جامعه مدنی - جامعه انفجاری
اينست تفاوت ميان
ج. فرانسه و ج. اسلامی
ابراهيم سراوکی

در اين روزها، در فرانسه هيچ کس از اين که اعتصاب می کند و يا راهپيمايی می کند مواخذه و تنبيه نمی شود. مبارزات اقتصادی و مدنی مردم را به حساب مبارزه برای سرنگونی نيکلا سارکوزی نمی گذارند و دولت از نظامی ها برای شکستن اعتصاب رانندگان استفاده نمی کند، زبان رهبران سنديکا های رانندگان مترو و اتوبوسرانی پاريس را نخواهند بريد و دانشجويان اعتصابی به زندان نخواهند رفت. مصاحبه با گردانندگان اعتصاب در اخبار و ساعات پر تماشاچی تلويزيون و راديو پخش شده و در صفحات نخست روزنامه ها چاپ می شود. دولت به بهانه "اتمی بودن فرانسه" جان روزنامه ها را نمی گيرد.

اينست تفاوت ميان ايران شاهنشاهی و ايران جمهوری اسلامی، با جامعه ای مانند فرانسه. تفاوتی که پيوسته موجب متراکم شدن رنج روحی و خشم اجتماعی مردم ايران- تا حد انفجار کور اجتماعی- شده و سر از شورش و تخريب و حتی  ترور در می آورد. در جامعه ای مانند فرانسه اين مقاومت های مردمی و مدنی به رفرم و عقب نشينی حکومت ها، به تحکيم وحدت ملی می انجامد و اين همان چيزی که در اين روزهای نگرانی از حمله و جنگ و نزاع قومی و جدائی مليت ها و تکه پاره شدن ايران، کابوس هر ميهن دوستی شده است.

peiknet 2007 11 20


يکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۶ - ۱۸ نوامبر ۲۰۰۷
 

احمدی نژاد:

 آمریکا نمی تواند به ایران حمله کند

ارتش آمریکا آنقدر فرسوده است که توان حمله نظامی به ایران را ندارد.

چاوز: حمله به ایران نفت را به ۲۰۰ دلار می‌رساند

 

  • "این تهدیدها بیشتر در حد حرف و تبلیغات روانی است. جنگ فقط به حمله هوایی محدود نمی شود، آیا كشور گسترده‌ ای مانند ایران را می ‌توان با حمله به چند منطقه از پا درآورد؟ ایران بسیار بزرگ و آمریكا بسيار آسيب پذير است". "جنگ كه فقط در آسمان نیست و زمانی كه جنگی آغاز شود پايان آن، در دست آمريكایی ‌ها نخواهد بود. ادامه و پايان جنگ در اختيار ملت ايران خواهد بود".

 

بی بی سی - محمود احمدی نژاد که در عربستان سعودی بسر می برد، در مصاحبه ای با تلویزیون العربیه آن کشور، احتمال حمله آمریکا به ایران را رد کرده و صحبت از حمله نظامی به کشورش را، "تبلیغات روانی" خوانده است.

به گزارش ایرنا خبرگزاری دولتی ایران، آقای احمدی نژاد گفته است "هرچه زمان می گذرد، حتی زمینه تهدید های روانی نیز ازبین می رود".

رئیس جمهور ایران در پاسخ به پرسشی در مورد احتمال حمله هوایی آمریکا به نقاط حساسی در داخل خاک ایران که بتواند آن کشور را دهها سال به عقب بیندازد، گفته است: "این تهدیدها بیشتر در حد حرف و تبلیغات روانی است. جنگ فقط به حمله هوایی محدود نمی شود، آیا كشور گسترده‌ ای مانند ایران را می ‌توان با حمله به چند منطقه از پا درآورد؟ ایران بسیار بزرگ و آمریكا بسيار آسيب پذير است".

محمود احمدی نژاد با تاکید بر اینکه "ارتش آمریکا فرسوده است" و "یک ارتش فرسوده، توان اقدام نظامی جدیدی را ندارد"، گفته است: "جنگ كه فقط در آسمان نیست و زمانی كه جنگی آغاز شود پايان آن، در دست آمريكایی ‌ها نخواهد بود. ادامه و پايان جنگ در اختيار ملت ايران خواهد بود".

 

حمله ایران به کشور همسایه؟

خبرنگار این تلویزیون از آقای احمدی نژاد پرسید: "می ‌خواهم سوالی را با صراحت مطرح كنم، آيا رئيس جمهور ايران قصد دارد در صورت حمله نظامی به اين كشور، كشورهای حوزه خليج فارس را كه آمريكایی ‌ها در آنها حضور دارند مورد حمله قرار دهد؟"

رئیس جمهور ایران، بدون اینکه جواب مثبت یا منفی به این پرسش بدهد گفت: "آيا شما می ‌خواهيد من طرح ‌های ايران برای دفاع از خود را، فاش كنم؟"

او افزود: "ما دوست كشورهای همسايه هستيم و خواهان آن هستيم كه اين دوستي در بالاترين سطح ممكن گسترش يابد. ما نسبت به كشورهای منطقه احساس برادری می‌ كنيم و آمريكايی ها خود می دانند كه پاسخ ما به آنها چه خواهد بود".

آقای احمدی نژاد در ادامه گفت: "بهتر است اين سوال را از بوش بپرسيد كه اگر مرتكب چنين اشتباهی شود چه روی خواهد داد؟ او به شما پاسخ خواهد داد".

رئیس جمهور ایران در این مصاحبه ملت های منطقه را، به ایستادگی در برابر "زیاده خواهی های آمریکا" فراخواند.

محمود احمدی نژاد، برای شرکت در نشست سران کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) به عربستان سعودی سفر کرده است.

سومین نشست سران کشورهای صادرکننده نفت در شرایطی برگزار می شود که یک روز قبل بحث و جدل وزیران خارجه این کشورها بر سر موضع اوپک در قبال کاهش ارزش دلار آمریکا به صورتی ناخواسته به رسانه ها درز کرد.

ایران و ونزوئلا خواهان آن بودند که در بیانیه پایانی نشست سران اوپک به کاهش ارزش دلار آمریکا به عنوان عاملی برای کاهش درآمد نفتی این کشورها که مبنای معاملاتشان واحد پول ایالات متحده است اشاره شود، اما این خواسته مخالفت عربستان سعودی را در پی داشت.

 

چاوز: حمله به ایران نفت را به ۲۰۰ دلار می‌رساند

هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا، هشدار داده است که در صورت حمله ایالات متحده به ایران قیمت نفت به دویست دلار برای هر بشکه می رسد.

آقای چاوز شامگاه شنبه (هفدهم نوامبر) در نشست سران کشورهای صادر کننده نفت، اوپک، قمیت فعلی صد دلار برای هر بشکه را قیمتی 'منصفانه' دانست و گفت "اگر آمریکا آنقدر دیوانه باشد که به ایران حمله کند یا تهاجمی علیه ونزوئلا پی بریزد" این رقم دو برابر خواهد شد.

رئیس جمهور ونزوئلا که از سرسخت ترین منتقدان دولت جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، به شمار می رود، در دو سال اخیر روابط نزدیکی با همتای ایرانی اش، محمود احمدی نژاد، برقرار کرده است.

خبرنگاران می گویند موضع ضد آمریکایی رهبران ونزوئلا و ایران در شرایطی که عربستان سعودی، از متحدان نزدیک آمریکا، میزبانی نشست سران اوپک را در اختیار دارد، می تواند به مباحثات و احیانا اختلافاتی در این سازمان دامن بزند.

گوشه ای از این گونه مباحثات روز جمعه در نشست وزیران خارجه کشورهای عضو اوپک نمایان شد و جدل نمایندگان ایران، ونزوئلا و عربستان سعودی ناخواسته به رسانه ها درز کرد.

ایران و ونزوئلا خواهان آن بودند که در بیانیه پایانی نشست سران اوپک به کاهش ارزش دلار آمریکا به عنوان عاملی برای کاهش درآمد نفتی این کشورها که مبنای معاملاتشان واحد پول ایالات متحده است اشاره شود، اما این خواسته مخالفت عربستان سعودی را در پی داشت.

به گفته ناظران شامگاه جمعه در طی صحبت های هوگو چاوز و ملک عبدالله، پادشاه عربستان، در ریاض نیز پاره ای از تفاوت مواضع به چشم می آمد.

آقای چاوز در سخنرانی خود در جمع سران کشورهای عضو اوپک خواستار ایفای نقش فعال این سازمان به عنوان یک "عامل سیاسی" شد، اما ملک عبدالله تأکید کرد که "کسانی که می خواهند اوپک از موقعیت خود استفاده کند فراموش می کنند که اوپک همواره با میانه‌روی و تعقل حرکت کرده است."

نشست سران کشورهای صادر‌کننده نفت در ریاض روز یکشنبه نیز ادامه خواهد داشت.

 

AsreNou


 
 

   

مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران محل اقامت شاهان سلسله قاجار و از زیباترین و کهنترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران می باشد. این بنا روزگاری همانند نگینی در میان این ارگ می درخشید .

سابقه تاریخی ارگ سلطنتی که محدوده مکانی تاریخی آن را در شمال خیابان و میدان امام خمینی (سپه) در سمت غرب خیابان خیام ،در شرق خیابان ناصر خسرو و در جنوب خیابان پانزده خرداد و میدان ارگ تشکیل می دهد، به روزگار صفویه باز می گردد .

شاه طهماسب اول صفوی (930-984) نخستین پادشاهی بود که در سفرهای خود به قصد زیارت مقبره حضرت عبدالعظیم دستور داد بارویی به طول یک فرسخ به دور قصبه تهران احداث شود. پس از او شاه عباس صفوی در قسمت شمالی حصار طهماسبی چهار باغ و چنارستانی احداث نمود که بعدها دیوار بلندی گرد آن بنا کرده و عمارات مقر سلطنتی را در داخل آن ساخته، ارگ نامیدند .

در اواخر عهد صفوی تهران گاهی مقر موقت در بار شاهان صفوی قرار می گرفت و حتی شاه سلیمان (1077-1105) کاخی در این شهر برای خود بنا نهاد. ولی امروز اثری از بناهای دوره صفوی باقی نمانده است .

کهنترین بناهای موجود در مجموعه گلستان، ایوان تخت مرمر و خلوت کریمخانی متعلق به دوران کریمخان زند است. وی در نبرد های خود بر ضد محمد حسن خان قاجار در سال 1172 تهران را مرکز اردوکشی خود قرار داد و پس از پیروزی در این جنگ در دیوانخانه قدیم تهران که در زمان شاه سلیمان ساخته شده بود بار عام داد و با عنوان وکیل الرعایا حکومت ایران را در دست گرفت .

به فرمان او در تابستان همان سال حصار ارگ مجددا احیاء شد و یک دست حرمخانه و خلوتخانه و عمارت دارالحکومه در داخل آن بنا گردید و در تابستان سال بعد (1173) که اردوی خود را به چمن سلطانیه (زنجان) منتقل نمود. دستور داد یک دست عمارت خاصه و دیوانخانه بزرگ به سبک ساسانی و باغی در جنب آن بنا نمایند .

