مهدي اميني زاده
 

امريکا و صداي امريکا یا تريبوني براي سلطنت پهلوي

در حال حاضر رسانه صداي امريکا يک رسانه حزبي است مانند کيهان منتها کيهان تريبوني براي سلطنت ‏اسلامي است و صداي امريکا تريبوني براي سلطنت پهلوي...مديران سلطنت طلب صداي امريکا با استراتژي مشخص مشغول انتقام گيري از ‏همه افراد و جريانهايي اند که در پيشينه خود مخالفتي با سلطنت داشته اند. اين استراتژي با تخريب نهضت ‏آزادي ايران و دبيرکل آن دکتر ابراهيم يزدي آغاز شد و با حمله به جريان ملي–مذهبي و مهندس عزت الله ‏سحابي ادامه يافت و اخيراً دامن جبهه ملي ايران و سياستمدار و مبارز شريف ايراني مهندس عباس اميرانتظام ‏را گرفته است.



لازم به توضیح می دانم که عنوان مقاله در روز آنلاین «امريکا و صداي امريکا» بود که شخصا عنوان فوق را بر آن قرار دادم. چون معتقدم شتر سواری دولا دولا نمی شود و تیتر مقاله باید بیانگر چکیده محتوای مقاله باشد تا نظر مخاطب را بیشتر جلب کند.


آیدین تبریزی



در طبيعت هر موجودي صداي خاص خود را دارد و با گوش فرا دادن به آن مي توان به ويژگي هاي آن پي ‏برد. آب سرشار از لطافت و آرامش است و صداي آب نيز؛ بدون آنکه در آن غوطه ور شوي و تن به آب ‏بسپاري حتي از فاصله دور تنها با گوش فرا دادن به آن، روح انسان آرامش مي يابد اما همين آب زماني که ‏سيلاب مي شود و خانمان برانداز، صدايش نيز ترسناک مي شود. انسانها نيز همينگونه اند و کمابيش از ريتم ‏صدا و مهمتر از آن محتواي کلامشان مي توان به منش، روش و تفکرشان دست يافت. در اين ميان دولتها نيز ‏به ويژه از زماني که افکار عمومي نقشي مهم و سرنوشت ساز در مناسبات قدرت پيدا کرد پي به اهميت صدا ‏بردند و پي تريبوني براي بيان ويژگي ها و خواستهاي خود گشتند وبسيار مراقبت مي کنند که اين "صدا" در ‏خدمت منافع آنان باشد و بيان کننده خواستهايشان. در اين ميان دولت آمريکا نيز از ساليان گذشته اقدام به راه ‏اندازي رسانه اي ديگر با عنوان "صداي آمريکا" نموده که جزء رسانه هاي تاثيرگذار ساليان اخير در جامعه ‏ايراني بوده است و به دريچه اي براي آشنايي ايرانيان با ويژگي ها و سياستهاي دولت و ملت آمريکا تبديل ‏شده اما از عجايب روزگار اينکه براي کساني که حداقل مطالعه و آشنايي با تاريخ و ويژگي هاي آمريکا دارند ‏تفاوت آشکاري ميان "صدا" و "صاحب صدا" وجود دارد و ظاهراً اشتباهي صورت پذيرفته و صداي ديگري ‏بر روي تصوير آن مونتاژشده است! احتمالاً مي پرسيد چرا؟ ‏


آمريکا اگر چه انتقادهاي زيادي نسبت به سياست خارجي آن وجود دارد و به نظر نگارنده هم سياست خارجي ‏امريکا، به ويژه در مورد ايران بسيار مخرب بوده است وبه ويژه سامان دهي کودتا بر عليه محمد مصدق ‏ايران را در دام ديکتاتوريي گرفتار کرد که برآمدن بنيادگرايي مذهبي در ايران از نتايج آن بوده است. اما با ‏اين همه آمريکا يکي از کشورهاي پيشتاز "جمهوري خواهي" در جهان بوده و از دموکراسي پايداري نيز ‏برخوردار است. همچنين در اکثر موارد با "واقع نگري" به تعيين نسبت با نيروهاي موجود مي پردازد؛ به ‏عنوان مثال اين ظرفيت را دارد که در عراق با توجه به ترکيب قومي و جمعيتي و نيروهاي واقعاً موجود از ‏پشتيباني "اياد علاوي" به همراهي "مالکي "و "حکيم" برسد. همچنين امريکا به ويژه بعد از يازدهم سپتامبر ‏درگير جنگي تمام عيار با القاعده شده است حال از چنين موجودي شما انتظار چه صدايي را داريد؟ و توقع ‏داريد مثلاً از منظر جمهوري خواهي، مروج چه گفتماني در داخل ايران شود و خود را چگونه به مردم ايران ‏معرفي کند؟ آيا توقع رفتاري حرفه اي و بيطرفانه از چنين رسانه اي وجود دارد يا حمايت تام وتمام از يک ‏جريان سلطنت طلب؟ ‏


