سالگرد تظاهرات اول خرداد ۱۳۸۵

در آستانه ی تظاهرات اول خرداد صورت گرفت
دستگیری بیش از ۱۵۰ نفر در آذربایجان


با نزدیک شدن به سالگرد تظاهرات اول خرداد ۱۳۸۵ کنترل و فشار ارگان های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای آذربایجان بیشتر شده است. این فشارها جهت جلوگیری از تظاهراتهای اعتراض آمیزی است که عصر روز سه شنبه اول خرداد ماه در تمام شهرهای آذربایجان صورت خواهد گرفت ...

اخبار روز
يکشنبه  ٣۰ ارديبهشت ۱٣٨۶ -  ۲۰ می ۲۰۰۷


(گزارش آسمک - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶): با نزدیک شدن به سالگرد قیام خرداد ۱۳۸۵ کنترل و فشار ارگان های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای آذربایجان بیشتر شده است. این فشارها جهت جلوگیری از تظاهراتهای اعتراض آمیزی است که عصر روز سه شنبه اول خرداد ماه در تمام شهرهای آذربایجان صورت خواهد گرفت، همچنین در نقده علاوه بر آن روز پنجشنبه ۳ خرداد ماه مراسمی با عنوان اولین سالگرد شهدای سولدوز برگزار خواهد شد. در طی دو هفته گذشته هزاران تن از فعالان حرکت ملی آذربایجان به اداره کل اطلاعات و اداره حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی احضار و تهدید شده اند که حق برگزاری یا شرکت در هیچ برنامه ای را ندارند. بیش از۱۵۰ نفر بازداشت شده اند. از طرف دیگر منزل و محل کار برخی دیگر نیز در کنترل شبانه روزی قرار دارد. دادستانی بسیاری از بازداشت شدگان میتینگهای اول مهرماه و دو اسفندماه سال گذشته را با اعلام اینکه بزودی ایشان را احضار می کنیم تهدید کرده است. شمار نیروهای یگان ویژه امداد پلیس نیز به طور محسوسی افزایش یافته و حتی در خیابانهای فرعی شهرها نیز به طور دائم افسران و درجه داران در حال گشت زنی هستند. اداره اطلاعات در روند کاملاً غیر قانونی خانواده بازداشت شدگان را از هرگونه مصاحبه و انتشار خبر منع کرده، و تهدید نموده که در صورت انتشار اخبار محکومیت فرد بازداشت شده سنگین تر شده و امکان دستگیری سایر اعضای خانواده وجود خواهد داشت. کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان ضمن محکوم نمودن سرکوب اعتراضات مدنی در آذربایجان تمام فعالان حقوق بشر، خبرنگاران و خبرگزاریهای آزاد را جهت دفاع از حقوق دستگیر شدگان و همچنین ارسال اخبار و گزارشهای مربوط به یاری می طلبد. همچنین از خانواده ها و دوستان و آشنایان محبوسین می خواهیم که در به تهدیدات توجه نکرده و در ارسال سریع و دقیق اخبار کوشش کنند. به طور قطع امکان صدمه به زندانیانی که گزارشی از آنها منتشر نشده بیشتر خواهد بود.

آخرین اخبار از شهرهای آذربایجان

نقده (سولدوز): سال گذشته در جریان سرکوب اعتراضات نقده از طرف مامورین جمهوری اسلامی ایران دهها تن کشته و زخمی شدند. امسال در آستانه سالگرد این اعتراضات بیشترین فشار و دستگیریها در شهرستان نقده صورت گرفته است. همچنین با قطع مکرر اینترنت و اس.ام.اس دستیابی به اخبار این شهر آذربایجان بسیار مشکل شده است. در طول ۱۰ روز گذشته حدود ۶۰ نفر توسط مأمورین اطلاعات بازداشت شده اند. این دستگیریها به منظور جلوگیری از مراسم سالگرد شهدای سولدوز که خرداد ۱۳۸۵ جان خود را از دست دادند صورت می گیرد. مراسم پنجشنبه ۳ خرداد ۲ روز بعد از تظاهرات اول خرداد برگزار می شود. در محله "فورود آباد" نقده ۵ مغازه سی دی فروشی به جرم فروش تکثیر سی دی های آذربایجانی پلمپ شده اند. اخبار رسیده حاکی از سفر سردار کرمی فرمانده نیروی انتظامی آذربایجان غربی جهت سازماندهی برای سرکوب شورش احتمالی به نقده می باشد.
ائلمان(مهدی) نوری فعال ۲۱ ساله حرکت ملی آذربایجان و دانشجوی عمران دانشگاه آزاد نقده که روز سه شنبه ۱۸ اردیبهشت در شهر نقده توسط مامورین اداره اطلاعات این شهردستگیر شده بود، اکنون در زندان ارومیه به سر می برد. طبق گفته های پدر ایشان ماموران اداره اطلاعات استان آذربایجان غربی ابتدا مهدی را بازداشت و هنگامی که با اعتراض خانواده و وکیل مدافع وی مواجه گردیدند، مدعی شدند که مهدی نوری جهت اجرای حکم پرونده قبلی خود در جریان اعتراضات خرداد ماه ۸۵ آذربایجان دستگیر شده است و حکم قطعی وی در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجانغربی از ۷ سال حبس تعزیری به ۲ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است و این حکم باید اجرا گردد. سپس بلافاصله وی را از اداره اطلاعات نقده به زندان مرکزی ارومیه منتقل کردند. طبق گفته فیضی وکیل مدافع مهدی نوری هیچ دادنامه ای مبنی بر ابلاغ حکم دادگاه تجدیدنظر استان در اختیار وی قرار نگرفته است وشیوه به کاررفته بر خلاف قانون و رویه دستگاه قضایی است. مهدی نوری پس از اعتراضات خرداد ۸۵ در نقده دستگیر و پس از ۸۰ روز بازداشت توام با شکنجه در بازداشتگاههای نقده و اورمیه و حبس در زندان تبریز روز ۱۹ شهریور با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود.
سایر دستگیر شدگان در نقده:
میرعلی رضایی، فعال حرکت ملی آذربایجان، سرپرست موسسه فرهنگی "بیلیم یولو" شعبه سولدوز، فارغ التحصیل زبان و ادبیات ترکی از دانشگاه ملی نخجوان، او تاکنون چندین بار بصورت موقت بازداشت شده است. ماموران اداره اطلاعات نقده چند روز پیش در بازرسی منزل پدری وی مقادیر زیادی کتاب و نشریه، و عکسها و سی دی های خصوصی و خانوادگی وی را به همراه خود برده اند.
محمد صادق معین زاده، ۳۶ ساله، فوق لیسانس علوم تربیتی، مولف کتابهای ادبیات کودکان، معلم، متاهل
ابراهیم معینی، ۳۹ ساله، فعال سیاسی، وی قبلاً نیز بارها از جمله در مراسم اعتراض به فاجعه قتل عام ترکهای خوجالی از طرف ارمنستان و اعتراضات خرداد ماه گذشته دستگیر و ماهها در بازداشت بوده است.
فرامرز غلامزاده، ۳۰ ساله، عضو گروه رقص آذربایجانی سولدوز
بهزاد قوچایی، ۲۷ساله، وی خرداد ۱۳۸۵ نیز دستگیر شده بود و بعد از آن به طور مداوم از سوی اداره اطلاعات نقده تحت فشار قرار گرفته است.
کریم نعیمی، ۳۷ ساله ، معلم ، متاهل، وی نیز تاکنون چندین بار از سوی اداره اطلاعات نقده تحت فشار قرار گرفته است.
مصطفی قاسمی، ۵۵ ساله،بارها از طرف اداره اطلاعات نقده احضار شده است.
مهدی واحدی، ۲۶ ساله، او در دوم اسفند ۱۳۸۵ در جریان اعتراضهای روز جهانی مادری نیز جزو دستگیر شدگان بود.
مهندس اسماعیل بهرامی (یانان)، ۵۵ ساله، شاعر ملی آذربایجان، از فعالان حرکت ملی آذربایجان
همچنین عیسی یگانه نویسنده و روزنامه نگار دستگیر و آزاد شده است.
اورمیه: ظرف یک هفته روز گذشته قریب به ۲۵ نفر از فعالین حرکت ملی آذربایجان در این شهر بازداشت و به سلول های انفرادی اداره اطلاعات انتقال یافته اند. اسامی بسیاری از بازداشت شدگان مشخص نشده است. عصر روز ۲۶ اردیبهشت مأموران واحد اطلاعات و امنیت نیروی انتظامی در متطقه حسین آباد و بازارباش اورمیه به چند قهوه خانه حمله برده و بعد از تفتیش مشتریان چند نفر را که در جیب هایشان اعلامیه کشف شده بود با خود برده اند. یکشنبه ۲۳ اردیبهشت محمد حسین پورقربانی صاحب تولیدی لباس آذربایجان در خیابان بعثت اورمیه توسط نیروهای اطلاعات و عملیات نیروی انتظامی بازداشت شد، از محل کار این فعال حرکت ملی مقدار زیادی فراخوان های تجمع اول خرداد در اورمیه کشف شده است. همچنین یکی از کارگران این کارگاه تولیدی لباس به نام خانم شفقی به جرم پخش اعلامیه بازداشت شده است. این دو نفر صبح ۲۵ اردیبهشت پس انتقال به دادگاه انقلاب اورمیه و تفهیم اتهام از سوی قاضی رجبی با قرار بازداشت موقت تحویل وزارت اطلاعات گردیده اند و هم اکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات واقع در خیابان شهر چایی اورمیه و در سلول انفرادی به سر می برند. محمد حسین پورقربانی اول مهر سال گذشته نیز به هنگام پخش اعلامیه های حرکت ملی در جریان اعتراضات اول مهر(اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس) بازداشت و بعد از ۲۰ روز حبس به قید وثیقه آزاد و در محاکم قضایی به شش ماه حبس تعلیقی محکو م شده بود.
عیوض طهامی ۳۵ ساله مدیر موسسه تبلیغاتی و تابلونویسی "کوراوغلو" واقع در خیابان مدنی یک اورمیه روزسه شنبه ۲۵ اردیبهشت ماه به جرم تکثیر و پخش فراخوان های تجمع اول خرداد، از سوی نیروهای اداره اطلاعات و عملیات نیروی انتظامی بازداشت شد. طهامی در بازداشتگاه اداره اطلاعات و عملیات نیروی انتظامی واقع در خیابان همافر به سر می برد و موسسه وی نیز از سوی مقامات قضایی پلمپ شده است.
روز ۲۶ اردیبهشت سعید نصیری (۱۷ ساله)، وحید بهادری، ایرج ملاپرس آذر (کارمند بانک ملت که در محل کار خود بازداشت شده است)، تورج ملا پرس آذر و باقر احمدیان به جرم پخش فراخوان های تجمع اول خرداد اورمیه توسط نیروی انتظامی بازداشت گردیده اند. همچنین اکبر پاشایی دانشجوی دانشجوی اورمیه توسط حراست دانشگاه احضار و مراجعه نکرده است.
زنجان: ضا عباسی عضو هیئت موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان آسمک بیست و ششم اردیبهشت بعد از تحمل ۱۱ ماه حبس در زندان زنجان آزاد شد. این فعال حقق بشر آذربایجانی در ششم تیرماه ۱۳۸۵ پس از اعتراضات و تظاهرات خرداد و در آستانه مراسم قلعه بابک دستگیر و پس از چهار ماه حبس در قرنطینه زندان مرکزی زنجان به یک سال زندان تعزیری محکوم شده بود.
اهر: در آستانه اعتراضات تعداد زیادی از فعالان سیاسی از جمله فرج نوری، ابراهیم نوری(۱۵ ساله)، حمداله اوغلانلاری و رضا خضری (کتابفروش) دستگیر شده اند. همچنین بیش از ۷۰ نفر از دستگیر شدگان خرداد ماه سال قبل که با وثیقه آزاد شده اند، در انتظار دریافت احکام خود از دادگاه می باشند.
تبریز: حسین نصیری و نوراله حسینیان ۶ اردیبهشت توسط مامورین اطلاعات دستگیرشده و هنوز آزاد نگشته اند. خانواده این دو نفر در رابطه با عدم ارسال اخبار ایشان به شدت تهدید شده اند. خانه این دو تفتیش شده و کامپیوتر و کتابهای آنها را مأمورین با خود برده اند. حسین نصیری قبلاً نیز در جریان کنگره بزرگ آذربایجانیها در قلعه بابک دستگیر شده است.
فرخ هاشمزاده که پس از دستگیری در ۱۸ اردیبهشت ۴ روز بعد آزاد شده بود، ۲۵ اردیبهشت ماه دو باره در مغازه خویش واقع در بلوار شهریار تبریز دستگیر شده است.
امیر عباس بناکاظمی ۳۲ ساله روز ۲۴ اردیبهشت پس از یورش مأمورین به خانه دستگیر شده است، چندین مأمور تمام خانه را تفتیش کرده اند. خانواده بناکاظمی از محل نگهداری فرزندشان اطلاعی ندارند.
همچنین ابوالفضل نصیریان، ابراهیم فرجزاده و محمد رضایی نیز در تبریز بازداشت شده اند.
اردبیل: دادگاه تجدیدنظر عباس لسانی، فعال سیاسی، صبح ۲۶اردیبهشت ماه در شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی برگزار شد. در این دادگاه اعتراض لسانی نسبت به رأی صادره (یک سال حبس تعزیری) در رابطه با یکی از پرونده های قضایی او رسیدگی شد. عباس لسانی بیش از ۷ ماه است که در زندان اردبیل به سر می برد. لسانی توسط چند نیروی مسلح با دست و پاهای بسته و در حالیکه کیسه بر سرش کشییده بودند از زندان اردبیل به تبریز منتقل شده است.
مهدی محمد پور فعال اردبیلی که روز۲۱ اردیبهشت توسط ماموران اطلاعاتی شهر اردبیل بازداشت شده و بعد از چند روز بازداشت موقت و بازجویی تحت شکنجه آزاد گردیده بود، دیروز ۲۹ اردیبهشت دوباره بازداشت شده است. وی در اعتراضات خرداد ماه ۱۳۸۵ نیز بازداشت و پس از دو ماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده بود. مهدی محمد پور خواهرزاده عباس لسانی فعال مشهور آذربایجانی می باشد.
حسین سببی ۲۷ ساله و از فعالین سیاسی اردبیل شب چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت حوالی ساعت ۲۲ بازداشت شده و تحت ضرب وشتم شدید ماموران قرار گرفته است. شدت شکنجه های جسمی تاحدی بوده است که آقای سببی بعد از آزادی مجبور به مراجعه به بیمارستان می شود. او بعد از ۲۴ ساعت بازداشت آزاد شده است. سببی قبلاً نیز چندین بار از جمله اعتراضات اول مهر ۱۳۸۶ (اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس)، اعتراضات روز جهانی زبان مادری (۲ اسفند) و همچنین خرداد ۱۳۸۵ بازداشت شده و به صورت موقت آزاد شده است.
مراغه(ماراغا): با نزدیک شده اول خرداد و پخش اعلامیه در شهر مراغه نیروهای اطلاعات با فراخواندن فعالین این شهر به اداره اطلاعات آنان را تهدید نمودند که در صورت مشاهده آنان در خیابان در این روز آنان را مورد ضرب و شتم قرار خواهند داد. در این ارتباط داوود عظیم زاده- مجید پژوه فام- حامد یگانه پور- علیرضا حقی و مصطفی قلیزاده احضار و مامورین با مراجعه به مغازه پدر یاشار حکاک پور او را تهدید کردند تا از آمدن پسرش که در خدمت سربازی است بعنوان مرخصی به مراغه جلوگیری کند.
مشکین شهر(خیاو): بیت اله بازرگان فعال حرکت ملی آذربایجان یک هفته قبل توسط اطلاعات دستگیر شده است. فعالان مشکین شهر از او به عنوان دوست نزدیک جلیل عابدی که در اعتراضات خرداد ماه گذشته جان خود را ازدست داد، یاد می کنند.
قم: حمید شفاجو جوان آذربایجانی که نوزدهم اردیبهشت ماه به دادستانی احضار شده بود پس از معرفی خود به دفتر دادستان به اتاق معاون هدایت شده و در آنجا مورد ضرب و شتم ماموران و هتاکی جعفری معاون دادستان قرار گرفته است. شفاجو تهدید شده است که در صورت انجام هر گونه فعالیتی دستگیر و در میان منحرفین جنسی زندانی خواهد شد. جعفری رکیکترین فحشها را در مورد شفاجو به زبان آورده و در عین حال به سربازان دستور می داده است وی را ضرب و شتم کنند. شفا جو جوان ۲۲ ساله بهمن ماه سال ۱۳۸۵ به اتهام شعارنویسی در رابطه با روز زبان مادری بر دیوار دستگیر و بازداشت شده بود.