پس از مرگ کریمخان زند در 1193 آغا محمد خان قاجار در 1200 تهران را به پایتختی برگزید، ولی به دلیل لشکر کشیهای دائمی کمتر در مقر حکومت خود به سر می برد، و برای عمارت و آبادانی چندان فرصت نداشت . تا آنکه فتحعلی شاه در سال 1211 بر تخت سلطنت ایران جلوس کرد، از آن زمان به بعد با گسترش دستگاه اداری و تشریفات سلطنتی بناهای متعددی در داخل ارگ تهران عمدتا در زمان فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار احداث شد .

در دوران رضا شاه پهلوی، بخشهای بزرگی از ارگ تهران، از جمله حصار دور آن، سردر باب عالی، ساختمان دفتر  استیفا، نگارخانه، تکیه دولت، نارنجستان، باغ گلشن و ساختمانهای اندرونی تخریب شد. محل سکونت شاه به سعدآباد وسپس در دوران محمد رضا شاه پهلوی به نیاوران منتقل و مجموعه گلستان به محل پذیرایی از میهمانان خارجی تبدیل گردید.پس از انقلاب مجموعه گلستان همچون اغلب عمارات سلطنتی دیگر بصورت موزه در آمد تا همگان بتوانند از آن دیدن کرده و از تماشای زیباییهای حاصل فکر و دست هنرمندان و صنعتگران ایرانی بهره برند .

بخشهای مختلف این مجموعه در حال حاضر عبارت است از:

ایوان تخت مرمر، خلوت کریمخانی، اتاق موزه (تالار سلام) و حوضخانه آن، تالار آینه ، تالار عاج یا سفره خانه ،تالاربرلیان یا سفره خانه،تالاربرلیان یا تشریفات، ساختمان کتابخانه، عمارت شمس العماره، عمارت بادگیر و حوضخانه وسیع آن، تالار الماس، کاخ ابیض، چادر خانه

 

http://www.golestanpalace.ir/index.htm

www.turkiran.com


آزربايجان دييه نلرين سينه لرين سٶكدولر
Azərbaycan Diyənlərin Sinələrin Sökdülər

سسلر-كويلر وئبلاقيندان
Səslər-Küylər Veblaqından
http://sesler-kuyler.blogspot.com/


ييري دينله مك اوچون، گٶروت، آزي قوشوغون اوزه رينه تيخلايين
براي شنيدن آهنگ، بر روي عكس و يا شعر كليك كنيد



آزربايجان دييه نلرين سينه لرين سٶكدولر
Azərbaycan Diyənlərin Sinələrin Sökdülər


ييرچي- خواننده: حجت (حوججت)
Yırçı: Hüccət- Güneydən


منيم گٶزوم آغلامازدي Mənim gözüm ağlamazdı
مني آغلار قويدولار Məni ağlar qoydular
منيم ديليم حاق سٶيله ردي Mənim dilim haq söylərdi
مني ديلسيز قويدولار Məni dilsiz qoydular
باشيم اوزوم اه ييلمه زدي Başım üzüm əyilməzdi
اونو داردا بوغدولار Onu darda boğdular
قول اولوب قوللوق ائتمه زديم Qul olub qulluq etməzdim
قوللاريمي ووردولار Qollarımı vurdular

منيم بئليم بوكولمه زدي Mənim belim bükülməzdi
ايشكنجه ده بوكدولر İşkəncədə bükdülər
قارداشيم قورخماز´ين قانين Qardaşım Qorxmaz'ın qanın
ناحاق يئره تٶكدولر Nahaq yerə tökdülər
آزربايجان ديييه نلرين Azərbaycan diyənlərin
سينه لرين سٶكدولر Sinələrin sökdülər
آمان آللاه نييه بيزي Aman Allah niyə bizi
پارچا پارچا بٶلدولر Parça parça böldülər

بير خالقين بئلين بوكه ن Bir xalqın belin bükən
ناحاق يئره قانين تٶكه ن Nahaq yerə qanın tökən
بير بدني ايكي بٶله ن Bir bədəni iki bölən
قودوز تك سينه لر سٶكه ن Quduz tək sinələr sökən
آزادليغا حسرت قويان Azadlığa həsrət qoyan
سازي بوغازلاردا بوغان Sazı boğazlarda boğan
آنالاري آغلار قويان Anaları ağlar qoyan
ايگيدلري داردا بوغان İgidləri darda boğan

اٶزو آغلار قالاجاق ÖZÜ AĞLAR QALACAQ
اٶزو داردا قالاجاق ÖZÜ DARDA QALACAQ
آزربايجان يوردونون AZƏRBAYCAN YURDUNUN
آلوووندا ياناجاق (گينه له!) ALOVUNDA YANACAQ


Sozumuz, a window opening to the life/culture of the turkish nation of iran/south azerbaijan:
http://sozumuz.blogspot.com/
http://sozumuz-turk-dovletler.blogspot.com/

 



Sozumuz, a window opening to the life/culture of the turkish nation of iran/south azerbaijan:
http://sozumuz.blogspot.com/
http://sozumuz-turk-dovletler.blogspot.com/
http://elobaoymaqlarimiz.blogspot.com/
http://demoqrafi.blogspot.com/
http://tomarlar.blogspot.com/
http://xatun.blogspot.com/

هفتاد تن از استادان دانشگاه کلمبیا در نیویورک نامه‌ای سرگشاده در انتقاد از رییس این دانشگاه امضا کرده‌اند که در آن از جمله به رفتار و سخنان رییس دانشگاه در حضور محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور ایران اعتراض شده است

 

 

 

در این نامه که قرار است امروز (۱۳ نوامبر) ضمن یک گردهمایی در دانشکده «هنرها و علوم» در دانشگاه کلمبیا ارائه و به بحث گذاشته شود، آمده است که لحن تند رییس دانشگاه در انتقاد از محمود احمدی نژاد «به شهرت دانشگاه لطمه زده» و «دانشگاه را همدست دولت بوش در جنگ عراق» کرده است.

 

گروهی از استادان دانشگاه کلمبیا در دپارتمانهای مطالعات خاورمیانه،  زبانها و فرهنگ‌های آسیایی، تاریخ، هنرها و علوم، و معماری، در نامه‌ای اعتراض آمیز که متن آن شب گذشته منتشر شد، آقای «لی بولینجر» رییس دانشگاه را مورد انتقاد شدید قرار دادند. در نامه آمده است که رییس دانشگاه نتوانسته از اصول آزادی آکادمیک که این نهاد بر اساس آنها بنا شده، به طور مؤثر دفاع کند.

 

استادان معترض در نامه خود ادعا می کنند که ریاست دانشگاه در برابر فشارهای سیاسی خارج از محیط دانشگاه تسلیم شده و در نتیجه به فضای آزاد و استقلال کادر آموزشی آسیب رسانده است. همچنین این استادان معترضند که چرا در تصمیم گیری‌های مربوط به گسترش شعبه‌های دانشگاه در کشورهای دیگر و نیز دعوت سخنران، با آنها مشورتی صورت نگرفته است.

 

در نامه آمده است، «سخنان رییس دانشگاه به هنگام دیدار رییس جمهور محمود احمدی نژاد [در ماه سپتامبر گذشته] با لحن تند و خشن اش، شهرت دانشگاه را لکه دار کرده و فضایی به وجود آورد که در آن سخنان تحریک آمیز، جانشین بحث آزاد شد. گفته‌های مقدماتی رییس دانشگاه نه تنها بی ادبانه و  بدآموز بود بلکه دانشگاه را نیز به همدستی با جنگ دولت بوش در عراق کشاند، یعنی موضعی که مغایر با تمایل بسیاری از اعضای کادر آموزشی دانشگاه است.»

 

در نامه گفته می شود که آقای لی بولینجر رییس دانشگاه بدون آنکه تخصصی در زمینه سیاست خاورمیانه داشته باشد و بدون مشورت با استادان متخصص خاورمیانه، مواضع سیاسی شخصی خودش را به نام دانشگاه به عموم عرضه کرده است.

 

در میان هفتاد امضا کننده نامه اعتراضی، نامهایی چون گایاتری چاکراوارتی سپیواک نظریه پرداز سرشناس پُست کولونیالیست، محمود ممدانی مؤلف کتاب «مسلمان خوب مسلمان بد»، لیلا ابولوقود نظریه پرداز مطالعات زنان و خاورمیانه، رشید خالدی تاریخدان و متخصص مطالعات فلسطین و لبنان، و حمید دباشی جامعه شناس و مؤلف کتاب «الاهیات اعتراض» به چشم می خورد.

 

مدافعان رییس دانشگاه، امضا کنندگان نامه را متهم می کنند که با این اقدام، آنها قصد دارند همان سناریوی دانشگاه هاروارد را پیاده کنند: سال گذشته پس از اعتراض‌های جمعی از استادان دانشکده هنرها و علوم، «لارنس سامرز» رییس دانشگاه هاروارد مجبور به استعفا شد.

 

عبدی کلانتری، گزارشگر دویچه وله در نیویورک  

 

 
http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2901766,00.html

 


ايالات متحده آمريکا و وحشت پايان امپراتوري

هنگامي که شکست در عراق بر ترديدها دامن مي زند.
ايالات متحده آمريکا و وحشت پايان امپراتوري
نوشته Philip S. GOLUB
 برگردان: Dina KAVIANI دينا کاوياني
منبع : لوموند ديپلماتيک
عليرغم مخالفت بخش مهمي از افکار عمومي، رئيس جمهور جورج دبليو بوش، پيگيري مداخله نظامي را در عراق را اعلام کرد. همچنين باوجود- و يا به دليل- مشکلات فزاينده در منطقه،طرح فرار به جلو و وخامت اوضاع بر ضد ايران مي تواند ايالات متحده آمريکا را اغوا کند. با اين حال درماندگي ارتش آمريکا بر محدوديت قدرت اين کشور صحه مي گذارد. برخي حتي به افول اشاره مي کنند که نشانه آن تکان هاي مشابه دوران پايان امپراتوري بريتانيا است.

