مرارت‌هاي شكل‌گيري جمهوري اسلامي از زبان شكنجه‌گران ساواك


از سال 56 كه مسئله فضاي باز سياسي در ايران اعلام شد، ساواك روش جديدي را در پيش گرفت. كادرهاي مخفي را اگر دستگير مي‌شدند، پس از شكنجه با سيانور و وسايل مجهز به صداخفه‌کن از بين مي‌بردند... در اين كتاب، با اشاره به شهادت بسياري از زندانيان زير شكنجه،‌ نمونه‌ اسنادي آمده كه در آنها ساواك، با سندسازي و تناقض‌گويي،‌ تلاش كرده اين شهادت‌ها را فوت‌ طبيعي نشان دهد.

۱۴ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۴:۴۷ تعداد بازديد: 12936 كد خبر: ۷۰۷۵۷

با انتشار كتاب «شكنجه‌گران مي‌گويند»، ‌اسناد و مطالب كاملي از اوج مرارت‌ها و شكنجه‌هاي انقلابيون مبارز براي پيروزي انقلاب اسلامي به همراه اعترافات شكنجه‌گران ساواك منتشر شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بهمن نادري‌پور (تهراني) و فريدون توانگري (آرش)، دو تن از شكنجه‌گران معروف رژيم گذشته هستند كه بيشتر مبارزان و انقلابيوني كه زندان رفته‌اند، آنان را مي‌شناسند. جسته و گريخته در خاطرات بازگو شده آنان، قساوت تهراني و آرش بيان شده، اما تاكنون به طور خاص، كتابي درباره آنها نگاشته نشده بود.
كتاب حاضر، اعترافات تهراني و آرش است كه پس از انقلاب در زندان يا در دادگاه بيان كرده‌اند و سپس در روزنامه‌ها چاپ شده و اينك با مستندسازي به چاپ رسيده است.

به نوشته سايت كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، اين كتاب پس از تبيين نقش دستگاه اطلاعاتي در رژيم پهلوي و جايگاه آن در فصل نخست،‌ زمينه‌هاي پيدايش كمتيه مشترك ضدخرابكاري را در فصل دوم بررسي مي‌كند. كميته مشترك ضد خرابكاري به علت ناهماهنگي بين شهرباني و ساواك تشكيل و كميته سوم ساواك و بخشي از شهرباني با يكديگر ادغام شده و كميته مشترك به وجود مي‌آيد. اين كميته، بازداشتگاهي داشته كه تهراني، شكنجه‌گر معروف در آن از مبارزان اعتراف مي‌گرفته است. بازداشتگاه موقت كميته مشترك، گاه به زندان تبديل مي‌شده و حتي مواردي بوده كه تا سه سال فردي را آنجا نگه مي‌داشتند.

در فصل سوم، نخست به ‌اين موضوع پرداخته شده كه آيا شاه از اين شكنجه‌ها خبر داشته يا نه؟ تهراني اعتراف مي‌كند كه همه موارد در بولتن‌هايي به اطلاع دربار نيز مي‌رسيده است. پس از آن، انواع شكنجه‌هاي آن دوران با آوردن خاطرات افراد بيان شده است.

مؤلف در فصل چهارم، فضاي باز سياسي پس از سال 55 را بررسي كرده است. در اين سال، دمكرات‌ها در آمريكا به رياست جمهوري مي‌رسند و بر رژيم فشار وارد مي‌كنند كه فضاي بسته و استبدادي كشور را تلطيف كند. به همين علت، فضاي باز سياسي در دستور كار قرار مي‌گيرد و در همين راستا، به حقوق بشر توجه مي‌شود. اين فضاي باز سياسي، تنها به دليل وجهه بين‌المللي آن بوده و بنا بر اعترافات تهراني و ديگران، در باطن دستور آمده بوده كه به هر ترتيبي شده، مبارزان انقلابي سركوب شوند.

