حل معمای رضا پهلویحل معمای رضا پهلوی که جناب دکتر نوری علا آن را مطرح کرده اند چندان دشوار نيست. اولين بخش معما، با احمق فرض کردن مردم، يا درست تر بگوييم، مردم اهل فرهنگ، که تاريخ شاهنشاهی و بعد از آن را می شناسند طراحی شده که حل آن آسان است. اين که جناب شاهزاده مدام تکرار می کنند که مسائل گذشته را رها کنيم و حال را دريابيم، بخشی از اين احمق فرض کردن است.
بايد گذشته را رها کرد، تا حکومت فعلی بر افتد آن گاه والاحضرت که در آن موقع اعلی حضرت خواهند شد و صفت آريامهرِ پدرشان، به جهانمهر ارتقا خواهد يافت بر تخت سلطنت جلوس خواهند فرمود و ان شاءالله به مردم اجازه خواهند داد که در مورد حکومت آتی خودشان تصميم بگيرند. البته اگر تا آن موقع، سر دست بردن اتومبيل اعلی حضرت جوان، از فرودگاه تا کاخ نياوران به هواداران دو آتشه ايشان از جناح راست سلطنتی گرفته تا جناح چپ سلطنتی اين اجازه را ندهد که بگويند بفرماييد اين هم رفراندوم! مگر غير از اين است که مردم اعلی حضرت را سر دست می بَرَند و سلطنت می خواهند؟! و بعد هم لابد دشمنان مردم و ملت که همان آخوندها و مارکسيست های اسلامی و توده ای ها هستند و به اعتراض برخاسته اند توسط ارتشِ موقتا شاهنشاهی به خاک و خون کشيده خواهند شد.
جنابِ "والاحضرت" و هواداران شان بايد اين نکته ی کوچک ولی مهم را به خاطر داشته باشند، آن چه مردم، و بخصوص مردم فرهنگی امروز را رنج می دهد، دروغ و دروغگويی و فريب و دغلکاری ست. در حکومت فعلی آن چه زياد به خورد ِ مردم داده می شود، دروغ و دغاست طوری که هر گروهی بخواهد مردم را با خود همراه کند، اولين کارش جلب اعتماد مردم است. حساسيت به دروغ و دروغ گويی و فريبکاری آن چنان زياد شده که کوچک ترين تظاهری از ديده ها پنهان نمی ماند. شيوه برخورد و سخنان جناب "شاهزاده" و هواداران ايشان نه تنها باعث جلب اعتماد نمی شود، بل که فريبی آشکار را نشان می دهد
بخش بعدی معما، به نفرت تاريخی خانواده ی پهلوی از مردم ايران مربوط می شود. اين بخش هم با توجه دقيق به برخی سخنان اعضای خاندان سلطنت و برخی هواداران ايشان (مثلا همان آقايی که جناب نوری علا مقاله اش را در سکولاريسم نو منتشر کرده و در مطلب اش به سخنان او اشاره می کند) کاملا روشن می شود. مردم تا آن جايی لازم اند که حکومت اسلامی بر افتد و بعد از آن بايد مانند مردم آلمان که بعد از سقوط نازی ها، مدام سرکوفت به روی کار آوردن هيتلر و هواداری از او را می خوردند تو سرشان زد. مردمی چنين ناسپاس به درد لای جرز می خورند
بخش بعدی معما، به لطف والاحضرت فعلی و اعلی حضرت بعدی که می خواهند مانند ظاهر شاه افغان ملت را يکپارچه کنند و بعد کنار بکشند و حکومت را به دست با کفايت مردم بسپارند، مربوط می شود. اولا ايشان مثل پادشاه پيشين افغانستان –که پيرمردی با تجربه و مورد احترام اکثريت بود- عملا جايی را اداره نکرده اند که اکنون بخواهند تجربيات گران بهای مملکت داری را مفت و مجانی در اختيار مردم مستحق قرار دهند. ولی بالاخره چون امتياز بزرگ شدن در خاندانی جد اندر جد پادشاه داشته اند لابد به طور موقت هم که شده بايد بر تخت بنشينند تا تکليف ما يتيمان بی دست و پا مشخص شود
