پاسخ ها، ۱۹

 

جمعه 3 فروردین1386 ساعت: 0:10

توسط:ناصر پورپیرار

 آقای م. ستاره. ایمان آدمی را موظف می کند. آن ها که موجب آزار شما هستند به چیزی ایمان دارند و می بینید که قرن هاست در هر شرایطی برای ایمان خود، گرچه نادرست است، با تمام نیرو و از هر راهی تلاش می کنند. نتیجه ی این نبرد جدید را هم قدرت ایمان وکار طرفین معلوم می کند. آرام باشید و کار و تبلیغ کنید. این دنیا را یک شبه خراب نکرده اند که بتوان یک شبه آباد کرد.

 

جمعه 3 فروردین1386 ساعت: 11:14

توسط:ناصر پورپیرار

آقای علی. برای اشیا’ یافت شده ای که کاتالوک معرفی دارد، دیگر نمی توان گزارش کشف قلابی ساخت، چنان که تعویض کتیبه ها نیز که صدها فیلم و عکس از آن در خانه ها هست، ممکن نیست. نگران نباشید آن ها همه دارائی و اعتبار خود را در این قماری که شروع کرده اند، باختند و در حال حاضر ایران شناسی نوع یهودی ذره ای اعتبار نزد اهل فن ندارد. می بینید که حتی در همین جمهوری اسلامی نیز تحویل گرفته نمی شوند.

یکشنبه 5 فروردین1386 ساعت: 23:12

توسط:ناصر پورپیرار

جناب آقای دکتر ذاکری. به احترام شما و با خجلت تمام چند ساعتی پیام شما را نگهداشتم و با اجازه تان حذف کردم، که موجب شرمندگی ام می شد. چشم، در اولین فرصت به خدمت خواهم رسید.

آقای علی. یهودیان که پیوسته بر مظلومیت خویش تکیه کرده اند نمی توانند در عین حال بزرگ ترین قتل عام انجام شده در جهان را نیز به گردن بگیرند. به همین دلیل با وسواس بسیار متون تاریخی را از عنوان پوریم تهی کرده و کوشیده اند با جعلیات رد پای عوارض آن را بپوشانند. حمایت قدرت های بزرگ جهان از آن ها، در برابر نفرتی که برملا شدن پوریم از جانب خردمندان عالم متوجه قوم یهود خواهد کرد، بی اثر است.
گمان می کنم یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را نخوانده اید.

آقای احمدی. اطلاعات من از تاریخ چین مقدماتی و معمولی است و از اجزا’ آن خبر ندارم. تاریخ یهود بافته ی ایران نوعی سپر دفاعی یهود در برابر ماجرای پوریم است.

آقای بچه مسلمان. یهودیان و به خصوص که غالب کارشناسان موزه ها و حراجی های عتیقه و خط دهندگان به مجموعه داران هم یهودی اند، از این ماجرای داد و ستد اشیا’ عتیقه، که اغلب آن ها قلابی است، سود گزافی برده اند. لااقل و بدون ذره ای تردید بدانید که تمامی اشیا’ زیر خاکی ایرانی، اعم از کاسه و کوزه و سکه و کتاب و پاره نوشته و مینیاتور و از این قبیل، که تاریخ ساخت 2500 تا500 سال پیش داشته باشد، بدون بروبرگرد و بی نیاز به آزمایشگاه جعل مطلق و قلابی و نوساز است. اگر روزگاری این اصل اساسی بر صاحبان نظر تفهیم شود، اشخاص و موزه های بسیاری عزا خواهند گرفت. به احتمال زیاد همین روند، نمونه های دیگری از سرزمین های دیگر را هم شامل می شود، اما مانند اسیا’ ایرانی در دوره ی مورد بحث قاعده ی کلی و عام و بی استثنا ندارند. در مورد شرق میانه، اشیا’ با ارزش فقط تاریخ پیش از پوریم را می خورد.

