|
3
تاريخجه
موسيقي در
لرستان |
|
بر
اساس كاوش
هاي باستان
شناسي در
مناطق
لرنشين،
تصويري از
رقص و
پايكوبي بر
قطعه اي
سفالي به
دست آمده كه
قدمت
موسيقي در
اين منطقه
را به هزاره
چهارم پيش
از ميلاد
مسيح رقم مي
زند.(سيف
زاده،1377،5)همچنين
از آثار و
شواهد به
دست آمده در
اين مناطق
تصاويري از
آلات
موسيقي
دوران
مانند
شيپور و
تنتور بر
روي ظروف
نقره وجود
دارد كه
حاكي از
رواج
موسيقي نزد
اين قوم در
عهد ساساني
است. امروزه
نيز برخي از
نغمه هاي
باستاني در
قالب
مقامهاي
موسيقي
قومي باقي
مانده است. |
|
هم
اكنون
موسيقي لري
در قالب
ترانه به
هفت بخش
تقسيم مي
شود: 1-موسيقي
و ترانه هاي
غنايي و
عاشقانه:
شامل ترانه
ها و
آهنگهايي
است در وصال
يا فراق
معشوق
مانند
ترانه هاي
هي لو، بينا
بينا،
كيودار يا
نغمه هاي
شيرين و
خسرو، ساري
خواني،
ميربگي(ميرونه)
و دهها
ترانه ديگر
كه در
مقامهاي
مختلف
موسيقي لري
اجرا مي
گردد. 2-موسبقي
و ترانه هاي
حماسه رزمي:
اين سرودها
بيانگر
ارزشهاي
حماسي و
رزمي
جنگاوران
در ميان ايل
هستند.
مانند جنگ
لرو، دايه
دايه و …
يا مقامهاي
موسيقي
بدون كلام
كه در رزمگاه
و مسابقه به
كار رفته
اند، مانند
جنگه را،
سوارهو،
نقاره و
…
. 3-موسيقي
و ترانههاي
سوگواري:
اين موسيقي
بيشتر جنبه
آييني
داشته است و
در مواقع
سوگواري از
روزگار كهن
تا كنون
كاربرد
فراواني
دارد،
مانند چمري
يا ساير
مقامها؛ از
جمله،
سحري،
پاكتلي،
شيوني و
دهها مقام
ديگر. 4-موسيقي
و ترانه هاي
فصول:
موسيقي و
ترانه هاي
ويژه فصول
مختلف
مانند برزه
كوهي، ماله
ژيري، كوچ
بارو …
. 5-موسيقي
و ترانههاي
كار: به
منظور
سهولت و
تسريع در
كار مردان و
زنان
ايلاتي،
اين ترانهها
- به صورت
فردي يا
دسته جمعي-
خوانده ميشود،
مانند
ترانه هاي
گلدرو(برزيگري)،
هوله(خرمن
كوبي)، مشك
زني،
شيردوشي و
چوپاني.موسيقي
و ترانههاي
طنز: اين
ترانه ها
اغلب به
صورت في
البداهه در
هجو شخص يا
موضوع يا
مكاني
سروده شده و
برخي اوقات
نيز با
حركات
نمايشي طنز
آلود فرد يا
افرادي
همراه بوده
است: ههنبات،
كاسمسا(كاسه
همسايه) و
…
از اين نوع
هستند. 7-سرودهاي
مذهبي: بر
اساس كلامهاي
يارسان(از
سرودههاي
اهل حق)بوده،
جنبه
عرفاني و
اعتقادي آن
بسيار عميق
است. مانند
ضامن آهو،
سراي
خاموشان(شهر
بيصدا)،
دوازده
كلام ياري و
…
. در
طول دهد اول
انقلاب
اسلامي به
علت
برخوردهاي
شديد با
اجراي
موسيقي به
ويژه
موسيقي
قومي، از
ميزان
مشاركت
موسيقي در
بخشهاي
مختلف
زندگي قومي
كاسته شد
اما در
گذشته كه
موسيقي
شادمانه و
غنايي
همراه با
رقصهاي
جمعي صورت
ميگرفت،
در مناطق لر
نشين به اين
صورت اجرا
ميشد: 1-قطار
2-سنگين
سماع
3-هل پركه يا
هل پركان
4-دوپا
5-سه
پا 6-شانه
شكي
7-اوشاري البته
توالي و
ترتيب به
هنگام
اجراي رقص
صورت ميگرفت
و در صورت
ديدن
سواران،
مقام هاي
موسيقي رقص
قطع ميگرديد
و به اجراي
مقامهاي
سواركاري(موسيقي
رزمي) ميپرداختند.