البته اين جد اندر جد، با شناخت اندکی از رضا خان که قزاق بوده و نسب اش هم بيشتر روستايی است تا پادشاهی کمی محل سوال است. باز اگر "شازده" از نوادگان قاجار بودند يک چيزی. با اين حال بد نيست ايشان به عنوان کسی که قرار است امور مملکت را به طور موقت در اختيار بگيرد، لااقل مشخص کند که دارايی کنونی اش با کدام سرمايه ی اوليه به دست آمده و اين سرمايه چقدر بوده است. ما به عنوان ملت، بالاترين حقوقی را که پادشاه يک کشور دمکراتيک اروپای شمالی دريافت می کند، به عنوان حقوق پدر تاجدار ايشان مشخص، آن را در سنوات خدمتی ضرب، و عدد به دست آمده را با رقم اعلام شده توسط شاهزاده ی جوانبخت مقايسه می کنيم تا ببينيم مرحوم پدر ايشان چقدر به ملت ايران بدهکار است و آيا ايشان اصولا بيزينسمن خوبی هستند و توانسته اند ثروتی را که پدر ايشان از ملت ايران قرض گرفته در معاملات نفتی و بورس و غيره به سودآوری برسانند يا خير. اگر اجزای معمای رضا پهلوی را يکی يکی حل کنيم و جلو برويم، به گمان من کل معمای ايشان حل خواهد شد. برای حل اين اجزا به نظر می رسد، يادآوری قسمت هايی از تاريخ گذشته و آن چه مربوط به دوران حکومت محمد رضا شاه بوده لازم باشد. ما برای روشن شدن اين قسمت نيز سعی می کنيم هر هفته گوشه هايی از تمدن بزرگی را که پدر تاجدار برای ما ساخته بودند در همين کشکول نشان دهيم و به حل اين معما در حد خود کمک کنيم |
||||||||||||||||||
برگرفته از : گویا نیوز |
||||||||||||||||||
انتشار از: داریوش حاجبی |
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
نظرات : |
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
|
دعوت تلويزيون هاي لس انجلسي به ايرانارگان دفتر سياسي سپاه ادعا کرده که هدف از اين پيشنهاد آن است که مديران شبکه هاي تلويزيون هاي لس آنجلسي ميزان پيشرفت هاي نظام جمهوري اسلامي را ببينند تا خاطره هاي 30 سال قبل از ذهن آنان زدوده شود و يك ايران پيشرفته تر را آرزو كنند. در اين گزارش همچنين با اشاره به اينکه اگر ما تلويزيونهاي ضد انقلاب را نداشتيم چه كسي مي توانست آنقدر خوب از ايران حمايت كند تاکيد شده که چنين رسانه هايي دو نقش كليدي را ايفا كرده اند؛ اول آنكه بسياري از بودجه هاي براندازي نرم آمريكا را بلعيده اند بدون آنكه بتوانند جنبشي قوي را در ايران ايجاد كنند كه تامين كننده منافع آمريكا و غرب در ايران باشد و دوم اينكه اعتماد مردم را به سيستم سياسي نظامي جمهوري اسلامي بيشتر كرده اند.
سپاه پاسداران به دولت احمدي نژاد پيشنهاد کرد:
دفتر سياسي سپاه پاسداران به مسوولان دولت نهم پيشنهاد کرد تا مديران تلويزيون هاي ماهواره اي مستقر در لس آنجلس را براي ديدار از ايران به کشور دعوت کنند.