دوشنبه 6 فروردین1386 ساعت: 12:50

توسط:ناصر پورپیرار

خانم ریکین. این یک جنگ دشوار و تمام عیار میان جست و جو گران حقیقت و شیادانی است که با نبوغ شان در دروغ، هستی و هویت و تاریخ و فرهنگ مردم سلیم و کهن شرق میانه و بل خردمندان جهان را به بازی گرفته اند. نگرانی من از این است که شنیدن حقیقت در راه، چنان سنگین بنماید که تحمل حمل آن برای دوستان نیز دشوار شود. این نبردی است دوران ساز که از زمان انتشار نخستین مجلد از مجموعه ی "تاملی در بنیان تاریخ ایران" عصر تازه ای در عقل اندیشی بشری، در مقولات مورد بحث را اعلام کرده است و ادامه ی آن را، به شرط حیات و خواست خداوند، نمی توان به بهانه ی مصلحت اندیشی و یا رعایت ظرفیت ملی نیمه تمام گذارد. بار کمر شکن اجرای این وظیفه ای که بر عهده گرفته ام با سخنان دل نشین دوستانی چون شما به پر کاهی بدل می شود. سلام مخصوص و آرزوی بهروزی همیشگی شما را دارم و برای دوستان و همراهان و نزدیکان نیز سلام می فرستم. شکفته بمانید.

آقای وجیه زاده. حقیقت این که حجاری های مانده بر معابد آمریکای مرکزی، شرحی از نهایت خشونت و خون ریزی را تصویر می کند، بی این که علت آن بر کسی روشن باشد. اما چنین تصاویر خاموش، ذره ای از اهمیت و ابهت آن مردم و اقوام نمی کاهد.

آقای دماوندی. ای میل شما را گرفتم و از دلواپسی های تان ممنونم. سرنوشت آدمی را خداوند رقم می زند و عبور از آب بدون خیس شدن ممکن نیست. برای شما سلامتی و سرخوشی طلب می کنم.

آقای اکبری. بگذارید دل شان را به این اطوارها خوش کنند، هنگامی که آوار سرازیر شد چنین شیرین زبانی هایی نجات شان نخواهد داد.

چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت: 2:27

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مشد علی. در ابنیه ی سنگی تخت جمشید هیچ محوطه ای را که بتوان سرویس رفع احتیاج فرض کرد دیده نشده است. علت اصلی ناتمام و نیمه کاره بودن این ابنیه است و شاید هم امپراتوران، به قول داش مشدی ها، تف می کرده اند؟!!

آقای Talay Tuktay. فیلم 300، شکوه تخت جمشید، کورش در حال ساخت، اسکندر، موضوع مضحک آب گیری سد سیوند، نشست لندن با نام هخامنشیان امپراتوری ناشناخته و نشست ساسانیان در پاریس و نشست های دیگری در برلن و وین، همگی نوعی ایجاد اغتشاش در داده های تاملی در بنیان تاریخ ایران و چاره جویی بی حاصل و تست انواع مقابله است. باخبرم که در برخی از این نشست ها میان نام آوران ایران شناسی کار به فحاشی هم کشیده شده است.

آقای سهند. ممنون!

آقای احمدی. اگر عجول نباشی، پاسخ تمام سئوالات بی جواب مانده ی دو سه ماه گذشته را یکجا خواهی گرفت. همین قدر گفته باشم که ساخت تمام مساجد کهن غرب اسلامی از عراق تا شمال آفریقا متعلق به قرن اول و دوم است.

آقای رحیمی. بهترین راه تشخیص قلابی بودن سکه اشاره به نام ضراب خانه آن است. مثلا اگر در قرن دوم هجری نشانی از شیراز نیست ولی سکه ای به نام آن شهر پیدا می شود، پس احوال آن سکه معلوم می شود. ضمن این که روش های متعدد دیگری برای شناخت سکه وجود دارد که کسی زیر بار آن نمی رود.