شکست! در مقايسه با پيامدهاي شکست سي سال پيش در ويتنام، پيامدهاي حمله به عراق و اشغال اين کشور بحران شديدتري را در بطن محافل قدرت در آمريکا ايجاد کرد. ريشخند تاريخ در آن است که اين بحران ائتلاف ملي گرايان افراطي و نومحافظه کاران را نشان مي دهد که در دهه ١٩٧٠ به ويژه براي تلاش در جهت پايان دادن به « نشانگان( سندرم) ويتنام»، حفظ قدرت آمريکايي و زنده نگه داشتن« تمايل به پيروزي» ايالات متحده آمريکا ايجاد شد.
بي شک اگر با اعتراض گروهي مداوم همانند آنچه که در جريان جنگ ويتنام پيش آمد، روبرو نمي شويم، به دليل وجود ارتشي مرکب از داوطلباني است که به ويژه از طبقه محروم برخاسته اند؛ همچنين منابع مالي اين جنگ کمابيش توسط سرمايه هاي خارجي تامين مي شود( تا چند وقت ديگر؟). اما بحران باعث درهم شکستن نهاد « امنيت ملي» شده است که از زمان جنگ جهاني دوم کشور را اداره مي کند.
اختلاف نظر شش تن از ژنرالهاي بازنشسته(١) در رابطه با پيشبرد جنگ که به طور علني منتشر شد، عملي بي سابقه بود. اين اختلاف نظر به ابراز مخالفت هاي پياپي مطرح شده از سال ٢٠٠٣ در بطن بنگاه هاي اطلاعاتي و وزارت کشور اضافه مي شود که دال بر وجود گرايشي بسيار شديد ميان نخبگان و نهادهاي اصلي دولت مي باشد. تمامي مخالفان جنگ به صراحت ژنرال بازنشسته ويليام اودوم نيستند. وي بي وقفه تکرار مي کند که حمله به عراق نشان دهنده « مهمترين شکست راهبردي( استراتژيک) تاريخ ايالات متحده آمريکا(٢)» مي باشد. در اين زمينه بايد به کلنل لاري ويلکرسون، رئيس پيشين ستاد مشترک آقاي کالين پاول اشاره کرد که جنگ را « اشتباهي با ابعاد تاريخي» مي نامد و خواستار عزل رئيس دولت(٣) مي باشد. آقاي زبيگنيو برژينسکي، مدير پيشين شوراي ملي امنيت نيز همچون دو نفر پيشين با صراحت جنگ عراق و اشغال کشورها را« فاجعه اي تاريخي،راهبردي( استراتژيک) و اخلاقي (٤)» مي داند.
در بسياري از موارد نقدهاي نخبگان که در سطح عمومي منتشر مي شود، تا اين حد پيش نمي رود و بيشتر از آن که بر روي مسئله حمله متمرکز باشند، اغلب به نحوه اداره جنگ و اشغال مي پردازند. اما با اين همه اختلاف نظرها عميق و گسترده است: وزارتخانه هاي مختلف خود را ازاشتباه بري مي کنند و در مقابل ديگران را مسئول « شکست در عراق (٥)» مي نامند. مسئولان بلند پايه پيشين در خفا خشمگين مي شوند، پرده از« دسيسه هاي» تاريک برمي دارند و به کاخ سفيد ناسزا مي گويند. يک عضو پيشين شوراي ملي امنيت بدون هيچ لحن طنزآلودي ساکنان فعلي کاخ سفيد را با« خانواده کرليونه» مقايسه مي کند که با فيلم پدرخوانده جاودانه شدند. يکي ديگر از بلندپايگان مي گويد: « به دليل اشتباه دسته اي ناوارد، متکبر و فاسد، ما در حال از دست دادن موقعيت برتر خويش در خاور نزديک هستيم». يکي از سربازان سابق جنگ ويتنام و سناتور جمهوري خواه امروز تاکيد مي کند: « کاخ سفيد نيروي زميني را از بين برده و اعتبار آن را به ريشخند گرفته است.»
هيچ يک از مخالفان سازماني به مثابه « کبوتر صلح» تلقي نمي شوند: اين معترضان فارغ از وابستگي هاي سياسي يا نظرات شخصي شان، محافظان قدرت، مسئولان «دولت امنيت ملي» بوده اند يا هستند؛ گاهي خود نيز کارگزاران مداخله های آشکار و پنهان امپراتوري قبل جنگ سرد و پس از آن در « جهان سوم» بوده اند. آنگونه که سي. رايت ميلز جامعه شناس و طرفدار عملکرد توليد و بازتوليد قدرت تجزيه و تحليل مي کند، آنان« مديران سامانه» دستگاه اداري« امنيت ملي» بودند يا هستند.
در نتيجه به عنوان گروه اجتماعي نمي توان تفاوتي ميان« واقع بيني هاي» نقدهاي آنان در باب آنچه که وجود دارد با خواست آنان مبني بر به کار بردن نيرو يا سرسختي قائل شد، سرسختي که از ديد تاريخي در پيگيري اهداف دولت به اثبات رسانده اند. دست کم آن که نمي توان دليل نارضايتي آنان را به اعتقادهایي نسبت داد که از نظر اخلاقي، هنجارها و ارزشها گوناگون هستند( هرچند که چنين اختلاف هايي مي تواند انگيزه برخي از افراد باشد). مخالفت ناشي از بررسي خشک و عقلاني نيست، چرا که جنگ عراق کمابيش « ارتش آمريکا را از بين برده است(٦)» و به طرز غيرقابل جبراني، « مشروعيت جهاني آمريکا (٧)»، يعني توانايي آن براي شکل دادن به الويت هاي جهاني و تدوين نظام روز جهان را به شدت به خطر انداخته است. در اظهارات مغلطه آميز اينان، همچون گفته هاي آقاي برژينسکي، اين اختلاف نظر درک از قدرت را به نحوي معنا مي کند که اقتدار به حد نيروي فشار تنزل نيابد، چرا که در صورت از دست رفتن اقتدار سلطه گرايانه، ايجاد دوباره آن مشکل است.
نشانه هاي افول سلطه آمريکا در همه جا مشهود است: امروزه در امريکاي لاتين نفوذ ايالات متحده آمريکا در پائين ترين حد خود در دهه هاي اخير قرار دارد ؛ در آسياي شرقي واشنگتن بر خلاف ميل بايد با کره شمالي مذاکره مي کرد ( به مقاله اي در اين زمينه در همين شماره مراجعه کنيد) و چين را به عنوان عامل اساسي در امنيت منطقه بشناسد؛ در اروپا برنامه آمريکايي ايجاد سپر ضد موشکي با مخالفت آلمان و ساير کشورهاي اتحاديه اروپا مواجه شد؛ در خليج فارس نيز هم پيمانان قديمي همچون عربستان سعودي به دنبال اهداف منطقه اي مستقل هستند که تنها بخشي از آنان با اهداف ايالات متحده آمريکا هم راستا است؛ در بطن نهاد هاي بين المللي همچون سازمان ملل متحد يا بانک جهاني که پل ولفوويتز آمريکايي در آن درگير يک پرونده تبارگماري شده و در سي ام ژوئن مجبور به ترک مقام رياست شده است، واشنگتن ديگر در مقام تعيين سياست روز نيست.
هم زمان با اين امر، نظرسنجي هاي بين المللي که به طور منظم توسط گروه مرکز تحقيقات واشنگتن(٨) (Pew Research Center de Washington) انجام مي شود، مخالفت هاي سازمان دهي شده نسبت به سياست خارجي آمريکا در سطح شبه جهاني و فروپاشي تصوير آن به مثابه « قدرتي انعطاف پذير» وجذابيت ايالات متحده آمريکا در جهان را پديدار مي سازد: « روياي آمريکايي» با تصوير لوياتان نظامي ( لوياتان نام يک هيولاي دريايي مهيب در عهد عتيق کتاب مقدس مي باشد( ايوب ٣:٨). اين هيولا همچون بلاي طبيعي است که مي تواند جهان را نظمي دوباره بخشد و قوانين آن را تغيير دهد و يا باعث نابودي دنيا شود. مترجم) از بين مي رود، هيولايي که توجهي به آراي بين المللي ندارد و به قواعدي تجاوز مي کند که توسط خود ايالات متحده آمريکا وضع شده اند(٩). بي شک افکار عمومي جهاني باعث توقف جنگها نمي شود اما مي تواند با روش هاي دقيق تري بر روابط بين الملل تاثير گذارد.

تصميمي مصيبت بار
شايد با راهبري ديگر مديران و در شرايطي به طور کامل جديد، محدود ساختن بخشي از خسارت ها ممکن باشد. با اين وجود مشکل مي توان تصور کرد که در مدتي کوتاه دوباره بتوان اجماع داخلي را ايجاد کرد: سالها لازم بود تا ارتش آسيب ديده پس از جنگ ويتنام بازسازي گردد ودوباره نظريه ها درباره استفاده هاي مختلف از قدرت بررسي شوند و اجماع جديدي در این این باب میان نخبگان و حتي مردم برقرار شود. پس از جنگ عراق ديگر به سادگي نمي توان احساسات ملي گرايانه را براي حمايت از ماجراجويي هاي خارجي تهييج کرد. دست کم آن که بازگشت به وضعيت پيشين در صحنه سياست جهاني غير قابل تصور مي باشد.
حمله به عراق و اشغال اين کشور تنها دلايل گرايش هاي جهاني نيستند که پيش از اين به آنها اشاره شد.جنگ تنها اين گرايشات را در زمانی تشديد کرد که نيروهاي « گريز از مرکز وسيع» پیش از آن نیز فعال بودند: درست در زماني که آقاي جورج دبليو بوش تصميم اسف بار حمله به عراق را اتخاذ کرد، فروپاشي و در ادامه آن زوال« توافق واشنگتن» و به قدرت رسيدن نقاط ثقل جديد اقتصادي به ويژه در آسيا شکل گرفته بود. به طور خلاصه، تاريخ به پيش مي رود در حالي که ايالات متحده آمريکا خود را در دام جنگي مي يابد که تمامي نيروي کشور را صرف خويش مي سازد.
از ديد محافل قدرت، چنين وضعيتي به شدت نگران کننده است. رهبران آمريکا از ميانه قرن بيستم مي پنداشتند که مسئوليت تاريخي ويژه اي براي راهبري و هدايت سامانه جهاني برعهده دارند. ايالات متحده آمريکا از دهه ١٩٤٠ همانند بريتانياي کبير در قرن نوزدهم، در صدر دنيا قرار گرفته است. آنان اين اصل را باور داشته اند که در سرنوشت ايالات متحده آمريکا چنين مقدر شده است که به مثابه سلطه گر اقدام کند، دولت حاکمي که اراده و عوامل ايجاد نظم بين المللي و حفاظت از آن، همچنين تضمين صلح و اقتصاد جهاني آزاد (ليبرال) و باز و شکوفا را دراختيار دارد. در قرائت گزينشي آنان از تاريخ، ناتواني بريتانياي کبير از ایفای نقش تاریخی خویش و خودداري هم زمان ايالات متحده آمريکا در پذيرفتن مسئوليت( « انزواگرايي») بستر چرخه « جنگ جهاني- نااميدي- جنگ جهاني» را در نيمه اول قرن بيستم فراهم کرد.
از چنان نظري که به شدت دراذهان رسوخ کرده است، چنين استدلال حشوي نيز حاصل مي شود: از آن جايي که نظم به مرکزي غالب نياز دارد، حفظ نظم( يا پيشگيري از هرج و مرج) تداوم برتري را ايجاب مي کند. اين سامانه اعتقادي که در دهه ١٩٧٠ همچون « نظريه پايداري برتري » توسط پژوهشگران آمريکايي ايجاد شد، از زماني که آمريکا به عنوان قلب غربي سامانه جهاني در جنگ جهاني دوم ظاهر شد، مبناي سياست خارجي آمريکا قرار گرفت.
از دهه ١٩٤٠ نخبگان اقتصادي و سياسي آمريکا « انقلاب وسيعي را در موازنه قدرت» پيش بيني مي کنند: واشنگتن « در حال تبديل شدن به وارث کلي و قيم دارايي هاي اقتصادي و سياسي امپراتوري بريتانيا بود[...] عصاي پادشاهي [ در حال انتقال به] دستان ايالات متحده آمريکا[ بود](١٠). يک سال بعد، هانري آر. لوک فرارسيدن « قرن آمريکايي» مشهور را اعلام مي کند و مي نويسد: « اولين قرني است که آمريکا در حال تبديل شدن به قدرت برتر جهاني مي باشد»، وي اشاره مي کند که مردم آمريکا بايد« بي هيچ پيش شرطي وظايف [ خويش] و آينده خود را به عنوان قدرتمندترين و پرتحرک ترين ملت بپذيرند [...] و اثر کامل نفوذ خويش را با روشهايي که مناسب به نظر مي رسد، بر جهان وارد سازند [...] (١١)». در ميانه دهه ١٩٤٠ قلمرو « قرن آمريکايي» به وضوح شکل مي گرفت: سلطه اقتصادي که با برتري راهبردي مبتني بر شبکه جهاني پايگاه هاي نظامي معنا شده بود، پايگاه هايي که از اقيانوس منجمد شمالي تا کيپ تاون و از اقيانوس اطلس تا اقيانوس آرام گسترده شده بودند.
رهبران بعد از جنگ ايالات متحده که بنا به گفته ويليام اپلمن ويليامز تاريخدان از خود تصويري «قدر قدرت»(١٢) داشتند، به پايه ريزي دولت امنيت ملي همت گماشتند: ايالات متحده آمريکا از مزاياي اقتصادي فراوان و پيشرفت فناوري قابل توجهي بهره برده و به طور خلاصه انحصار اتمي را در اختيار داشته است. بي شک بن بست کره(١٩٥٣) و برنامه هاي تسليحاتي و موشکهاي اتمي اتحاد جماهير شوروي، اعتماد آمريکائيان را متزلزل ساخته بود؛ اما اين شکست در ويتنام و مشکلات اجتماعي وابسته به آن بود که جنگ را در سطح داخلي همراهي مي کرد و محدوديتهاي قدرت را نمايان مي ساخت.