هفته نامه صبح صادق ارگان دفتر سياسي سپاه، که تحت نظر نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران اداره مي شود، در گزارشي فعاليت شبکه هاي تلويزيوني لس آنجلسي را به نفع جمهوري اسلامي دانست و توصيه کرد "مسئولين وزارت خارجه و ميراث فرهنگي با توجه به برنامه اي كه رياست محترم جمهوري، دكتر احمدي نژاد براي بازديد ايرانيان خارج كشور پيشنهاد كرده اند، ترتيبي اتخاذ نمايند كه مسئولين تلويزيون هاي لس آنجلسي را در قالب يك تور توريستي به ايران بياورند."
ارگان دفتر سياسي سپاه ادعا کرده که هدف از اين پيشنهاد آن است که مديران شبکه هاي تلويزيون هاي لس آنجلسي "ميزان پيشرفت هاي نظام جمهوري اسلامي را ببينند تا خاطره هاي 30 سال قبل از ذهن آنان زدوده شود و يك ايران پيشرفته تر را آرزو كنند."
در اين گزارش همچنين با اشاره به اينکه "اگر ما تلويزيونهاي ضد انقلاب را نداشتيم چه كسي مي توانست آنقدر خوب از ايران حمايت كند" تاکيد شده که چنين رسانه هايي "دو نقش كليدي را ايفا كرده اند؛ اول آنكه بسياري از بودجه هاي براندازي نرم آمريكا را بلعيده اند بدون آنكه بتوانند جنبشي قوي را در ايران ايجاد كنند كه تامين كننده منافع آمريكا و غرب در ايران باشد و دوم اينكه اعتماد مردم را به سيستم سياسي نظامي جمهوري اسلامي بيشتر كرده اند."
گزارش دفتر سياسي افزوده: "برنامه هاي كم عمق، سطحي و انتقادهايي كه از ستون خوانندگان روزنامه هاي داخلي و حتي دولتي فراتر نمي رود، عملا هيچ آلترناتيوي را براي جمهوري اسلامي ايران باقي نگذاشته است."
اين گزارش با اشاره به افزايش شبکه هاي ماهواري فارسي زبان، از تلويزيون هاي لس آنجلسي به عنوان تلويزيون هايي "استوديو محور" نام برده و خاطرنشان کرده: "از ويژگي هاي منحصر به فرد اين رسانه ها ارائه تحليل هاي سطحي، پرداختن به جاذبه هاي كذايي، پخش ساز و آواز، تبليغ كالا دركنار دكور برنامه ها، استفاده از ادبيات كوچه بازاري و عوام فريبي است."
دفتر سياسي سپاه در اين گزارش همچنين با اظهار خوشحالي از سطحي بودن برنامه ها و انتشار غير حرفه اي اخبار تاکيد کرده: "انتقادات از اين رسانه ها را به خود آنها واگذار مي كنيم، زيرا آنچه براي جمهوري اسلامي ايران حاصل شده است از اين تلويزيون ها مثبت است. به گونه اي كه بسياري از مجريان اين تلويزيون ها همديگر را مورد حمايت ايران مي دانند."
در اين گزارش بزرگترين دستاورد شبکه هاي لس آنجلسي انصراف گروه هاي داخلي از راه اندازي تلويزيون ماهواره اي ذکر شده و ادعا شده که به دليل عملکرد ضعيف تلويزيون هاي لس آنجلسي، برخي از احزاب و گروه هاي سياسي در داخل کشور که قصد راه اندازي تلويزيون ماهواره اي داشته اند از اين کار منصرف شده اند.
سپاه پاسداران در حالي پيشنهاد دعوت دولت از مديران تلويزيون هاي لس آنجلسي براي سفر به ايران را ارائه مي کند که مسوولان دولتي و شخص وزير ارشاد در هفته ها و ماه هاي گذشته شبکه بي بي سي را به خاطر تلاش براي راه اندازي تلويزيون فارسي مورد حملات مکرر قرار داده و هرگونه ارتباط روزنامه نگاران با اين تلويزيون را ممنوع اعلام کرده اند.