آقای علی. نوشته اند که بر مناره ی مسجد تاری خانه ی دامغان تاریخ نامطمئن قرن پنجم وجود دارد که آقایان بهانه می آورند که مناره را بعدها ساخته اند و هیچ تاریخ دیگری نیز بر بنا نیست که قرن دومی بودن آن مسجد را اثبات کند.

 

پنجشنبه 9 فروردین1386 ساعت: 11:2

توسط:ناصر پورپیرار

آقای ترک 78746. اگر فرض را بر صحت حدسیات شما بگیرم که این یادداشت های ایران شناسی، مقدماتی است برای نتیجه گیری معکوس، پس آن چه را که به طور کلی تناقضات این بررسی ها گمان کرده اید، درک نکردن اسلوب و روشی نو در تحقیقی چنین کلان و معارض با باورهای عموم است. به این یادداشت توجه کنید:

چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت: 0:45 توسط:بولود
با اینکه سالهاست با نوشته های آقای پور پیرار آشنا هستم و با اینکه یک ترک بیزار از ادبیات ترک ستیز فارسی هستم باز هم به سختی میتوانم این سخنان واین منطق استوار را هضم کنم!!چه کنم که در زباله دانی به نام فرهنگ و ادب و تاریخ سراسر خرافه ایرانی بالیده ام. واقعا امکان زدودن این همه غبار وجود دارد؟ برای من"حق و صبر" تنها شمع موجود در این اقیانوس تاریک است.

واقعیت همین است و در میان کسانی نمونه هایی دیده ام که عمری دراز را در بندگی حقیقت گذرانده و بهای گزاف پرداخته بودند و حتی یک هویت طلب معروف ترک به من پرخاش می کرد که باید حافظ را مستثنی کنی، زیرا که سخت به او و شعرهای اش علاقه مندم. در چنین شرایطی زمینه چینی بر بیان مقدم می شود و باید ابتدا طرف مقابل را آماده ی شنیدن در باب علاقه مندی ها و تعصبات اش کنی. یعنی مطالب را ذره ذره بخورانی هرچند که در نهایت، نتیجه گیری با مقدمه چندان موافق ننماید. در این باب نمونه ها فراوان است که بیان آن ها را برای شما چندان موثر نمی بینم. مثلا نصب یادداشت 45 اسلام و شمشیر بدون عبور از 44 یادداشت قبلی آن اثرات معکوس می گذارد و گوش شنوایی نمی یافت.

جمعه 10 فروردین1386 ساعت: 1:58

توسط:ناصر پورپیرار

آقای بچه مسلمان. تشخیص این که در زیر بنای کدام امام زاده، یک یهودی در درجات مختلف مقامات مذهبی دفن شده، بسیار سیستماتیک و سهل است. برآورد من این است که لااقل نیمی از ابنیه ی امام زاده های مهم در غرب و جنوب و نوار سبز گیلان و مازندران و گرگان و نیشابور و خراسان، یهودی است و در مواردی چون دماوند و لواسان و به طور کلی شمیرانات، که یک لغت یهودی و تبعیدگاه نخستین یهودیان از زمان آشوریان بوده و نیز سزاسز استرآباد، چنان که خود اشاره کرده اید، نزدیک به صد در صد است. این یک وظیفه ی دینی و ملی و فرهنگی است که جمهوری اسلامی باید در شناخت حقیقت در باب امام زاده ها تحقیق را آغاز کند و از آن طفره می روند.

 

یکشنبه 12 فروردین1386 ساعت: 0:57

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مهدی. راه درستی را می روید. گمان می کنم وظیفه ی جوانان در هر منطقه ی ایران پیراستن ادعاهای قومی خود از اضافات عامیانه است و در باب زبان و دیگر میراث ترک ها، این وظیفه بر دوش امثال شماست. ضمن این که من به جای خود حرف های لازم را خواهم زد. در ضمن وقف نامه ی ربع رشیدی قطعا جعل است و بر زمین آذربایجان هیچ نشانه ای از آن بنای ربع رشیدی که می گویید وجود ندارد و چیزی است همانند رصد خانه ی مراغه!

آقای رهگذر. سئوال تان چندان واضح نیست.