به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان


بازداشت دعوت کنندگان به تجمع در تبریز

 

تبريز

طی نا آراميهای سال گذشته در شهرهای ترک نشين چند نفر جان خود را از دست دادند

با فرارسيدن سالگرد حرکت اعتراضی در شهرهای ترک نشين ايران که در بهار سال گذشته تلفات و خساراتی نيز برجای گذاشت، تلاشهايی برای راه اندازی تجمعهای اعتراض آميز در اين شهرها صورت گرفته و افرادی نيز در اين ارتباط بازداشت شده اند

دادستان تبريز، مرکز استان آذربايجان شرقی و بزرگترين شهر ترک نشين ايران گفته طی چند روز اخير پانزده نفر که به منظور دعوت به تجمع در اين شهر اعلاميه پخش می کرده اند بازداشت شده و در حال بازجويی اند

وی بازداشت شدگان را افرادی خوانده که از خارج از کشور هدايت می شوند و قبلاً دارای سوابق جرائمی از قبيل سرقت و اعتيادند

گزارشها همچنين حاکی از اين است که در روزهای اخير تدابير امنيتی در شهرهای ترک نشين ايران شدت يافته است

حرکت اعتراض آميز سال گذشته در شهرهای ترک نشين در پی چاپ کاريکاتوری در صفحه کودک و نوجوان ضميمه جمعه های روزنامه دولتی ايران به راه افتاد که بسياری از ترک زبانان ايران آن را توهين به خود تلقی کردند

اين حرکت اعتراض آميز در آغاز مورد حمايت دولت قرار گرفت؛ روزنامه ايران چند ماه توقيف شد، مديريت و بخش عمده ای از تحريريه آن تغيير پيدا کرد و کاريکاتوريست و سردبير ضميمه هفتگی ايران (ايران جمعه) مدتی را در بازداشت گذراندند

اما با وجود اين اقدامات تظاهرات در شهرهای ترک نشين ادامه پيدا کرد و ادامه اين حرکت مورد محکوميت دولت قرار گرفت و باعث مداخله نيروهای انتظامی و امنيتی و به خشونت کشيده شدن تظاهرات گرديد که در نتيجه چند نفر طی درگيريها جان خود را از دست دادند و خسارات گسترده ای به اماکن عمومی و ادارات دولتی وارد آمد

BBC 22 MAY 2007

 01 XORDAD 1386

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/05/070522_mf_anniversary.shtml


دستگیری بیش از ۱۵۰ نفر در آذربایجان
در آستانه تظاهرات اول خرداد
(گزارش آسمک - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶)
با نزدیک شدن به سالگرد قیام خرداد ۱۳۸۵ کنترل و فشار ارگان های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای آذربايجان بیشتر شده است. این فشارها جهت جلوگیری از تظاهراتهای اعتراض آمیزی است که عصر روز سه شنبه اول خرداد ماه در تمام شهرهای آذربایجان صورت خواهد گرفت، همچنین در نقده علاوه بر آن روز پنجشنبه ۳ خرداد ماه مراسمی با عنوان اولین سالگرد شهدای سولدوز برگزار خواهد شد. در طی دو هفته گذشته هزاران تن از فعالان حرکت ملی آذربایجان به اداره کل اطلاعات و اداره حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی احضار و تهدید شده اند که حق برگزاری یا شرکت در هیچ برنامه ای را ندارند. بیش از۱۵۰ نفر بازداشت شده اند. از طرف دیگر منزل و محل کار برخی دیگر نیز در کنترل شبانه روزی قرار دارد. دادستانی بسیاری از بازداشت شدگان میتینگهای اول مهرماه و دو اسفندماه سال گذشته را با اعلام اینکه بزودی ایشان را احضار می کنیم تهدید کرده است. شمار نیروهای یگان ویژه امداد پلیس نیز به طور محسوسی افزایش یافته و حتی در خیابانهای فرعی شهرها نیز به طور دائم افسران و درجه داران در حال گشت زنی هستند. اداره اطلاعات در روند کاملاً غیر قانونی خانواده بازداشت شدگان را از هرگونه مصاحبه و انتشار خبر منع کرده، و تهدید نموده که در صورت انتشار اخبار محکومیت فرد بازداشت شده سنگین تر شده و امکان دستگیری سایر اعضای خانواده وجود خواهد داشت. کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان ضمن محکوم نمودن سرکوب اعتراضات مدنی در آذربایجان تمام فعالان حقوق بشر، خبرنگاران و خبرگزاریهای آزاد را جهت دفاع از حقوق دستگیر شدگان و همچنین ارسال اخبار و گزارشهای مربوط به یاری می طلبد. همچنین از خانواده ها و دوستان و آشنایان محبوسین می خواهیم که در به تهدیدات توجه نکرده و در ارسال سریع و دقیق اخبار کوشش کنند. به طور قطع امکان صدمه به زندانیانی که گزارشی از آنها منتشر نشده بیشتر خواهد بود.
آخرین اخبار از شهرهای آذربایجان

نقده(سولدوز): سال گذشته در جریان سرکوب اعتراضات نقده از طرف مامورین جمهوری اسلامی ایران دهها تن کشته و زخمی شدند. امسال در آستانه سالگرد این اعتراضات بیشترین فشار و دستگیریها در شهرستان نقده صورت گرفته است. همچنین با قطع مکرر اینترنت و اس.ام.اس دستیابی به اخبار این شهر آذربایجان بسیار مشکل شده است. در طول ۱۰ روز گذشته حدود ۶۰ نفر توسط مأمورین اطلاعات بازداشت شده اند. این دستگیریها به منظور جلوگیری از مراسم سالگرد شهدای سولدوز که خرداد ۱۳۸۵ جان خود را از دست دادند صورت می گیرد. مراسم پنجشنبه ۳ خرداد ۲ روز بعد از تظاهرات اول خرداد برگزار می شود. در محله "فورود آباد" نقده ۵ مغازه سی دی فروشی به جرم فروش تکثیر سی دی های آذربایجانی پلمپ شده اند. اخبار رسیده حاکی از سفر سردار کرمی فرمانده نیروی انتظامی آذربایجان غربی جهت سازماندهی برای سرکوب شورش احتمالی به نقده می باشد.
ائلمان(مهدی) نوری فعال ۲۱ ساله حرکت ملی آذربایجان و دانشجوی عمران دانشگاه آزاد نقده که روز سه شنبه ۱۸ اردیبهشت در شهر نقده توسط مامورین اداره اطلاعات این شهردستگیر شده بود، اکنون در زندان ارومیه به سر می برد. طبق گفته های پدر ایشان ماموران اداره اطلاعات استان آذربایجان غربی ابتدا مهدی را بازداشت و هنگامی که با اعتراض خانواده و وکیل مدافع وی مواجه گردیدند، مدعی شدند که مهدی نوری جهت اجرای حکم پرونده قبلی خود در جریان اعتراضات خرداد ماه ۸۵ آذربایجان دستگیر شده است و حکم قطعی وی در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجانغربی از ۷ سال حبس تعزیری به ۲ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است و این حکم باید اجرا گردد. سپس بلافاصله وی را از اداره اطلاعات نقده به زندان مرکزی ارومیه منتقل کردند. طبق گفته فیضی وکیل مدافع مهدی نوری هیچ دادنامه ای مبنی بر ابلاغ حکم دادگاه تجدیدنظر استان در اختیار وی قرار نگرفته است وشیوه به کاررفته بر خلاف قانون و رویه دستگاه قضایی است. مهدی نوری پس از اعتراضات خرداد ۸۵ در نقده دستگیر و پس از ۸۰ روز بازداشت تؤام با شکنجه در بازداشتگاههای نقده و اورمیه و حبس در زندان تبریز روز ۱۹ شهریور با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود.
سایر دستگیر شدگان در نقده:
میرعلی رضایی، فعال حرکت ملی آذربایجان، سرپرست موسسه فرهنگی "بیلیم یولو" شعبه سولدوز، فارغ التحصیل زبان و ادبیات ترکی از دانشگاه ملی نخجوان، او تاکنون چندین بار بصورت موقت بازداشت شده است. ماموران اداره اطلاعات نقده چند روز پیش در بازرسی منزل پدری وی مقادیر زیادی کتاب و نشریه، و عکسها و سی دی های خصوصی و خانوادگی وی را به همراه خود برده اند.
محمد صادق معین زاده، ۳۶ ساله، فوق لیسانس علوم تربیتی، مولف کتابهای ادبیات کودکان، معلم، متاهل
ابراهیم معینی، ۳۹ ساله، فعال سیاسی، وی قبلاً نیز بارها از جمله در مراسم اعتراض به فاجعه قتل عام ترکهای خوجالی از طرف ارمنستان و اعتراضات خرداد ماه گذشته دستگیر و ماهها در بازداشت بوده است.
فرامرز غلامزاده، ۳۰ ساله، عضو گروه رقص آذربایجانی سولدوز
بهزاد قوچایی، ۲۷ساله، وی خرداد ۱۳۸۵ نیز دستگیر شده بود و بعد از آن به طور مداوم از سوی اداره اطلاعات نقده تحت فشار قرار گرفته است.
کریم نعیمی، ۳۷ ساله ، معلم ، متاهل، وی نیز تاکنون چندین بار از سوی اداره اطلاعات نقده تحت فشار قرار گرفته است.
مصطفی قاسمی، ۵۵ ساله،بارها از طرف اداره اطلاعات نقده احضار شده است.
مهدي واحدي، ۲۶ ساله، او در دوم اسفند ۱۳۸۵ در جریان اعتراضهای روز جهانی مادری نیز جزو دستگير شدگان بود.
مهندس اسماعيل بهرامي (يانان)، ۵۵ ساله، شاعر ملي آذربايجان، از فعالان حرکت ملی آذربایجان
همچنین عيسي يگانه نویسنده و روزنامه نگار دستگیر و آزاد شده است.
اورمیه: ظرف یک هفته روز گذشته قریب به ۲۵ نفر از فعالین حرکت ملی آذربایجان در این شهر بازداشت و به سلول های انفرادی اداره اطلاعات انتقال یافته اند. اسامی بسیاری از بازداشت شدگان مشخص نشده است. عصر روز ۲۶ اردیبهشت مأموران واحد اطلاعات و امنیت نیروی انتظامی در متطقه حسین آباد و بازارباش اورمیه به چند قهوه خانه حمله برده و بعد از تفتیش مشتریان چند نفر را که در جیب هایشان اعلامیه کشف شده بود با خود برده اند. یکشنبه ۲۳ اردیبهشت محمد حسين پورقربانی صاحب توليدی لباس آذربايجان در خيابان بعثت اورميه توسط نيروهای اطلاعات و عمليات نيروی انتظامی بازداشت شد، از محل كار اين فعال حركت ملی مقدار زيادی فراخوان های تجمع اول خرداد در اورميه كشف شده است. همچنین يكی از كارگران اين کارگاه توليدی لباس به نام خانم شفقی به جرم پخش اعلاميه بازداشت شده است. این دو نفر صبح ۲۵ اردیبهشت پس انتقال به دادگاه انقلاب اورمیه و تفهیم اتهام از سوی قاضی رجبی با قرار بازداشت موقت تحویل وزارت اطلاعات گردیده اند و هم اکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات واقع در خیابان شهر چایی اورمیه و در سلول انفرادی به سر می برند. محمد حسين پورقربانی اول مهر سال گذشته نيز به هنگام پخش اعلاميه های حركت ملي در جریان اعتراضات اول مهر(اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس) بازداشت و بعد از ۲۰ روز حبس به قيد وثيقه آزاد و در محاكم قضايی به شش ماه حبس تعليقی محكو م شده بود.
عیوض طهامی ۳۵ ساله مدیر مؤسسه تبلیغاتی و تابلونویسی "کوراوغلو" واقع در خیابان مدنی یک اورمیه روزسه شنبه ۲۵ اردیبهشت ماه به جرم تکثیر و پخش فراخوان های تجمع اول خرداد، از سوی نیروهای اداره اطلاعات و عملیات نیروی انتظامی بازداشت شد. طهامی در بازداشتگاه اداره اطلاعات و عملیات نیروی انتظامی واقع در خیابان همافر به سر می برد و مؤسسه وی نیز از سوی مقامات قضایی پلمپ شده است.
روز ۲۶ اردیبهشت سعید نصیری (۱۷ ساله)، وحید بهادری، ایرج ملاپرس آذر (کارمند بانک ملت که در محل کار خود بازداشت شده است)، تورج ملا پرس آذر و باقر احمدیان به جرم پخش فراخوان های تجمع اول خرداد اورمیه توسط نیروی انتظامی بازداشت گردیده اند. همچنین اکبر پاشایی دانشجوی دانشجوی اورمیه توسط حراست دانشگاه احضار و مراجعه نکرده است.
زنجان: ضا عباسی عضو هیئت مؤسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان آسمک بیست و ششم اردیبهشت بعد از تحمل ۱۱ ماه حبس در زندان زنجان آزاد شد. این فعال حقق بشر آذربایجانی در ششم تیرماه ۱۳۸۵ پس از اعتراضات و تظاهرات خرداد و در آستانه مراسم قلعه بابک دستگیر و پس از چهار ماه حبس در قرنطینه زندان مرکزی زنجان به یک سال زندان تعزیری محکوم شده بود.
اهر: در آستانه اعتراضات تعداد زیادی از فعالان سیاسی از جمله فرج نوری، ابراهیم نوری(۱۵ ساله)، حمداله اوغلانلاری و رضا خضری (کتابفروش) دستگیر شده اند. همچنین بیش از ۷۰ نفر از دستگیر شدگان خرداد ماه سال قبل که با وثیقه آزاد شده اند، در انتظار دریافت احکام خود از دادگاه می باشند.
تبریز: حسین نصیری و نوراله حسینیان ۶ اردیبهشت توسط مامورین اطلاعات دستگیرشده و هنوز آزاد نگشته اند. خانواده این دو نفر در رابطه با عدم ارسال اخبار ایشان به شدت تهدید شده اند. خانه این دو تفتیش شده و کامپیوتر و کتابهای آنها را مأمورین با خود برده اند. حسین نصیری قبلاً نیز در جریان کنگره بزرگ آذربایجانیها در قلعه بابک دستگیر شده است.
فرخ هاشمزاده که پس از دستگیری در ۱۸ اردیبهشت ۴ روز بعد آزاد شده بود، ۲۵ اردیبهشت ماه دو باره در مغازه خویش واقع در بلوار شهریار تبریز دستگیر شده است.
امیر عباس بناکاظمی ۳۲ ساله روز ۲۴ اردیبهشت پس از یورش مأمورین به خانه دستگیر شده است، چندین مأمور تمام خانه را تفتیش کرده اند. خانواده بناکاظمی از محل نگهداری فرزندشان اطلاعی ندارند.
همچنین ابوالفضل نصیریان، ابراهیم فرجزاده و محمد رضایی نیز در تبریز بازداشت شده اند.
اردبیل: دادگاه تجديدنظر عباس لساني، فعال سیاسی، صبح ۲۶ارديبهشت ماه در شعبه ششم دادگاه تجديدنظر استان آذربايجان شرقي برگزار شد. در این دادگاه اعتراض لسانی نسبت به رأی صادره (يك سال حبس تعزيري) در رابطه با یکی از پرونده های قضایی او رسیدگی شد. عباس لسانی بیش از ۷ ماه است که در زندان اردبیل به سر می برد. لسانی توسط چند نیروی مسلح با دست و پاهای بسته و در حالیکه کیسه بر سرش کشییده بودند از زندان اردبیل به تبریز منتقل شده است.
مهدی محمد پور فعال اردبیلی که روز۲۱ اردیبهشت توسط ماموران اطلاعاتی شهر اردبیل بازداشت شده و بعد از چند روز بازداشت موقت و بازجویی تحت شکنجه آزاد گردیده بود، دیروز ۲۹ اردیبهشت دوباره بازداشت شده است. وی در اعتراضات خرداد ماه ۱۳۸۵ نیز بازداشت و پس از دو ماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده بود. مهدی محمد پور خواهرزاده عباس لسانی فعال مشهور آذربایجانی می باشد.
حسین سببی ۲۷ ساله و از فعالین سیاسی اردبیل شب چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت حوالی ساعت ۲۲ بازداشت شده و تحت ضرب وشتم شدید ماموران قرار گرفته است. شدت شکنجه های جسمی تاحدی بوده است که آقای سببی بعد از آزادی مجبور به مراجعه به بیمارستان می شود. او بعد از ۲۴ ساعت بازداشت آزاد شده است. سببی قبلاً نیز چندین بار از جمله اعتراضات اول مهر ۱۳۸۶ (اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس)، اعتراضات روز جهانی زبان مادری (۲ اسفند) و همچنین خرداد ۱۳۸۵ بازداشت شده و به صورت موقت آزاد شده است.
مراغه(ماراغا): با نزدیک شده اول خرداد و پخش اعلامیه در شهر مراغه نیروهای اطلاعات با فراخواندن فعالین این شهر به اداره اطلاعات آنان را تهدید نمودند که در صورت مشاهده آنان در خیابان در این روز آنان را مورد ضرب و شتم قرار خواهند داد. در این ارتباط داوود عظیم زاده- مجید پژوه فام- حامد یگانه پور- علیرضا حقی و مصطفی قلیزاده احضار و مامورین با مراجعه به مغازه پدر یاشار حکاک پور او را تهدید کردند تا از آمدن پسرش که در خدمت سربازی است بعنوان مرخصی به مراغه جلوگیری کند.
مشکین شهر(خیاو): بیت اله بازرگان فعال حرکت ملی آذربایجان یک هفته قبل توسط اطلاعات دستگیر شده است. فعالان مشکین شهر از او به عنوان دوست نزدیک جلیل عابدی که در اعتراضات خرداد ماه گذشته جان خود را ازدست داد، یاد می کنند.
قم: حمید شفاجو جوان آذربایجانی كه نوزدهم ارديبهشت ماه به دادستاني احضار شده بود پس از معرفي خود به دفتر دادستان به اتاق معاون هدايت شده و در آنجا مورد ضرب و شتم ماموران و هتاكي جعفري معاون دادستان قرار گرفته است. شفاجو تهديد شده است كه در صورت انجام هر گونه فعاليتي دستگير و در ميان منحرفين جنسي زنداني خواهد شد. جعفري ركيكترين فحشها را در مورد شفاجو به زبان آورده و در عين حال به سربازان دستور مي داده است وي را ضرب و شتم كنند. شفا جو جوان ۲۲ ساله بهمن ماه سال ۱۳۸۵ به اتهام شعارنويسي در رابطه با روز زبان مادری بر ديوار دستگير و بازداشت شده بود.
به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان

بيز باشارديق (1)

 

نوت: کئچن ايل شهريورين اونوندا "يوزگونلوک، اوزگونلوک"، باشليغيلي يازديغيم بير جيزما-قارالاردا سون يوزگونده ياشاديغيم آجيلي-شيرينلي خاطيره‌لر و تاثّراتيمي قلمه آلميش و بير نئچه ياخين دوستوما گؤندرميشديم.

 ايندي خورداد قياملارينين ايل دؤنومو عرفه‌سينده اونا بير داها ال گزديريب، آزادليق و دموکراسي يولوندا باشلاديغيميز ميلي حرکت تاريخي‌نين بير نئچه صفحه‌سي کيمي بوتون دوستلارا ايتحاف ائديرم."

 

 

عليرضا صرافي

 

 

1-جی بؤلوم

اؤيله بير شدت تصميم ايله چيخديم کي يولا

 

گيريش

ارديبهشتين سون هفته‌سيندن اعتيبارا تبريز و آذربايجانين باشقا اونيورسيته‌لرينده اؤيرنجيلريميز مدني بير اعتيراض حرکتي باشلاميشديلار ، تورکلرين تحقيرينه قارشي اولان بو اعتيراضلارا حتي بعضي اوستادلار هم ده اونيورسيته‌ده ايشله‌ين ايشچيلر ده قوشولوردو. يوزميني آشان اؤيرنجي‌نين ايشتيراکيله باشلايان حرکتيميز نهايت اؤز قابيغيندا دايانا بيلمه‌ييب، شهرلريميزه چکيلمگه يول آچيردي.

تبريزدن اؤنجه خوي شهرينده اؤيرنجيلر اونيورسيته‌دن چيخيب، شهر ايچينه گلديلر. زنجان اونيورسيته‌سي اؤيرنجيلري ده تبريز- زنجان جاده‌سينه چيخيب، يول قيراغيندا دا اؤز اعتيراضلاريني بيلديرميشلر.

 اما بو حرکتلر اولدوقجا سينيرلي اولوب، خالق کوتله‌سيني جيدي حالدا اؤز ايچينه آلا بيلميردي. دئمه‌لي خالق باشقا بير قانونا اويغونلوقلار ايله حرکته گله بيلردي.

 تبريز بو ايشي باشارا بيلدي.

ميتينگ آخشامي

(يکشنبه 31 – اورديبهشت 1385)

ميتينگ آخشامي علي بدلي[i] و چنگيز بخت‌آور[ii] تلفونلا مني آراييب، ايش يئريمه گلديلر. سؤز، ساباهين ميتينگينه گؤره ايدي.

اؤنجه‌دن اؤيرنجيلر طرفيندن بير اعلاميه ياييليب، دوشنبه گونو ساعات دؤرتده ديکباشي (راستاکوچه آغزي)– ندا بير اعتيراض آکسياسي کئچيره‌جکلريني بيلديرميشديلر.

بو ايکي‌نفر ده ميتينگ آخشامي منيمله مشورتلشيب، قوي-گؤتور ائتمک اوچون گلديلر، اورادا سؤزوموزون اساس مؤوضوعو ميتينگين تماميله مدني پرنسيپلره دايالي، دينج شراييطده و قانون چرچيوه‌سينده کئچيريلمه‌سي ايدي. بئله قرارا گلينميشدي کي هامي راستاکوچه آغزينا توپلانيب، اؤنجه‌دن تعيين اولموش شوعارلاري وئرندن سونرا مشروطيت ائوينه ساري يوروسونلر، نهايت مشروطيت ائوي قارشيسندا آزادليق و عدالت نامينه نئچه‌ميز دانيشيب، شعر اوخومالي و نهايت، سون سؤز بير بيانيه ايله رسما اعلان ائديليب، ان اوزاق باشي ساعات آلتيدا ميتينگه سون قويولسون.[iii]

ايشي برکيتمک اوچون قرارا آليندي کي علي بدلي اؤيرنجيلرين آديندان اوستاندارييه باش ووروب، برنامه‌ني رسما اونلارا بيلديرسين. قانوناً بيلگي وئرمک لازيم ايدي، بونون اوچون ده بير مکتوب آذربايجان واليسي معمارزاده‌يه يازيلدي. مکتوبون قيساجا مضمونو بئله ايدي:

 

"استاندار محترم آذربايجان شرقي جناب آقاي معمارزاده

چنانچه استحضار دارند، روزنامه‌ي ايران در تاريخ 23 ارديبهشت طي نوشته‌ و کاريکاتوري، آشکارا به ترکها اهانت نموده‌است. در پاسخ به اين تحقير ملي طي هفته‌ي گذشته دانشگاههاي آذربايجان و همچنين ساير دانشگاه‌هايي که در آن گروه نسبتا قابل توجهي از ترکها حضور دارند، تظاهراتي با شرکت مجموعا يکصدهزار دانشجو به راه افتاده‌است. حال نيز اهالي تبريز با مراجعه به ما دانشجويان، درخواست کرده‌اند، به منظور شرکت مردم شهر در اين اعتراضات، ميتينگي با همان مضمون و شعارها را در داخل شهر برپا کنيم.

از اينرو روز دوشنبه اول خردادماه 1385 راس ساعت چهار در ابتداي راسته‌کوچه گردهم آمده، با شعارهاي زير، به سمت خانه‌ي مشروطيت حرکت خواهيم نمود و نهايتا با قرائت يک قطعنامه، تظاهرات را به پايان خواهيم رساند.

از جنابعالي نيز به عنوان استاندار محترم آذربايجان انتظار داريم که شخصا به اين اعتراضات نمادين مردم ما بپيوندند. ما شما را به شرکت در اين ميتينگ و بيان اعتراض خود دعوت نموده، در عين حال تقاضا مي‌نمائيم به نيروهاي انتظامي و امنيتي دستورات و سفارشات لازم را جهت تامين آرامش و امنيت تظاهرکنندگان صادر فرمايند.

دانشجويان دانشگاه‌هاي تبريز"[iv]

 

بو مکتوبو، ايالتين يوخاري مقاملارينا چاتديرماقدان مقصد، دؤولت مسئوللاريني رسما ميتينگدن خبردار ائديب، اونلارا داشيديقلاري مسئوليتي وورغولاماق، عين حالدا جماعته ده لازيمي مشروعيت‌ايچينده‌ليک و پسيکولوژيک حاضيرليق ياراتماق ايدي. بو ايسه ميتينگه قاتيلماغين ريسکيني آزالديب، بير چوخ قورخوب، چکيننلري بئله مئيدانا گتيرردي.

همان گون بيانيه‌نين ده متني تنظيم اولدو. اونون دا قيساجا مضمونو بوندان عيبارت ايدي:

" بيز تبريزين موباريز جماعتي بوگون آزادليق و عدالت نامينه مشروطه قيامي‌نين يوزايل‌ليگينده، مشروطيت ائوي قارشيسيندا توپلانيب، اؤز اعتيراضيميزي ايراندا دانيشماقدا اولان بير پارا شوونيستي سياستلره قارشي بيلديررک، دؤولتدن رسما آذربايجان تورک ميلتيندن عوذر ايسته‌ييب، ائله‌جه ده ميلتيميزه توهين ائدنلرين جزالانديريلماسيني و ديل حاقلاريميزين رعايت اولوب، قورونماسيني طلب ائديريک.

بيانيه‌ و مکتوبون سونوندا دا ميتينگده سسلنه‌جک بو شوعارلار قئيده آليندي :

ياشاسين آزادليق

ياشاسين عدالت

منيم ديليم اؤلن دئييل، اؤزگه ديله دؤنن دئييل

تورک ديل رسمي اولسون!

آنا ديلده مدرسه، مدرسه

هاراي، هاراي، من تورکم

اولسا قيزيلدان قفسيم، آزادليغا وار هوسيم

آذربايجان ميلتي، چکنمز بو ذيلتي

آذربايجان اوياقدي، وارليغينا داياقدي

آذربايجان اوياقدي، اؤز ديلينه داياقدي

و. . . . . بو کيمي"

اونون ياني سيرا عيني مضمونلاري داشييان فارسجا دا شوعارلار يازيلدي.

سونرا علي بدلي بيزدن آيريليب، صاباح سحر چاغي دا اوستاندارييه گئتمگي بوينونا آلدي.

***

اؤيله بير شدت تصميم ايله چيخديم کي يولا

چنگيز آيريلمادان اول، منه نيروگاهداکي ايشچي حرکتيندن دانيشيب و بير رسمي مکتوبون دا فوتوسونو وئردي کي اورادا چنگيز نيروگاه ايشچيلري‌نين نوماينده‌سي کيمي مکتوبو ايمضالاميشدير. او دئدي:

           آدامدي، ايشدي! ساباه توتولسام گؤنول ايستر کي منيم ايشچي نوماينده‌سي اولدوغوم دا، دئييلسين خبرلرده.

دئديم:

- نيه کي توتولاسان؟ بو ميتينگين تايي اونلارجا ميتينگ اونيورسيته‌لرده باش توتوب، بيز ده کي رسميت و مشروعيت ايچينده، رسمي مقاملارا موراجيعت ائدرک بو ايشي گؤروروک، ايشالله توتولوب، ائله‌ين اولماز. !

بونونلا بئله هر ايکيميز ده چوخ ياخشي بيليرديک کي ساباه آغير بير گوندور، بيز نه قدر مدني داورانساق بئله، قارشي طرفلر هئچ ده مدني پرنسيپلره صاديق قالمايا بيلرديلر.

آيريلارکن اليني يوخاريدان گتيريب، اليمه چيرپيب، برک سيخدي. ائله کي ايستر – ايستمز اونو عبدالحق حامدين بو شعريني اوخوماميش، يولا سالا بيلمه‌ديم:

اؤيله بير شدت- تصميم ايله چيخديم کي يولا
قارشيما چيخسا اگر سنگ مزاريم، دؤنمم.
بحر
زخّار دگيل، ابر شرربار دگيل
هئپ يانار داغلار ايله دولسا جيواريم، دؤنمم.

 

***

او گئجه‌ني سحره کيمي ياتا بيلمه‌ديم گئجه ياريسي ايکي- اوچ کره آلچاقدان اوچان طياره سسيله آياغا قالخيب، پنجره‌دن گؤي اوزونه باخديم آما گؤزوم نه ايسه سئچمه‌دي. سونرالار ائشيتديم ايکي طياره، ترکيبينده تورک اولماديغي "يگان ويژه"‌ني گئجه گؤزو تبريزه گتيرميشديلر.

سحره کيمي در- ديوارا باخيب، دولانيرديم... سانکي ديوارا آسديغيم شکيللر منيمله دانيشيرديلار. ستارخانين، باغيرخانين قايغيلي گؤزلري ساباهي گؤزله‌ييردي.. کيم بيلر بلکه ده بو گئجه‌ چوخلاري، منيم کيمي آييق قالميشديلار....

ياديما دوشدو: ايکي ايل اؤنجه (83-جو ايلين قيشيندا) بابک قالاسي مراسيمينه حاضيرليق دانيشيقلاري زاماني بير نئچه جلسه‌ميز اولدو تبريزده، اورادا بئله بير صؤحبت ايرلي گئتدي کي بابک قالاسي مراسيمي عوضينه همان گون تبريزده مراسيم کئچيريلسين. سون قرار بو اولدو کي بابک قالاسي مراسيمي‌نين واقتي و يئري دگيشيلمه‌سين آنجاق باشقا واقتلاردا، باشقا موناسيبتلره گؤره، تبريز قالاسينا جيدي اؤنم وئريلسين.[v]

قارشيسنا سد چکيلن بابک ايرماغي‌نين بير قولو، مشروطيت ايل دؤنومونده تبريزه آخيب گلدي. او گون گنجلريميز باغيرخان مزاريندان کؤهنه خياوانا قدر ميلي شوعارلار وئررک يورودولر.

سونرا خياباني و 21 آذر حرکتلرينه گؤره ييغينجاقلار اولدو، بهمن آييندا فرزانه‌ مراسيمي گوجلو بير نوماييشه چئوريلدي.

نئچه گون سونرا 21 فوريه دونا آناديلي گونو ايدي، تبريزده يئدي اوجاق قورولدو، آناديليني سئونلريميز بو اوجاقلارا توپلانيب، مراسيملر کئچيرديلر.

بو آرادا اؤنملي بير حاديثه ده اوز وئردي، اونلارجا  خيردا ياشلي (5-12) ياشيندا قيز و اوغلان اوشاقلاري، آنالاريله بيرليکده آناديلي مراسيمي اوچون نوماييش کئچيرديلر. باغيرخان مزاريندان باغيرخان کؤرپوسونه قدر آياقدا يورويرک، "هاراي، هاري من تورکم" باغيرديلار و ان سونوندا بير قطعنامه اوخويوب، ميتينگه سون قويدولار.

"هاراي، هاراي من تورکم" شوعاريني ايلک دفعه همين خيردا ياشلي اوشاقلاردان ائشيتديک.

سونرا ايسفندين يئدديسينده داشناکلارين عليهينه بير شريعتي (شهناز) خياوانيندا داها گوجلو بير مراسيم اولدو.

سونرا سهند افشاري مراسيمي بيزيم اوچون  بير گوج گؤسترگه‌سينه چئوريلدي.

سونرا ارديبهشت آييندا تراکتورسازي  تيمي‌نين تشويقي اوچون هامي باغشمالا توپلانيب، اورادان ساعات قاباغينا قدر ميلي شوعارلار وئررک، يورودولر.

بو آرديجيل يورويوشلر هاميميزدا روحيه يوکسليشي و اؤزونه گوونليک  حيسيني گوجلنديردي....و ايندي اوردا-بوردا تجروبه قازانيب، اؤز گوجونو، هم ده قارشي طرفين گوجونو سينايان بيز، بوتون بو يورويوشلرين ذيروه‌سينه قالخاجاق ساباهين ميتينگيني گؤزله‌ييرديک.

کيم بيليردي تبريز قالاسينين ديک باشيندان باشلانان ميتينگيميز، دؤنرگه‌ دؤندر‌‌ن بير قياما چئوريله‌جک:

"قوسي" گرکدي سجده قيليب، ايقتيدا قيلا

تبـــريز  قلعه‌سينه   سيپاهان دئديکلري

 


 

اتک يازيلار

[i] - علي بدلي تبريزده پسيکولوژي اؤيرنجيسي و تبريز اؤيرنجيلري‌نين دگرلي چاليشقانلاريندان بيري اولوب، او گونه کيمي ده تبريز اونيورسيته‌سينده کئچيريلميش آکسيالاردا جيدّي رولو اولموشدور.