آنچه به ويژه اين روزها نمايان تر از قبل مقابل ديدگان بينندگان تلويزيون آمريکا آشکار شده است حضور يک ‏تيم منسجم سلطنت طلب در بخشهاي مختلف آن است و اگرچه معدودي از کارشناسان با خاستگاه جمهوري ‏خواهي مانند دکتر محسن سازگارا و مهندس علي افشاري در تعدادي از برنامه ها حضور دارند اما در ‏مجموع اين افراد تنها در جايگاه کارشناس سياسي در برنامه ها حضور پيدا مي کنند و در سياستگذاري هاي ‏اين رسانه نقشي ندارند و مديران سلطنت طلب صداي امريکا با استراتژي مشخص مشغول انتقام گيري از ‏همه افراد و جريانهايي اند که در پيشينه خود مخالفتي با سلطنت داشته اند. اين استراتژي با تخريب نهضت ‏آزادي ايران و دبيرکل آن دکتر ابراهيم يزدي آغاز شد و با حمله به جريان ملي – مذهبي و مهندس عزت الله ‏سحابي ادامه يافت و اخيراً دامن جبهه ملي ايران و سياستمدار و مبارز شريف ايراني مهندس عباس اميرانتظام ‏را گرفته است. همانگونه که مي بينيد ويژگي هاي مشترک اين سه جريان جمهوري خواهي و مخالفت آنان با ‏هرگونه سلطنتي اعم از پادشاهي يا ديني آن مي باشد اعضاء نهضت آزادي، نيروهاي ملي – مذهبي و جبهه ‏ملي در سابقه خود هم سابقه مخالفت با ديکتاتوري سلطنتي پهلوي را دارند و هم مبارزه با ديکتاتوري ديني. ‏


بعد از انقلاب، بسياري از آنان طعم زندان هر دو رژيم را چشيده اند. همچنين اين نيروها متحد طبيعي هر ‏جرياني هستند که در پي آزادي و دموکراسي باشد و تضعيف و تخطئه چنين جرياناتي که در جامعه کويري ‏ايران حضورشان بس پر بها است و اگر چه انتقادات زيادي نيز مي توان به عملکردشان داشت اما تنها و تنها ‏از دل ديدگاه کينه توز و تنگ نظر جريانهاي سلطنت طلب، کينه جويي، دروغ پردازي و مقابله با همه ‏نيروهاي ملي بيرون مي آيد. آيا به نظر شما يک رسانه بيطرف و وابسته به کشوري که بزرگترين کشور ‏جمهوري جهان است اينگونه کينه توزانه و تنگ نظرانه به بخش عمده ي نيروهاي سياسي دموکراسي خواه که ‏به رغم همه ي مخاطرات و تضييقات داخل کشور مانده اند و پرچم مبارزه با استبداد را برافراشته نگاه داشته ‏اند و در ين راه روزانه هزينه داده و مي دهند حمله مي کند؟ از منظر ديگر آيا کشوري با سياست "واقع ‏گرايانه" مانند آمريکا به مقابله با بخش عمده نيروهاي سياسي ايران بر مي خيزد و تنها به طور کامل و تام و ‏تمام همه امکانات خود را در اختيار جرياني قرار مي دهد که سي سال پيش توسط مردم از اريکه قدرت به ‏پايين کشيده شد و اکنون نيز هيچگونه حضوري در داخل کشور ندارد؟ ‏