آقای قورد میدانی. در تبریز بازار پیش از صفویه نیست و غالب این بناها هم که نام برده اید یا فقط نام مجرد است و یا به دوران پس از صفویه باز می گردد و اگر حوصله کنید در اواخر این یادداشت ها به موضوع آن چند نمودار معماری پیش از صفویه که غالبا در نوار شمالی ایران است، خواهم پرداخت.

آقای احمدی. اگر فشار کارها اجازه دهد، چشم. وانگهی گمان نمی کنید که این کار از خود شما هم ساخته است؟

آقای علی. باید تا یادداشت های نهای مبحث ایران شناسی بدون دروغ منتظر بمانید.

دوشنبه 13 فروردین1386 ساعت: 1:4

توسط:ناصر پورپیرار

آقای علی. نسبت دادن های موجود مدرک صحت چیزی نیست و تا آن جا که به تاریخ میان پوریم و صفویه مربوط می شود مدرک صحت هیچ چیز نیست. کمی که حوصله کنید به آن مطالب نیز خواهم رسید.

آقای رحیمی. پاسخ شما را قبلا گذارده ام. من هم همین درخواست را دارم که با هر وسیله ای که دارند و می توانند صحت زمانی و مکانی اشیایی را که متعلق به 2000 سال فاصله ی میان پوریم تا صفویهمی دانند، ثابت کنند ولی کو گوش شنوا؟

آقای رضا. دنگ و فنگ پالتاک بسیار زیاد است یک بار تجربه کردم و از بسیاری مشکلات فنی کاری از پیش نرفت.

اخوی اکبر. کمی دیگر حوصله کن اگر خدا بخواهد جزییات باور نکردنی بسیاری روشن خواهد شد. به همه سلام برسانید.

آقای احمدی. زرین کوب کتابی دارد به نام تاریخ ایران پس از اسلام که به لعنت هم نمی ارزد ولی در بخش اول آن فهرستی از آن چه می خواهید درج شده است.

دوشنبه 13 فروردین1386 ساعت: 15:35

توسط:ناصر پورپیرار

آقای ترک 78746. برداشت شما از پاسخ قبلی من درست نیست. شما مدعی شده اید که در نوشته های من تناقض است و از طرفی می گویید قرار است از مقدمات کنونی در باب صفویه نتیجه ای معکوس بگیرم. من هم جواب دادم که اگر همین حرف را قبول داشته باشید، پس آن چه را شما تناقض دیده اید، حاصل عدم درک ارتباط دیالکتیکی بین مقدمه و نتیجه است، نه تناقض. و توضیح دادم که در این تحقیق نو که تمام دانسته ها و باورها و تعصبات پیشین زیر سئوال می رود، برای رعایت حد تحمل خواننده انتقال تدریجی مطالب ناگزیر است و برای نمونه کامنت زیر از آقای بولود را مثال زده بودم.

چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت: 0:45 توسط:بولود
با اینکه سالهاست با نوشته های آقای پور پیرار آشنا هستم و با اینکه یک ترک بیزار از ادبیات ترک ستیز فارسی هستم باز هم به سختی میتوانم این سخنان و این منطق استوار را هضم کنم!!چه کنم که در زباله دانی به نام فرهنگ و ادب و تاریخ سراسر خرافه ایرانی بالیده ام. واقعا امکان زدودن این همه غبار وجود دارد؟ برای من"حق و صبر" تنها شمع موجود در این اقیانوس تاریک است.