[ii] - چنگيز بخت‌آور تبريز نيروگاهيندا چاليشان و همين نيروگاهين ايشچي نوماينده‌سي، عيني حالدا بير آذربايجان ميلّي فعالي کيمي ده بير چوخ چاليشمالاردا اولموشدور.

[iii] - بورادا يئري گلميشکن ديرناق آراسي نيسبتا اوزون بير پاراقراف آرتيرمالييام:

سؤز يوخ کي مراسيمدن اول هئچ کيم اونو بير بؤيوک شهر قيامينا چئوريله‌جگينه فيکير بئله ائتمزدي. بونو خوصوصيله وورغولاماق ايستيرم کي اورديبهشتين سون هفته‌سينده بوتون آذربايجان اونيورسيته‌لريني بوروين اعتيراض آکسيالاري دا او گونه کيمي تماميله دينج شراييطده کئچيريلميش کيمسه‌نين بورنوندان بير دامجي دا قان گلمه‌ميشدي. شوعارلارين مؤحتواسي ايسه تماميله ميلتيميزين اکثريتيني اؤز ايچينه آلان شوعارلار ايدي. او آخشام دا شهر ايچينده ايشي همين شکيلده قاباغا آپارماقدان باشقا بير دوشونجه اورتادا اولا بيلمزدي. بونا بينائاٌ قانوني مراجعه باش ووروب، اونلارين بيلگيلريله بو ايش باشلانمالي‌يدي، (تماميله مشروعيت و قانون چرچيوه‌سينده ايرلي گئدن اؤنجه‌کي اونيورسيته آکسيالاري کيمي). تبريز و باشقا آذربايجان شهرلرينده سيلاحلي قووه‌لر و الي‌چوماقلي قاراياخالارين الينه باهانا وئرمک مقصديله دينج و مدني حرکتيميزي باشقا يؤنلره يؤنلديب، ترس شوعارلاري اورتاليغا آتماق، بانکلاري اودلاماق، هئچ ده ميتينگ قوروجولارينين، ائله‌جه ده ميتينگه قاتيلان اؤيرنجيلر و سيويل اهالي‌نين ايشي اولا بيلمزدي. آذربايجانلي فعاللارينی "اخلال در نظم عمومي" کيمي ايفتيرالارلا تماميله يئرسيزدير. شخصا شاهيد اولدوم کي نئجه بعضي شوبهه‌لي آداملار، سون ساعاتلاردا حرکته قوشولوب، شوشه سیندیریب، بعضي ترس شوعارلار وئريرديلر. باخماياراق کي دوستلارين چوخو بونا قارشي چيخديلار. آنجاق آز اولسا دا همين ترس شوعارلار سونرالار قارشي طرفين الينده باهانا اولوب، هم کؤتک‌ازنليک يولا سالدي، هم ده همين شوعارلاري آبارتارق بيزي حيمايه ائده بيلن باشقالاريني بو ايشدن چکينديرديلر.

[iv] - مکتوبون تورکجه ترجومه‌سي بئله‌دير:

 " شرقي آذربايجان واليسي سايين معمارزاده

بيلديگينيزه گؤره ايران قازتي 22-اورديبهشت تاريخلي بير کاريکاتور و يازيسيندا تورکلري آچيق-آشکار تحقير ائتميشدير. بو تحقير سياستينه قارشي سون هفته‌نين ايچينده آذربايجان اونيورسيته‌لري، ائله‌جه ده تورکلرين نيسبتا گوجلو بير توپلولوق اولوشدوردوغو باشقا اونيورسيته‌لرده يوزميندن چوخ اؤيرنجي‌نين ايشتيراکيله آکسيالار کئچيريلميشدير. ايندي ده تبريز اهلي، بيز اؤيرنجيلره موراجيعت ائديب، شهر جماعتي ده بو اعتيراضلارا قاتيلا بيلسين دئيه همين ميتينگي، عيني مضمون و شوعارلارلا شهر ايچينده ده کئچيريلمه‌سيني ايسته‌ميشلر.

اونا بينائا" بيز دوشنبه خوردادين بيري ساعات دؤردده راستاکوچه آغزيندا توپلانيب، آشاغيداکي شوعارلارلا، مشروطيت ائوينه ساري يولا دوشوب، سونوندا بير بيانيه اوخوماقلا ميتينگيميزه سون قوياجاغيق.

سيز آذربايجان واليسيندن ده، ميلتيميزين بو سمبوليک اعتيراضينا شخصا قوشولماغينيز گؤزله‌نيلير، بيز سيزي ميتنگه قاتيليب، اعتيراضينيزي بيلديرمگه چاغيرير، عيني حالدا امنيتي و اينتيظامي گوجلره ده، ميتينگه قاتيلانلارين امنيتي‌نين تأمين اولونماسي اوچون لازيمي بويروقلاري و تاپشيريقلارينيزي يئرينه يئتيرمه‌نيزي ريجا ائديريک.

"تبريز اونيورسيته‌لرينين اؤيرنجيلري"

 

[v] - بونو 1384-جو ايل اوللرينده علي عباسي ايله آپارديغيم بير موصاحيبه‌مده آچيقلاميشديم.

اتک يازيلار

[1] - علي بدلي تبريزده پسيکولوژي اؤيرنجيسي و تبريز اؤيرنجيلري‌نين دگرلي چاليشقانلاريندان بيري اولوب، او گونه کيمي ده تبريز اونيورسيته‌سينده کئچيريلميش آکسيالاردا جيدّي رولو اولموشدور.

[1] - چنگيز بخت‌آور تبريز نيروگاهيندا چاليشان و همين نيروگاهين ايشچي نوماينده‌سي، عيني حالدا بير آذربايجان ميلّي فعالي کيمي ده بير چوخ چاليشمالاردا اولموشدور.

[1] - بورادا يئري گلميشکن ديرناق آراسي نيسبتا اوزون بير پاراقراف آرتيرمالييام:

سؤز يوخ کي مراسيمدن اول هئچ کيم اونو بير بؤيوک شهر قيامينا چئوريله‌جگينه فيکير بئله ائتمزدي. بونو خوصوصيله وورغولاماق ايستيرم کي اورديبهشتين سون هفته‌سينده بوتون آذربايجان اونيورسيته‌لريني بوروين اعتيراض آکسيالاري دا او گونه کيمي تماميله دينج شراييطده کئچيريلميش کيمسه‌نين بورنوندان بير دامجي دا قان گلمه‌ميشدي. شوعارلارين مؤحتواسي ايسه تماميله ميلتيميزين اکثريتيني اؤز ايچينه آلان شوعارلار ايدي. او آخشام دا شهر ايچينده ايشي همين شکيلده قاباغا آپارماقدان باشقا بير دوشونجه اورتادا اولا بيلمزدي. بونا بينائاٌ قانوني مراجعه باش ووروب، اونلارين بيلگيلريله بو ايش باشلانمالي‌يدي، (تماميله مشروعيت و قانون چرچيوه‌سينده ايرلي گئدن اؤنجه‌کي اونيورسيته آکسيالاري کيمي). تبريز و باشقا آذربايجان شهرلرينده سيلاحلي قووه‌لر و الي‌چوماقلي قاراياخالارين الينه باهانا وئرمک مقصديله دينج و مدني حرکتيميزي باشقا يؤنلره يؤنلديب، ترس شوعارلاري اورتاليغا آتماق، بانکلاري اودلاماق، هئچ ده ميتينگ قوروجولارينين، ائله‌جه ده ميتينگه قاتيلان اؤيرنجيلر و سيويل اهالي‌نين ايشي اولا بيلمزدي. آذربايجانلي فعاللارينی "اخلال در نظم عمومي" کيمي ايفتيرالارلا تماميله يئرسيزدير. شخصا شاهيد اولدوم کي نئجه بعضي شوبهه‌لي آداملار، سون ساعاتلاردا حرکته قوشولوب، شوشه سیندیریب، بعضي ترس شوعارلار وئريرديلر. باخماياراق کي دوستلارين چوخو بونا قارشي چيخديلار. آنجاق آز اولسا دا همين ترس شوعارلار سونرالار قارشي طرفين الينده باهانا اولوب، هم کؤتک‌ازنليک يولا سالدي، هم ده همين شوعارلاري آبارتارق بيزي حيمايه ائده بيلن باشقالاريني بو ايشدن چکينديرديلر.

[1] - مکتوبون تورکجه ترجومه‌سي بئله‌دير:

 " شرقي آذربايجان واليسي سايين معمارزاده

بيلديگينيزه گؤره ايران قازتي 22-اورديبهشت تاريخلي بير کاريکاتور و يازيسيندا تورکلري آچيق-آشکار تحقير ائتميشدير. بو تحقير سياستينه قارشي سون هفته‌نين ايچينده آذربايجان اونيورسيته‌لري، ائله‌جه ده تورکلرين نيسبتا گوجلو بير توپلولوق اولوشدوردوغو باشقا اونيورسيته‌لرده يوزميندن چوخ اؤيرنجي‌نين ايشتيراکيله آکسيالار کئچيريلميشدير. ايندي ده تبريز اهلي، بيز اؤيرنجيلره موراجيعت ائديب، شهر جماعتي ده بو اعتيراضلارا قاتيلا بيلسين دئيه همين ميتينگي، عيني مضمون و شوعارلارلا شهر ايچينده ده کئچيريلمه‌سيني ايسته‌ميشلر.

اونا بينائا" بيز دوشنبه خوردادين بيري ساعات دؤردده راستاکوچه آغزيندا توپلانيب، آشاغيداکي شوعارلارلا، مشروطيت ائوينه ساري يولا دوشوب، سونوندا بير بيانيه اوخوماقلا ميتينگيميزه سون قوياجاغيق.

سيز آذربايجان واليسيندن ده، ميلتيميزين بو سمبوليک اعتيراضينا شخصا قوشولماغينيز گؤزله‌نيلير، بيز سيزي ميتنگه قاتيليب، اعتيراضينيزي بيلديرمگه چاغيرير، عيني حالدا امنيتي و اينتيظامي گوجلره ده، ميتينگه قاتيلانلارين امنيتي‌نين تأمين اولونماسي اوچون لازيمي بويروقلاري و تاپشيريقلارينيزي يئرينه يئتيرمه‌نيزي ريجا ائديريک.

"تبريز اونيورسيته‌لرينين اؤيرنجيلري"

 

[1] - بونو 1384-جو ايل اوللرينده علي عباسي ايله آپارديغيم بير موصاحيبه‌مده آچيقلاميشديم.

millishura

www.turkiran.com


بيز باشارديق (2) "تبريزده بير تبريز وار ايميش"

 

نوت: خورداد قياملاريندان آرتيق بير ايل سووشور، کئچن ايل بؤيوک و قيمتلي تجروبه‌لر قازانديق. سؤز يوخ کي بو دؤنمين تاريخيني يازماق و باش وئرن حاديثه‌لريني آناليز ائتمک، آيدينلاريميزين اساس وظيفه‌لريندندير. آنجاق هر شئيدن اول آيري-آيري شخصي خاطيره‌لر و شخصي تجروبه‌لر قلمه آلينماليدير. همين مونوقرافيلرين اوزرينده ده چاغداش آذربايجان تاريخي يازيلا بيلر سانيرام.

اوخوياجاغينيز بو جيزما-قارالار سون قيام گونلرينده گؤروب، ائشيتديگيم و شخصا  ياشاديغيم آجيلي-شيرينلي خاطيره‌لر و تاثّراتيمدير.

بيرينجي بؤلوم ميتينگ آخشامينا عاييد ايدي.  اوخوياجاغينيز بو بؤلوم ده ايسه قيام گونوندن دانيشيليب.

عليرضا صرافي

 

2- جي بؤلوم

تبريزده بير تبريز وار ايميش

 

 

 (دوشنبه 1- خورداد)

ساباه ساعات اون عرفه‌سينده اويرنجيلردن خبر گلدي کي استانداري و فرمانداريه گئديب، ميتينگين پروقرامين رسما اونلارا بيلديريب و تاييدلرين آليبلار.

همان گون ساعات 1- دن 3-‍ه کيمي تبريزين آزاد اونيورسيته‌سينده اعتيراض آکسياسي کئچيريله‌جکميش. اؤيرنجيلر گؤزله‌ييرديلر گؤرسونلر، عجبا شهر ايچي ميتينگه دؤولت نئجه باخير.

-SMSلر هر طرفه ياييلدي کي: ميتينگين برنامه‌سين فرمانداريه اعلان ائديبلر، اونلار طرفيندن ده مانع‌چيليق يوخدور.

 اؤيرنجيلر ده همين خبري اونيورسيته آکسياسيندا يايديلار و هامي بيرليکده مراسيمين سونوندا راستاکوچه آغزينا گئتمگي قرارا آلديلار. بير چوخ آذربايجان ميلي حرکتي فعاللاري دا هاميليقجا جان و ديلدن ميتينگه قاتيلماق قرارينا گلديلر.

ساعات دؤرده ياخينلاشير، اورگيم دؤيونور. ايشين نبضي اليمه گلسين دئيه فرماندارين سياسي –امنيتي ايداره‌سينين صدري، آقاي صمد احمدي نژادا زنگ ائله‌ديم.

سوروشدوم: - گويا بوگون بير ميتينگ اولاجاق ائشيتديگيمه گؤره دانيشجولار سيزنن گؤروشوبلر و راضي‌ليغينيزي دا بيلديرميش‌سينيز. سيز بونا نه دئييرسينيز.

او دئدي:

اينتيظامي گوجلر بو ايشين قارشيسين آلاجاق!!

نئجه !؟ آخي بئله بير صؤحبت وار، کي سيزلري جرياندا قويوبلار و سيز ده مانع اولماميب و..

بعلي دوغرودور، دانيشجولاردان منيم يانيما گلديلر آنجاق . . . .

آنلاديم کي يوخاريلاردا دا چاش – باشليق وار، فرماندارينين ميتينگه ايجازه وئرمه‌سينه رغماً سونرا باشقالارينين سناريوسو ايشي دگيشيک ساليب.

ساباهيسي گون احمدي‌نژاد منه دئيه‌جکدي کي ايش بيزيم اليميزدن چيخميشدي. دئديم:

آقاي احمدي‌نژاد!! بيلديگيمه گؤره ميتينگه چوخ آدام گله‌جک و اگر اينتيظامي گوجلر بو اويونا قاريشسالار، آرا قاريشار، مذهب ايتر ها!!. - دئديم.

بونو ائشيتجگين ديکسينيب، بير آز ال-آياغا دوشن کيمي:

هر حالدا اگر اعلان ائديلن برنامه‌دن چيخماسالار و فرقلي شوعارلار تجزيه‌طلب‌ليک شوعاري! وئريلمه‌سه قاباغي آلينميياجاق.

هر حالدا  يئنه ده گرگ هر نؤوع توققوشمادان چکين‌سينلر، چونکو آلله ائله‌مه‌سين يارالانان، اؤلن اولار. من اؤزلوگومده اليمدن گلني ائتمگه حاضيرام. آنجاق سيز ده لوطفا الينيزدن گلني ائدين- دئديم.

بونا راضي اولدوغونو بيلديردي. آنجاق ايش اونون الينده خاريج ايدي.

***

درحال ماشينيما مينيب، شاه‌گؤلو جاده‌سيندن ائنيب، چاي قيراغي‌يله اؤزومو راستا کوچه‌نين آخيرينا يئتيرديم. ماشيني اورداجا پارک ائديب، آياقدا يورويرک ديکباشينا ساري يولا دوشدوم. يولدا گلينجه اطرافي ديقتله گؤزدن کئچيرديم. مشروطه ائوينين قاباغي و جومه‌مچيدين حيطي و بعضي کوچه‌لرين باشيندا چوخلو پوليس و اينتيظامي گوجلر دايانميشدي.

سونرالار حيدراوغلو منه آنلاداجاقدي کي: دوز ساعات دؤرتده بيزي )حسن ارک ايلن بئله) توتوب، پوليس ماشينيندا اگلشديرميشديلر. سن راستا کوچه‌ني اوز آشاغي ائنرکن پنجره‌دن سني گؤروب، اوزوموزو او طرفه دؤندرديک . سن بيزي گؤرميه‌سن ، بيردن يانيليب، بيزه ساري تانيشليق وئرمسه‌يدين ، سني ده توتارديلار.

***

ساعات دؤردو ايگيرمي دقيقه سوووشور. تخمينا مين نفر، عوموما گنج نسيل و اؤيرنجي ديکباشينا توپلانميش و قرارا آلينان شوعارلاري هايقيريرلار. بير چوخلاري دا قيراقدا دايانيب، موثبت باخيشلاريله اونلاري تاييد ائدير، آنجاق هله مئيدانا گيرمگه دابان قيزماميشدي!!.