البته نگارنده بر اين اعتقاد است که همه نيروهاي سياسي از جمله سلطنت طلبان بايد اين فرصت را داشته ‏باشند که بخت خود را در جامعه ايران بيازمايند و خود را به محک راي مردم بسپارند اما کاملا مشخص است ‏در کنار نيروهاي سنتي، روشنفکران مذهبي، نيروهاي چپ مارکسيستي و چپ ملي، ليبرالها و نيروهاي ملي ‏بخش بسيار کوچکي از جامعه را به خود جلب خواهند نمود. آيا سياست واقع گرايانه هيچ رسانه اي از جمله ‏صداي امريکا اقتضا مي کند خود را تبديل به تريبوني براي يک جريان اقليت در جامعه ايران نمايد يا اينکه ‏بيطرفانه با کليه جامعه ايران رابطه برقرار نمايد. ‏


در حال حاضر رسانه صداي امريکا يک رسانه حزبي است مانند کيهان منتها کيهان تريبوني براي سلطنت ‏اسلامي است و صداي امريکا تريبوني براي سلطنت پهلوي، علاوه بر اين آمريکا بارها اعلام کرده است که با ‏القاعده درگير است و با آن مبارزه مي کند اما عجيب است درهمين رسانه که قرار است "صداي آمريکا" باشد ‏با "عبدالمالک ريگي" نسخه ي ايراني القاعده - که حتي از گردن زدن بستگان خود نيز ابايي ندارد و صحنه ‏ي گردن زدن افراد را فيلم برداري مي کند و انتشار مي دهد- مصاحبه مشود و حتي از او تجليل هم مي شود ‏‏!‏


نه دوستان، ما موافق برنامه هاي دولت آمريکا نيستيم، بارها نيز مخالفت و انتقاد خود را نسبت به برخي ‏سياستهاي غلط دولت آمريکا خصوصا در خاورميانه ابراز کرده و خواهيم کرد، اما انصاف بايد داشت ما ‏صداها را مي شناسيم اين صداي آمريکا نيست صداي يک گروه سلطنت طلب افراطي است، ترديد نکنيد. ‏


 


---------------------------------------------------------------------------------------------


پانوشت از آیدین تبریزی:


عملکرد غیر دموکراتیک و طرفدارانه رسانه های خارجی مثل صدای آمریکا و بی بی سی که بارها توسط افراد مختلف به آنها اعتراض شده است، این سئوال را به ذهن می رساند که آیا واقعا اینها سیاستهای دولتهای آمریکا و انگلیس است و یا سیاستهای مدیران ایرانی این رسانه هاست که سلایق شخصی خود را وارد خبررسانی می کنند که می بایست بی طرفانه و بدون پیشداوری سیاسی باشد؟ چندی پیش مقاله ای اعتراضی در رسانه های آمریکا منتشر شد و به عملکرد این رسانه اعتراض شد و این اعتراضات باعث برخی تغییرات در صدای آمریکا گردید. همین امر و دلایل متعدد دیگر نشان می دهد که تحلیل دوم درست تر است یعنی مدیران ایرانی این رسانه ها با سوء استفاده از موقعیت خود و اعتماد دولتهای خارجی که به دلیل عدم تسلط آنها به زبان فارسی و عدم اطلاع دقیق آنها از حوادث داخل کشور و گروه بندی های سیاسی موجود در ایران، مانع از کنترل دقیق و خبر به خبر و جمله به جمله آنها می شود، به صورتی نامحسوس سلایق شخصی خود را در رسانه های تحت مدیریت خود اعمال می کنند.


در واقع سیستم مدیریت در کشورهای غربی حالت اعتماد تا زمانی که خلافی سرنزده باشد است. آنها کسانی را به استخدام خود در می آورند که به نوعی به آنها اعتماد دارند و تنها کنترلی محدود و بر اساس شکایات رسیده انجام می دهند. اگر شکایتی به دستشان نرسد، آنها هم متوجه خلاف کاری های گردانندگان ایرانی این رسانه ها نمی شوند. اعتراض گروهی از سناتورهای ناراضی از عملکرد صدای آمریکا و درخواست آنها برای ترجمه تمام اخبار و گزارشها به انگلیسی به بهانه حجم زیاد خبرها و مشکل بودن ترجمه هنوز به جایی نرسیده است. اعتراضات مستقیم و جدی اپوزیسیون غیر سلطنت طلب ایران می تواند باعث تغییر در سیاستهای این رسانه ها و بی طرفی آنها شود.