پس در چنین شرایطی زمینه چینی، برای بیان نتیجه بسیار مهم و مقدم است و مباحث کلان را باید خرد و برای بلع و هضم آماده کرد که گاه موجب گمان تناقض بین مقدمه و نتیجه می شود. مثلا بیان از حافظ و مولانا مثال خوبی است. من ده ها بار نام و اثر این دو را در نوشته های ام آورده ام بدون این که منکر وجود تاریخی آن ها شده باشم، اما مسیر مباحثات و زمینه چینی ها کم کم اجازه داد که مطلب بنیانی در باب ساختگی و هدفمند بودن حضور فیزیکی آن ها را طرح کنم که هنوز هم استدلالات کامل آن را عرضه نکرده ام، اما تابو را شکسته ام و پایه های طرح را ریخته ام. احتمالا پیچیدگی های موجود در اسلوب طرح این مباحث کلان شما را گیج کرده است. در باب مسائل ترکان ایران هم باید حوصله کنید تا مقدمات لازم گفته شود و زمان طرح و بیان مطالب اصلی در این باره فرا رسد.

چهارشنبه 15 فروردین1386 ساعت: 1:52

توسط:ناصر پورپیرار

آقای تلمیذ. برای دریافت پاسخ خود باید تا پایان این بررسی و گذر از مقدمات حوصله کنید. حقیقت از آن چه تصور کرده اید نیز هول آور تر است.

آقای مسعود. از مراحم مکرر شما سپاس گزارم.

آقای مجتهدی. ای میل شما را دریافت کردم. از لطف شما سپاس گزارم. ویراستاری های مجدد و مکرر این یادداشت ها ضروری و ناگزیر است. الا این که در هیچ ویراستاری نبود تبدیل به بود و نخواست تبدیل به خواست نمی شود. این ویراستاری ها صرفا ادبی و برای نرم تر کردن جملات دشوار به منظور دریافت ساده تر خواننده از مقصود است. به ترین زمان کپی کردن هر یادداشت وقتی است که یادداشت جدید و بعدی نصب می شود.

آقای بختیار. سازندگان این اوراق شخصیتهای واقعی و غالبا زنده اند. به تر می بینم که بدون شتاب و بی حوصلگی ادامه ی مطالب را با دقت دنبال کنید تا به پاسخ های لازم برسید.

پنجشنبه 16 فروردین1386 ساعت: 23:24

توسط:ناصر پورپیرار

آقای صمیمی. این گونه مطالب که از فرط تکرار قی آور و به ضد خود بدل شده است، نیازی به پاسخ ندارد. همین که طنز درباره ی هخامنشیان در جامعه در حال رواج است، به ترین پاسخ به بقایای باستان ستایی است.

آقای مسعود و آقای بچه مسلمان. فقط آن قسمت نمودار که با متن قرآن منطبق می شود، قابل تایید است و گرنه نیاکان و اسلافی که برای پیامبر در آن جدول شمرده شده نیز همانند اخلاف آن جناب، مطلبی غیر تاریخی و ناهمخوان با قرآن است. خداوند دفتر دستورات دینی را با قرآن و سلسله ی نبوت را با محمد رسول بسته است. پس هر مطلب فرا قرآنی با اصل دین و ابلاغیه ی قرآن بی ربط و حتی مغایر و چیدن هر صغرا و کبرایی در این باب بی حاصل است. شیعه و سنی و حنفی و حنبلی و غیره هم ندارد. زیرا همگی با درجات متفاوت مشغول ترک قرآن، تسلیم به دون خداوند و ساختن رسولانی دیگرند، که خداوند بر ظهور دنباله ی آنان با وجود پیامبر اسلام، نقطه ی ختم گذارد. نقطه مثبت آن جدول لااقل در این است که ناگزیر بر خاتمیت پیامبر اسلام تایید گذارده است که اصالت و فخامت و صحت قرآن را می رساند.

آقای R134a. باید کمی دیگر حوصله کنید. از ارسال عکس ها ممنونم.

آقا یا خانم سودا مهرپور. آن حدیث آشکارا ضد آموزه های قرآنی و با مضمون آیه ی "ان اکرمکم عند الله اتقکم" و آیات بسیار دیگری که ارجحیت قومی و خونی و قبیله ای را رد می کند، معارض است.

دوشنبه 20 فروردین1386 ساعت: 0:8

توسط:ناصر پورپیرار

آقای علی دما. تقریبا تمام حدس ها و تصورات شما نادرست است.