در همين راستا، محمد حسين صفار هرندي در هفته آخر آبان طي کنفرانس مطبوعاتي خود به خبرنگاران گفت: "شبکه بي بي سي فارسي به دلايلي که قبلا از سوي معاونت مطبوعاتي اعلام شده، مجوزي براي فعاليت در کشور ندارد."
خبرگزاري دولتي ايرنا همان روز گزارش داد که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در کنفرانس خبري خود، بدون توضيح بيشتر تاکيد کرده: "بارها گفته شده است که سفارتخانه هاي منتسب به برخي کشورها در داخل کشور ما به جاي اينکه آداب صحيح ديپلماتيک را رعايت کنند، متوسل به اقدامات غير قانوني مي شوند که طبيعي است دولت در قبال اين جور رفتارها بدون تفاوت نخواهد بود، و برخورد لازم را خواهد کرد."
نشريه صبح صادق نيز، سه هفته پيش طي گزارش مفصلي، رسانه هاي حرفه اي فارسي زبان را به طرح ريزي در انقلاب مخملي عليه جمهوري اسلامي متهم کرده بود.
|
برگرفته از : rooz |
انتشار از: کیانوش توکلی |
حمله به رضا پهلوی کمی عجیب بنظر می رسد!بنظر می رسد که دلخوری و ناراحتی جناب دکتر اسماعیل نوری علا ء به مو ضع گیری رضا پهلوی مربوط باشد به مسئله ملی _ قومی که از سوی آقای رضا پهلوی طرح شده است و مقابله سلطنت طلبان رادیکال مثل جناب گرگین با دکتر نوری علا نشان می دهد که او متوجه نشده است که موضوع اساسا بر سر چیست؛ رضا پهلوی می گوید : چرا به این باور نباشیم که گرچه ما همه یک هویت ملی داریم به عنوان یک ایرانی، اما حقیقت این است که یک هویت قومی هم داریم ولی هیچ وقت در طول تاریخمان واقعا نتوانستهایم به این موضوع اعتراف کنیم و با صداقت بیانش کنیم، در حالی که این را نمیشود انکار کرد. وجود کردها، بلوچها، عربهای خوزستانی، ترکمنها، آذریها، همه جزو حقایق کشور ماست. و این دو تا با هم منافاتی ندارد ولی، دوستان، من که چهار گوشه جهان را سفر کردهام؛ از ویتنام بگیرید تا برزیل، از کانادا بگیرید تا مصر، احساس تعلق به یک سرزمین اصلا هیچ ربطی به رنگ پوست، مذهب و فرهنگ ندارد. این بر میگردد به بشریت و خواسته بشر. چطور میتوان انگیزه یک شهروند هر مملکتی را به حداکثر رساند بدون این که آن شخص تضمین یک برابری و مساوات کامل در مقابل قانون داشته باشد؟ کیانوش توکلی متن کامل گفتار رضا پهلوی در کنگره هفتم حزب مشروطه ایران
بنظر می رسد که دلخوری و ناراحتی شدید جناب دکتر اسماعیل نوری علا ( معمای رضا پهلوی) به مو ضع گیری رضا پهلوی مربوط باشد به مسئله ملی _ قومی که از سوی آقای رضا پهلوی طرح شده است و مقابله سلطنت طلبان رادیکال مثل جناب گرگین با دکتر نوری علا نشان می دهد که آنان متوجه نشده اند که موضوع اساسا بر سر چیست !!! در حالی اقای نوری علا از نزذیکان حزب مشروطه ایران است و این حمله به رضا پهلوی قدری عجیب بنظر می رسد در زیر آن پاراگرافی را می آورم:
"چرا به این باور نباشیم که گرچه ما همه یک هویت ملی داریم به عنوان یک ایرانی، اما حقیقت این است که یک هویت قومی هم داریم ولی هیچ وقت در طول تاریخمان واقعا نتوانستهایم به این موضوع اعتراف کنیم و با صداقت بیانش کنیم، در حالی که این را نمیشود انکار کرد. وجود کردها، بلوچها، عربهای خوزستانی، ترکمنها، آذریها، همه جزو حقایق کشور ماست. و این دو تا با هم منافاتی ندارد ولی، دوستان، من که چهار گوشه جهان را سفر کردهام؛ از ویتنام بگیرید تا برزیل، از کانادا بگیرید تا مصر، احساس تعلق به یک سرزمین اصلا هیچ ربطی به رنگ پوست، مذهب و فرهنگ ندارد. این بر میگردد به بشریت و خواسته بشر. چطور میتوان انگیزه یک شهروند هر مملکتی را به حداکثر رساند بدون این که آن شخص تضمین یک برابری و مساوات کامل در مقابل قانون داشته باشد؟ "
رهگذر سیاسی
آیا با رضا پهلوی دمکرات برای سرنگونی رژیم اسلامی می توان ائتلاف کرد؟ آری بدرستی به این نکته انگشت گذاشته اید که شاهان جبار همیشه در کشتار وزیران خردمند ودانا پیشتاز بوده اند و برای همین مردم همیشه از شاهان وحشت داشته اند.آیا رضا پهلوی می تواند از حرکات زشت شاهان مستثنی باشد مگر محمد رضا شاه ـ امیرعباس هویدا را بخا طر چاکر گفتن هایش 13 سال در پست نخست وزیری نگاه نداشت ولی چرا محمد مصدق را بر نتابید؟
یک ایرانی مقیم داخل! آیا با رضا پهلوی دمکرات برای سرنگونی رژیم اسلامی می توان ائتلاف کرد؟
سلام آقا ناصر مستشارعزیز به عقیده من خیر نمیتوان به هر فردی که شعار میدهد اعتماد کرد تا زمانی که ثابت نکرده در عینیت شعارهایش مصمم است . شاهزاده سخنانی گفته که میتواند شروع یک حرکت جدی مردمی از طرف ایشان برای آنکه اثبات کند پادشاهی دمکراتیک را پذیرفته است . ایشان باید طناب پوسیده همانهائی که ولایت فقیه از نوع سلطنتی را ترویج میکنند , رها کنند و پا بر زمین کنار ملت بگذارند . سیاست و مردم داری دولا دولا نمی شود باید خط را معلوم کنند . یا دمکراسی یا دیکتاتوری . یکی به نعل و یکی به میخ , حرف یکی و رفتار طور دیگر نمیشود . مردم این را میبینند . مردم دیگر فریب خمینی را نمیخورند که با شعار ملت آمد و دیکتاتوری را به وحشتناکترین شکلش نشان داد. خداحافظ
کاوه
آیا با رضا پهلوی دمکرات برای سرنگونی رژیم اسلامی می توان ائتلاف کرد؟ متن کامل گفتار رضا پهلوی را خواندم ظاهرا ایشان با تمام گزینه های پیش روی در آینده ایران موافق هستند حتی انگشت روی مسئله قومیت ها وفدرالیسم هم گذاشته اند که برای شاه الهی ها به منزله خودکشی سیاسی می باشد حالا فقط می ماند حالات شاه منشانه ایشان .. آقا رضای عزیز ذره ای هم که شده سهمی از قدرت آینده ایران را می خواهد یا بهتر بگوییم آن را حق مشروع خود می داند که نه با دلاوری های بابا بزرگ