مثلاً اگر
مقام هل
پركه در حال
اجرا بود،
با ديدن
سواران
مقام نقاره
نواخته مي
شد كه در
ابتداي
مقامهاي
موسيقي
سواركاري
است. در
مناطق
لرنشين
توالي و
ترتيب
موسيقي
غنايي بدين
گونه است: 1-سنگين
سماع 2-دوپا 3-سه
پا 4-شانه
شكي؛ گاه
ضمن اجراي
اين
مقامها،
مقامهاي
ديگري
مانند
شيرين و
خسرو، سارو
خواني و
…
نيز اجرا ميشود. از
ترانه هاي
مشهور قوم
لر ميتوان
به قدم خير،
رنگينه، كش
طلا(كفش طلا)،
صنم گل،
هالو گنم خر
و …
اشاره نمود.
موسيقي و
ترانههاي
حماسي در
قوم لر در دو
جهت عمل
نمودهاند؛
تشويق
ايلات و
عشاير به
شركت و حضور
در ميادين
نبرد(مانند
ترانه دايه
دايه) و حفظ و
زنده
نگهداشتن
ياد برخي از
شخصيتهاي
حماسي قوم
لر در دو بخش
بيكلام،
مانند مقامهاي
سحري،
نقاره،
شاره را، يا
با كلام،
مانند
ترانه هاي
دايه دايه،
جنگ لر
وكرمي اجرا
ميشود. از
هنرمندان
قوم لر
نجفقلي
ميرزايي،
عليرضا
حسين خاني و
پيرولي
كريمي را ميتوان
نام برد.
جهت
آشنايي
بيشتر با
فرهنگ غني
موسيقايي
در قوم لر به
شرح ابعادي
از موسيقي
اين قوم ميپردازيم: الف)موسيقي
سوگواري: بيانگر
مراحل
مختلف
عزاداري و
سنتهاي
رايج آن در
لرستان است.
اين موسيقي
نيز به صورت
بيكلام(مانند
مقامهاي
سحري،
پاكتلي،
چمري) و با
كلام(مانند
مراسم
راراپيشكوه،
راراشتكوه،
راراشيرازي
يا دنگ دال
در مناطق
مختلف
بختياري)
اجرا ميشود.به
عنوان مثال
اشعار
متداول در
دنگ دال از
اين دست است: اَسبت
و زين و كتلت
زيه در مال
اسبت به
زين و كتل تو
جلوي
منزلگاه
است دشمنو
شادي كنان
دوسو زنان
زال
دشمنان
شادي ميكنند
و دوستان
زار ميزنند شمشيرت
منه غلاف
ترسم خورش
زنگ
شمشيرت در
غلاف مانده
ترسم زنگ
بزند كينه
دارم بعد
خوت وش وش
بكنه جنگ
چه كسي را
دارم كه بعد
از خودت با
آن جنگ كنم دات
برو كگو برو
همه بران مو
مادرت موي
ميبرد
خواهرت موي
ميبرد همه
گيسو
ميبرند همه
برن و كارد
زنت و خنجر
اگر همه با
كارد موي
برند همسرت
با خنجر موي
ميبرد ب)
موسيقي
فصول:
بر اساس
اعتقاد
حكما در
قديم اجراي
موسيقي با
اوقات شب و
روز، ماهها
و فصول در
ارتباط
بوده است و
براي هر
مقطع از
زمان در هر
ماه يا فصل،
موسيقي و
نغمه هاي
ويژهاي را
توصيه ميكردند.