برگرفته از : روز آنلاین


انتشار از: آیدین تبریزی


نظرات :

  2008-07-09   تاریخ
  منظر جاوید   نام
    ایمیل

  هر چه "ایران گلوبال" پیر تر می شود ؛سایت ویزگی جدید تری کسب می کند و جذاب تر می شود. اکنون اعضای مدیریت سایت ؛ دیگر کپی کننده خشک و خالی نوشته سایر سایت ها ویا مقالات ارسالی نیستند بنظر من کادر قوی مدیریت ایران گلوبال و همچنین برخورد های فعال و انتقادی نویسدگان و کامنت نویسان دائمی سایت؛ موجب جذابیت این سایت شده است؛ بنظر من پانوشتهای و یا پیش نوشتهای : آیدین تبریزی

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2008-07-09   تاریخ
  آیدین تبریزی   نام
    ایمیل

  آقای ناصر مستشار عزیز،
نمی دانم پانوشت مقاله را دیده اید یا نه. من در آنجا توضیح داده ام که عنوان اصلی «آمریکا و صدای آمریکا» بوده و من با مسئولیت خودم آنرا تغییر داده ام. در ژورنالیسم همواره باید مهمترین بخش یک خبر یا مقاله را هایلات کرد تا هم نظر نویسنده را کامل نشان دهد و هم خواننده را جذب کند. اگر به خبری که روز منتشر کرده نگاه کنید، نه در تیتر و نه در خلاصه هیچ اشاره ای به محتوای مقاله وجود ندارد! و انگار مقاله ای شاعرانه در وصف صدای طبیعت نوشته شده است؟! من به این شکل از انتشار خبر، «سانسور مدرن» نام می نهم...

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2008-07-09   تاریخ
  نا صر مستشار   نام
    ایمیل

  تحلیل منطقی جناب منظر جاوید را با مقاله بالا مرتبط تشخیص دادم!

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2008-07-09   تاریخ
  بهراد   نام
    ایمیل

  اینکه انتشار دهنده این مقاله در ایران گلوبال به چه معتقد است و یا چه برداشتی از یک مقاله دارد مسئله ی خودش است و نباید به خود اجازه میداد مقاله و یا تیتر مقاله دیگری را دستکاری کند. میتوانست نظر شخصی خود را بصورت کامنت بنویسد. اینکه بعد از تذکر بجای این " خطا " در صدد ماله کشی و توجیه برآمده دیگر عذر بدتر از گناه است. اگر این " امانت داری " ها ادامه یابد باید مقالات را در جای دیگر جستجو کرد و خواند

  نظر خواننده
  2008-07-08   تاریخ
  شاهین   نام
    ایمیل

  عجیب است

  نظر خواننده
  ادامه مطلب  
  2008-07-08   تاریخ
  ناصر مستشار   نام
    ایمیل

  آقای آیدین تبریزی بهتر است شما در درج مقالات از منابع اصلی ـ امانتداری را رعایت نمائید؟ برای اینکه تیتر مقاله آقای مهدی امینی در سایت اینترنتی "روز" اینگونه (امريکا و صداي امريکا مهدي اميني زاده)است نه آنطوریکه شما اینگونه (امريکا و صداي امريکا یا تريبوني براي سلطنت پهلوي ؟) مرقوم فرموده ایدودر سایت ایران گلوبال به چاپ رسانده اید ،پس بهتر هست است که تیتر اصلی را به چاپ برسانید تا اتمسفر مباجثات همچنان سالم بماند!!!

  نظر خواننده
  2008-07-08   تاریخ
  کیومرث نویدی   نام
    ایمیل

  یک مشخصة هر سه تن همکاری کوتاه یا بلند مدت آنها با جمهوری اسلامی بوده
است. آیا انتقاد صدای آمریکا از این زاویه صورت نگرفته
؟ در هر حال، در مورد این رسانه
ها باید حساس بود و در مورد آنها به دولتهاشان تذکر داد. عبدلمالک ریگی هم کودکی بود که آغاز کرد و یک شبه ره صدساله رفت. او از خود و جریان خود انتقاد کرده و مدتهاست از آن شیوه
ها فاصله گرفته است.