حسرت عظمت گذشته
توصيه آقاي ريچارد نيکسون و هنري کيسينجر در باب« واقع نگري در دوران افول» برخلاف ميل آنان تنها روشي براي پذيرش اين امر بود که الگوي برتري جهاني که از بيش از بيست سال پيش مورد استفاده بوده ، نتوانسته است براي هميشه دوام يابد. اما ويتنام و دوران نيکسون نشانگر چرخشي بسيار متناقض بود. آنان واکنش هاي دهه ١٩٨٠ را آماده مي کردند:« انقلاب محافظه کار» و تلاشهاي اتخاذ شده در راستاي بازسازي و نوسازي « دولت امنيت ملي» و قدرت جهاني آمريکا. هنگامي که چند سال بعد اتحاد جماهير شوروي سقوط کرد، روياهاي قدرت مطلق دوباره ظاهر شدند. « پيروزي گرايان» محافظه کار دوباره روياي « برتري» بين المللي در طولاني مدت را در سر مي پروراندند. عراق آزموني راهبردي در راستاي گشايش« دومين قرن آمريکايي» بود. اين تجربه نيز همچون سياست خارجي آمريکا به بن بست رسيد.
هيچگاه قياسهاي تاريخي کامل نيستند، اما نمونه بريتانياي کبير و خروج طولاني آن از وضعيت امپراتوري مي تواند برهه تاريخي فعلي را روشن سازد. در پايان قرن نوزدهم، تعداد کمي از رهبران بريتانيايي مي توانستند پاياني براي امپراتوري تصور کنند. هنگامي که در سال ١٨٩٧ پنجاهمين سالگرد تاجگذاري ملکه ويکتوريا جشن گرفته شد، بريتانياي کبير در راس امپراتوري فرااقيانوسي قرار داشت که بر يک چهارم مناطق دنيا و سيصد ميليون نفر حکومت مي کرد- اگر چين، مستعمره اي مجازي با جمعيت تقريبي چهارصد و سي ميليون نفر را نيز به اين مقدار اضافه کنيم، تعداد آن دوبرابر مي شود. شهر لندن مرکز يک امپراتوري تجاري و مالي بسيار وسيع بود که سايه آن تمام دنيا را دربرمي گرفت. بنابراين هيچ شگفت انگيز نيست که بخش مهمي از نخبگان بريتانيايي عليرغم تشويش هاي ناشي از رقابت هاي توليدکنندگان آمريکايي و آلماني، مي پنداشتند که بريتانياي کبير « اجاره نامه جهان براي هميشه را همچون هديه اي از سوي قادر مطلق » دريافت کرده است.
جشن پنجاهمين سالگرد در واقع « آخرين پرتو خورشيد اطمينان مطلق در شايستگي بريتانياها در رهبري جهان (١٣)»بود. دومين جنگ بوئرز (١٩٠٢-١٨٩٩) (١٤)؛ جنگي که براي حفاظت از راه هند در آفريقاي جنوبي و تقويت « ضعيف ترين حلقه زنجيره امپراتوري» درگير آن شدند، با هزينه انساني و مالي عظيمي همراه بود. همچنين اين جنگ فجايع سياست زمين سوخته را براي افکار عمومي انگليس برملا ساخت که ديگر همچون گذشته مطيع نبود. « براي قدرت امپراتوري بريتانيا، از زمان شورش هنديان، جنگ آفريقاي جنوبي به منزله مهمترين آزمون بود و در مقايسه با شکست ناپلئون و جنگ جهاني اول، اين جنگ گسترده ترين و پرهزينه ترين جنگي بود که بريتانياي کبير درگير آن شد.(١٥).»
تنها دوازده سال بعد از اين واقعه، جنگ جهاني اول آغاز شد و شکست سرمداران اروپايي خويش را به همراه داشت. زوال طولاني عصر بريتانيايي آغاز شد. به هر حال، نه تنها امپراتوري از بحران ناگهاني نجات يافت، بلکه در سال ١٩٥٦ پيش از روبرو شدن با پايان بدون پيروزي در سوئز ... با کمک آمريکاييان و بااز دست دادن فرماندهي جنگ جهاني دوم، طي چند دهه امپراتوري از ميان رفت. با اين حال يک قرن بعد، آن چنان که از ماجراجويي هاي ناگوار نخست وزير، آنتوني بلر در عراق مشخص مي شود، حسرت عظمت گذشته باقي است. هنوز آخرين کورسوهاي امپراتوري خاموش نشده است.
از بيش از نيم قرن پيش تکيه زدن بر تارک دنيا براي محافل قدرت آمريکا طبيعي بوده است. برتري ، همچون هوايي که تنفس مي کنيم، به شيوه اي از بودن ، روش زندگي و شيوه تفکر آنها بدل شده است. بي شک انتقادهاي نهادينه « واقع گرا» معقولانه تراز کساني هستند که آنها را مورد نقد قرا ر مي دهند. اما آنها داراي چهارچوب مفهومي نيستند که در داخل آن روابط بين الملل برپايه ديگري رويارويي يا غلبه راهبردي ايجاد شده باشد.
بحران کنوني و تاثير فزاينده مشکلات جهاني غيرقابل حل در سطح ملي، شايد باعث ايجاد انگيزه هاي جديد در زمينه همکاري و وابستگي متقابل شود. به هرحال بايد خواهان آن بود. ولي همچنين امکان دارد که سياست آمريکا غيرقابل پيش بيني باقي بماند: همانگونه که تمامي تجربه هاي پس از دوران استعماري نشان مي دهند، احتمال اين خطر وجود دارد که پايان امپراتوري فرايندي طولاني و پرآسيب باشد.

١- Lire « Retired generals speak out to oppose Rumsfeld », The Wall Street Journal, NewYork, 14 avril 2006.

٢- به نقل از آسوشيتدپرس در پنجم اکتبر ٢٠٠٥، ژنرال اودوم در راس آژانس امنيت ملي(la National Security Agency, NSA) تحت نظر رونالد ريگان قرار داشته است.

٣- Cité dans “Breaking ranks”, The Washington Post, 19 janvier 2006.

٤- گزارش در برابر کميسيون روابط خارجي سنا در اول فوريه ٢٠٠٧.

٥- جورج تنت، رئيس پيشين سازمان سيا در کتاب خويش به نام At the Centre of the Storm کاخ سفيد را مسئول اشتباه هاي راهبردي مي داند که در عراق انجام داده اند و تاکيد مي کند که هيچگاه « بحث جدي» در باب اين پرسش صورت نگرفته است که آيا اين کشور تهديدي جدي است يا پيش از اقدام به جنگ بايد تحريم ها را تشديد کرد. اين امر از لحاظ تاريخ، مربوط به آخرين مشاجره در درگيري بين سيا و کاخ سفيد مي شود که دست کم ازسال ٢٠٠٣ آغاز شده است.

٦- Pour citer l’ancien secrétaire d’Etat Colin Powell lors de l’émission télévisée « Face the Nation », sur CBS, le 17 décembre 2006.

٧- زبيگنيو برژينسکي، گزارش در برابر کميسيون روابط خارجي سنا، اول فوريه ٢٠٠٧.

٨- http:/people-press.org/

٩- Voir le Pew Global Attitudes Project, http:/pewresearch.org/.

١٠- سخنراني هاي رئيس جلسه کنفرانس ملي صنعت (la National Industrial Conference) در مجمع سالانه انجمن سرمايه گذاري بانکداران (l’Investment Bankers Association) در دهم دسامبر ١٩٤٠. به کتاب زير مراجعه شود: James J. Martin, Revisionist Viewpoints, Ralph Myles Publisher, Colorado Springs, 1971.

١١- Henry R. Luce, “The American Century”, Life Magazine, 1941, article réédité dans Diplomatic History, université de Colorado(Boulder), printemps 1999, vol.23,n°2. ١٢- William Appleman Williams, The Tragedy of American Diplomacy, Delta Books, NewYork, 1962.

١٣- Cité dans Elisabeth Monroe, Britain’s Moment in the Middle East, 1914-1956, Chatto & Windus, Londres, 1963.

١٤- دومين درگيري چرا که اولين درگيري ( ١٨٨١-١٨٨٠) بريتانيایی ها را در برابر دسته هاي هلندي تبار قرار داد(Boers).

١٥- C.Saunders et I.R.Smith, « Southern Africa, 1795-1901 », The Oxford History of the British Empire, vol.III, The Nineteeth Century, Oxford University Press, 2001.


