranglobal


انتشار از: ناهید حسینی


  ارسال به شبکه های اجتماعی

  بالاترین Balatarin دنباله donbaleh Facebook donbaleh Delicious donbaleh  
 

نظرات :

  2010-08-11   تاریخ
  ناهید حسینی   نام
    ایمیل

  دوست عزیز، به علت نداشتن عکس خود آقای پویان، من آن عکس را که برای ما سمبل تجزیه و تحلیل می باشد انتخاب کردم و خود ایشان در این امر دخالتی نداشتند.

  نظر خواننده
  2010-08-11   تاریخ
  یعقوب گؤنئیلی   نام
  y.a.godaei@quicknet.nl   ایمیل

  آقای پویان روح نارسیسم را در عکس الصاقی شما که با ذره بینتان به حداقل سی میلیون ملت ترک آذربایجان همانند آدم کوچولوهای جزیره گالیور تماشا می فرمائید می شود مشاهده کرد، کلمه قوم آذری متراوش از اذهان ناسالمی است که خود را در پشت نام ایران و زبان رسمی فارسی قایم کرده و حاظر نیست ملت فارس را تعریف کند و خود را اشرف مخلوقات می داند

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2010-08-11   تاریخ
  يوسف آذربايجان   نام
    ایمیل

  دقت دقت دقت

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  

دولت ایران یا دولت فارس ایران؟


یونس شاملی
خبر: (1)
پنجمين نشست سران سه كشور فارسي زبان در كابل برگزار مي‌شود
خبرگزاري فارس: رؤساي جمهور ايران، افغانستان و تاجيكستان امروز در تهران توافق كردند كه پنجمين نشست سه جانبه سران سه كشور در كابل برگزار شود.
به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس، محمود احمدي‌نژاد، امامعلي رحمان و حامد كرزي روساي جمهور سه كشور ايران، تاجيكستان و افغانستان امروز پنجشنبه در تهران توافق كردند كه پنجمين نشست سران سه كشور در كابل برگزار شود.
پيشنهاد برگزاري پنجمين نشست سه جانبه از سوي كرزي مطرح شد و مورد توافق رحمان و احمدي‌نژاد قرار گرفت. چهارمين نشست سران سه كشور فارسي زبان در حال حاضر در ساختمان حافظيه مجموعه سعدآباد در حال برگزاري است.


تفسیر خبر:
هر بیننده ایی با دیدن تیتر خبر فوق بی هیچ تردیدی تصور خواهد کرد که ایران یک کشور فارس زبان است و حتی این تصور ایجاد خواهد شد که گویا افغانستان و یا تاجیکستان نیز کشورهای فارس زبان هستند و نشست آنان برای گفتگو جهت همکاری امری طبیعی و حتی ضروری به نظر خواهد رسید.

اما برای تمامی آگاهان روشن استکه  ایران یک کشور فارس زبان نیست. ایران یک کشور چند ملیتی و چند فرهنگی و جند زبانه است. بهتر است تعداد جمعیت غیرفارس زبان ایران را از زبان وزیر آموزش و پرورش ایران، حمید رضا حاجی بابایی بشنویم؛ وی 24 آذر ماه پارسال،1388 در یک مصاحبه با خبرگزاری فارس می گوید؛
"70 درصد دانش‌آموزان در سراسر كشور دو زبانه بوده و پس از ورود به كلاس اول و گذراندن يك سال تحصيلي هنوز زبان مادري آنها به فارسي تبديل نشده است.". بنابراین به گفتهء این وزیر که همه روزه با مسئله آموزش کودکان در سطح کشور سروکار دارد آمار فارس زبانان در کشور ایران 30 درصد است. با این شرایط، وقتی 70 درصد شهروندان ایران غیرفارس زبان هستند، چگونه میتوان این کشور را فارس زبان خواند و در چنین نشستهایی با عنوان کشور فارس زبان شرکت کرد؟

بنابراین کشور ایران یک کشور فارس زبان نیست بلکه
این دولت ایران است که در تضاد با اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق دمکراتیک ملیتهای غیرفارس در ایران و بر کاخ بیدادگری علیه اکثریت جامعه ایران، یک دولت فارسی است. این با واقعیت سازگار است که دولت ایران نه دولت مردم ایران (که از ملیتهای مختلف تشکیل یافته اند)، بلکه دولت اقلیت فارس زبان جامعه ایران است. تمامی نمادهای دولتی و ساختار آن نیز حکایت از آن دارد که این دولت دولت فارسی است و متعلق به ملیت فارس ایران است. نظام آموزشی در تمامی سطوح، ادبیات مجاز در این کشور، سینمای مجاز در این کشور، زبان مجاز در این کشور، قانون اساسی مجاز در این کشور، دادگاههای مجاز در این کشور، دولت مجاز!! در این کشور همه اش فارسی است. زبان ترکی، کردی، بلوچی و عربی و ترکمنی و لری زبانهای غیرمجاز این کشور تلقی می شوند. در دولت حاکم بر ایران هیچگونه اثری از نماز فرهنگی، زبانی و تاریخی ملیتهای غیرفارس ایران را نمیتوان یافت. مگر عناصر نوکر صفت و خودباختهء متعلق به ملیتهای غیرفارس ایران که همواره مورد سوء استفاده دستگاه دولتی فارس ایران بوده و هستند.

بنابراین کشور ایران یک کشور فارس زبان نیست، بلکه دولت ایران یک دولت فارسی است. لذا من برای تغییر در ادبیات سیاسی و فاصله گرفتن از فریب عنوان ایران که به مثابه اسم مستعار فارس در دولت ایران مرود سوءاستفاده قرار میگیرد به تمامی نیروهای سیاسی متعلق به ملیتهای غیرفارس، نویسندگان و روشنفکران متعلق به آنان و شخصیتهای و تشکلهای دمکرات فارس توصیه می کنم که به جای استفاده از مفهوم فریبنده "دولت ایران" و یا "رژیم ایران"، در ادبیات سیاسی (شفاهی و کتبی) واقعیت وجودی این دولت را، یعنی "دولت فارس ایران" و یا "رژیم فارس ایران" را مورد استفاده قرار دهند.

بایستی یادآور شوم که افغانستان با 29 ملیون جمعیت یک کشور چندملیتی است و دو زبان دری و پشتون زبانهای رسمی سراسری آن کشور و زبانهای دیگری چون ازبک، ترکمن و بلوچ و.... رسمیت محلی دارند. همچنین تاجیکستان نیز با 8 ملیون جمعیت یک کشور تک ملیتی نیست. بلکه جمعیت آن به ترتیب
؛ تاجیک:9 /79%،ازبک: 2 / 15%، روس 1/1% ، قرقیز 1/1% ، سایر قومیتها 6/2%  در سال 2000 بوده است.
2010-08-10
Yunes.shameli@gmail.com

منابع:
اظهارات وزیر آموزش و پرورش:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809250883
http://www.edunews.ir/index.php?view&sid=23573

خبر نشست سران سه کشور فارس زبان در مطبوعات:



خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8905140685

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8905150533

رادیو فردا
http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Tajikstan_Afghanistan_Summit_in_Tehran/2120436.html

منابع دیگر:
http://www.badrtoos.com/news/show_detail.asp?id=1614

http://www.achiq.org/olaylar17/63.htm


www.turkiran.com