حاکمیت
هژمونی دشنام
و مشروعیت
تجارت فحش
در کالای طنز
فارسی!
قبل
از ورود
به بحث اصلی
لطفا خبر ذیل
را به نقل از
خبرگزاری
رسمی البرز
مطالعه
بفرمایید:
عنوان
خبر : شب
هاي برره هر
دقيقه 300 هزار
تومان
خبرگزاری
البرز-
مهران
مديري بابت
توليد مجموعه
طنز شب هاي
برره كه نمايش
آن به تازگي از
شبكه سوم سيما
آغاز شده است هر
دقيقه اي 300.000 تومان
دريافت مي
نمايد كه به
طور ميانگين بابت
هر قسمت 12
ميليون تومان
و بابت 90
قسمت كه از
شبكه سوم پخش
خواهد شد يك
ميليارد
تومان
دريافت مي كند.
پرداخت چنين
مبالغ گزاف
جهت توليد يك
برنامه كه در
صدا و سيما به
امري بديهي
بدل گشته است
بدون هيچ گونه
واكنشي از سوي
مراجع ذيصلاح
همچون شوراي
نظارت بر
عملكرد
سازمان صدا و
سيما،بازرسي
كل كشور و...
روبرو گشته
است. اين در
حالي است كه
مبالغ اختصاص
يافته به
سينماي دفاع
مقدس كه در
درجه 4 كاري
صدا وسيما
قرار مي گيرد
بسيار اندك
بوده به طوري
كه جهت توليد
فيلم دفاع
مقدس حداكثر
تا مبلغ دقيقه
اي 25 هزار
تومان پرداخت
مي شود.
بی
شک صرف چنین
هزینه گزافی
برای یک سریال
به اصطلاح
طنز بسیار
سرسام آور و
شگفت انگیز
است. این در
حالی است که
سریال مذکور
از نظر زمان و
مکان و نیز نوع
مضمون بکلی در
محیطی
انتزاعی و
مصنوع حدوث
یافته و
فاقد هر گونه
صبغه طنز
گزنده و یا
جنبه انتقادی
نسبت به اوضاع
مشوش کشور است.
در
این سریال
بطور واضح به
قومیت خاموش
لر اهانت شده و
همچون
سریالهای
دیگر صدا و
سیما ملت تورک
آذربایجان
نیز با بازی
اهانت آمیز
هدایت ساعدی
در نقش « جان
نثار » مورد
تحقیر و توهین
جدی قرار
گرفته است.
اساسا
کمتر سریال
طنزی را در
سیما می توان
سراغ گرفت که
در آن به نحوی
به ملتهای غیر
فارس کشور
بخصوص تورکها
اهانت نشده
باشد!
البته
کار سیما به
جایی رسیده
است که حتی در
سریالهای
تاریخی ای
همچون «روشنتر
از خاموشی»
ملت تورک
آذربایجان را
هدف انواع
بارزی از
اهانتها
قرار داد و
تاریخ سرنوشت
ساز و شکوهمند
دوران تورکان
صفوی را بصورت
فاحشی تحریف
کرد.
همچنین
همگان
شاهدبودند که
چگونه در
سریال به
اصطلاح طنز «زیر
اسمان شب»
شخصیت ملی و
جهانی حسین
رضازاده بعد
از پیروزی در
المپیک اتن
بعنوان یک
شهروند ساده
لوح
آذربایجانی
با
لحنفارسیهای
زشت مهران
غفوریان مورد
اهانت قرار
گرفت.
بینندگان
برنامه های به
اصطلاح طنز
سیما حتما
سریال«کمربندها
را ببندید» را
با کارگردانی
مهدی مظلومی
از شبکه سه
مشاهده کردند
و دیدند که
چگونه در این
سریال
متوالیا به
اعراب و
متناوبا به
تورکها اهانت
شده است!
پس
از آن نوبت به
سریال پر
هزینه
پاورچین رسید.
در این
سریال غیر
هنری نیز به
تورکها توهین
شد و حتی از
نام بزرگ «طغرل»بنیانگذار
امپراطوری
جهانگیر
سلجوقی برای
نامیدن یکی از
بازیگران بد
رفتار آن
استفاده
گردید.
در
این میان صدای
جمهوری
اسلامی ایران
نیز گوی رغبت
را در اهانت به
اقوام از سیما
ربوده است.
لطفا یک
بار برنامه
های به اصطلاح
طنز «صبح
جمعه با شما»ی
رادیو تهران
را گوش دهیدتا
به میزان
سخافت متن و
اهانت لحن پی
ببرید!
طبعا
خاطره شریف
خوانندگان
این سطور
موراد متعددی
را از این قبیل
«طنزفارسی»ها
سراغ داردکه
در این مختصر
به دلیل رعایت
اختصار داخل
نشده است.
اما
این فقط صدا و
سیمای جمهوری
اسلامی ایران
نیست که جهت
خندان نژاد
پاک آریایی
اقدام به
تحقیر به
اصطلاح پست
نژادان دیگر
میکند!!!
وزارت
فرهنگ و ارشاد
اسلامی و
سازمان میراث
فرهنگی
چنانچه که در مقاله
سرکار خانم
لیلا رحمانی امده
است تبدیل به
مرکزی از
اهانت و فحاشی
نسبت به اقوام
و ملل غیر فارس
ایران شده است.