کد: 11730   تاريخ: هجدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با نهم نوامبر ۲۰۰۷


اظهار نظر و بحث در مورد اين مطلب. [نظرات شما در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر خوانندگان سايت می رسد.] ديگر دليلی برای به فارسی ننوشتن وجود ندارد!  
اگر فونت فارسی در کامپيوتر خود نصب نکرده ايد،
اينجا را کليک کنيد و به فارسی بنويسيد.
مطالبی که حاوی کلمات رکيک و توهين به ديگران باشد درج نميشوند.


نام:  

نظرات شما:



 

نظرات

نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم آبان ۱۳۸۶ برابر با پانزدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 16:18:35 توسط بدون نام

به افتاب:چقدرسریع و زود اخبار تحریف شده و جهت دار خارج کشور را همانند خبرهای اخوندی باور کردی!.شما به گونه ای نوشته ای که در اخر معلوم نیست در خارج هستی یا در ایران! و باز به گونه ای توضیح داده ای که دقیقا و بطور کامل از اوضاع و نوع زندگی و واقعیتهای خارج از کشور هم کاملا اطلاع ملموس داری!.به شما بگویم تا در خارج زدگی نکنی(نه سفر برای چند ماه)ازواقعیتهای خارج چیزی دستگیرت نخواهد شد و اگر هم در خارج از ایران تشریف دارید باز واقعیتهای ملموس ایران چیزی نمیدانی و تنها از گفته های افراد،رسانه های گروهی و .. موافق و مخالف است که پیش خودت تجزیه و تحلیل میکنی. که هیچکدام کامل نیست.شاید هم مثل من هر دو جا زندگی میکنی و مانند خیلی هایی که همین گونه هستند هم از آخوند متنفر هستند و هم از کشورهای بیگانه ای که باعث اصلی خروج و تبعید ایرانیها شدند.واقعیت قضییه این است که بیگانگان در اصل باعث گرفتاریها و عقب ماندن های ما هستند.چه در گذشته چه در زمان حال و بر ما است در اینده این اجازه را به انها ندهیم.

نوشته شده در تاريخ بيست و سوم آبان ۱۳۸۶ برابر با چهاردهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 16:38:02 توسط مهتاب

از سایت پیک ایران انتظار میرود که شارلاتان هایی که با اسم دیگران به التماس افتاده اند را با اضافه یک حرف مثلا" الف یا ب متمایز نماید. من آن "مهتاب" ارتجاعی که با حقه بازی و کلک از قول دیگران مینویسد نیستم و از پیک ایران انتظار دارم این حقه باز را مجازات و نظرات ارتجاعی اش را که به اسم دیگران درج میکند حذف نماید. "مهتاب" چهاردهم نوامبر 2007 ساعت 3:31:44 مهتاب 22:18:36 نیست. لطفا" ارتجاعیون و شارلاتانها را افشا کنید. ------------------ پيک ايران : برای اينگه چنين کنترل دقيقی شود فقط برای اين کار نياز به چند نفر است. ما نميدانيم تا کی منتظر بلوغ هميميهنان شويم. فقط ميتوانيم تاسف عميق خود را ابراز کنيم

نوشته شده در تاريخ بيست و سوم آبان ۱۳۸۶ برابر با چهاردهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 03:31:44 توسط مهتاب

آفتاب خانم لینک رو دیدم. فقط می تونم بگم برام قابل باور نیست! اگر واقعیت داشته باشه خیلی شوکه کننده است... حالا که فکر میکنم می بینم افکارم خیلی ارتجاعی شده بود ولی قصد اهانت و افترا نداشتم... در مدرسه همیشه به ما میگفتند که همه مشکلات بخاطر آمریکا است..

نوشته شده در تاريخ بيست و سوم آبان ۱۳۸۶ برابر با چهاردهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 02:58:48 توسط آفتاب

از تمام دوستان می خواهم این لینک رو ملاحظه کنند و یه هر روش ممکن جنایتکاران "واقعی" و گروههای هوچی گر وابسته به آنها را که مانند یک برده بی فکر و مطیع اقدام به هوچی گری در این وب سایت می کنند رسوا و سرافکنده سازند: http://web.peykeiran.com/vs2005/article_body.aspx?ID=11746

نوشته شده در تاريخ بيست و سوم آبان ۱۳۸۶ برابر با چهاردهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 02:57:49 توسط آفتاب

مهتاب خانم شما تند نرو. معلومه هنوز خیلی خامی. من نه اون آقای سهراب هستم نه شهاب نه هر کس دیگه ولی هرکس که باشند حرفشونو قبول دارم. از جنابعالی و روش هوچی گرانه ای هم که در پیش گرفتی نمی ترسم که بخوام با اسمهای مختلف اینجا بنویسم. شما با این استدلال منو یاد هوچی گری آخوندا میندازی که هروقت دستشون به جایی یند نمی شه واسه اینکه خودشون رسوا نشن دست پیش رو میکشن که مبادا عقب بیفتن و دیگران رو متهم به افکار ارتجاعی می کنند بابا پیاده شو با هم بریم...تو اصلا خودت اربابهای خودتو (اخوندا) که داری مانند یک کنیز بی فکر سنگشونو به سینه میزنی میشناسی؟ اصلا خبر داری تو این کشور تو زندانهاش چی میگذره؟ آمریکا پیش کش تو که در ایران زندگی می کنی اول محل زندگیتو بشناس بیبن چطور این آخوندا تبدیل به لجن کردنش بعد برو سراغ جاهای دیگه. طوری حرف نزن که مردم بهت بخندن بگن طرف اصلا تو باغ نیست. بیخودی هم هوچی گری نکن. در هیچ جای دنیا جنایت مانند ایران سازمان یافته و دولتی نیست. تو خودت اصلا تا حالا چند روز آمریکا زندگی کردی؟ چند وقت اروپا زندگی کردی؟ حرفهای مربی پرورشی مدرسه تونو تحویل من نده.

نوشته شده در تاريخ بيست و دوم آبان ۱۳۸۶ برابر با سيزدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 22:18:36 توسط مهتاب

آفتاب خانم زیاد تند نرو چون با فکر کوتاه و ضعیفی که داری خیلی زود زمین می خوری و بلند شدن دیگر برایت امکان ندارد. تو و امثال شهاب و سهراب، درحقیقت یکنفراست و سایت نظر یک نفر را دوبارزیر دو مقاله مختلف با اسامی سهراب و شهاب درج می کند ولی بعضی ازنظرات ما که بهمان اسم است راچاپ نمیکند، بهتر است اول ویدئوی زیر را مشاهده کرده و درمورد نظرات ارتجاعی خود کمی فکر کنید تا بهتر بتوانیم جهانی را که دوستان شما برای دنیا کشیده اند و بنام New world order معروف است را شناخته و قبل از اینکه کار به آخر برسد تکانی به پشت خود بدهید. باید بدانید که با شما هم مانند دیگران رفتارخواهند کرد. یک برده تو سری خور. ازتمام دوستان می خواهم که این ویدئو را از نظر گذرانده و با روشی مناسب برنامه های این جنایتکاران را رسوا و نابود سازیم. http://video.google.com/videoplay?docid=1070329053600562261

نوشته شده در تاريخ بيست و دوم آبان ۱۳۸۶ برابر با سيزدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 19:56:54 توسط آفتاب

مهتاب تو یکی از عوامل اطلاعاتی رژيم هستی ولی دست تو و اربابانت برای همه رو شده که آنها هم خودشون در بالاترین رده های حاکمیت می روند یواشکی دست آمریکا رو هم که شده پشت پرده ماچ می کنند و باهاش یواشکی مذاکره می کنند تا دو سه روز بیشتر بتوانند حکومت کنند. خوب بازیچه دست یک مشت فاسد و ظالم شدی خودت هم خبر نداری. مصداق آن کسی نباش که کره خر آمد و خر رفت.

نوشته شده در تاريخ بيست و دوم آبان ۱۳۸۶ برابر با سيزدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 19:33:05 توسط سامی

به نظر من حق با شهاب است. به نظر من این حرفها در مورد امپریالیسم یا کومونیسم غالبا از دهان تنها دو گروه بیرون می آید: کومونیتسها و مسلمانهای قشری افراطی مه اگر دقت کنیم مرام و مسلک هردو گروه بر خلاف آنچه ادعا می کنند اتفاقا خیلی خیلی هم به هم نزدیک است. من فکر نمی کنم آدمهای نرمال و معمولی واقعا به دنبال این شعارهای توخالی و صد من یک غاز که فقط و فقط برای فریفتن مردم عامی اختراع شدند باشند. من نمی گویم دمکراسی آمریکایی بی نظیر است و فعلا بهترین نمونه واقعی از یک حکومت دمکراتیک در دنیاست. عوض این حرفهای صد من یک غاز و متهم کردن این و آن به حمایت از امپریالیسم ( و دیگر الفاظ خیالی) شما نیز عوض چرت زدن تا لنگ ظهر و غیبت این و آن کردن بجای کار کردن در سر کار کمی به همت و تلاش خودتان اضافه کنید تا مانند کشورهایی چون آمریکا پیشرفت کنید. با تنبلی و توجیه آن با فحاشی و تهمت زدن به این و آن و انداختن تقصیرها گردن دیگران همانا اندر خم یک کوچه هستید و خواهید بود.

نوشته شده در تاريخ بيست و دوم آبان ۱۳۸۶ برابر با سيزدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 17:18:55 توسط سهراب

بى آزاز مهتاب و ديگر هم سفره هاى اطلاعاتى رژيم ولايت مطلقه على گدا بنده سهراب شهاب به يمن اطلاعات صحيح و دلسوزانه شما متوجه حقيقت تلخ شدم و با همه اظهار نظرهاى شما راجع به ابوغريب و امپرياليسم آمريكاى جهانخوار موافقيم با تشكر از دلسوزيهاى شما نظر به اين موضوع كه آمريكاى از ترس منقل و بافور على گدا تنش به لرزه افتاده لذا لازم ميبينم از شما تمنا كنم مرحمت فرموده بعد از ٢٩ سال تزوير و اوهام پارانوئيسمى كمى بيشتر خود را به خواب خرگوشى بزنيد و با يك من ريش چرب مكتبى و اوركت اسرائپلى و قمه به دست در از بين بردن نداى عدالت طلبانه زنها وكارگران و معلمها و دانشجويان يارى كرده همه اين ٧٠ مليون جاسوس صهيونيزم را به راه راست بياوريد در صورت امتنا به شيوه سرگاو رادان با يك نقاب و مانند طالبان با قمه وحشيانه به جانشان بيافتيد در صورت لو رفتن شياف پتاسيم كه براى كشتن زندانيان سياسى است را خودتان در مقعد شرپف فرو كرده و به دختران باكره بهشت ملحق شويد تا فرماندهان سپاه جاى شما آپارتمان و ويلا و ماشين بنز و ماكسيما براى اقازاده شان تهيه نمايند به اميد پيروزى حق بر باطل

نوشته شده در تاريخ بيست و دوم آبان ۱۳۸۶ برابر با سيزدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 15:37:30 توسط بی ازار

سهراب و یا شهاب:کاملا مشخص است که برای صهیونیسم اینجا حضور داری .خوانندگان میتوانند خود هم نوشته های من را بخوانند هم نوشته های تو را. از ضعف من هم نیست که با تو بحث نمیکنم بلکه برای این است که تو را ایرانی و ایران دوست نمیبینم.حال تو میخواهی افکار اربابانت را با جریحه دار کردن مردمی که دلسوز هستند تحریک کنی و با به میان کشیدن مسائلی که در اصل اربابان تو برای ایران بوجود اورده اند صحنه و واقعیتها را عوض کرده و انها را خوب جلوه دهی مطمئنن موفق نخواهی بود و بدان این تو بمیری از ان تو بمیری ها نیست.همانطور که میبینی در ایران جوانان با حکومت و بیگانه هر دو به موازات هم مبارزه میکنند.برای همین هم مبارزه ما به درازا کشیده شده،چون نمیخواهیم بیگانه دخالت داشته و حکومتی دست نشانده برای ما بیاورد.جای تو در این سایت بیش از این نیست مگر با دیگر اسامی نظراتت (اهداف اربابانت)را بنویسی.