در مناطق
لرنشين نيز
در گذشته
چنين سنتي
وجود داشت،
از جمله
نغمه
شادمانه
برزه كوهي
كه به هنگام
بهار و
بازگشت ايل
از قشلاق و
جشن بازگشت
به سرزمين
نواخته ميشد. ج)موسيقي
و ترانههاي
كار:
شامل ترانههايي
است كه
مردان يا
زنان به
ويژه
جوانان در
هنگام كار،
مانند جمعآوري
هيزم، آب،
شيردوشي و
برداشت
محصول مشك
زني و …
ميخوانند؛
به عنوان
مثال
دختران و
زنها هنگام
آوردن آب
چشمه آوازي
را به صورت
همسرايي
اجرا ميكنند
كه زنگولهدار
ناميده ميشود.
زنان در
لرستان
هنگام
شيردوشي
آوايي را
زمزمه ميكنند. د)موسيقي
و ترانه هاي
طنز:
اين موسيقي
و ترانههاي
كه با اجراي
حركات
موزون
همراه است،
در لرستان
توسط عدهاي
بنام دلي
اجرا ميشد
كه استعداد
فراواني در
رديف كردن
كلمات و
اشعار به
صورت بداهه
داشتند و از
اين راه
ارتزاق ميكردند.
بيشتر مردم
از ترس
هجويات
جالب آنان
مجبور به
دادن مبلغي
به آنها
بودند. ه)موسيقي
مذهبي:
اين موسيقي
شامل
سرودهاي
يارسان كه
وزن خاصي
دارند و به
كلام معروف
هستند و در
نسخ مختلف
به گويش
گوراني
ولكي
لرستاني (نور
آباد)ثبت
شدهاند ميشود.
اين كلام ها
در نزد اهل
حق بسيار
گرامي و
محترم
شمرده ميشوند
و شامل
تعاليمي
هستند كه هر
شخص وظيفه
دارد در طول
حياط خود از
آنها پيروي
كند. برجسته
ترين سازي
كه اين نغمهها
را مينوازد«تنبور»(تميره)است
كه در صفحات
پيشين ذكر
آن آمده است. |
|
موسيقي
و ترانه هاي
قوم لر
معمولاً در
ميزانهاي
مرسوم4/2،8/6، 8/7
اجرا ميشوند.
همانطور كه
مشاهده ميشود
اين وزنها
در موسيقي
قوم كرد نيز
وجود دارند.
اما نكته
قابل
ملاحظه در
اين ميان
نحوه اجراي
تاكيدها در
هر قوم است
كه باعث
تفاوت و
ايجاد
ويژگي براي
هر قوم ميگردد.
در تعدادي
از ترانهها
شروع ملودي
با سكوت
همراه است(وجه
مشترك با
قوم كرد)،
ليكن در
اجراها
همواره
چوبي لري كه
به زبان
چوبي سه پا
ناميده ميشود،با
چوبي كردي
متفاوت است.
به اين معنا
كه فرم قطعه
مانند چوبي
كردي است
اما
نوازنده
تنبك ضربهها
را به قسمت
ثابتي از
پوست وارد
ميسازد كه
در طول
اجراها
تاكيدها به
گوش ميرسد.
در اجراي
ريتم8/6 نيز
اين تفاوت
نسبت به
ريتم سماع
در موسيقي
كردي مشهود
است. |
|
قوم
لر به ويژه
در منطقه
لرستان
نسبت به
ساير اقوام
بيشترين
بهره را از
دستگاه
ماهور برده
اند.