بی اراده اش بلکه با نشستن پرنده بخت واقبال استعمار انگلیس بر سر ایشان به وجود آمد!!! چه تضمینی در صحت گفتار ایشان وجود دارد و آیا مگر شیوخ اسلامی که هم اکنون بر اریکه قدرت تکیه زده اند چیزی غیر این را می گویند(به جز مسئله لائیک)؟؟؟؟ همین ملا ها لااقل برای مد هم که شده بند 19 و 15 در قانون اساسی شان گنجانده اند که در نظام شاهی سابق موجود نبود!! چه کسی می تواند تضمین کند که این گفتار ها مربوط به قبل از به قدرت رسیدن ایشان نخواهد بود(همانند خمینی بت شکن)؟؟؟؟ ایشان برای اثبات گفته های خود چه کرده اند جز نصیحت وپیشنهاد های شاه مآبانه؟؟؟؟ رضا جان عزیز دم از حکومت مردم سالار ودمکرات می زنند ولی بنده به یاد ندارم تا به حال ایشان از نظام های استبدادی پیشین اظهار تنفر ونفرت بنمایند ظاهرا امید به چماقداران شاهی در ایشان هنوز از بین نرفته است ... رضا پهلوی تا به حال با کدامیک از احزاب و نیرو های مترقی ایرانی ائتلاف کرده اند با کدام شخصیت بر جسته و مبارز طرفدار دمکراسی واقعی حداقل برای کشف عیب های نظریات خویش مناظره کرده اند؟؟؟ طرفداران هر کس موید نظریا آن شخص است و از کسی که مهمترین طر فدارانش پان آریائیست ها و آخوند های شاهی ومشتی چماق به دست بی خبر از همه جا می باشد نمی توان انتظار دمکراسی و مرد سا لاری داشت !!!!
رهگذر سیاسی آیا با رضا پهلوی دمکرات برای سرنگونی رژیم اسلامی می توان ائتلاف کرد؟ فتحعلی شاه قاجار از سلاله شاهان بی تدبیر بود اما فرزند ش شاهزاده عبا س میرزا بسیا ر با تد بیر بود.گناه محمد رضا شاه را نباید به حساب پسر او نوشت.
مزدک
آیا با رضا پهلوی دمکرات برای سرنگونی رژیم اسلامی می توان ائتلاف کرد؟ با درود دراینباره مقاله زیبایی اسماییل نوری علا نوشته که قابل تامل است.این مقاله هم در سایت گویاست زیر نام جمعه گردیهای نوری علا و هم در سایت سکولاریسم نو که توسط خود ایشان گویا اداره می شود.او بدرستی در انجا نشان داده که مشکل رضا پهلوی نه سکولارها و دمکراتهاست بلکه شاه الهی هاست.و درانجا توصیه های خوبی هم به شاهزاده نموده... همین باعث سوز وگداز مشتی شاه الهی و لات و لمپن شاهی شد.دندان کین تیز نمودند و چون اسماعیل را توان دست رسیدن نداشتند قلم بیداد برگرفتند و اراجیف و دشنام بسیاری را بر وی نثار کردند.حال که رضا پهلوی سرعقل امده و دمکرات و سکولار گشته بنظرم بهترین کار برای ایشان پایین امدن از مرکب شاهزاده گی وبا مردم عادی راه رفتن و اعتراف به اشتباهات پدرش و همانطور که خود گفته گردن گذاشتن به رای مردم است.وسرانجام ادای احترام و پوزش از خانوادهایی که در زمان پدرش برای مبارزه با استبداد پهلوی عزیزان خود را از دست دادند و زجر و رنج بسیاری متحمل شدند.ایشان به این نکته هم اعتراف کنند که حرامیان اسلامی نتیجه مستقیم سیاستهای مستبدانه پدرش است هر چند که اوضاع جهانی نیز بی اثر نبود.دران صورت منهم فکر نکنم دراوضاع کنونی مهره ای موثر تر و کارا تر دربین مخالفین حرامیان اسلامی سراغ داشته باشیم.
باید هوشیار بود ،رژیم خیلی وضعش خراب است!