بو آندا يهرينه جوت پوليس اوتوران اون ايکي "يگان ويژه" موتورسيکلتي، قاررا-قارريله سوروب، اوستانداري طرفيندن راستاکوچه آغزينا ساري يوگوردولر. او ايکي نفر "يگان ويژه"دن بيري موتورسکلتي سورور او بيريسي ده  باتومونو باشي اوستونده توولايير و گويا اؤز عالملرينده، آکسياچيلاري قورخودوب، صفلريني پوزماق ايسته‌ييرديلر. آنجاق فقط باتوم قاباغنيدا اولانلار قاچدي. قالانلار هامي اؤز يئرينده دوروب، يگان ويزه‌ني هووا باسديلار. اونلار دا  گؤروب توستو برکدي، او باشدان ووروب، اکيلديلر. دئمه‌لي اؤزگه‌لري قورخودا-قورخودا مئيدانا گيريب، اؤزلري قورخا-قورخا مئيداندان چيخديلار!!!

سوسري‌چيلرين تهاجومو بوندان آرتيق بير شئي اولا بيلمزدي کي.

دوغرودور صفلر بير نئچه دقيقه پوزولان کيمي اولدو. آنجاق يئنه نئچه قات بؤيويرک باغلانيب، شوعارلاريني داها اوجا سسله هايقيريب، حرکته گلديلر. گؤردوگومه اينانا بيلميرديم بير دقيقه‌نين ايچنيده نئچه مين آدام لاپ ائله بيل يئردن قاينايان کيمي مئيدانا گيرديلر.

مشروطه ائوي تماميله پوليس ايشغاليندا اولموشدو. او اوزدن جماعت بير باشا اوز قويوب، اوستاندارييا طرف گليب، باغيريرديلار: اوستاندار جاواب وئر!! اوستاندار جاواب وئر!!.

دؤولت آداملاري مشروطه ائوي يولوندا بير چوخ پوليس گوجو توپلاماقلا ميتينگي اؤز اعلان اولموش مسيريندن چيخاريب. ائله‌جه ده هئچ بير غيرعادي آشيري شوعار وئريلمه‌‌دن اول، اؤز سينانماميش حمله‌لريله ايشي عصبيته دوغرو چکديلر.

من قالميشديم احمدي‌نژادين سؤزلرينه کي دئدي اگر اعلان ائديلن برنامه‌دن چيخيلماسا و فرقلي شوعارلار وئريلمه‌سه ايشلري اولماياجاق. حال بو کي هله سوفته-بسم‌الله ايشين اوليندن يئرسيز موداخيله‌لرله، ايشي بوروشوق وضعيته آپارماغا چاليشمالاري آچيق-آشکار بلليدي. بورا قدر تک فرقلي شوعار  "اوستاندار جواب وئر" ايدي. عجبا اوستاندار جواب وئرسه‌يدي مملکت تجزيه‌مي اولاجاقميش؟

کره‌نئي‌خانا آغزيندا دايانان يگان- ويژه‌ برادرلريميز(!؟) اوزاقدان جماعتين قارالتيسين گؤروب، دالي چکيليب، گيزلنديلر، جماعت کره‌نئي‌خانا آغزينا ياخينلاشينجا يگان ويژه تو دابانا قويوب، قاچديلار.

اوستانداري قاباغيندا جماعته گؤز ياشارديجي گاز آتديلار و ايرلي گلمه‌لريني انگلله‌ديلر.  ميتينگه دعوت اولونان اوستاندار جنابلاري ايسه گيزلنيب، گؤز قاباغينا چيخميردي، اوستانداردان جاواب ايسته‌ين جماعتين جوابي  گؤز ياشارديجي اولدو، نتيجه‌ده آتيلان گاز کپسوللاريني جماعت گرتوروب، اوستانداري‌نين نئون تابلوسونو سينديرديلار.

اينسان دالغالاري، آخين-آخين، هر طرفه ياييلماقدايدي. جمعيت هر طرفدن چوخالير و اينتيظامي گوجلر تماميله قورخوب، معطل قالميشديلار. يگان‌ويژه‌نين ايلکين حمله‌سيندن اعتيبارا ميتينگين ايداره‌چيليگي تماميله اؤيرنجيلرين اليندن چيخدي. او طرفدن ده مئيدان، دؤولتين منطيقي داورانماسيني بيلن آداملاري الينده يوخ، تماميله ميليتاريست، گوجلرين الينده ايدي. بو ساعاتدان اعتيبارا قياما چئوريلن ميتينگ اؤزو، اؤزونه يول آچيردي.

ساعات بئش ‌ياريم، آلتييا قدر ساعات قاباغي، شهناز (شريعتي)، ارتش (شاهپور)، خاقاني، بازار خياوانلاريندا آلاي-آلاي يولا دوشن دسته‌لرين شاهيدي ايديم. سونرا گئديب، ماشينيمي راستا کوچه‌نين يوخاري باشيندان گؤتوروب، چاي قيراغي ايله باغيرخان کؤرپوسونه طرف يولا دوشدوم، آنجاق "تپه‌لي‌باغ"دان بئله، بوتون ماشينلار دايانيب، يول باغلانميشدي، دؤندوم کوچه‌لرين بيريله آنا يول "باغيرخان" يا "خميني" خياوانيا گلديم، خياوانين اني- بويو آداملا دولو ايدي. ماشيني اورداجا پارک ائتديم. بير آز يورويرک "خياباني مکتب"ينه طرف گلديم. بورادا حسن آذربايجان، علي خالط‌آبادي ، بابک هرگلي ‌(حسن‌آغانين اوغلو) و خليل شفيعي-يه، راست گلديم. باغيرخان کؤرپوسو (آبرسان) طرفينده گرگينليک وار ايدي، توستو گؤيه قالخميشدي. دئديلر يگان-ويژه‌لرين موتورسکلتين اودا چکيب جماعت.

بوتون دوستلار بو هيجانلي آنلار ياشاييرديلار. حسن آغا گولرک دئييردي:

کيشي هئچ بيز يوخودا دا گؤره بيلمزديک خلق آنا ديلي اوچون بئله بير قيام ائله‌سين. آخي بيز هله ميلتيميزه نئيله‌ميشيک کي بئله بير ائل گوجو مئيدانا گلسين! اوروج توتما، ناماز قيلما ايشين ده بئله راست گلسين!!

****

قاش قارالماقدا ايدي، باغيرخان کؤرپوسو (آبرسان) طرفيندن هاي – کوي اوجالير، گوللـه سسي گليردي بعضيلر قاچاراق اورادان اوزاقلاشيرديلار. معلوم اولدو کي دانيشگاه قاباغيندا جماعتين اوستونه آتش آچيب، نئچه نفر يارالانيب، آکسياچيلار او ساعاتا کيمي عادي نوماييش و شوعار وئرمکدن باشقا هئچ بير ايش گؤرمه‌ميشديلر. تکجه اوستانداري قاباغيندا بيز بئش‌نفر ده منيم ماشينا مينيب، اورتاليغي ترک ائتديک. بير باشا گلديک ملل- متحد خياوانيندا رنگرزي‌نين توکانينا، بو کيشي دوکتور زهتابي‌ رحمتليگين صميمي دوستلاريندان بيري ايدي. اورادا بير چاي ايچيب، اولوب، کئچن احوالاتي دانيشديق. بو آرادا بابک هانسي بير دوستونا زنگ ائله‌دي کي:

- نه خبر؟

سونرا اوزون بيزلره توتوب، دئدي:

- دئيير" بير عيدٌه دوشوب آرايا بانکلاري اود وورور، شوشه‌لرين سينديرير. "

-آخي بونلار کيمدي؟ سوروشدوق.

- دئيير: بيلينمير. . . و آرا کسيلدي.

ساعاتا باخديم، سکگيزدي، هاوا قارالميش و آرا-بير ايلديريم چاخير، ياغيش ياغيردي، هيجانلي "هاراي-هاراي من تورکم" سسلري، آلوولاري سؤندورب، سرينلدن ياغيش عطرينه قاريشاراق تاريخين کئچيدينده اوزوموزه آچيلان يئني بير پرسپکتيوي جانلانديريردي.

او بير طرفدن ده گوللـه‌لرين يايليم سسي، باروت قوخوسو و قانا بلنميش کوچه‌لر. . . . . يولدا کئچن بيريسي اؤز-اؤزونه دانيشيردي: - بو جاناوارلار راحات جان وئرمزلر کي!.

داها اوتورا بيلميرديم، دوستلاردان آييريلديم، يولا دوشدوم، بير ساعات ياغيش آلتيندا شهري گزديم و نهايت آياغيم گئدر-گئتمز ائوه دؤندوم.

او گئجه‌ني ده سحره کيمي گؤزلريمه يوخو گلمه‌دي. . . . . . . و قولاغيمدا سؤنمک بيلمه‌ين هارايلار،

 هارايلار

      و هارايلار. . . . . . .

 

قوتارمادي

 

durna

www.turkiran.com


Abdulla ƏMİR HAŞİMİ (Cavanşir)

1 xordad 1385 qiyamının ildönümü münasibəti ilə
Güney Azərbaycanda insan haqları seminarında çıxış mətni
Stockholm, 19 may 2007

Sayın seminar iştirakçıları,
Sizləri səmimi salamlayaraq və Stockholma gələn hörmətli qonaqlara xoş gəldiniz – deyərək, əziz tədbir təşkilatçılarına öz təşəkkürümü bildirirəm.  

Sayın soydaşlar,
Məncə, mövzusu Güney Azərbaycanda insan haqları olan seminarda, Güney Azərbaycanda insan haqları, bu haqların İran rejimi tərəfindən tapdalanması, Güney Azərbaycana aid daxildə və xaricdə mövcud təşkilatlar tərəfindən həmin haqların əldə edilməsi yolunda aparılan istibdad şəraitində fəaliyyətlər, metodlar və effektləri, görülən işlər və alınan nəticələr, güneylilərin həmin haqları əldə etmə yolunda enişli-yoqquşlu mübarizə tarixinə bir qıssa baxış və sair məqamlar haqqında danışmaq lazımdır. Lakin, mən bu barələrdə söhbət açmaq istəmirəm və bunları digər sayın məruzəçilərin ixtiyarına buraxıram. Amma Güney Azərbaycanda insan haqlarının bugünədək əldə edilməməsinin səbəbi və onun özünəməxsus iqtisadi və siyasi maneə və amillərindən, və nəticədə Güney Azərbaycanda siniflərin müttəfiq mübarizəsinin zəif olması barədə qıssaca söhbət açmaq istərdim.

Güney Azərbaycanda siniflərin müttəfiq mübarizəsinin zəruriliyindən bir neçə kəlimə danışmaq istərdim. Siniflərin müttəhid olması istər-istəməz Güney Azərbaycanda fəaliyyət göstərən müxtəlif sinifləri nümayəndəlik edən təşkilatların müttəfiq və müttəhid cəbhəsinin yaranması zərurətini ortaya çıxardır. Lakin Güney Azərbaycanda rejim tərəfindən insan haqları rəayət olunmadığı üçün, yəni bəyan və mətbuat azadlığı, təşkilatlar azadlığı, ictimaat və etiraz azadlığı olmadığı bir yerdə də təşkilatların yaranmağı mümkün olmur və onların birgə fəaliyyətinə də şərait yoxdur. Nəticədə Güney Azərbaycanda xalqımız gündəlik qanuni və ələni fəaliyyət, və öz hüquqları üçün mübarizədən məhrumdurlar və bu məhrumiyyəti aradan qaldırmaq üçün, xalqımız, kül altında olan köz kimi birdən-birə vulkana çevrilir. Keçən ilki 22 May qiyamı, həmin vulkanlardan biri idi ki, özü yanıb, ancaq rejim onu söndürdü.

Güney Azərbaycanda insan haqları mövzusu seminarının keçirilməsi təsadüf edir Güney Azərbaycanda son qiyamın ildönümü ilə, və bu qiyamda bir çoxlu güney azərbaycanlılar canlarını itirmişlər, şəhid olmuşlar və bir çoxlu azərbaycanlılarımız qadın və kişilər İran islam respublikasının polis orqanlarının vasitəsi ilə həbs olunmuşlar və hələ də azadlıqdan məhrumdurlar. Və bir çoxları da iş və imkanatlarını əldən verib yenidən Güney Azərbaycandan didərgin düşməyə məcbur qalmışlar. Mən fürsətdən istifadə edib, həmin qiyam iştirakçıları ilə öz həmdərdliyimi bildirirəm və şəhid ailələrinə başsağlığı deyib, bir daha xatırladıram ki bu qanlar yerdə qalmayacaq və gün gələcək ki Güneydə yaşayan xalqımız öz insani haqlarını əldə edəcək, və o gün həmin şəhidlərin və zərər çəkənlərin xatirələri və gördüyü işləri, verdikləri “Haray, haray, mən Türkəm!” kimi şüarları, xalqımız tərəfindən tariximizdə dönüş nöqtə anı kimi layiqincə qiymətləndiriləcək və o gün də inanıram ki, uzaqda deyil.

Güney Azərbaycan dedikdə, İran adlanan yerdə yaşayan, əksəriyyəti təşkil edən türklər nəzərdə tutulur ki, onlar da Azərbaycanın parçalanmış torpaqlarında – əsasən bugünkü şərqi Azərbaycan, qərbi Azərbaycan, Ərdəbil, Zəncan, Qəzvin, Həmədan və Mərkəzi ustanlarında, Tehran, Ərak və Qum şəhərlərində yaşayırlar. Güney Azərbaycan türklərinin, Xorasanda, İsfahanda, Kirmanda, Rəştdə, Sarıda və başqa bölgələrdə kiçik və böyük icmaları var. Təbii ki türkmən xalqı və qaşqailardan bugün söhbət getmir, belə ki onlar özlərinə məxsus türk boylarıdır. Sözsüz ki, Azərbaycanda dini və etniki azlıqlar da yaşayırlar ki, kiçik-böyük icmaları var və onların da insani haqlarını qorumaq, Azərbaycan türklərinin üzərinə düşür.

Hörmətli seminar iştirakçıları,
Bildiyiniz kimi, güney türkləri, minillərboyu öz dil və milli ənənələrini qoruyub saxlaya bilmişlər və bununla yanaşı, qədim tarixə malikdirlər. Bizlərin, qədim məbədgahlarımız, kitabxanalarımız, musiqilərimız, din və peyqəmbərlərimiz, elm ocaqlarımız olmuşdur. Qadına hörmət, uşağa izzət və yardım, gündəlik həyatımızdan atalar sözündə bizə yadigar qalmışdır. Ata-analarımız, əcnəbilər tərəfindən hücuma qarşı vuruşmuş, öz dillərini və adət ənənələrini yaşatmış və bizi bugünədək gətirib çıxarmışlar. Nümunəsi ulu qəhrəmanımız Babəkin qiyamıdır ki, 1200 il bundan əvvəl istelaçılara və ərəbləşməyə qarşı baş vermiş bir üsyan idi. Keçən ilki qiyam həmin mübarizənin növbəti üsyanı və farslaşmağa qarşı, Güney şəhərlərində - Təbrizdə, Ərdəbildə, Zəncanda, Sulduzda və Tehranın müəyyən hissələrində baş vermiş hərəkat idi. Yəni, azərbaycanlıların təhqirinə və onların haqlarının tapdalanmasına qarşı geniş bir etiraz idi. Görünür ki, güneylilər uzun illər öz varlıqlarını qoruyub saxlamaq üçün uzun və enişli-yoqquşlu yollar keçmiş, və bu yolda böyük dövlətlər qurmuşlar – Ağqoyunlu, Qaraqoyunlu, Səfəvi, Əfşar, Qacar dövlətləri, məhz bizim torpaqlarımızda əjdadlarımız tərəfindən yaranan dövlətlərimiz olmuşlar. Lakin, əjdadlarımızın qurduğu dövlətlərin varisi 80 ildən bəri istemar qüvvələrin köməyi ilə farslar olmuşdur, özü də şovinist növündən – hansı ki, İran adlanan yerdə yaşayan xalqları, zülm, sitəm və əritmə siyasətinə məruz qoyaraq, onların insani haqlarını tapdalamağa, qadın və uşaq hüquqlarını pozmağa, güclü bir vasitə olmuşdur. Baxmayaraq ki, oyaq güneylilər vaxtı ilə bunun qarşısını almağa çalışmışlar və bir tərəfdən rus və ingiltərə istemarçılarına qarşı, digər tərəfdən isə özümüzünkülərin istibdadına qarşı mübarizə aparmışlar, məşrutə hərəkatı kimi millətləşmə və demokratikləşmə yolunda inqilabı meydana gətirmişlər. Və orada qanunaliliyini, qadın-kişi və milli azadlığı yazılan birinci konstitutiyada əks etdirmişlər. Yəni, 20-ci əsrin əvvəllərində Məşrutə Hərəkatı, rus və ingiltərə imperiyasına qarşı təşkil olan bir milli və demokratik hərəkat idi ki azərbaycanlılar tərəfindən aparılırdı. Lakin burada istemarçı qüvvələr hərəkatı öz imperiya mənafeləri əsasında yönəltməyə müvəffəq olaraq, 1299 isfənddə kudeta yolu ilə ingiltərə əlaltısı olan Rzaxan və onun himayəçilərini hakimiyyətə gətirdilər. Həmin illərdən başlayaraq, güneylilərin dövlətləşmə prosesi dayandı, qurduqları minillik dövlətləri əllərindən alındı, millətləşmə və demokratikləşmə prosesləri ancaq farsların millətləşmə və dövlətləşmə prosesinə çevrildi. Və bu prosesdə, vahid İran, vahid millət, vahid dil məsələsi təbliğ olundu, başqa sözlə desək paniranizm ideyası panfarsizm möhtəvası ilə rəsmi dövlət siyasətinə çevrilib, həyata keçirildi.

