نویسنده: میثم
یکشنبه 8 آبان1384
ساعت: 14:8
با سلام
در زبان عربي
لهجه هاي
مختلفي وجود
داره از قبيل
عراقي ،
مصري،
ليبي،عبري،
اسپانيولي،
ليبي،
اردني،خليجي،
خوزستاني و........
که لهجه
چهاردم اون
فارسيه و از
همه لهجه هاي
ديگه عربيش
کمتره (60% عربي)
زبان فارسي
يک زبان سبک و
آسان ميباشد
که ضعفهاي
زيادي دارد
ولي چون يک
زبان روان و
جذابيه
هميشه ضعفاش
پنهان موندن
در اينجا به
بعضي از اين
ضعفها و
ايرادها
اشاره ميکنم:
1-يکي از
بزرگترين
ضعفهاي زبان
فارسي
نداشتن مونث
و مذکر مي
باشد (تو ،شما
، اينها و.......)
معلوم نيست
شخصيت مونثه
يا مذکر
2-ضعف ديگر
فارسي اسم
يکسان
کلماته مثلا
شير ! (معلوم
نيست حيوانه
يا شير اب يا
شير خوردني)
در حالي که در
لهجه هاي
ديگر عربي
فقط حيوان
شير چندين
اسم داره (اسد،
سبع،
ابوخميس و....)
3- کلمات فارسي
معمولا يک
معني ميدهند
و نميتونيم
يک کلمه به
کار ببريم که
چند معني رو
در هم خلاصه
کنه ،واضحتر
بگم تفسير
کلمات فارسي
خيلي راحت و
آسانه (اگه يک
زبان ديگر
بلد باشين
ميدونيد چي
ميگم)
4- متاسفانه
مشکل ديگر
زبان فارسي
در آهنگ و
موسيقيه که
بيشتر از دو
سبک نميشه
بيشتر پيش
بريم
5- يکي از
مهمترين ضعف
هاي فارسي به
کار نبردن
لحن بعضي از
حروفه که به
کل معني کلمه
رو تغيير
ميده
مثلآ حرفهاي (س-ص-ث)
همگي با لحن
سين خونده
ميشن
(ز-ذ-ظ-ض) فقط با
لحن ز خونده
ميشن
(ت-ط) ت خونده
ميشن
(ح-ه) ه خونده
ميشن
يعني در واقع
حروف(ص-ث-ذ-ظ-ض-ط-ح)
در زبان
فارسي اضافه
هستن چون هيچ
کاربردي
ندارن و فقط
نوشته ميشن
در هيچ زبان
ديگري
اينطور نيست
و همه کلمات
صدا و لحن
خاصي دارند
مثلآ معني
اسم ميثم در
فارسي به
معني سم اسب
مي باشد
و در عربي به
معني آب جاري (
مي :آب و ثم :جاري
) مي باشد
نویسنده: طغرل
ارسلان
شنبه 7 آبان1384
ساعت: 10:43
سلام استاد
گرامی
این ابهام
همواره برای
من وجود داشت
که چرا لهجه؟
های متفاوت
فعلی این همه
با فارسی
تفاوت لغوی و
گرامری
دارند. حتی
امروزه هم
بعد از طی 80 سال
از سیاست
آسیمیلاسیون
رضا خان و
گسترش آموزش
زبان فارسی
در
دورافتاده
ترین نقاط ،
باز هم یک
فارسی زبان
ساکن تهران
یا شهرهای
بزرگ نمی
تواند حتی 10
درصد از زبان
بلوچی ، لری ،
کردی ، گیلکی
، مازندرانی
، تالشی ،
لاری و سایر
گویش هایی که
ادعا می کنند
لهجه ای از
فارسی است را
درک کند.
آنوقت نمی
دانم با چه
رویی ترک ها
را منتسب به
قومیت جعلی
آذری می کنند
و ادعا می
کنند زبان
آذری که
طبعاً لهجه
ای از فارسی
است در طی 500
سال گذشته از
بین رفته و به
ترکی آذری
امروزین
تبدیل شده
است!!!