آقای مسعود. آن جا که گفته ام قصد من تحریک قدرت و توان کنکاش خردمندان و اهل تجسس است منظورم همین سعی است که شما و امثال شما انجام می دهید.

آقای یولداش. تصاویر بر سفال های سیلک و از این قبیل تجریدی است نه واقعی.

آقای صمیمی. باز کردن سایت بی بی سی ممکن نشد و مطالب آن دیگری و بسیار بدتر از آن نیز برای من روشن بود برای سینه چاکان ایشان بفرستید.

آقای مرادی. سراپای این ایران شناسی مارک یهودی کثیف و غرقه در دروغ انشا’ الله در حال برچیده شدن است. تامل و تماشا کنید.

آقای مترجم. در متن میخی داریوشی همان ارمینه ثبت است که اوراشتو معادل بابلی آن قرار گرفته است. مطلب واضح این است که علائم مادی حضور هخامنشیان در ایران بسیار مختصر و محدود به حوزه ی کوچکی از فارس کنونی، بخش ناچیزی از شوش و کرمانشاه فعلی و آن هم مملو از دروغ بافی و جعل است. سخن گفتن از پایگاه  استقرار و حکومت  هخامنشی در ارمنیه و خوارزم و سیستان و هند و حبشه و مصر و یونان خواندن قصه برای کودکان است.

 

چهارشنبه 22 فروردین1386 ساعت: 0:37

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مسعود. بسیار جالب ولی مختصر بود. تصاویر دیدنی تری نیز وجود دارد.

آقای مهدی. به دلایل متعدد در زمانی که نقر این کتیبه را آغاز می کرده اند، هنوز خط میخی داریوشی به اصطلاح ابداع نشده بود و به همین دلیل نوشته های به این خط را به خاطر دیر رسیدن، با زور و زحمت لا به لای فضاهای خالی گنجانده اند. من هم تصاویر متعددی دارم که آسنه را بسیار سالم تر نشان می دهد، این گونه تصاویر متعلق به اوائل قرن بیستم است.اغلب آسیب های کنونی را تفنگ داران انگلیسی ساکن در کرمانشاه در جنگ اول جهانی با تیراندازی به نقش ها به وجود آورده اند.

آقای بچه مسلمان. راستی که حکایت دل خراشی است، شایسته ی ثبت بر روی فیلم و برای دیدار خردمندان جهان. باید به حمایت الهی امیدوار بود. سرانجام روزی فیلمی عظیم و شاید هم به همت دولت های اسلامی درباره ی پوریم ساخته خواهد شد.

آقای اصفهانی. مطالب شما در باب کردها و افسانه های رایج میان آن ها بسیار جذاب بود. متاسفانه گمان می کنم بخش بزرگی از آن را اشتباها حذف کرده ام اگر در اختیار دارید لطفا دوباره نصب کنید.

چهارشنبه 22 فروردین1386 ساعت: 0:29

توسط:ناصر پورپیرار

آقای حسن. در یادداشت قبل علت گزینش کتاب لوکوک را مختصرا توضیح داده ام. عمده ترین امتیاز آن در این است که مغایرت بین متون کتیبه ها در خط میخی داریوشس و بابلی و ایلامی را تذکر داده است.

آقای مهدی. به دلایل متعدد در زمانی که نقر این کتیبه را آغاز می کرده اند، هنوز خط میخی داریوشی به اصطلاح ابداع نشده بود و به همین دلیل نوشته های به این خط را به خاطر دیر رسیدن، با زور و زحمت لا به لای فضاهای خالی گنجانده اند. من هم تصاویر متعددی دارم که آسنه را بسیار سالم تر نشان می دهد، این گونه تصاویر متعلق به اوائل قرن بیستم است.اغلب آسیب های کنونی را تفنگ داران انگلیسی ساکن در کرمانشاه در جنگ اول جهانی با تیراندازی به نقش ها به وجود آورده اند.

جمعه 24 فروردین1386 ساعت: 2:34

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مسعود و آقای بچه مسلمان و آقای تلمیذ و