تهراني مي‌گويد: «از سال 56 كه مسئله حقوق بشر و فضاي باز سياسي در ايران اعلام شد، ساواك روش جديدي را در پيش گرفت. به‌ اين ترتيب كه كادرهاي مخفي را اگر دستگير مي‌شدند، پس از شكنجه با سيانور و وسايلي كه احتمالا مجهز به صداخفه‌کن باشد از بين مي‌بردند».
در پايان فصل، اواخر عمر كميته مشترك و سپس در فصل پنجم با عنوان «فروپاشي دژ»، تصرف و تسخير كميته مشترك و دستگيري شكنجه گران بازگو شده است.

فصل ششم اعترافات تهراني، آرش و بقيه در هشت جلسه اعترافات دادگاه است. پايان بخش اين فصل، اعترافات ديگر بازجويان و شكنجه‌گران ساواك بوده و پس از آن، فهارس آمده و سپس از صفحه 335 تا پايان كتاب اسناد و عكس‌ها آمده است.

در بخشي از كتاب، فردوست درباره همكاري ساواك با موساد مي‌گويد: «هنگامي كه از انگلستان و آمريكا درخواست استاد ضد براندازي كردم، صلاحشان نبود كه بفرستند و مي‌خواستند كه ساواك وابسته و متكي به اسرائيل باشد! از نيمرودي كه خواسته شد،‌ برجسته‌ترين متخصص ضد براندازي اسرائيل را به تهران اعزام كرد؛ او همان فردي بود كه بعدها معاون سازمان امنيتي سرائيل شد. او كلاس سه ماهه‌اي را تشكيل داد و سي نفر در كلاس او آموزش ديدند. وي كتابي نيز به همراه داشت كه ترجمه شده و در اختيار پرسنل ذينفع و اداره كل آموزش قرار گرفت.
... در آغاز، دو يا سه تيم و هر تيم مركب از حدود ده نفر از ادارات كل عملياتي (دوم،‌ سوم، هشتم) براي آموزش به اسرائيل فرستاده شدند.»

رياست ساواك نيز در مراحل گوناگون،‌ همكاري لازم را با سرويس اسرائيلي كرد. اين كمك‌ها و همراهي چنان چشمگير بود كه نخست‌وزير اسرائيل ـ كه ده سال پيش ترور شد ـ چنين تشكر مي‌كند:

 از: نخست‌وزير سابق اسرائيل
به: تيمسار ارتشبد نصيري
جناب تيمسار ارتشبد نعمت‌الله نصيري


در پايان دوران نخست‌وزيري اينجانب به عنوان خداحافظي از شما، مايلم مراتب تشكرات عميق خود را براي همكاري‌هاي نزديك و ثمربخشي كه نشانگر سا‌‌ل‌ها مناسبات حسنه بوده است، ابراز دارم. خواهشمندم اجازه دهيد نقش مهمي را كه شما در توسعه عمليات مشترك مهم ايفا كرده‌اند و در اين عمليات انرژي و حسن نيت فراوان به كار بريد خاطر نشان سازم.
خواهشمندم بهترين آرزوهاي من را براي سلامتي،‌ كاميابي و موفقيت خودتان بپذيريد.