سخنرانی احمد شیرزاد در کاشان با همه تدابیر نظامی- امنیتی جامعه به سمت انفجار می رود احمد شیرزاد در چهارمین نشست ماهانه اصلاح طلبان کاشان سخنرانی مشروحی کرده و سئوالات بسیاری را پاسخ داده است. از این سخنرانی و پرسش و پاسخ، خلاصه زیر را در ارتباط با اوضاع آشفته کشور، انتخابات آینده ریاست جمهوری و فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی استخراج کرده ایم که می خوانید:
سخنرانی احمد شیرزاد در کاشان
با همه تدابیر نظامی- امنیتی
جامعه به سمت انفجار می رود
احمد شیرزاد در چهارمین نشست ماهانه اصلاح طلبان کاشان سخنرانی مشروحی کرده و سئوالات بسیاری را پاسخ داده است. از این سخنرانی و پرسش و پاسخ، خلاصه زیر را در ارتباط با اوضاع آشفته کشور، انتخابات آینده ریاست جمهوری و فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی استخراج کرده ایم که می خوانید:
در عرصه اداره کشور به یک گسیختگی کم نظیر رسیده ایم. کسانی که با ادارات و دستگاههای اجرایی سر و کار دارند می گویند اصلا دیگر مثل اینکه حاکمیتی وجود ندارد. تصور می کنند اقتدار حاکمیت در این هست که کسی را بگیرند، زندان و محاکمه کنند و پرونده ای برایش درست کنند. این که نمی شود اقتدار. حاکمیت وقتی مقتدر است که بتواند قانون را درست اجرا کند و بر محور قانون بتواند نظم اجتماعی را حکمفرما کند. وقتی حاکمیت نتواند بر دستگاههای خود قانون را حکفرما کند و نتواند دستگاههای خود را درست اداره کند چه نظم اجتماعی را می تواند برقرار کند؟ این است که جامعه واقعا به آستانه انفجاری می رسد و آنچه نگاهش می دارد همان سنت های دیرینه مردمی است. در این شرایط حکومت توانی ندارد و پشمی به کلاهش نیست که در سایه اقتدار چیزی حفظ شود. متاسفانه هم اکنون در بسیاری از جاها می بینیم اختیار کار از دست خودشان هم در رفته است و نمی دانند چه کار باید بکنند.
درعرصه اخلاق دچار بدترین وضعیت شده ایم. کسانی که در راس امور قرار می گیرند به راحتی دروغ می گویند و سیاه را سفید جلوه دهند، وقتی مسئولین چنین اند، دیگر چه انتظاری از آحاد جامعه می رود؟ دروغ گفتن و حرف وارونه زدن و اطلاعات غلط دادن سکه رایج روز شده است.
در بحث هسته ای مردم را دچار سردرگمی و توهم می کنند. چهار پنج سال گذشته، واقعا با بحث هسته ای کدام یک از مشکلات کشور حل شده است؟ چند سال دیگر باید بگذرد تا ما فکر کنیم با فناوری ادعایی هستهای مشکلات کشور حل می شود؟ آیا تولید برق اضافه شده است؟ آیا صنابع پیشرفته به راه افتاده است؟ آیا در سیاست خارجی وضع ما بهتر شده است؟ موضوع هسته ای به یک ابزار تبلیغاتی تبدیل شده تا به وسیله آن مشکلات خود را بپوشانند.
در سطح تبلیغات جهانی نیز چهره یک نظامی را که حرف راست نمیزند، نه به مردم خودش و نه به مردم کشورهای دیگر، از ایران ترسیم کرده اند. ما وضعیت خوشنامی در جهان.
البته شرایط کشور اینگونه نمی ماند و این وضعیت هم که آقایان ایجاد کرده اند وضعیت پایداری نیست. ولی ما به عنوان دلسوزهای مملکت فکر می کنیم که آینده این کشور نباید دچار هر ج و مرج، تنش و درهم ریختگی یا فروپاشی اجتماعی بشود. چون مملکتمان را دوست داریم، نمی خواهیم این اتفاق بیفتد. بنابراین می خواهیم تا آنجا که می شود ارزش های واقعی که در این نظام بوده است حفظ شود، نظم اجتماعی حفظ شود، زندگی مردم دچار تنش و نابسامانی نشود و با یک روند آرام بتوانیم تغییرات مثبتی در جامعه ایجاد کنیم. بنابراین اگر این شعارها و این ایدهآل ها را داریم، نباید کنار بکشیم. کنار کشیدن یعنی بازی باخته.