نوشته شده در تاريخ بيست و دوم آبان ۱۳۸۶ برابر با سيزدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 04:24:07 توسط مهتاب

دوستان باید بدانند از آنجاییکه مزدوران اجنبی قادرنیستند ایرانیان وطن دوست را بطرف همکاری با دشمنان ایران سوق دهند لذا برای اینکه صدایشان را قوی تر کنند با اسامی گوناگون می نویسند. یکی از اینها شهاب است که به گفته خودش با اسم سهراب هم می نویسد وعجیب است که چاپ هم می شود. بخاطر داشته باشید که سهراب وشهاب یکیست. بنظر میآید که زهرا وپری هم یکی باشد. دوستان هشیارباشند.

نوشته شده در تاريخ بيست و دوم آبان ۱۳۸۶ برابر با سيزدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 01:24:07 توسط سهراب

معمولا صحبت به فحش كشيده ميشود باز از اينكه اظهار عدم تمايل به بحث به اين حد ساده و منطقى را مودبانه كرديد بنده خوشحالم چون حرف قابل زدنى در برابر منطق ايران بزرگ و قدرتمند و بدون رژيم ولىوقيح ندارى احتمالا سرپرست تيم اطلاعاتى متوجه شك شما در برهان و قبول به ملت پيوستن شده و ازتون خواسته صحبت را تمام كنيد من هم متوجه هستم دوست عزيز شما برويد مخ چند تا دانش اموز بسيجى را كار بگيريد ولي با وجدان چه ميكني با آه مادران چه خواهي كرد

نوشته شده در تاريخ بيست و يکم آبان ۱۳۸۶ برابر با دوازدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 22:45:30 توسط بی ازار

از کی تا به حال امپریالیسم و استکبار و صهیونیسم فقط لغت شده که ما خبر نداشتیم(یعنی وجود خارجی ندارد)!؟ نه دست شما دارد رو میشود که منفعتی از طرفداری از بیگانه میبرید.وگرنه ایقدر سمج وار از بیگانه و اجنبی دفاع نمیکردید.از این پس بحثی با شما ندارم .متشکرم.

نوشته شده در تاريخ بيست و يکم آبان ۱۳۸۶ برابر با دوازدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 21:43:38 توسط سهراب

بي آزار سخنان شما را بازنگرى كردم متاسفانه اشكال كار شما اينجاست كه به اسم ايران به فكر مبارزه با استكبار جهانى و صهيونيزم و از اين جور لغات مورد استفاده قشر افراطى رژيم هستيد شما مطمئن باش امريكا كاري به يك حكومت مردمى و ملي در ايران ندارد بعد از ١١ سپتامبر كه فاجعه انسانى بود آمريكايها به دنبال رژيمهاى دموكرات و قوى در منطقه هستند چون نفع انها اينطور ايجاب ميكند كه تروريسم ريشه كن شود و ديالوگ و منطق بين آنها و مردم ايران حاكم باشد مطمئنا ايرانيها از اينطريق منافع سرشاري عايدشان خواهد شد و شايد با يك مليون و ششصد هزار متر خاك زر خيز بتوانند با آمريكا متحد استراتژيك شده چين دوم با مليونها جمعيت در آسيا بشوند اين دشمني هاى بچه گانه و مذهبى خيلى براى ما گران تمام شده اند مسلم است كه روسها و عربها و اروپايها طالب بهبود روابط ما با آمريكا نيستند مسلم است كه پوتين مثل زالو خون ما را خواهد مكيد

نوشته شده در تاريخ بيست و يکم آبان ۱۳۸۶ برابر با دوازدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 16:38:47 توسط بی ازار

به سهراب:من هم بفکر ایران هستم و مخالف حکومت.اما فرق من و شما این است که اعتقاد دارم کشورهای غربی هستند که اجازه اینکار را به ما نمیدهند.انها اگر در ظاهر به فکر ما هستند بخاطر منافع خود است و میخواهند حکومت دست نشانده بر سر ما بیاورند.مثل خیلی کشورهای غنی ولی جهان سومی.ما نباید به بهانه مخالفت با حکومت با انها یاری کنیم تا به خواسته خود برسند.ما بایدخودمان و به هر طریق ممکن به غیر از همراهی با بیگانه به خواسته های قانونی خود برسیم.تبلیغات دروغین انها رانباید باور داشت.

نوشته شده در تاريخ بيستم آبان ۱۳۸۶ برابر با يازدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 20:58:14 توسط سهراب

بنده منكر اينكه كشورهاى دنيا دنبال منافع ملى خويش هستند نبوده و نيستم مسلم است كه هر كشور و هر حاكميت ملى به منافع خودش قبل از هر چيز ديگر ميانديشد بنده خواستار دموكراسى براى ملت خويش و حفظ منافغ ملى هستم كه در حال حاضر با اين حكومت ديوانه جانى و خطرناك غير ممكن است شما آمريكا را ول كنيد به فكر ايران مستحق و مردم فقير خودمان باشيد هر وقت مردم خودمان نان و كار و مسكن و آزادى داشتند بعد بيائيد صحبت كنيم اسرائيل پيشكشتان

نوشته شده در تاريخ بيستم آبان ۱۳۸۶ برابر با يازدهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 13:23:16 توسط بی ازار

به سهراب:شما ژاپن و کره و المان را با ایران مقایسه نکنید ،زیرا انها نفت ندارند.ژاپن هنوز که هنوز است ارتش ندارد و المان هم قبل از پیوستن به اروپای واحد ارتش نداشت برای همین هم مجبور هستند دنباله رو امریکا باشند و از همه مهمتر امزیکا برای مقابله با چین و قدرت داشتن در شرق اسیا است که در انجا حضور دارد و تا چین در ان منطقه قدرت دارد باید همه ان کشورها را در تسلط خود نگهدارد.از همه مهمتر مگر تظاهرات مخالفین امریکا در ژاپن و کره جنوبی را ندیده و نشنیده ای. اما افسوس که 50% اقتصاد ژاپن متعلق به امریکاست وگرنه به شما میگفتم دولت ژاپن هم راهش را از امریکا جدا میکرد.امریکای جهانخوار سعی در تسلط همه دنیا دارد ایا شما موافق هستید!؟ اگر جوابتان اری است پس لطفا دم از دمکراسی نزنید، چون دمکراسی همخوانی با زورگویی ندارد و امریکا توسط زور همه این اعمال را انجام میدهد.

نوشته شده در تاريخ نوزدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با دهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 23:16:46 توسط مهتاب

دوستان باید دقت بیشتری کنند که گول افرادی که با دانش بچه های ده سال پائین تر که بوئی از تاریخ نبرده و با تئوری های من درآر صفحه سیاه میکنند را نخورند حالا این بچگان پیرنما میخواهد از نوع پری باشد یا زهرا. دوستان از نوشته ها کاملا" پیداست که با یک بچه پیرنما طرفید.

نوشته شده در تاريخ نوزدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با دهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 22:18:01 توسط سهراب

اين دوست چپ ديگه خيلى سنگ كمونيزم و ضد آمريكا را به دلش ميزند ولى جالب است كه هنوز مثل طرفداران روسيه تزارى كه لولو خورخوره شان نومحافظه كاران آمريكايى بودند هنوز از زمان ديوار برلين جلوتر نيامده اند واله ما چپ هم داريم كه خوب و بد آمريكا را قبول دارند و ايرانى هستند و اما به بي ازار كه سوال كرده بود بايد عرض كنم كه ويتنام و آلمان وكره جنوبى و ژاپن هم كه با آمريكاى سابق درافتادند همگى فهميدند كه براى تبديل به قدرت واقعى شدن بايد رفت سراغ پستان شيرده گاو آمريكا و رفتند دنبال كار و تلاش و توسعه و جذب سرمايه و شماها رفتيد دنبام شاخ همان گاو شيرده و با فحش و بد بيرا و ترور و دزدى و فحشا و اعتياد فقط مردم خودتان را بدبخت كرديدحالا هم در منجلاب افتاديد و از كره شمالى هم درس نميگيريد

نوشته شده در تاريخ نوزدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با دهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 14:52:26 توسط قاسم

زهرا خانم چه کسی گفته کمونيسم را آمريکا شکست داده؟ کمونيسم يک ايدئولوژی است و نه يک کشور. فروپاشی شوروی و اروپای شرقی در وهله اول بخاطر آن بود که اين کشورها اشتباهات بزرگی در نظام خود داشتند و ربط مستقيمی به آمريکا نداشت. در مورد انحطاط و سقوط امپراطوری آمريکا لازم نيست صدهها کناب در اين مورد نوشته شده را بخوانيد کافی در اين مورد به اينرنت رجوع کنيد. امثال شما نو محافظه آمريکائی هستيد که فارسی بلدند وگرنه شماجزو دشمنان مردم ايران بحساب مياييد. رژيم ايران دير يا زود سقوط خواهد کرد ولی شما همان نومحافظه کار آمريکائی ضد بشر خواهيد ماند.

نوشته شده در تاريخ نوزدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با دهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 14:21:24 توسط بی ازار

زهرا جون،چرا توهین میکنی و افترا میزنی!؟در مدت 100 نه 200 سال گذشته که امریکا بوجود امده اگر امریکا چنین جنگهایی را که تو فکر میکنی برای نجات انسانها بوده رهبری کرده ،برای منافع خود بوده و نه بیشنر.مثل اینکه اصلا مقاله بالا را نخوانده ای و فقط به نوشته من جواب دادی و در ضمن ایا تو حوادث و اتفاقاتی را که در بالا امده رد میکنی و منکر انها هستی!؟ و مهمتر اینکه کسی برای انها نه در این جنک فعلی عراق و افغانستان و چه در جنگهای قدیمی تر کارت دعوت نفرستاده بوده بلکه انها برای منافع خود بوده که خود را دخالت میدهند.و مسئله ایران و خاورمیانه هم جدا از این مسئله نیست و انها برای نفت و منافع است که لشکر کشی کرده اند. تهمت زدن برای هر کسی اسان است ،مخصوصا به یک زنی که طرفداری از بیگانه میکند! اما من شخصیتم مانند تو نیست که بخواهم مانند..... چشمها و گوشهایم را ببندم و دهانم را باز کنم.امثال تو هستند که باعث تفرقه مخالفان در خارج و داخل شده اند و بین انها شکاف ایجاد کرده اند .کمی عمیق تر فکر کن و دست از طرفداری بیجا از بیگانگان بردار.