Paniranizm iranı fars məmləkəti yəni Persia adlandıraraq, fars dilini isə iranın vahid dili elan edir, başqa dilləri qadağan edir, məktəb və idarələrdə farsca danışmayanları cəzalandırır və bununla da fars olmayan xalqları xüsusən azərbaycanlıların milli varlıqlarını inkar edir. Bu siyasət indi də ümmətçilik və panislamizm formasında davam edir. Panislamism də xalqları və onların mədəniyyətini inkar edir və bütün xalqların dil və milliyyətlərini çalışır ki islam bayrağı altında məhv etsin, aradan aparsın və vahid islam ümməti yaratsın. Əlbəttə bu siyasətin, yəni şahid olduğumuz son 80 il ərzində iranda yaşayan qeyri-fars millətlərə qarşı aparılan qeyri-insani, ziddi-bəşəri bir siyasətin kökünü, bir neçə amildə axtarıb tapmaq olar. İsfənd kudetası niyə qalib gəldi, Məşrutə Hərəkatı niyə məğlub oldu, Azərbaycan türklərinin dövlətləşmə prosesi niyə dayandırılıb əlindən alındı və yaxud düzgün desək oğurlandı, və onların insani və milli-mədəni demokratik haqlarının pozulmasına hansı daxili və xarici qüvvələr yardım etdi? Fars şovinizm ideyası kimlərin əli ilə meydana çıxdı və bu siyasət, dövləti bir siyasətə nə səbəbdən çevrildi və gündəlik özünü qeyri-fars millətlərin həyatında necə əks etdirməyə çalışdı? Əsasən fars şovinizmi və panfarsizm nə deməkdir və nə kimi bir şovinisti siyasətdir, və yaxud bu şovinisti siyasət mədəniyyətə və digər xalqların həyatının hansı faktorlarına təsir edir? Əsas qüvvəsini harda təmərküzləşdirir və qeyri-fars millətlərin belə bir şovinisti siyasətə əksül-əməlləri nədən ibarətdir? - kimi sualları ətraflı cavablandırmaq üçün geniş vaxta ehtiyac var. Ancaq qıssaca tarixi zəminə haqqında demək olar ki, sərmayedarlıq sisteminin qalib gəlməsi və onun inkişafı, milli dövlətlərin yaranması, milli bazarın ortaya çıxması üçün əsas amil idi. Vahid milli bazarın dövlət vasitəsi ilə mühafizə olunması və milli sərmayədarlığın xarici sərmayədarlıq rəqabətinin qarşısında qorunması və onu hərtərəfli inkişaf etdirməyə şərait yaradılması, bir prosesdə Avropada özünü göstərdi. Amma şərq ölkələrində o cümlədən bizim ölkədə, əsrimizin əvvəllərindən başlanan millətləşmə və demorkratikləşmə, klasik milli dövlət və milli bazarın yaranması ilə təssüflə nəticələnmədi və bizim ölkədə mal və sərmayə maneəsiz istemarçı ölkələr tərəfindən axınıb gəldi və daxili sərmayə vasitə sərmayə ilə birləşib, bir dəllal vasitə sistemini yaratdı. Bu da, feodal sistemində yaşadığımız dövrdə qurulan feodal dövlətimizin inkişafına və milli dövlətə çevrilməsinə yox, başqa millətin əlinə keçməsinə yardım etdi. Sərmayə, dil və milli mənsubiyyətindən asılı olmayaraq bir növ dəllal sərmayəyə çevrildi. Azərbaycanın coğrafi mövqeyi Rusiyada oktyabr inqilabının qələbəsi və Güney Azərbaycan yolu ilə Avropaya gedən ticarət yolunun bağlanması, Pəhləvi sülaləsinin Azərbaycanda milli sənayenin inkişafına süni maneələr yaratması ilə Azərbaycan sərmayəsi iranın mərkəz və cənubi məntəqələrinə köçürülərək, işçi qüvvənin Tehrana və digər məntəqələrə köçürülməsinə şərait yaratdı. Bu da Azərbaycanda milli təşəkkülü ləngitdi və milli dirçəlişin qarşısını aldı və yaxud bir sözlə desək milli dirçəlişi yubatdı. Dəllal sərmayə sahibləri millətimizə xəyanət etdi və xalqımızın milli hərəkatını başsız buraxdı. Elə ona görə də milli hərəkatımızda həmişə ona başçılıq edən zəhmətkeş təpəqələr və orta təbəqə olmuşdur. Şeyx Məhəmməd Xiyabani tərəfindən Azərbaycanda fəaliyyət edən Azərbaycan Demokrat Hizbi yarandı və bu qüvvələrin siyasi təşkilatı kimi Azərbaycan xalqının milli hərəkatına rəhbərlik etdi. Xiyabanidən sonra Azərbaycan Demokrat Firqəsi, Pişəvərinin rəhbərliyi ilə yaranıb və Azərbaycanda milli-demokratik nehzəti rəhbərlik edib, xalqımızı hakimiyyətə çatdırdı. Bu hakimiyyət bir il ömür sürsə də, tariximizdə böyük iz buraxdı və Azərbaycanda milli şüurun meydana gəlməsi və təşəkkül tapması üçün dönüş nöqtə idi. Azərbaycan Demokrat Firqəsinin rəhbərlik etdiyi hərəkat yıxıldıqdan sonra Azərbaycan burjuvası yenə də milli bayrağını qaldırmadı və mərkəzi dövlətlə birlikdə milli hərəkata xəyanət etməyə səy göstərdi və fars şovinizminin təcavüzkar mövqeyini dəstəklədi və yaxud ona şərait yaratdı. Beləliklə Azərbaycanımızda əritmə siyasətinin prosesini sürətləndirməyə kömək etdi. Pəhləvi rejimi yıxıldıqdan sonra, Azərbaycanımızda hərəkatın dirçəlməsinə islam rejimi tərəfindən maneələr törədildi. İran islam respublikasında azərbaycanlılar bu rejimin başçıları və ya yüksək vəzifə sahibləri olsalar da Azərbaycan üçün heç bir iş görmədilər. Bundan əlavə milli hərəkatın qarşısını aldılar. Azərbaycan sərmayəsi yenə də azərbaycandan kənarda fəaliyyət göstərdi və Azərbaycan kəndçisi azərbaycandan uzaqlarda fəhləlik etməyə məcbur oldu. Bir sözlə desək komprador sərmayə azərbaycanda milli şüurun və milli hərəkatın yüksəlməsinə mənfi təsir qoydu və Avropanın 18 və 19-cu əsrdə yaşadığı həyatı ilə fərqlənərək, Azərbaycanımızda milli məsələnin dirçəlməsində özünəməxsusluq meydana gəldi. Bu müxtəsər də olsa iqtisadi səbəbdən ibarət idi. Bu dediyim Azərbaycanda haqlarımızı əldə etmək yolunda və milli hərəkatın qələbəsinə özünəməxsus maneələrdən biri idi.

Güney Azərbaycanda insan haqlarına qarşı siyasi maneədən də söz açmaq istərdim.
18-19-cu əsrlərdə, istemar qüvvələri başqa ölkələrdə olduğu kimi, bizim ölkədə də xalqları köləliyə və istila altında saxlamağa çalışırdılar. Təssüflə bu dövrlərdə, bizim də xalqımız və dövlətimiz olan Qacar, istemarın təsiri altında olmuşlar. Amma, xalqımızın oyanışı, 20-ci əsrin əvvəllərində, Məşrutə inqilabında başlanır.

Məşrutə Hərəkatı 1906-cı ildə başlayaraq, iki mərhələdən ibarət, 1911-ci ilədək davam etdi. Əsasən məşrutə hərəkatı və tənzimat inqilabının baş verməsi, türk xalqlarının iki Qacar və Osmanlı imperatorluqlarının zəif olduğu və xalqlarının gündəlik tələblərinə cavab verməməsi səbəbindən meydana gəldi. Məşrutə hərəkatı qacar istibdadına qarşı, qacarın avropa və rus istelası altında yaşadığı istemarı və boyunduruğunu qəbul etməsinə qarşı bir ziddi-istemari hərəkat idi. Bu, millətləşmə və demokratikləşmə - milli-demokratik hərəkat idi. Eyni zamanda bu hərəkat feodal sistemə qarşı bir inqilab idi, yeni bir dövlətçiliyi meydana gətirmək üçün bir üsyan idi. Bu yeniliyi tələb edən xalqımızın istəklərindən su-istifadə edən həm xarici imperiya həm rza şah, özünü yeni İran atası adlandıraraq fars şovinisti ideyası ilə meydana çıxdı və ingiltərənin dəstəyi ilə kudeta vasitəsi ilə hakimiyyətə gəldi. Hökümətə gələn gündən məşrutə hərəkatının nailiyyətlərini aradan aparmağa çalışdı. Bayaq qeyd etdiyimiz kimi, vahid millət, vahid dil adı ilə şovinisti fikirlərini başqalarının formullaşdırdığı kimi həyata keçirməyə çalışdı və fars şovinizm ideyasını, dövləti siyasətə çevirdi. Belə bir fars şovinizmi ki özü xarici imperiyaların vasitəsi ilə və nökərliyi ilə formalaşmışdı. Bu ideyanın özzəyi bundan ibarətdir ki, güya iranlılar mərğub ariyayi nəjadından əmələ gəliblər və digər vəhşi və qeyri-mütəməddin xalqlar və qəbilələr tərəfindən hücuma məruz qalıblar ki, bu bərbərlər, yunanlardan, ərəblərdən, moğullardan, əfqanlardan və osmanlılardan ibarətdir. Və güya ki həmin təmiz ariyayinəjadlar bu qəbilələr və tayfaların hücumuna məruz qalandan sonra Kuruş və Daranın torpaqlarının bir hissəsini əldən veriblər və fars nəjadında və fars dilində bir sıra naxalisliklər yaradıblar. Fars şovinizminin nəzərincə, azərbaycanlılar və iranda yaşayan digər qeyri-fars xalqları ancaq ariyayi nəjadın bir hissəsidirlər və özlərinə məxsus dilləri, mədəniyyətləri, tarixləri yoxdur və bəlkə nəjad cəhətindən əslən farslardırlar ki sonra dilllərini unudublar yəni fars dilini unudublar və başqa dillərdə danışırlar. Beləliklə ariyayi nəjadın əsil torpağı olan güya İran ancaq ahuramazda tərəfindən farslara verilibdir və başqa iranda yaşayan xalqlar bir qüvvə olaraq xəyanətkarlardırlar və qədim İran sivilizasiyasını məhv etmək istedadına malikdirlər. Buna görə ki İran dağılmasın bir təmərküzlü və çox avtoritet bir hökümətə daima ehtiyac var ki o da güclü orduya malik olmalıdır ki qeyri-fars xalqların başının üstündə dayansın. Fars şovinizminin ideyasına əsasən, qeyri-fars millətlərin mədəniyyət və dillərini inkişaf etdirmək, irana və fars dilinə xəyanət hesab olunur çünki qeyri-fars millətlərin dilləri inkişaf edilsə, milli dirçəlişin qarşısı alınar və İran zəifləşər. Milli zülmü aradan qaldırmaqla İran, iranistana çevrilər. Beləliklə qeyri-fars millətlərin haqları olmamalıdır ki, öz dil, mədəniyyətlərini öyrənib inkişaf etdirsinlər və bu sahədə çalışsınlar və ana dillərində yazıb oxuyub məktəb qursunlar, və yaxud milli dövlətlərini yaratsınlar. Yəni farslar, hətta özlərinin istifadə etdikləri hüquqlardan qeyri-fars millətlərini məhrum sayırlar. Beləliklə qeyri-fars millətlər ancaq mühacir kimi iranda yaşamalıdırlar və müstəcir ömür sürməlidirlər - öz sahibxanaları qarşısında heç cürə əqidələrini söyləməyə ixtiyarları olmadan. Fars şovinizmini həyata keçirənlər çalışırlar ki iranda yaşayan millətlər arasında kinə, nifrət yaratsınlar, onları təhqir etsinlər, iqtisadi sahədə ayrıseçkilik və apartayd siyasətini gücləndirsinlər. Fars şovinizmi xalqlar arasında təfrəqəni genişləndirmək üçün təkcə xalqlar arasında kinə, nifrət yox, bəlkə şəhərlər arasında hətta məhəllələr və kəndlərarasında bu kinə və nifrəti yaradır və mənfi atitüdləri yaradıb onların arasına yayır, beləliklə insanlar arasında sülh, bərabərlik, qardaşlıq, əməkdaşlıq əvəzinə kinə, düşmənçilik, təfrəqə, dava və rəvani anlaşılmamalar, gərginlik törədir, və bu sahədə sərmayə buraxır, müxtəlif idarələr və dövləti orqanlar, gizli və açıq şəkildə bu sahədə fəaliyyət aparırlar. Həm şah dövründə və həm indiki islami rejim dövründə uzun bir prosesdə düşünülmüş şəkildə, qanuni və qeyri-qanuni yollarla qeyri-fars millətləri və qeyri-fars əhalini təhqir etməyə, biri-birinin canına salmağa sistematik formada bunları zülm altında saxlamağa, bədbinlik yaratmağa çalışılır. Onları ana dillərində təhsil almaqdan məhrum etməklə bərabər, gigiyen servislərini aşağı saxlamaqla, bekarlığı və narkotik maddələri onların içində yaymaqla, və yaxud qeyri-fars məntəqələrdə iqtisadi dirçəlişə, iqtsadi sərmayələrin buraxılmasına maneə törətməklə və farslara üstünlük verməklə farsnişin yerlərdə yeni iş imkanlarını yaratmaqla, qeyri-fars millətlərin inkişafının qarşısı alınır və onların insan haqları zərrəcə rəayət edilmir, onları insana yox uzunqulağa, tarakana və böcəyə oxşadırlar. Qeyri-fars qadın və uşaq əhalisi – o cümlədən azərbaycanlılar, qeyri-fars kişilərdən bir neçə qat daha artıq təhqir və ayrıseçkiliyə məruz qalır. Bu siyasəti rəsmiləşdirmək üçün hətta filmlər, çəkilişlər, radio və TV verilişləri və qəzetlər buraxırlar və müxtəlif nümunələr o cümlədən qeyri-fars millətlərin nümayəndələrini təlxək və ağılsız, savadsız, işsiz, bacarıqsız, ləyaqətsiz, aşağı məharətli işlərdə göstərməklə onları daha ruhdan salmaq, daha lağa qoyaraq, məsxərə edərək, təhqir etməyə çalışırlar. Bir sözlə desək, onları böyük şəhərlərdən uzaqlaşdırmağa və daha öz üzərində mədəniyyət sahəsində, sivilizasiya karvanının inkişafı yollarında maneə yaratmağa çalışırlar. Fars, panfarsizm və ya fars şovinisti siyasəti yeridənlər, o zamanda ki iranda yaşayan xalqlar öz milli-mədəni hüquqlarını qoruyub saxlamağa heç bir ixtiyarları yoxdur və onlara hər tərəfdən təzyiq edilir, lakin özünü avropa və amerikaya yaxınlaşdırmaq üçün və onların dəstəklərini qazanmaq üçün avropa və amerikaya lazımı yaltaqlıqlar imtiyazlar verməyə həmişə can atırlar. Bir surətdə ki qeyri-fars millətlər o cümlədən azərbaycanlılar ana dillərində yazıb oxumaqdan məhrumdurlar, İran rejimi həm şah dövründə və həm də indiki dövrdə, ingilis dilinin öyrənilməsinə və ya TV və radio kanallarının açılmasına və yaxud onlarla inteqrasiyada geniş miqyasda sərmayə buraxılmasında və bu sahədə xeyli vəsait ayırmaqda səxavətli olmuşdur.