آقای خاتمی جدی ترین شخصی است که ما با این فضای کمبود رسانه، با این فضای دشواری که به لحاظ ارتباط با افکار عمومی مردم داریم قابل طرح است. البته حرف ما در لایه های زیرین جامعه خوب نفوذ می کند اما به هر حال زمان می برد. ما نمی توانیم کاری را که رادیو تلویزیون با یک برنامه خبری انجام می دهد و یک دفعه ذهنیتی رو به ده بیست میلیون شنونده و بیننده منتقل می کند، انجام بدهیم. چنین ابزاری نداریم. بنابراین کاندیدایی که شناخته شده باشد و امتحان پس داده باشد ومردم صداقت و اخلاقش را دیده باشند ما را چندین گام جلوتر قرار می دهد. و چنین شرایطی فقط در آقای خاتمی است.
عقل اقتضا نمی کند که ما آقای خاتمی را به عنوان سرمایه اجتماعی قاب کنیم و بگذاریم بالا، برای روزگاری که در تاریخ از ما تجلیل کنند و بگویند نشانه اصلاح طلبان آقای خاتمی بوده است. اگر خاتمی امروز به دردمان بخورد خیلی بهتر از این است که در تاریخ از ما به نیکی یاد کنند.
اگر یک جنبش اجتماعی گسترده در شهر و روستا و مرکز و حومه و هر جای کشور مثل سال 75 و 76، حال نه دقیقا مانند آن سال، لااقل 70درصد آن سالیان 50 درصد آن ایجاد شود و جامعه خواهان حضور ایشان باشد، آقای خاتمی دریغ ندارد. اما اگر فضای سردی وجود داشته باشد و هر کسی یک حرفی بزند، که حالا می خواهید بیایید چه کار؟ حالا آمدی چه کار می کنید؟ چه گلی به سر ما می زنید؟ و اگر قرار باشد این بحث ها و پچ پچ ها ادامه پیدا کند و فضای مثبتی به نفع ایشان نباشد نمیآید. واضح است که نمی آید. هر کسی که عقلش برسد و جای ایشان هم باشد نمیآید. یعنی وقتی می آید که حضورش، حضور مثمر ثمری باشد.
شیرزاد در پاسخ به این سوال که آیا در صورت هزینه کردن آقای خاتمی ایشان به عنوان آخرین برگ برنده اصلاحات تخریب نخواهد شد؟ گفت: در مورد اینکه آقای خاتمی هزینه می شود یا نه ما به تجربه مثبت آقای هاشمی رفسنجانی نگاه بکنیم. آقای هاشمی در این انتخابات گذشته با تمام وجود آمد. اگر به لحاظ منافع سیاسی یا عافیت طلبی سیاسی میخواستیم نگاه کنیم، صحنه بسیار مخاطره آمیزی بود ولی ایشان آمد. بعضیها هم هشدار داده بودند که شما نباید بیایید. نتیجهاش این شد که چهره آقای هاشمی بعد از آن انتخابات با وجود شکست در صندوقهای رای بسیار مثبت تر شد و اقبال عمومی جامعه و روشنفکرها و نخبگان جامعه هم نسبت به ایشان خیلی بیشتر شد. ایشان نتیجهاش را در انتخابات خبرگان گرفت. بنابراین نه، اینطور نیست.
|
||||||||||||||||||
سایت نویسنده: http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=3&autorid=421 |
||||||||||||||||||
برگرفته از : ایران گلوبال |
||||||||||||||||||
انتشار از: کیانوش توکلی |
||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||
نظرات : |
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
|||
|
http://www.peiknet.com/1387/04AZAR/20/PAGE/31TAN.htm
|
|||
|