نوشته شده در تاريخ نوزدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با دهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 11:59:20 توسط زهرا

به بي آزار:تاريخ ١٠٠ سال گذشته شهادت ميدهد دوبار نجات اروپاي آزاد طي جنگ اول و دوم و نجات اروپاي شرقي از دست كمونيزم نجات مردم آسيا از يوق ژاپني هاي وحشي كوتاهكردن دست صدام و طالبان و ميلوسوويچ ترغييب و تهديد رژيمهاي ديكتاتوري برعايت حقوق بشر و سرانجام بگور سپردن رژيم اسلامي با نوكران بي وجدانش حاصل دمكراسي كامل و دوستداشتني آمريكاست اگر نوكري هم ميكني ارباب بهتر از اخوند اشغال پيدا كن اميد كه درسي گرفته باشي.

نوشته شده در تاريخ نوزدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با دهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 01:58:17 توسط بی ازار

به سهراب:این چگونه دمکراسی کامل(به گفته شما)و قابل قبولی است که تبلیغات وپول، رهبرانش را انتخاب میکنند !؟و ان بودجه های سرسام اوری که از ان یاد میکنید ،همراه با قدرت و نفوذی که در انتها مجددا از ان یاد میکنید توسط زورگویی و لشکر کشی به اقصی نقاط جهان بدست میاید!؟و چگونه است که این دمکراسی کامل و خوب!!! را هم میخواهند(دمکراسی که توسط تبلیغ شرکتهای چند ملیتی پایه ریزی شده و هزینه ان با غارت ملتهای محروم و جنگها و توطئه ها تهیه شده است ) به سراسر جهان منتقل کنند و در اخر شما به ان میبالید و ما را تشویق به ان مینمائید.

نوشته شده در تاريخ هجدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با نهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 21:31:42 توسط سهراب

لازم ميپينم نظر نگارنده را راجع به امپراتورى روس به رهبرى پوتين با همان شكل ديكتاتورى سابق كه در حال شكل گرفتن است را جويا شوم و در ضمن ياداور شوم كه در عصر مدرن هزاره سوم امپراتور به جوامع و نه دولتهايى ميشود نسبت داد كه از درآمد و بودجه هاى سرسام آور بهره مند هستند و رهبرانش را با دموكراسى كامل انتخاب و هر چند وقت يكبار عوض ميكنند اين جوامع از لحاظ افتصادى مليت هاى ديگر را براى كار جذب خود كرده و احتياجى به لشگر كشى به هيچ كشوري به جز سركوب ديكتاتورها و رواج آزادى نداشته و با قدرت و نفوذ اقتصادى كه در دنيا كسب كرده اند نخواهند داشت

نوشته شده در تاريخ هجدهم آبان ۱۳۸۶ برابر با نهم نوامبر ۲۰۰۷ ساعت 14:25:17 توسط پري

قراردادن واژه امپراتوري در مقابل حكومت دمكراتيك امريكا و نام بردن از كلمه شكست در پس اقدامات پيروزمند و نجات بخش و بسيار كم هزينه امريكا در نابودي جرثومه هاي چون طالبان و بن لادين و صدام و بزودي جمهوري اسلامي فقط نشان از فريبكاري و دسيسه براي حفظ ج. ا براي منافع مادي هر چه بيشتر است.حكومت امريكا مورد علاقه تمام مردم جهانست چون خواست بسياري از مردم ازاده جهان زندگي در ايالات متحده آمريكاست. حال اگر كمونيستهاي ورشكسته اينرا وارونه جلوه دهند.آمريكا قبلا نيز بر هيتلر و موسيليني فاشيست وحزب كمونيست شوروي پيروز گشته.

peykeiran


پروژه عتيقه ای که ,نو, خوانده ميشود


روشنگری. يک شنبه 28 اکتبر 2007 بيش از 25000 کشاورز فقير بعد از يک ماه راه پيمايی به مقصد خود دهلی وارد شدند.

اکثر راه پيمايانی که روز يک شنبه وارد دهلی شدند کشاورزانی هستند که از آنها خلع يد شده وزمينی را که خودشان و آّباء و اجدادشان روی آن کار ميکردند، در مناقشه بر سر مالکيت زمين به صاحبان سرمايه های بزرگ باخته اند. تعدادی از آنها زيربار قرض هستی خود را از دست داده اند. برخی در مناطق جنگلی بدون حق زمين زندگی می کنند. قوانين مالکيت زمين در هند با سنت در آميخته است و اين امر به صاحبان سرمايه و حکومت های محلی يا دولت مرکزی که حامی آنهاست کمک ميکند، تا از کشاورزان خلع يد کنند.

راه پيمايی در روز تولد مهاتما گاندي، 2 اکتبر، از يکی از شهرهای مرکزی هند به نام گواليوردر فاصله 350 کيلومتری دهلی شروع شد. بنا بر گزارش فرانس پرس، طی 600 کيلومتر راه پيمايي، 372 مايل، هفت نفر مردند.هرجا که تظاهرکنندگان توقف ميکردند، سازمان دهندگان در کنار جاده به برپا کردن آشپزخانه و ساختن توالت فوری در کنار جاده مشغول می شدند. برای تظاهرکنندگان 24 آشپزخانه درست شده بود. آشپزخانه ها حاصل مشارکت جمعی است. در سه سال گذشته هر عضو که خود را satyagrahis ميخواند، يک مشت برنج يا اگر توانايی مالی داشت، يک روپيه پول پرداخت کرده است. سازماندهی در انطباق با سنت های هندی است و تصاوير گاندی در دست تظاهر کنندگان ديده ميشد، اما برخی منابع هندی نوشته اند از شيوه بسيج مدرن استفاده شده است. از هر , سرپنج , خواسته شده 25 نفر را برای راه پيمايی بسيج کند، ولی از هر خانواده فقط يک نفر اجازه داشت در راه پيمايی شرکت نمايد.

روز دوشنبه وقتی که مقامات دولتی و پليس شهر برای رهايی از مشکل تجمعی که تصاوير,نامطلوبش, در جهان مخابره شد به فکر چاره برآمدند، با واقعيتی سخت روبرو شدند: بسياری از تظاهرکنندگان قول دادند از دهلی نمی روند، آنها مکرر به رسانه ها گفتند جايی برای بازگشت ندارند و تا وضع قوانين روشن برای دفاع از حق شان و توزيع مجدد زمين از دهلی نمی روند. عصر روزدوشنبه خبرهايی در مورد عقب نشينی دولت و تشکيل يک کميته برای حل مساله منتشر شد.

تظاهرکنندگان تصوير درخشانی از ,معجزه اقتصادی هند, را به نمايش گذاشتند. در کشوری که نام سه تن از ميلياردرهايش در بالای ليست ,ثروتمندترين, های جهان قرار دارد، به گزارش بانک جهانی بيش از 450 ميليون نفر با روزی کمتر از يک دلار زندگی ميکنند. آقای موکش آمبانی که304.6 ميليون روپيه حقوق دريافت ميکند و ثروتش به 63.2 ميليارد دلار رسيده است و تعداد معدودی از ثروتمندان هم رديف او، آن روی ديگر اصلاحات نوليبرالی را نشان ميدهند که آقای مانموهان سينگ نخست وزير کنونی از اوايل دهه 80 وقتی که رئيس بانک بود و بويژه در دوران وزارتش در دهه 90 به اجرا گذاشت واکنون آنها را پيگيری ميکند. افزايش شکاف طبقاتي، انتقال بخش مهم ثروت ملی به معدودی از نخبگان، و گسترش عظيم فقير در قاعده سلسله مراتب اجتماع اکنون به مشخصه ساختاری همه انواع اصلاحات نوليبرالی تبديل شده است. مساله فقط اين نيست که درپروژه نوليبرالي، عدالت کلمه ای گمشده است. مساله اين است که خلع يد به شيوه ای خشن بخشی از اين پروژه است و کشاورزان هندی نمونه ای گويا از آن را به نمايش ميگذارند.

هديه نوليبرالی:هر 8 ساعت يک خودکشی
بنا بر گزارشات رسانه ها تظاهرکنندگان در دهلی پرچم ها را تکان ميدادند، سرود ميخواندند و شعار ميدادند. لباس رنگی زنان به تصاوير راه پيمايی ها و تظاهرات جلوه داده بود. اما پشت رنگ ها قصه های سياه دردناکی پنهان شده است.

خودکشی های گروهی دهقانان خلع مالکيت شده هندي، ديگر جز اخبار جديد نيست. سال گذشته Daily news&Analysis / DNA گزارش داد تنها در ايالت ويداربها هر 8 ساعت يک نفر خودکشی ميکنند. تحقيقات نشان داد بيشتر کسانی که دست به خودکشی زده بودند بين 20 تا 45 سال داشتند، يعنی در سنين اوج توانايی کاری خود بودند. حکومت محلی در ويداربها اعلام کرد که بين اول ژانويه 2001 و 19 اوت 2006 تعداد 1920 کشاورز در اين ايالت خودکشی کرده اند، ولی DNA نوشت رقم واقعی معلوم نيست. همين خبرگزاری اضافه کرد که از 3.2 ميليون کشاورز پنبه کار اين ايالت حدود 2.8 ميليون نفر از پرداخت بدهی خود ناتوان بوده و قصور کننده محسوب ميشوند.

خودکشی های دسته جمعی کشاورزان هندی از اواسط دهه 90 آغاز شد، بعد از آنکه طرح مقررات زدايی از بازار به اجرا گذاشته شد و بنگاه های خارجی و سرمايه داران داخلی فعاليت گسترده خود را بدون هرنوع مانع در هند به اجرا گذاشتند. همزمان سيستم بانکی در ورشکسته کردن دهقانان به کمک اين بنگاه ها آمد. بهای توليد کشاورزی بالا رفت و قيمت محصول کاهش يافت و دهقانانی که قرض ميکرفتند تا بتوانند توليد کنند، از پرداخت ديون خود ناتوان شدند. اين در حالی بود که شرکت هايی مثل مونسانتو که دانه های توليد شده به کمک بيوتکنيک را وارد و کشت آن را تحميل ميکردند، تنوع کاشت را از بين می بردند. علاوه بر خطر زيست محيطي، اين امر باعث ميشد که کشاورزان از منبع تغذيه خارج از چارچوب روابط بازار هم محروم شوند. عدم تمکين به شروط شرکت های خارجی که از طريق قرار دادها تحت حمايت دولت قرار ميگرفتند، باعث جريمه های سنگين ميشد. زمين های زير کشت کاهش يافت وبه حوزه های ديگر اختصاص يافت. از آنجا که قوانين مالکيت زمين خيلی مشخص نبود در مناقشات بر سر مالکيت دهقانان زمين خود را به ثروتمندان و صاحبان سرمايه می باختند و به قول خانم آرونداتی روی که همراه با يکی از گروه های فعال راجستان غربی در راه پيمايی شرکت داشت، به گم شدگان روی زمين تبديل ميشدند. به اين ترتيب کشاورزی که مايه حيات هند بود و حداقل 75 درصد جمعيت از آن تغذيه ميکردند به مايه فلاکت مردم تبديل شد.