دوستدار: اسحق رابين                

در بخش ديگري از اين كتاب آمده است: علاوه بر برخي اسناد كه اعمال شكنجه‌هاي گوناگون را در كميته مشترك ضد خرابكاري اثبات مي‌كند،‌ در بيان خاطرات ده‌ها نفر از زندانيان سياسي پيش از انقلاب اسلامي نيز به وجود بيش از نود نوع شكنجه در كميته مشترك اشاره شده است.
شخصي نام آشنا براي زندانيان سياسي به نام محمد‌علي شعباني كه داراي تحصيلات چهارم ابتدايي بوده و نام مستعار «دكتر حسيني» را يدك مي‌كشيد، متخصص‌ترين فرد براي زدن كابل بوده است. وي زنداني را روي دستگاه مخصوص شكنجه «آپولو» مي‌نشاند و كف دست و ساق پاي زنداني را زير گيره‌‌هاي آن پرس كرده و كلاه آهني مخصوصي كه تا گردن زنداني را مي‌پوشاند،‌ روي سر او قرار مي‌داد. آنگاه شروع به زدن كابل مي‌كرد. سر كابل‌ها افشان بوده و موقع برخورد به كف پا، نوك آن روي پا برمي‌گشت و موجب كنده شدن گوشت‌هاي آن مي‌شد. گاهگاهي هم با شيئي چوبي يا فلزي،‌ ضربه‌اي به كلاه وارد مي‌كردند كه صداي بسيار وحشتناكي در آن ايجاد شده و در گوش زنداني مي‌پيچيد كه فوق‌العاده آزاردهنده بود و شكنجه‌اي بود دو چندان بر ديگر شكنجه‌‌ها.

بازجو براي جلوگيري از كاهش درد و براي بي‌حس نشدن موضعي، ضربات كابل را به صورت كاملا موازي و در كنار هم به كف پا فرود مي‌آورد،‌ به گونه‌اي كه هيچ ضربه‌اي بر محل ضربه قبلي نمي‌خورد.
وضعيت كف پا، ‌به صورتي در‌مي‌آمد كه گويي،‌ چندين سيخ كباب را كنار هم چيده‌اند. با اين حال، اگر نظر بازجو مبني بر فني‌تر شدن شكنجه بود، حتما آتش سيگار خود را روي بدن عريان زنداني خاموش مي‌كرد.

در اين كتاب، با اشاره به شهادت بسياري از زندانيان زير شكنجه،‌ نمونه‌ اسنادي آمده كه در آنها ساواك، با سندسازي و تناقض‌گويي،‌ تلاش كرده است، اين شهادت‌ها را فوت‌ طبيعي نشان دهد.
بررسي اين اسناد، علاوه بر آشنايي با شيو‌ه‌هاي ظالمانه رژيم پهلوي براي حفظ تاج و تخت خود، اين فايده را دارد كه براي وارثان امروز انقلاب اسلامي،‌ سختي‌ها و شكنجه‌هايي را كه انقلابيون براي آن متحمل شده‌اند، بازگو كند تا آنان با بي‌تدبيري، موجب ضربه زدن به آن نشوند.



  •   و همچنين به گفته’ بهشتي خود مثل گذشته گان(شكنجه گر )نه شويم!!يعني نگوييم اسلام در خطر است.و آن كنيم كه آنها كر دند.با ديد بازتري به موضوعات بنگريم.تا خداي نكرده انها(سياست بازان زيرك شيطان پرست)مارا بسمت حركتهاي دلخواه خود نرانند.

  •   همينطور درس خوبي است براي تشكيلات امنيتي كه خداي نكرده با هيچ توجيهي بسويش نروند.

  •   از دوستان بازتابي خواهش مي كنم از اسناد شكنجه رزمندگان در دوران اسارت در زندانهاي رژيم بعث عراق نيز مطالبي براي خوانندگان درج شود.

  •   جا داشت در این مقاله از "عزت شاهی" که در زمان شاه ملعون بیش از همه شکنجه شده نیز نام برده می شد.
    واقعا مردان بزرگی برای پیروزی این انقلاب زحمت و مرارت کشیده اند اما متاسفانه دیگر نامی از آنها نمانده و کسان دیگری دارند از این انقلاب استفاده می کنند و پیروزی آن را به پای خود می نویسند...
    وقتی عزت شاهی عزیز زیر بدترین شکنجه ها بود، زمانی که عزت شاهی از پشت مورد اصابت 7 گلوله قرار گرفت، زمانی که عزت شاهی زیر دستگاه آپولو بود، این آقایان که دم از انقلاب می زدند کجا بودند..؟!

    یا علی...
  • baztab