نویسنده: Sahand
شنبه 7 آبان1384
ساعت: 2:34
Homosexuality of Nima Rashedan, Morteza Negahi and its relation with their
hating of Islam and love of Israel: Unlike so called modern scientists
opinion that claims homosexuality is a genetic, my own study shows that
homosexuality is a psychological and structured around on the absence of
father and father figure in the psyche. This absence of father may or may
not be physical; also physical absence increases the chance of being
homosexual. Homosexuality was increased in Germany during the Second World
War because most fathers were at the front and were not able to be role
model for their sons. As I said, this father is mostly symbolic and if the
mother is mature enough, she can fill the absence of the father by reminding
her son that father is around. We know this in children stories and
especially in lullabies (lalaei ha). Hazrate Mohammad is symbolic father of
all Muslims including Iranian and these homosexuals had one way or other
problems with their father. Unconsciously they hate their father but are not
aware of it, so they choose to attack their symbolic father because they
attach certain unfavorable attributes to him. This is a piece from last
article of homosexual Nima Rashedan. ۷ -
اسرائيل
پاره اي از
هويت تاريخي
ما ايرانيان
است. کورش
کبير و
ديگراني که
مظاهر
ايرانيت
مايند ، در
اسرائيل از
ايران
عزيزتر و
گرامي ترند،
دشمنان
اسرائيل -
اعراب
افراطي -
خطرناکترين
دشمنان
تاريخي و
معاصر ايران
زمين اند.
For full article please visit:
http://raha.gooya.name/columnists/archives/038129.php#more
نویسنده: حسن
عوضی
یادکوری
شنبه 14 آبان1384
ساعت: 11:42
سلام به
استاد عزیز و
سایر دوستان
به عرض
برسانم که در
بین ما
قشقایی های
ترک زبان
هنوز آتش و
اجاق بسیار
محترم است و
حتی هنوز هم
بعضی ها روی
آن قسم می
خورند و
معتقدند که
بعضی از
فامیلها
اجاق دارند و
از اجاق این
خانواده ها
برای رفع
مشکلاتشان
استمداد می
طلبند.در
صورتی که اگر
به یک فارس
زبان این
حرفها گفته
شود به جرم
خرافاتی
بودن به آدم
می خندند ولی
بزرگان این
گروه به آتش
پرست بودن
اجدادشان می
نازند بدون
این که
بتوانند
امروزه حتی
یک ده کوره
فارسی زبان
معرفی کنند
که اعتقادی
به حرمت اجاق
داشته باشد!!!از
طرف دیگر
آنها ادعا می
کنند که در
گذشته های
دور
اجدادشان
علم نجوم می
دانسته اند
در صورتی که
امروزه در
بین قشقایی
ها به وجود
ستارگان نحس
مثلا"در
روزهای 3 و 5 و 21
ماههای قمری(نه
شمسی!!!)معتقدند.در
زمان
دانشجویی
وقتی به هم
کلاسی های
فارسی زبان
این
اعتقادات را
می گفتم به من
می خندیدند و
می گفتند که
این مهملات
چیه که می
بافی؟!!!وقتی
دانشمندان
این قوم چنان
بی منطق و
طوطی صفت
باشند چه
توقعی از
عوام
الناسشان می
توان داشت؟!!
منظور من این
نیست که این
اعتقادات
ارزش
امروزین
دارند ولی به
عنوان
پشتوانه
فرهنگی برای
یک ملت
ارزشمند است.وقتی
یک قشقایی
شهرنشین می
شود،فارس می
شود و با تمام
گذشته اش می
برد، واقعا
یک تراژدی
است.چون مغز و
هویت او درست
مانند یک
دیسک می ماند
که فرمت
نمایند.چون
فارسها نه
لباس محلی
دارند نه
موسیقی، نه
اعتقاداتی
خاص!!!حتی در
غزلیات
استادانی
مانند حافظ و
سعدی نیز نمی
توان آن
احساسات
لطیفی که در
ترانه های
فولکلوریک
ترکی یافت می
شود،یافت.آنها
گرچه استاد
سخن بوده اند
ولی چون به
زبان فارسی
گفته اند(علیرغم
کمک گرفتن
بسیار زیاد
از زبان
قدرتمند
عربی)، به
دلیل
ناتوانی این
زبان دقیقا"
نمی توانند
احساسات
لطیف یک عاشق
و یا عارف را
دقیقا" به
خواننده
القا کنند.دوستی
می گفت «یونسکو»زبان
ترکی را
بهترین زبان
برای بیان
احساسات
شناخته است.امیدوارم
این موضوع
حقیقت داشته
باشد.
شاید این
داستانهای
آتش پرستی را
صهیونیسها
با سوء
استفاده از
اعتقادات
کهن ایلات و
عشایر جنوب و
تعمیم آن به
گذشته ساخته
باشند!!!