آميختگي
فرهنگي با
اين دستگاه
سبب ايجاد
گوشه شيرين
خسرو در
ماهور شده
است؛ چنين
گوشهاي در
موسيقي
سنتي ايران
در دستگاه
شور وجود
دارد و
اجراي اين
گوشه در
دستگاه
ماهور،
منحصر به
قوم لر است.
در مناطق
بختياري
تشمالها
افرادي
هستند كه به
اجراي
موسيقي
اشتغال
دارند. نغمههاي
اين ناحيه
معمولاً در
دستگاه شور
نواخته ميشود
و در قالب
اشعار غزل
گونه و
عاشقانه،
گاهي شرح
زندگي قوم و
ايل و گاه در
قالب
لالاييهاي
مادرانه
متجلي ميشوند.
نغمههاي
فراواني،
از جمله علي
سونه لري يا
شيرين خسرو
وجود دارند
كه داراي
ريتم آزاد
هستند. ساز
كمانچه به
عنوان ساز
رسمي قوم لر
ايفاي نقش
ميكند.
نحوه
نوازندگي و
ايجاد
ويبراسيونها
توسط
نوازندگان
محلي باعث
ميگردد
نوعي لهجه
خاص مربوط
به اين قوم
در ملودي
ها طنين
بيندازد.
اين لهجه
ملوديك
ناشي از
اجراي زينت
هاي خاص
توسط
نوازندگان
و تاكيد بر
فواصلي است
كه با آنچه
مبناي
فواصل
موسيقي
غربي است،
تفاوت دارد.
همچنين در
بسياري از
قسمتها
شروع از
درجه دوم (نت
ر) است و در
مواردي
ايست قطعات
نيز بر اين
درجه
استوار است
كه باعث
تفاوتهايي
در نحوه
بيان با
دستگاه
ماهور در
رديف ميگردد.
ملوديها
در سه بخش
باستاني(شامل
كلامها)،
روستايي(همراه
با دوزله و
دهل) و شهري(همراه
با كمانچه و
گاه در كنار
ساير سازها)
قرار ميگيرند.
فواصل
موسيقي
باستاني با
تفاوتهايي
اندكي
منطبق بر
فواصل
موسيقي
تنبوري در
قوم كرد است.
از جمله اين
نغمه هاي
باستاني مي
توان به
مقام هاي
سحري، هوره
و چمري
اشاره نمود. |
|
1-
بعضي
از ترانه ها
در ابتدا با
سكوت(ضد ضرب)همراه
هستند، اين
مطلب به
عنوان نقطه
اشتراك با
موسيقي قوم
كرد مطرح
است. 2-
ترانه
ها مانند
سنت رايج در
ترانه هاي
محلي ساير
نواحي، از
دو جمله (فراز
و فرود)و گاه
از يك جمله
تشكيل
يافته اند. و
معمولا بيت
واحدي از
كلام در هر
ترانه وجود
دارد كه
مانند
ترجيع بند
تكراي مي
گردد،
عموماً
ترانه ها با
انتخاب
كلمه اي از
اين بيت
نامگذاري
مي شوند-مشابه
اين مورد در
ترانه هاي
قوم كرد
وجود دارد. 3-
در
ترانه ها
همواره از
كلماتي
مانند هه،
خدا، اري،
عزيزم و …
استفاده مي
شود كه اين
كلمات در
پيوند و
تطبيق
هجاهاي شعر
و موسيقي
ايفاي نقش
مي كنند. 4-
معمولا
در پايان هر
ترانه
نوازندگان
قطعه اي
ضربي با
ريتم 4/2 مي
نوازند-اين
مورد نيز در
موسيقي قوم
كرد وجود
دارد. 5-
از
اشعار
هجايي و بيت
هاي تكراري
در ترانها (نسبت
به قوم كرد)كمتر
استفاده مي
گرد به ويژه
در ترانه
هايي كه
براي مردم