  نظر خواننده
  2008-07-08   تاریخ
  Masoud   نام
    ایمیل

  .................... من چند سال است که برنامه های تلویزیونی صدای آمریکا را دنبال میکنم و تا کنون هیچ نشانه ای مبنی بر سلطنت طلب بودن این رسانه ندیده ام . گذشته از چند برنامه محدود با شرکت مدیران رژیم پهلوی ، بیشتر ساعتهای این رسانه ، اتفاقن توسط جمهوریخواهان مصدقی پُر میشوند . افرادی مانند : علیرضا نوری زاده ، هادی خرسندی ، محسن سازگارا ، بهرام مشیری ، جمشید اسدی ، و ............ هیچکدام سلطنت طلب نیستند .نوشته آقای امینی زاده کاملن مغرضانه است .


Başgün, 14th İyul , 2008 , 01:18 [gü] |


İsrail Səsi Radiosu Kürdlərin oyünün gəlib, yoxsa Kürdləri oynadır!

Dünəndən bəri Kürd medialari dayanmadan Azərbaycan şəhərlərində Kürd terrorçu partiyasının öldürülən liderinə yas törəni tutulmasından söz edirlər! Terrorçu mediaların sözlərinə görə, Azərbaycanın Urmu, Soyuğ Bulağ, Sulduz, Saqqız və Bukan kimin şəhərləri, və əslində tüm batı Azərbaycan bölgələrin İran Kürdüstani adlandırılıblar və onlarda yas törəni geniş aəkildə yapıldığın elan edir. Maraxlı burasıdır ki yayılan xəbərlərdə Kürd şəhərlərində tütülan törənlərdən söz getmir!

Artıraq ki son həftələrdə İran adlanan ülkədə işçilər maaşlarının az olduğu və gecikdiginə etiraz etmək üçün işdə hazır olmurlar. Azərbaycan işçilərədi bir sıra bölgədə bu etirazlara qatılıblar. Ancaq Kürdlərin bu olaydan özlərinə sarı qullanmağ istədikləri düşündürücüdür! BayBak-ə gələn bilgilərə görə, Bati Azərbaycanda heç bir bazar ya iş yeri Kürd liderinə yas tutmağ üçün bağlanmayıb və hami normal yaşamında olub. Ancaq bir neçə yük daşıyan və əldə məlzəmə satan Kürd iş yerlərinə, xiyavan qirağlarına gəlməiyblər! Kürdlərin dediginə görə, Azərbaycan bazarları bu barmağ sayısı Kürd işçinin olmamasıyla axsar duruma düşür!

BayBak ilk olaraq bu qonunun üstün açaraq bir çoxlu xəbər agentliginə bilgi göndərərək Kürdlərin yalan xəbərlərinə etiraz edib və o saxta xəbərlərin düzətilməsin istəiyb. Bu doğrultuda, BayBak bir ilginc olayla qarşılaşıb. İsrail Səsi Radiosunun Farsca bölümü o tip agentliklərdən olubdur ki Kürdləri inanılmaz şəkildə qollayıb və onlara rəvani xidmət edib. Əldə olan və yayınlanan bilgilərə baxanda, artıq aydln olubdur ki İsrail devləti Azərbaycan torpağında bir Kürd devləti yaratmağa hazırlaşır!

İsrail radiosunda Kürd terror partiyasının başçısının öldürülməsinin il dönümüilə bağli yalan bilgilər çox tez və hətta Kürd mediaılarından öndə gədərək yayınlanıb. Ama, indi onların sitələrində yazılan xəbərdən əsər yoxdur! Sağ olsun Google sitəsi ki ən azından başlığlari öz hafizəsində saxlayıb*.