Xatırlatmaq istərdim ki fars şovinizmi qeyri-fars millətlərin əsasən dil və mədəniyyətinə hücum etməklə həmin xalqların dilini nəfy edir və yaxud onları fars dilinin bir ləhcəsi və s kimi tanıtdırır və çalışır ki bu dilləri və yaxud onların dili ilə desək bu “ləhçələri” məhv etsin və aradan aparsın. Onlar, fars dilini azərbaycanlıların ikinci dili də hesab etmirlər. Bəlkə onu azərbaycanlılara ana dili kimi sıramağa çalışır və məktəblərdə izin vermir ki fars dilindən başqa bir dildə tədris olunsun və ya danışılsın. Qeyri-fars millətlər o cümlədən güneylilərin əksəriyyəti, belə bir ziddi-insani siyasətə qarşı mübarizə yolunu seçirlər. Lakin bir iddə də özlərini təhqir olmuş hesab edib və nəhayət fars şovinizminin toruna düşürlər və ona görə ki daha təhqirdən tohindən və öz yaşadığı ana-ata yurdlarında özlərini biganə saymasınlar deyə səhv yolu seçib daha farslaşmağa tərəf hərəkət etməyə çalışırlar və özlərini bu siyasətlə uyğunlaşmağa, farslaşmağa və haqlarından keçməyə boyun qoyurlar və onların siyasətini onların istədikləri kimi həyata keçirməyə, və daha demək olar farsizə olmağa səy göstərirlər. Ana dillərini unutmağa, öz tarixlərini unutmağa, öz mədəniyyətlərinə biganə qalmağa, və yaxud bəzən ata-baba yurdlarını tərk edib mühacirət etməyə çalışırlar və bununla belə bir növ fars şovinizmindən yaxa qurtarmağa çalışırlar ki təbii ki, bu düzgün yol deyil, bəlkə əsas yol bundan ibarətdir ki rejimə və fars şovinizminə qarşı mübarizə edib öz milli höviyyətini qazanıb, öz insani haqlarına sahib olmaq və ayıq-sayıq ata-ana yurduna sahib çıxmaq  və onun tarixi, mədəniyyəti, xalqının dilini, adət-ənənələrini, qoruyub saxlamaqla onları qorumaq strukturlarını yaratmaq, öz milli dövlətini yaratmaq, və milli iqtisadiyyatına fikir verib plan tökmək və nəhayət müstəqil bir insan, müstəqil və azad bir xalq kimi yaşamaq yolunu tutmaq lazımdır. Düzdür fars şovinizmi çalışır ki həmin deforma olmuş insanlardan daha artıq su-istifadə etsin, və hətta onları öz şovinisti siyasətlərini həyata keçirməkdə bir vəsaitəyə çevirsin. Bu cəhdlər yolunda kimsə fars dilində danışırsa gərək hətmən ləhcəsiz ola, özü də tehran ləhcəsində danışsa daha yaxşı olar, qəbul olunar. Iran rejiminin son hədəfi ondan ibarətdir ki, fars dilini azərbaycanlılara ana dili kimi qələmə verərək azərbaycanlılara, Azərbaycan dilinə, Azərbaycan mədəniyyətinə, təhqir ediləndə, azərbaycanlılar heç bir reaksiya göstərməsinlər. Təbii ki bu necə ki şah rejiminin ürəyində qalan arzusu idi, İran islam rejimi də bu məqsədinə çata bilməyəcək. Və keçən ilki, “Haray, haray, mən Türkəm!” şüarı 22 may azərbaycanlıların qiyamında gurultu və əzəmətlə səslənərək, bunu bir daha göstərdi. Xülasə desək, fars şovinizmi milli zülmü həyata keçirən bir idari mexanizmadır ki, müəyyən ideolojiki əsaslara söykənir və şovinizm və rejimlə mübarizə, yəni onun siyasəti ilə mübarizə, onun tarixi və mədəniyyəti, vaqeiyyəti təhrif etməyi ilə mübarizə, onun fəlsəfi təbirləri, təfsirləri və gündəlik siyasəti ilə mübarizə, yaratdığı xalqlara qarşı şəhərlərə qarşı atitüdləri ilə mübarizə və bir sözlə desək, fars istemarçıların bütün siyasi, iqtisadi, mədəni, hərbi və informasiya sistemləri ilə mübarizədir. Və bu mübarizə, Azərbaycan xalqının öz insani haqlarının yolunda mübarizəsi ilə üst-üstə düşür.

Diqqətinizə görə, təşəkkür edirəm!


خرداد آییندا اوز وئرن
 
ملی قیامینین ایل دونومو مناسبتی ایله
منوچهر بی عزیزی ایله دانیشیق

خرداد آینین بیرنه یاخینلاشدیقجا، آذربایجان خالقی و ایران دا یاشایان تورک میلتی اؤزون گئنیش یوروشه (تظاهراتا) حاضیرلاییر. بو هیجانلی گونلر حاقیندا و ایچری ده اولان شرایط دن داها چوخ معلومات آلماق اوچون منوچهر بی عزیزی ایله دانیشیقا اوتوردوق. آقای عزیزی، تبریزدین، اؤز تجربه ائلدیگی شرایط دن و فعالارین حاضیرلیق آپاردیغیندان معلومات وئریر... 


تحليلي بر جريان هاي و زير ساخت هاي سازنده قيام يک خرداد

پنجشنبه,۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶

یازار:   اؤزگور گونئی 

وضعيتي که هم اکنون در آذربايجان حکمفرماست، حاصل سالها مبارزه­ي فعالين و خصوصا دانشجويان آذربايجاني است. هرگز فراموش نمي کنم که چندين سال پيش وقتي تازه به دانشگاه وارد شده بودم آرزو مي کردم که اي کاش تنها و تنها در يکي از محلات شهر تبريز مردم فقط با نام حرکت ملي آذربايجان آشنا باشند. گاها که در گوشه کناري با مردم صحبت مي کردم واقعيتي بسيار دردناک روحم را آزار مي داد و آن عدم درک سخنان ما از سوي مردم بود. مردم بهت زده به سخنان ما گوش مي دادند. اين سخنان نه شبيه موعظه هاي ملاي محل شان بود و نه شبيه سخنان فلان سلطنت طلب فسيل شده. آنها طوري به صورت متکلم مي نگريستند که گويي فردي از کرات دیگر آمده باشد.  باز فراموش نمي کنم دو سال پش در گراميداشت روز مشروطيت در تبريز وقتي جوانان تبريزي زير باتوم نيروي انتضامي از چهار راه آبرسان به طرف چهارراه منصور تظاهرات مي کردند وقتي از روي کنجکاوي از مردم مي پرسيدم اينها چه مي گويند حتي يک نفر نيز متوجه خواستها و شعارهای آنها نمي شد. عده اي فکر مي کردند اينان به نتايج انتخابات رياست جمهوري که يک ماه پيش تمام شده بود اعتراض مي کنند و ديگري دليل آنرا گراني مي دانست. چهارچوب فکري مردم که لزوما با سواد و يا اهل انديشه نيستند را سخنان کليشه اي تلويزيون هاي جمهوري اسلامي و سلطنت طلب و يا خرافات ديني و مذهبي شکل داده بود و اکثريت متفکرين اين ملت دنباله رو متفکرين و احزاب تهران نشين بودند. واقعيت اين است که تنها يک سال ونيم از اين قضايا مي گذرد و فعالين نبايد فراموش کنند که امروز همان روزي است که در کمينش بوديم و آرزويش را مي کرديم. ديگر اصلاح طلب، سلطنت طلب و ملي-مذهبي در آذربايجان جايي ندارد. آنها در مقابل عظمت حرکت ملي ناپديد گشته اند. هم اکنون  تنها دو جبهه در سرزمينمان وجود دارد: جبهه اي که در آن فعالين حرکت ملي مي جنگند و جبهه اي که مرکزيت به رهبري نيروهاي محافظه کار مذهبي در مقابل آن تشکيل داده اند. حرکت ملي ريشه دارترين حرکتي است که تاکنون در بين مردم منطقه ريشه دوانده است و ادبيات سياسي آن نيز بين مردم در حال رواج است. مردم ديگر به متکلم به عنوان موجود مريخي نمي نگرند و اگر سر سخن را با آنها باز کني در مقام موافق يا مخالف کم و بيش حرفهايي براي گفتن دارند. به نظر مي رسد رواج ادبيات سياسي حرکت ملي يکي از مهمترين دستاوردهايي باشد که به آن دست يافته ايم. مردم قبل از اينکه شما با آنها سخن بگوييد پيش زمينه هاي ذهني براي ارتباط با مطلب شما دارند و وقتي حادثه اي اتفاق مي افتد آنها بلافاصله با اين پيش زمينه­ي ذهني آنرا درک مي کنند. کافي است به عکس العمل مردم در قبال اسکناس هاي ۵ هزار توماني بنگريم و از خود بپرسيم واقعا آيا يک سال پيش تصور چنين وضعیتي را مي کرديم. اگر دو سال پيش هر فعالي تصور چنين روزي را مي کرد اشک در چشمانش جمع مي شد و به آن همانند رويايي که بايد براي بدست آوردنش سالهاي سال جنگيد و هزاران هزار شهيد داد مي نگريستند. اگر به تاريخ معاصر نظري داشته باشيم خواهيم ديد که گروههايي همانند مجاهدين خلق و فدائيان براي جلب توجه مردم نسبت به اهداف خود دست به نمايش هاي خونيني زدندکه حاصل آن هزاران کشته بود و تقريبا هيچ حاصلي برداشت نکردند، اما ما هم اکنون به آن دست يافته ايم. چند ماه پيش با يکي از اعضاي طيف اسلام گراي مجاهدين که در زمان شاه ۹ سال و در بعد انقلاب ۳ سال در زندان بوده بحث مي کردم با تمام هيجان رو به من گفت؛ “اين يک حرکت ملي واقعي است” و همين فرد عنوان می کرد که در جلسه ي محرمانه چند روز پيش بهزاد نبوي خطاب به يکي از فعالين کرد گفته بود: “مسئله کردستان چندان مهم نيست بايد از اين ترک­ها ترسيد.” اما صفحه چگونه برگشت؟

غول خفته بيدار مي شود!؟ اين تيتر يکي از مقالات ملي-مذهبي هاي بعد وقايع خرداد بود. هر چند اين تيتر تا حدي بي ادبانه به نظر مي رسد اما درک ايشان از عظمت ملت آذربايجان و روح بيداري ملي که در کالبد آن دميده شده است کاملا صحيح است. حرکت ملي آذربايجان از سالهاي بعد جنگ و بخصوص در دهه ي هفتاد راه بسيار سخت و مشقت باري را در جهت آزادي ملت خود آغاز کرد. فعالين با اميد به آينده در تحمل سختي راهي که شروع کرده بودند اراده اي پولادين داشتند. در حالي که اکثريت قاطع جريانهاي حاکم تنها آنرا شوخي بيش نمي دانستند، دانشگاه آغوش خود را بر روي چنين ايده آل هايي گشود واقدام به ايجاد چارچوب هاي تئوريکي آن کرد. با ايجاد ادبيات سياسي از طريق نشريات عضوگيري اوليه را براي ورود به جامعه با مهارت به پيش برد. اگر در اين مرحله اقدام به فعاليت در خارج دانشگاه مي کرد هرگز نمي توانست از سطح عده اي معدود خارج گردد. با حضور اين ايده در دانشگاه دانشجويان جنبه هاي مدرن و دموکراتيک آنرا بسط دادند به گونه اي که با جذب اصول دموکراتيک و حقوق بشري رقيبي براي گفتمان هاي مدرن گرديد. به علت اينکه دانشجويان از همه طبقه ها و از هر دو جنس مرد و زن هستند، بروز آن در دانشگاه به اين معني بود که نمايندگاني از تمام ملت آذربايجان با اين تفکر آشنا شده­اند. وقتي حرکت ملي با ظهور دوم خرداد به طرح و نمايش خواست هاي خود در فضاي عمومي آذربايجان همانند قلعه ي بابک و نشريات سراسري اقدام کرد، دانشجويان نيز به آن پيوستند و عضوگيري اوليه در فضاي خارج دانشگاه در سطح گسترده آغاز گرديد. اما همه ي اين مسايل زمينه اي بر آغاز سالهاي طوفاني بود که از اوايل سال ۱۳۸۴ شروع گرديد. تاکنون تمام تجمعات يا در داخل دانشگاه و يا در خارج از شهرها در قلعه ي بابک، ساوالان، کاظيم داشي و … صورت گرفته بود. دولت خاتمي در آخرين سال عمر خود تصميم گرفت به فشار گروههاي محافظه کار سنتي گردن نهد و دست به سرکوب مراسم قلعه ي بابک بزند. برخوردهاي شديد در اين روز با جوانان هويت طلب باعث گرديد تا ايده ي کشيده شدن اين مراسم ها به خود شهرها مطرح گردد. لازم است در اين جا از قهرمان مبارز در بند عباس لساني نيز ياد کنيم که پيش از همه در مراسمهاي رسمي مانند مراسم سالگرد ستارخان اقدام به طرح اين مسئله ي جسورانه کرد. تنها يک ماه از اين درگيري گذشته بود که در سالگرد مشروطه عده اي به تعداد ۵۰ تن از جوانان میلليتچي فقط به مدت يک ربع موفق به تظاهرات در خيابانهاي تبريز از چهار راه آبرسان به طرف چهار راه منصور شدند. مسئولان مغرور که چند روز پيش از زبان استاندار آذربايجان شرقي دکتر سبحان اللهي فاتحانه از سرکوب مراسم قلعه ي بابک سخن رانده بودند هرگز براي مقابله با چنين نمايشي پيش بيني هاي لازم را نکرده بودند و بدين ترتيب نيروهاي پليس حاضر در چهارراه آبرسان در ترافيک جا ماندند و جواناني که از حمله نيروهاي پليس خشمگين بودند دست به تظاهرات چند دقيقه اي زدند. آري ديگر تابوها شکسته بود. ديگر هيچ فعالي از عدم امکان تظاهرات هاي خياباني سخن نمي گفت. اين تظاهرات بيش از اينکه بر روي مردم تاثير گذارد بر روي خود اين جوانان فعال تاثير گذاشت و پرستيژ خوفناک و شکست ناپذير حکومت که از سالها قتل عام و تبليغات رسمي و غير رسمي بدست آمده بود در خيابانهاي تبريز لگد مال شد. همه راضي بودند با تعريف لحضات اين چند دقيقه به احساس موفقيتي چند باره دست مي يافتند. هفته بعد جمعه عده اي ديگر از جوانان در کوههاي ائينالي اقدام به برگزاري ميتينگ کردند و حاکميت نتوانست آنها را دستگير کند. سه روز بعد در پارک مزار شهريار عده اي ديگر از جوانان با قوپوز مراسمي را اجراء کردند و مردم نيز ناباورانه سخناني را در وسط شهر تبريز مي شنيدند که تا چند روز پيش حتي در خفي گفتن آن نيز ترسناک بود. بلافاصله در سايت ها تبليغات براي مراسم شهادت شيخ محمد خياباني و ۱۲ شهريور سالگرد تشکيل فرقه دموکرات آذربايجان انجام گرفت. آري آن چند دقيقه تظاهرات خياباني ابهت رژيم را شکسته بود و حاکميت را به سخره گرفته بود. اين همه نمايش خياباني در عرض دو ماه مي توانست هر فرد نکته سنجي را متوجه تغييرات صورت گرفته در اذهان فعالين نمايد. امروز  ديگر حاکميت نه با فعالين بلکه با مبارزين آذربايجاني رودررو بود. ديگر اکنون سبحان اللهي نيز مي بايست اعتراف مي کرد به جاي شکست جريان هويت خواهي آنرا به شهرها کشانده است. هرگز فرياد يکي از دوستاني که بعد از حمله ي نيروهاي حاکميت به جوانان هويت خواه در قلعه بابک را فراموش نميکنم: “بيز نييه بو باتوم لاري داغدا- داشدا يئييروخ (يئييريک)، بيز کي باتوم يئييروخ، تبريزين خياوانلاريندا ييياخ ميللت ده گؤرسون نه­لر اولور.”