لر شناخته
شده هستند. 6-
در
اجراي
موسيقي
نوعي لهجه
خاص (لري)توسط
نوازندگان
كمانچه
القا مي شود
كه تاكيدي
بر هويت
ملوديك
موسيقي در
اين قوم مي
باشد. 7-
قسمت
اعظم ترانه
هاي قوم لر(به
ويژه در
منطقه
لرستان ) در
دستگاه
ماهور
ساخته شده
اند اين
ساخته ها با
حسن
سلحشوري و
روحيه
حماسي
مردمان اين
منطق منطبق
است. 8-
هر
اندازه
موسيقي
منطقه
لرستان به
موسيقي
كردي نزديك
است به همان
نسبت
موسيقي
مناطق
بختياري با
موسيقي
نواحي فارس
و جنوبي
ايران
سنخيت دارد. |
|
تنبور،
سرنا،
دوزله،
كمانچه
لري، تنبك،
دهل و
سازهاي
سنتي مرسوم
از جمله
سازهايي
هستند كه در
موسيقي قوم
لر مورد
استفاده
قرار مي
گيرند. در
اين ميان
كمانچه
تنها سازي
است كهب ا
ساز ساير
اقوام
تفاوت
اساسي دارد. كمانچه
لري:
سازي است كه
به كمانچه
متداول در
موسيقي
سنتي شباهت
هاي
فراواني
دارد اما دو
ويژگي آن را
از كمانچه
سنتي مجزا
مي سازد.
اولين
ويژگي
مربوط به
كاسيه اين
ساز است كه
برخلاف
كمانچه
سنتي بسته و
يك تكه نيست
بلكه
انتهاي آن
باز، شكلش
تا حدودي
مخروطي و
درون كاسه و
زير پوست
قابل
مشاهده مي
باشد. به
همين دليل
آن را از
كمانچه پشت
باز نيز مي
گويند. دومين
ويژگي در
حفظ سنت كهن
تعداد سيم
ها در اين
ساز است. از
دوران
باستان تا
عهد قاجار
كمانچه
داراي سه
سيم بود،
ليكن پس از
ورود ويولن
به ايران
كمانچه
نوازان به
تقليد سيم
چهارمي بر
كمانچه
افزودند.(2) كمانچه
موسيقي
سنتي
امروزه
داراي چهار
سي حفظ
نموده است.
شايان ذكر
است كه در
موسيقي قوم
كرد از اين
كمانچه
استفاده
نمي شود و با
وجود وجوه
اشتراك
ميان ا ين دو
موسيقي
كمانچه پشت
باز فقط به
عنوان ساز
انحصاري
قوم لر مطرح
است. |
|
3 ترانه دایه دایه |
|
(ترانه)
(ترجمه) زين
و برگم
بونيت واو
ماديونم
زين و برگم
را به
ماديانم
ببنديد
خورم
بوريتو سي
هالوونم
خبر مرا
براي دايي
هاي من
ببريددايه
دايه وقت
جنگه
اي مادر اي
مادر هنگام
جنگ است
قطار
كه بالا سرم
پورش زشنگ
قطار(4)
بالاي سرم
پر از فشنگ
استدقلا
كرده و در
شمشير و دسش
از قلعه
بيرون زده و
شمشير به
دست اوست
چيو
طلا برق مي
زنه لقام
اسبش
لگام اسبش
مانند طلا
برق مي زند
كرسيول
اسپي بكش
خينم حرومت
پسر سبيل
سفيد(رضاخان)مرا
بكش و خونم
حرامت باد
تا
قيامت مي
مونه اي ننگ
به نومت
تا قيامت
اين ننگ به
نامت باقي
خواهد ماند
برارونم
خيليين
هزار هزارن
برادرانم
خيلي هستند
هزارهزار (هزاران
نفر)
سي
تقاص خينه
مه سرور
ميارن
براي تقاص
خون من (از هر
گوشه شاي)پيش
خواهدآمد
|