İndi bu olya belə baxmağ lazimdir ki görəsən İsrail Səsi Radiosu bu işdən Kürdlərə hər zaman olduğu kimin dəstək vermək istəiyr, ya ki Kürdlərin yalan xəbərlərinə uyub və öz profesionel abırısıyla oynayıb? Ama, xəbərin sitədən silinməsi, və baş verən səhvə açıqlama vermədən öz oxuculari və dinləiycilərinə sayqısıslıq etmək nəiy isbat etməkdədir? Maraxlıdır ki xəbərin sitədən silinməsinə baxmayaraq, sitənin ilk yarpağında olan HTML kodları tam olaraq silnməiyb və indilik Qasimlu kəliməsin Farsca axdaranda sitənin arxa kodlarında göstərilir!**

* [1] Google, İsrailin Qasımlu xəbəri

** [2] İsrail Səsi Radiosunda Qasimlu kəliməsi!
[3] radis.org/toda…

İsraildən Kürdlərə paopaqanda yardımı

 

İsrail Səsi Radiosundan silinən xəbər (Farsca):

رادیو اسراییل: مناطق کردنشین ایران در چند استان در غرب و شمال غرب امروز در اعتصاب و تظاهرات یکپارچه ای فرو رفته و میلیون ها کرد یاد دکتر عبدالرحمان قاسملو (رهبر فقید حزب دمکرات کردستان ایران) را گرامی می دارند. دکتر عبدالرحمان قاسملو رهبر دیرینه حزب دموکرات کردستان ایران، که کردها او را اسطوره می دانستند نوزده سال پیش در چنین روزی به دست عوامل تروریستی اعزامی از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در وین (پایتخت اتریش) به قتل رسید.

 

در بسیاری از گزارشهای پلیس و تشکیلات امنیتی و اطلاعاتی اتریش در سالهای گذشته آمده بود که یکی از تروریست های این تیم قاتلان، محمود احمدی نژاد بود. محمود احمدی نژاد با داشتن اسلحه در خیابان جلوی محل ملاقات یکی از تروریست هائی بود که مامور شده بود زمینه لازم را برای قتل دکتر قاسملو فراهم کند. محمود احمدی نژاد ماموریت داشت اگر برای تروریست های اصلی اتفاقی می افتد، او مراقب آنها باشد. رسانه های اتریش سه سال پیش در چنین روزهائی که احمدی نژاد تازه به مقام ریاست جمهوری رسیده بود، این ماجراها را مفصلا شرح دادند.

امسال، چهارمین سال پی درپی است که شهرهای کردنشین استان های کردستان، کرمانشاهان، و آذربایجان غربی در بیست و دوم تیر که سالروز قتل دکتر عبدالرحمان قاسملوست، یکپارچه به اعتصاب و تظاهرات دست می زنند. به گفته شاهدان از منطقه و سازمانهای متعدد کرد، تحصن بزرگ امروز در شهرهای کردنشین در حالی در جریان است که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم از بامداد امروز بطور گسترده در شهرهای کردنشین در حرکت بودند و نوعی حکومت نظامی اعلام نشده برقرار کرده، و شاهدان از شهر سقز از پرواز هلیکوپترهای نظامی برفراز منطقه خبر می دادند. از اعتصاب های گسترده در مهاباد، بوکان، سقز، اشنویه، نقده و ارومیه خبر می رسد. دکتر قاسملو خود زاده ارومیه بود.

به دنبال تائید حکم اعدام آقای فرزاد کمانگر از سوی دیوان عالی حکومت اسلامی، سازمانهای مدافع برای نجات این معلم کرد به تلاش پرداخته اند.

دیروز اعلام شد که آقای کمانگر، که 12 سال سابقه تدریس در هنرستان شهر کامیاران را داشته و عضو شورای نویسندگان ماهنامه فرهنگی کامیاران بود، به اتهام عضویت در گروههای کرد مخالف جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده است.

در پی انتشار این گزارشها که دیوان عالی حکومت دینی، حکم اعدام آقای فرزاد کمانگر را تائید کرده است، مدافعان حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کردند که شمارش معکوس روزهای زندگی این معلم جوان کرد اهل شهر محروم کامیاران آغاز شده باشد.

آقای خلیل بهرامیان (وکیل آقای فرزاد کمانگر) که وکالت دو کرد دیگر محکوم شده به اعدام: آقایان علی حیدریان و فرهاد وکیلی را نیز بر عهده دارد، گفت: «چاره ای نمانده جز آنکه به دیوان لاهه شکایت کند».