نسخه خودکشی
در مورد نقش سيستم بانکی و سياست مالي، ويجی جواندی واردها يکی از فعالين محلی به DNA گفت: ,چرا خودکشی های کشاورزان بعد از 94 شروع شد؟ پاسخ اين است که ما اقتصاد را ليبراليزه کرديم و ارزش روپيه خود را پايين آورديم. در نتيجه بهای انرژی بالا رفت، هزينه کشاورزی بالا رفت و هزينه معاش رقم نجومی پيدا کرد... اين وعده که صادرات در بازار آزاد برای کشاورزان سود به همراه داردهرگز تحقق نيافت. ما بين سال 2004- 1998 بيش از 110 لک [هر لک صدهزار روپيه] واردات داشتيم,.

به نوشته خانم واندا شيوا که مطالعات گسترده در زمينه بحران کشاورزی هند و بويژه اثرات آن بر محيط زيست و نيز بر زندگی مردم دارد، عليرغم نخستين گزارش های مربوط به خودکشی های کشاورزان در 1997، بانک جهانی سياست های تعديل اقتصادی را به هند تحميل کرد و راه را برای شرکت هايی مثل کارگيل، مونسانتو و سينگنتا گشود و اين شرکت ها يک شبه دانه های مرسوم کشاورزی را عوض کرده و دانه های غنی شده بوسيله ژنتيک و کودهای شيميايی و مواد ضد آفات نباتی را وارد کردند.

در مورد تناقض حرف و عمل ايدئولوگ های نئوليبرال زياد نوشته اند. اما بازار تجارت جهانی چنان بی پرده نشان داد ,مرگ خوب است ولی برای همسايه,. به همين جهت سياست های آن به انشعاب و تشکيل گروه G-22 انجاميد. خانم شيوا در مورد سياست دوگانه کشورهای قدرتمند و بازار تجارت جهانی نوشت قوانين سازمان تجارت جهانی در حوزه کشاورزي، در اساس قوانين دامپينگ است. اين سازمان به صاحبان صنايع کشاورزی خود يارانه ميدهد، اما مانع آن ميشود که کشورهای ديگر از کشاورزان خود در مقابل دامپينگ ناشی از محصولات مصنوعا ارزان شده آنها حمايت کنند.

آماری که خانم شيوا برای محصولات کشاورزان هندی ميدهد روشنگر است. به نوشته او سوبسيدهای بالای 400 ميليارد دلاری کشورهای پيشرفته همراه با حذف اجباری موانع واردات به بازار هند، يک نسخه آماده برای خودکشی های دسته جمعی بود. بهای گندم از 216 دلار در هر تن در سال 95 به 133 دلار هرتن در سال 2001 کاهش يافت. در همين دوره بهای پنبه از هر تن 98.2 دلار به 49.1 و سويا از هرتن 273 دلار به 178 دلار کاهش يافت. شيوا می نويسد اين کاهش به علت افزايش توليد نبود، بلکه به کمک سوبسيدها و انحصار توليد صورت گرفت. آمريکا به صاحبان صنايع سويا برای هرتن 193 دلار سوبسيد ميداد. رفع موانع گمرگی و واردات سويای ارزان، توليد و تهيه سويا، بادام زميني، کنجد، خردل و نارگيل را به شدت زير ضرب قرار داد و در برخی مناطق از بين برد. به همين ترتيب آمريکا به صاحبان صنايع پنبه خود ساليانه 4 ميليارد دلار سوبسيد ميداد. اين امر به اضافه حذف اجباری موانع گمرگی انحصار بازار پنبه را به آمريکا داد و توليد کنندگان در کشورهای فقير آفريقايی مثل بورکينو فاسو، بنين و مالی با از دست دادن ساليانه 250 ميليون دلار در شرايط مرگ دسته جمعی قرار گرفتند.

به گفته خانم شيوا بنا بر تحقيقات بنياد پژوهشی علوم، تکنولوژی و اکولوژي، دهقانان هندی بر اثر افت بها، ساليانه 26 ميليارد دلار يا 1.2 تريليون ريال از دست دادند. ,اين بار فقری است بر دوش دهقان که نميتواند آنرا تحمل کند و از اينجاست اپيدمی خودکشی دهقانان,.

البته وقتی بازار انحصاری شد، توليدکنندگان انحصاری بهای محصولات را افزايش ميدهند.

در حاليکه کشاورزی هند در مقابل واردات و بنگاه های بزرگ بين المللی نابود ميشود، روی زمين های کشاورزي، صنعت درست روی اسکلت دهقانان خلع يد شده برپا ميشود. هم اکنون و همزمان با راه پيمايی يک ماهه، 5000 دهقان تاميل نادو در جنوب هند نيز برای اعتراض به يک پروژه خلع يد گردهم آمده اند. در اينجا دولت محلی به کمک کورپوراسيون فولاد تاتا آمده تا با بيرون راندن کشاورزان اززمين های شان به بهای ارزان و نابودی کشت و نگاهداری گياهان محلی مثل نارگيل و بادام، به فعاليت معدنی و استخراج نوعی تيتان بپردازند. محصولی که قرار است از اين استخراج به دست آيد در صنايع مختلف رنگ سازی و نيز در صنايع هوايی و اتمی مورد استفاده قرار ميگيرد و شرکت های بزرگ بين المللی مثل دوپونت و بوئينگ شعبه های خود را در محل گشوده اند، اما کشاورزان با ارزان ترين بها و عليرغم ميل خود از زمين رانده ميشوند. اين تحول علاوه بر خانه خراب کردن مردم، اثرات زيست محيطی مخرب در کشوری دارد که دايما در معرض سيل های ويرانگر است و نيز بر ميزان آب قابل دسترس تاثير ميگذارد.

تظاهرات خوش خيم؟
خلع يد از دهقانان گاه با نهايت خشونت صورت ميگيرد. در بنگال غربی در اثر تيراندازی پليس به کشاورزان معترض به پروژه ی تصرف نزديک 9000 هکتار زمين به منظور اختصاص آن به کارخانه پتروشيمي، 14 کشاورز به قتل رسيدند.
بنا بر گزارش IPS تظاهرات يک ماهه بخشی از يک جنبش اعتراضی است به نام ,رای مردم,، به زبان محلی جانادش. گروه اکتاپريشاد به رهبری يک مهندس 50 ساله به نام پوتان ويتال راج کوپال Puthan Vithal Rajgopal ابتکار اوليه را برعهده داشت، ولی سپس تعداد زيادی از سازمان های محلی به آن پيوستند. جنبش از حمايت گسترده بين المللی برخوردار است. بنابر گزارش IPS گروه اکتاپاريشاد در جلب اين حمايت نقش دارد، زيرا خود اين گروه بخشی از جنبش بين المللی 'Land First International' است که بسياری از جنبش های دفاع از کشاورزان در سطح بين المللی عضو آن هستند. به همين جهت جاناداش در انگلستان، فرانسه، آلمان، بلژيک، سوئيس، برزيل، کانادا، ايالات متحده و کنيا از حمايت برخوردار است.

اين راه پيمايی به دولت هند برای اصلاحات فشار می آورد. اما با توجه به خشم و نارضايی روستائيان و رشد اعتراضات، اين هنوز جنبشی خوش خيم برای دولت هند به شمار می آيد. بنا بر گزارش فرانس پرس در روز يک شنبه وقتی برخی از تظاهر کنندگان به خشم آمده و شعارهای تند سر می دادند، سازمان دهندگان آنها را به آرامش دعوت کرده و تشويق ميکردند که سرود بخوانند.

در سال های اخير گزارشات متعددی از شورش های خشونت آميز در هند به رسانه ها راه يافته است. منابع هندی از رشد مجدد ناکساليسم Naxalism در هند خبر ميدهند. ناکساليسم گرايشی است که در دهه 60از حزب کمونيست هند و در اعتراض به فرصت طلبی رهبران حزب و سازش آنها در ازای دست يافتن به پست های دولتی رشد کرد و حداقل در آغاز به روش های مائو و جنگ دهقانی اعتقاد داشت.

در مقصد راه پيمايی يک ماهه در دهلي، راج کوپال به فرانس پرس گفت: دهقانان با اين راه پيمايی طولانی همراه شدند، زيرادر کشوری که 73 درصد جمعيت از زمين تغذيه ميکنند، امتناع از اصلاحات ارضی جزيره های ثروت ميلياردی غرق در انبوه فقر بوجود مياورد. او گفت 40 درصد هندی ها اکنون بی زمين هستند و 23 درصد آنها در فلاکتی غيرقابل توصيف به سر می برند. اين شرايط باعث شده است که در 172 ناحيه از 600 ناحيه هند شورش مائوئيسی رشد کند و در 100 ناحيه ديگر دهقانان دست به خودکشی ميزنند. او گفت: ,ما ميخواهيم از حکومت بپرسيم شما برچه حکم ميرانيد؟ کجاست ثمرات اصلاحات شما؟,

بحران زمين، يک بحران جهانی است و بخش بزرگی از کشورهای سه قاره ,جنوب, گرفتار آن هستند. اين بحران تنها در هند حداقل 20 ميليون آواره داخلی توليد کرده است. اينکه در هزاره سوم مساله ارضی هنوز حل نشده است خود گويای بسياری از واقعيت های غيرانسانی نظم موجود است، اما اين مساله که سرمايه هنوز با دهقانان و مساله زمين و کشاورزی به همان شيوه برخورد ميکند که در پايان قرون وسطا، ادعاهای سرمايه داری نوليبرال در مورد ,مدرن, و ,نو, بودن خود را به نمايش می گذارد.
زهره سحرخيز


منابع
*گزارش تظاهرات يک ماهه ازآی پی اس
http://www.ipsnews.net/news.asp?idnews=39846
*گزارش واندانا شيوا
http://www.countercurrents.org/glo-shiva050404.htm
*گزارش پروژه و اعتراضات تاميل نادو
http://www.zmag.org/content/showarticle.cfm?SectionID=66&ItemID=14161

Roshangari


9 شهريور، جاودانگي صمد

 

صمد ؛ عاشيق ميلت

 

خسرو صادقي بروجني

 

 

خاموشي اش فرياد شد

                        

سكوت دريا را به هم زد

و

 طوفانها بر انگيخت


 

«صمد معلم بچه هاي آذربايجان بود ، صمد كتابهاي قشنگ مي نوشت . مثل ماهي سياه كوچولو . صمد يك باغ بزرگ داشت و پر ا