کار
بجای رسیده
است که اقای
مسجد جامعی
وزیر سابق این
وزارتخانه
جهت تشکر از
رفتار ضد ملی و
نفرت انگیز
جوکر منحرف
الاخلاقی
بنام ماهی
صفت نشان درجه
یک هنر را به
او اعطا کرده
است!
این
در حالی است که
در کشورهای
متمدن حتی
بیان یک مورد
از چنین
جوکهای موهنی
در مورد
قومیتهای
تشکیل دهنده
آن کشور
میتواند سبب
بازداشت،جریمه
سنگین،
ممنوعیت
نمایش و حتی
حبس های قابل
توجه برای
گوینده آن شود.
اما
چرا در کشور
امروزین
ایران
استفاده
ابزاری از
زبان،لهجه و
آداب و رسوم
اقوام و
ملتهای غیر
فارس برای
اقلیت فارس
کشور امری
بسیار معمول و
مطبوع تلقی می
شود و هیچ
واکنشی برای
مقابله با ان
از سوی نهادها
و سازمانهای
ذی مسئول
دولتی اعم از
اموزشی
،پرورشی،تبلیغی،امنیتی
و رسانه ای
وجود ندارد؟!
این
چه کشوری است
که به اندازه
ریش مردان،
ضخامت روسری
بانوان،
درازای استین
پیراهن مردان
و یا طول
مانتوی زنان
اهمیت می
دهد،روز و شب
در رسانه های
گروهی خود از
کوروش
وداریوش و از
پاسارگاد و
تخت جمشید
صحبت می کند و
یا سرود بی
محتوای «ای
ایران ای مرز
پر گهر» را
مستمرا از
بوقهای
تلویزیونی و
رادیویی خود
پخش می نماید
اما نمی تواند
ویا بهتر
بگوئیم
نمیخواهد
جلوی یکی از
متعفن ترین
حملات ضد
فرهنگی و ضد
قومی قرن اخیر
را علیه
اکثریت مطلق
شهروندان خود
سد کند؟!
البته
با توجه به
وسعت و شدت نشر
جوکفارسیهای
غیر اخلاقی و
ضد قومی در
جامعه فارسی
زبان ایران
صرف نظر از
موجودیت برخی
از عناصر
لمپنیسم در
فرهنگ پارسی،
می توان رد پای
توطئه منفوری
را مشاهده کرد
که هدف از آن
هویت سوزی
اقوام و ملل
غیر فارس در
راستای هویت
سازی فارسی
برای آنها است.
به
نظر می رسد 35
میلیون
شهروند تورک
این کشور
اولین کسانی
هستند که در
سیبل این
توطئه قرار
گرفته اند.البته
گیلانیها،لورها،عربها
و بعضا کوردها
نیز به ترتیب
هدف رگبار فحش
و دشنام قرار
می گیرند.
تولید
این جوکهای
تخیلی و بغایت
بی محتوا
به حدی سریع و
نشر انها به
قدری وسیع است
که بررسی
چرایی آن می
تواند عنوان
یک رساله
تحقیقی
دانشگاهی
باشد.
اما
پژوهشهای
اولیه نشان می
دهد که این
جوکها کمتر
توسط افراد
عادی بلکه
عمدتا توسط
گروههای ویژه
ای تولید و
منتشر می شوند.
کشتن
هویت تاریخی و
به لجن کشیدن
حیثیت فرهنگی
اقوام اولین
هدف ناشرین
این جوکهای ضد
فرهنگی است.
همه
میدانندکه
رویکرد این
جوکفارسیها
کاملا یکطرفه
است و در واقع
غیر از فارسها
و ارامنه عموم
دیگر اقوام
ایران را در بر
میگیرد.همچنین
کارشناسان
امر بخوبی بر
این امر
آگاهند که در
برخی از
سایتهای
اینترنتی این
قبیل جوکها پس
از انتشار
توسط مسئولین
این سایتها
بصورت پی در پی
ارزشیابی و
تاثیر گذاری
می شود. همین
موارد خود
سرنخی برای
محقق جامعه
شناسی است تا
بتواند خود را
به مولدان و
موزعان این
کالای متعفن
نزدیکتر کند!
اکنون
باید از خود
بپرسیم تا کی
همه ساله صدها
میلیون دلار
از سرمایه های
ملی این کشور
توسط مدیران
بی کفایت و
مغرض صرف ساخت
و تولید چنین
جوکفارسیهای
رکیکی علیه
اقوام و ملل
ایران خواهد
شد و در مقابل
به هزار بهانه
اقتصادی و
فرهنگی حق
تحصیل به زبان
مادری بعنوان
طبیعی ترین و
اولیه ترین حق
از سه چهارم
ملت ایران سلب
خواهد شد؟!
تا کی مهران رحیمی کودک 6 ساله قوشا چایلی به دلیل تقاضای تدریس زبان مادریش فلک خواهد شد و در مقابل تا کی فرد لجن پراکنی چون ماهی صفت بعنوان هنرمند درجه یک کشور مدال گرفته کشور به کشور خواهد رفت تا فرهنگ و زبان و تاریخ تورکها،لورها،گیلانیها ،عربها ... را مسخره عموم کند و صورت عجیبی تشویق هم شود؟!