BayBak, All about a Nation, Bir millətin səsi

 
 
 
 
 
 

باشگؤن, ۲۴-ي قوراپيشيرن , ۱۱۰۰۸ , ۰۱:۲۷ [گ.ؤ] | ایچ ساولار


اسرائيل سسي راديوسو کؤردلرين اويونونا گليب٫ يوخسا کؤردلري اوينادير؟

دونندن بري کورد مديالاري دايانمادان آذربايجان شهرلرينده کورد ترورچو پارتيياسي نين اؤلدورولن ليدئرينه ياس تؤره ني توتولماسيندان سؤز ائديرلر! ترورچو مئديالارين سؤزلرينه گؤره، آذربايجانين اورمو، سويوغ بولاغ، سولدوز، ساققيز و بوکان کيمين شهرلري، و اصلینده توم باتي آذربايجان بؤلگه لرين ايران کوردوستاني آدلانديريليبلار و اونلاردا ياس تؤره ني گئنيش شکيلده ياپيلديغين ائلان ائدير. ماراخلي بوراسيدير کي ياييلان خبرلرده کورد شهرلرينده توتولان تؤرنلردن سؤز گئتمير!

آرتيراق کي سون هفته لرده ايران آدلانان اولکه ده ايشچيلر ماعاشلاري نين آز اولدوغو و گئجيکديگينه اعتيراض ائتمک اوچون ايشده حاضير اولمورلار. آذربايجان ايشچيلره دي بير سيرا بؤلگه ده بو اعتيراضلارا قاتيليبلار. آنجاق کوردلرين بو اولايدان اؤزلرينه ساري قوللانماغ ايسته ديکلري دوشوندوروجودور! باي بک-ه گلن بيلگيلره گؤره، باتي آذربايجاندا هئچ بير بازار يا ايش يئري کورد ليدئرينه ياس توتماغ اوچون باغلانماييب و هامي نورمال ياشاميندا اولوب. آنجاق بير نئچه يوک داشييان و الده ملزمه ساتان کورد ايش يئرلرينه، خياوان قيراغلارينا گلمه ييبلر! کوردلرين دئديگينه گؤره، آذربايجان بازارلاري بو بارماغ ساييسي کورد ايشچي نين اولماماسييلا آخسار دوروما دوشور!

باي بک ايلک اولاراق بو قونونون اوستون آچاراق بير چوخلو خبر آژانسلارينا بيلگي گؤندره رک کوردلرين يالان خبرلرينه اعتيراض ائديب و او ساختا خبرلرين دوزتيلمه سين ايسته ييب. بو دوغرولتودا، باي اک بير ايلگينج اولايلا قارشيلاشيب. اسرائيل سسي راديوسونون فارسجا بؤلومو او تيپ آژانسلاردان اولوبدور کي کوردلري اينانيلماز شکيلده قوللاييب و اونلارا رواني خيدمت ائديب. الده اولان و يايينلانان بيلگيلره باخاندا، آرتيق آيدين اولوبدور کي اسرائيل دئولتي آذربايجان تورپاغيندا بير کورد دئولتي ياراتماغا حاضيرلاشير!

اسرائيل راديوسوندا کورد ترور پارتيياسي نين باشچيسي نين اؤلدورولمه سي نين ايل دؤنومويله باغلي يالان بيلگيلر چوخ تئز و حتّی کورد مئديايلاريندان اؤنده گده رک يايينلانيب. آما، ايندي اونلارين سيته لرينده يازيلان خبردن اثر يوخدور! ساغ اولسون گوگل سيته سي کي ان آزيندان باشليغلاري اؤز هافيزه سينده ساخلاييب*.

ايندي بو اولايا بئله باخماغ لازيمدير کي گؤره سن اسرائيل سسي راديوسو بو ايشدن کوردلره هر زامان اولدوغو کيمين دستک وئرمک ايسته يير، يا کي کوردلرين يالان خبرلرينه اويوب و اؤز پروفئشنئل آبيريسييلا اويناييب؟ آما، خبرين سيته دن سيلينمه سي، و باش وئرن سهوه آچيقلاما وئرمه دن اؤز اوخوجولاري و دينله ييجيلرينه سايقيسيزليق ائتمک نه ييي ايثبات ائتمکده دير؟ ماراخليدير کي خبرين سيته دن سيلينمه سينه باخماياراق، سيته نين ايلک يارپاغيندا اولان HTML کدلاري تام اولاراق سيلنمه ييب و اينديليک قاسملو کليمه سين فارسجا آخداراندا سيته نين آرخا کدلاريندا گؤستريلير!**

* [1]