اما اين تنها يک طرف قضيه بود يک اتفاق مهم ديگر نيز در حال شدن بود و آن نيز حضور شبکه ي تلويزيوني گون آذ تي وي که از چند ماه پيش کار خود را آغاز کرده بود در مسير پر بيننده تورک ست بود. حاکميت متکبری که عظمت پوشالي خود را نزد فعالين باخته بود، اينبار در حريم خصوصي مردم نيز به بازي گرفته مي شد. اما مسئله اي که حتي نمي توانست تصور آن را داشته باشد خیل جواناني بود که به فعالين پيوسته بودند و به محض تاريکي هوا تمام ديوارهاي شهرها و بخصوص تبريز را با شعارهاي “گون آذ تي وي” ، “اويان تبريزيم” و… مي نوشتند. از نظر حاکميت مردم در حال بد آموز شدن بودند. اينبار نه تنها فعالين بلکه مردم شهر و مهمتر از همه ديوارهاي شهر نيز به صف مبارزه پيوسته بودند. رفته رفته شعارنويسي به تفريحي براي جوانان محلات تبديل شده بود.  اين جوانان به همراه اکثريت مردم تا نيمه شب پاي برنامه هاي گون آذ تي وي مي نشستند و بعد از آن اقدام به ديوارنويسي کرده، صبح نيز با شور و هيجان آنرا براي دوستان خود تعريف مي کردند! مجريان برنامه گون آذ تي وي بصورت ديالوگ دو طرفه با مردم سخن مي گفتند و پاي سخنان آنان مي نشستند. مردم رفته رفته با ادبيات سياسي حرکت ملي آشنا مي شدند و اين قطعا بيش از همه حاصل کار اين شبکه ي ماهواره اي بود. ديگر در خانه يا محل کار بحث و گفتگو در مورد سخنان روز قبل “احمد بي” و يا تماس گيرندگان امري طبيعي بود.

شبکه ي تلويزيوني ماهواره اي تنها يکي از مشکلاتي بود که حکومت در عصر ارتباطات  با آن روبرو شده بود. از چند سال پيش تلفن همراه وارد بازار شده بود و پس از حکومت احمدي نژاد متعاقب افزايش دلارهاي نفتي، دولت با استفاده از شرکت هاي خارجي دست به گسترش سريع اين شبکه کرد. شايد آنها نمي دانستند که به جاي افزايش محبوبيت خود که شديدا به آن  براي ايجاد مشروعيت نياز داشتند، در حال کندن گور خود هستند. مردم ديگر قوي شده بودند. ديگر نمي شد آنها را کنترل کرد. ارتباطات بين مردم افزايش يافته بود و مهمتر از همه فعالين حرکت با ابتکار تحسين برانگيز از SMS براي اهداف خود استفاده مي کردند. مشکلات حاکمیت به اينجا ختم نمي شد چراکه سايت هاي اينترنتي و گروههاي خبري دنياي جديدي را که حکومت نمي توانست کنترل کند ايجاد کرده بودند. اين فضاي مجازي اينترنتي به فعالين اجازه مي داد تا با همديگر و با ديگر کاربران اينترنت بدون اينکه خطري از سوي حکومت آنها را تهديد کند، ارتباط برقرار کنند و اين شبکه ارتباطي باعث بالا رفتن وسعت عمل فعالين شده بود. واقعيت اين بود که با روشهاي کنترل قبلي نمي شد جامعه را در دست داشت.  چراکه زيربناهاي استبداد و خفقان با دگرگوني زيربناهاي جامعه ي ايران و آذربايجان در حال دگرگوني بود و ديگر روبناهاي حکومتي نيز به همراه ذهنيت هاي مردم از عظمت و شکست ناپذیری آن در حال لرزیدن بود.   

سال جديد تحصيلي آغاز گرديد. زمزمه هايي براي اعتراض و تحريم کلاسهاي درس در اول مهرماه شروع شد، اما هيچ نتيجه اي حاصل نگرديد. با گذشت چند ماه معلوم گرديد اکثر دانشگاه ها بجز دانشگاه زنجان و تا حدي دانشگاه اوروميه وضع چندان مناسبي ندارند و عليرغم فعالیت هایی که در سطح شهرها داشتيم دانشگاهها نسبت به سالهاي قبل تحرک کمتري داشتند و با گذر زمان اين مسئله نگران کننده تر مي شد. شايد يکي از دلايل آن عدم ارتباط فعالين سالهاي قبل و فعالين غير دانشگاهي با دانشجويان داخل دانشگاه بود؛ چراکه آنها اکنون فضاهاي مناسب ديگري خارج از دانشگاه در سطح شهرها، روستاها و محلات براي فعاليت يافته بودند. در مجموع مهمترين فعاليت اين سال حول گون آذ تي وي صورت مي گرفت. در پاييز اين سال ما استاد فرزانه را از دست داديم. او وصیت کرده بود که پيکرش را در تبريز به خاک بسپارند. اکثر فعالين به طرف تبريز روانه شدند. جمعيتي نزديک به دو هزار نفر در مراسم تشييع جنازه ي استاد و جمعيت بسيار بيشتري در مراسم ختم شان در مسجد طوبي جمع شدند. از همه طيف ها در مسجد جمع شده بودند اما فشارهاي امنيتي نيز خود نمايي مي کرد. يکي از مهمترين اتفاقات پاييز اين سال ابتکار تحسين بر انگيز يکي از گروههاي فعال حرکت ملي در اوروميه براي اجراي مراسم آتش بازي در سطح شهر بود. اين حرکت نشان مي داد که فعالين بيشتري درصدد کشاندن دامنه خواستها خود به سطح جامعه با اقدامات نمادين بودند. اين مراسم به قدري باشکوه بود که سي دي هاي آن بلافاصله تهيه و بين مردم و فعالين پخش گرديد. حاکميت ديگر تحمل خود را از دست مي داد.  زمستان همين سال “سهند افشاري” يکي از فعالين نام آشناي آذربايجان بصورت مشکوکي در اثر تصادف جان خود را از دست داده بود. ابراز احساسات دوستان هم فکران جوان در قبال فقدان او بسيار متفاوت از قبل بود. هر کسي مي توانست در غم او نوشت و  آغيت ها سرود. مراسم ختم او آنچان سياسي شده بود که سازمان اطلاعات اقدام به دستگيري تعدادي از فعالين کرد. نشريه ديلماج نيز جلسات هفتگي خود را در تبريز حول مسائل مهم آذربايجان تشکيل مي داد . اينک ديگر خارج از دانشگاه فعال تر از داخل مي نمود. عليرغم شيريني ها و تلخي هاي که اين سال با خود به همراه داشت، آزاردهنده ترين مسئله درگيري طيف شمس تبريز با گروهی از فعالین بود. اين مسئله که ريشه در سالهاي قبل داشت با درگيري هاي پيش آماده در روز مشروطه بر سر مزار باقر خان بسيار تشديد شد و تا آنجا پيش رفت که مسئله به فحش و ناسزا گويي در گروهها وسايت هاي اينترنتي کشيده شد و سايت شمس توسط عده اي از مخالفين جوان حک گرديد. سايت شمس رويه بسيار نامناسبي را در تخريب فعالين برگزيد و اقدام به افشای مطالب و نشست هاي سری فعالين کرد. بدترين جلوه اين درگيري اقدام سايت شمس تبريز در جهت افشاي طرح فعالين براي تبديل کردن مراسم تشيع جنازه استاد فرزانه به مراسم باشکوه در خيابان هاي تبريز بود.

روزهاي سرد زمستان با ورود به ماه اسفند براي فعالين روزهاي پر حرارت و پر شورتري را به همراه داشت. دوم اسفند  روز جهاني زبان مادري در حد قابل توجهي گرامي داشته شد. چند روز نگذشته بود که حادثه اي خارج از تصور در خيابان هاي تبريز روي داد. چند ساعتي از ظهر نگذشته بود که عده اي از فعالين در مقابل خليفه گري ارامنه در تبريز جمع شدند و با شعارهاي الله اکبر در اعتراض به اشغال اراضي جمهوري آذربايجان در قره باغ و روز قتل عام مردم شهر خوجالي دست به تضاهرات خياباني زدند. دقايقي چند شعارهاي ملي به شعارهاي مذهبي افزوده شد. در عرض چند دقيقه هزاران نفر از اطراف به جمعيت پيوستند و حاکميت سراسيمه جمعيت تظاهرات کننده را نرسيده به چهارراه شهناز متفرق کرد. مردمي که از هر سو به چهار راه شهناز رسيده بودند نزديک به ده هزار نفر بودند. ديگر زمان تظاهرات هاي چند ده نفري چند ماه پيش نبود و حرکت ملي مي توانست بر روي تظاهرات هاي چند هزار نفري در خيابان ها حساب باز کند. اکنون ارزش اقدامات جوانان جسور آذربايجاني که در تابستان اين هراس بي مورد از حاکميت را شکسته بودند و قدرت تاثير عمومي گون آذ تي وي بيش از پيش آشکار مي شد. سال پر بار ۸۴ بدين ترتيب به پايان رسيد. و سال ۸۵ با تکيه بر دستاوردهاي سال قبل روزهاي جاودانه و پر خاطره اي را براي جنوب رقم زد.

باز اولين حادثه سال جاري با پيش گامي جوانان تبريز و تبليغات گسترده ي گون آذ تي وي آغاز گرديد. ۱۱ فروردين مصادف با قتل عام مردم باکو (که فعالين آگاهانه آنرا به قتل عام مردم شهرهاي اوروميه، سلماس و خوي ربط دادند) بدست ارامنه در سالهاي قبل جنگ جهاني اول بود. قرار بر اين شد که در اين روز مردم در مقابل خليفه گري حاظر شوند اما اينبار حاکميت بايد عکس العمل مناسبي از خود نشان مي داد چراکه تظاهرات در شهر تبريز به امري عادي و کاملا ممکن تبديل شده بود. تمام خيابان هاي منتهي به چهارراه شهناز تحت کنترل قرار گرفت و صدها تن دستگير شدند. اين تجمع ناموفق نشان داد که فعالين توان حاکميت را کاملا دست کم گرفته اند. شبکه ي گون آذ تي وي نيز متعاقب مذاکره مقامات حکومت ايران با مقامات ترکيه از مسير تورک ست خارج گرديد و ديگر حرکت ملي مي بايست ادامه ي راه را بدون تاثير گسترده ي آن ادامه مي داد. اين شبکه با پخش در مسير تل استار مخاطبان بسيار محدودتري داشت اما همچنان به عنوان وزنه تاثير گذار محسوب مي گرديد.  با آغاز به کار دانشگاهها در ماه فروردين عده اي از دانشجويان و تعدادي از دانش آموخته گان سالهاي ۷۰ اقدام به نام گذاري ۱۹ ارديبهشت مصادف با اعتراض و تظاهرات دانشجويان دانشگاه تبريز بر ضد طرح پرسشنامه ي فاصله اجتماعي  به عنوان روز دانشجوي آذربايجان کردند. اما تحرک چندان مناسبي در دانشگاهها صورت نگرفت وتنها در دانشگاه زنجان، مراغه و تا حدودي تبريز دانشجويان اقداماتي براي بزرگداشت آن انجام دادند و مخالفت عده اي از فعالين قديمي بخصوص در تهران باعث بايکوت آن و تمرکز فعالين جوان براي قبولاندن آن به خود فعالين حرکت شد. عليرغم تمام مشکلاتي که در طرح و قبولاندن اين روز به فعالين حرکت به وجود آمد و باعث ازدست رفتن فرصتها براي اقدامات جدي در بزرگداشت اين روز شد اما نفس اعلام اين روز باعث ايجاد هويتي جديد در قالب حرکت ملي شد. اين هويت نوظهور که خود را با عنوان “جنبش دانشجويي آذربايجان” شناساند، نقش محوري در آغاز اعتراضات خرداد بر عهده گرفت. هويت جديد، فعالين دهه هفتاد را با فعالين دهه هشتاد(شمسي) در حول محور جنبش دانشجويي متحد کرد. دانشجويان تازه هويت يافته بر اساس تعريف هاي جديد به فعالين قبل خود احساس تعلق کردند و فعالين سالهاي هفتاد احساس شيرين تداوم را در وجود خود درک نمودند. در فضايي از شور و شعف و معنايابي، جنبش دانشجويي آذربايجان خود را حاضر مي کرد که با محور قرار گرفتن در اعتراضاتي که تنها چند روز بعد آغاز گرديد نقشي جاودانه بر تاريخ آذربايجان رقم زند. در ضمن فراموش نکنیم اين روزها مصادف با اعلام موجوديت تشکيلات مقاومت ملي آذربايجان (AMDT)  نيز بود. اين تشکيلات تازه تاسيس که کاملا مخفيانه کار مي کرد در روزهاي منتهي به خرداد تلاشهاي قابل وصفي از خود به خصوص در شهر اوروميه به نمايش گذاشت.

خرداد چگونه آغاز گرديد؟

ساعت ۴ عصر شنبه ۲۳ ارديبهشت در اتاق دانشجويي­مان در يکي از خوابگاههاي تهران نشسته بوديم. اتفاقا در مورد ۱۹ ارديبهشت و فرصت از دست رفته براي گراميداشت اين روز سخن مي گفتيم که بلندگوي خوابگاه صدا زد: فلاني! تلفن!

آن طرف تلفن يکي از دوستان دانشجوی دانشگاه اوروميه بود. بلافاصله بعد از سلام گفت که

روز يکشنبه اين نشريه را در سايت شمس تبريز ديدم! توهينهاي از اين بزرگتري نيز قبلا صورت گرفته بود و اعتراضاتي هم شده بود اما فقط بهانه جويي دانشجويان مي توانست توجيه گر اين عکس العمل که هنوز در حال شروع بود باشد. شب با دانشجويان دانشگاه تبريز نيز صحبت کرديم. يکشنبه، ۲۴ اردبهشت، عده اي از فعالين دانشجوي دانشگاههاي اوروميه و تبريز دست به تحصن زدند و روز بعد هزاران نفر از دانشجويان اين دانشگاهها براي اعتراض در صحن دانشگاه حاضر شدند. بزرگترين تجمع دانشجويي در دانشگاه تبريز با حضور بيش از ۵ هزار تن از دانشجويان برگزار گرديد و شعار زيباي” گونش حله سؤنمه ييب!  آنا ديليم اؤلمه ييب” را سر دادند. دانشجوياني که از چند روز پيش  به انتخاب شعار “ستارگان پارسي” براي تيم ملي معترض بودند و حتي پارچه نوشته هايي نيز براي اعتراض به آن آماده کرده بودند به صف معترضين پيوستند.

بلافاصله پس از تحصن دانشجويان در دانشگاههاي تبريز و اوروميه اين پيام کوتاه را ارسال کرديم:” تبريز و اورمو اؤيرنجي لري صاباح تحصن ائده جک لر! سس لرينه سس وئره ک!” و بي هيچ ترديدي بلافاصله جوابهايي از سوي فعالين توپلوم و ديگران ارسال گرديد:” اولدو! هاچان؟ هارا؟” بي شک همه اهميت فرصت بدست آمده براي اقدام همه جانبه در دانشگاهها همانند اعتراض ۱۹ ارديبهشت سال ۷۴ را درک کرده بودند. ما مي توانستيم روزهاي باشکوه سال ۷۴ را تکرار نماييم. اعتراض ها بصورت خستگي ناپذيري به مدت يک هفته در دانشگاههاي تهران، آزاد تبريز، تربيت معلم تبريز، علامه طباطبايي، امير کبير، خواجه نصير، رشت، بيرجند، اصفهان، همدان، قزوين، زنجان، اردبيل و…. بدون وقفه ادامه يافت. تداوم اين اعتراضات با اعتراضات بعضي از نمايندگان، پخش اعلاميه ها، ارسال پيام هاي تلفني، فعاليت مناسب سايت هاي اينترنتي و شبکه ي گون آذ تي وي باعث آگاهي عموم مردم از اين مسئله شد. روز ۲۸ ارديبهشت شايعاتي مبني بر تحصن بازار در تبريز پخش شد. اما اين کار عملي نگرديد. تحصن هاي دانشجويي به دانشگاههاي پيام نور و آزاد شهرستانها نيز کشيده شد. فعالين شهرستان خوي تصميم گرفتند تحصن خود را در مرکز شهر برگزار کنند. روز ۳۰ ارديبهشت ساعت ۵ بعد از ظهر اولين اعتراض خياباني در شهرستان خوي به مدت يک ربع با موفقيت انجام شد. تظاهرات بعد از دقايقي سرکوب گرديد و عده اي نيز ضرب و شتم و عده ديگري دستگير شدند. بلافاصله فعالين براي مقابله با هراس به وجود آمده از سرکوب و ضرب و شتم مردم تظاهرات کننده در خوي خبري با اين مضمون را ارسال کردند.”قاضي خويي تظاهرات را حق مردم معترض خواند و آنها را آزاد کرد.” اين تظاهرات مي توانست در شهرهاي ديگر نيز اتفاق بيفتند از اينرو برنامه ريزي براي تظاهرات در شهر تبريز آغاز گرديد. دانشجويان روزها اقدام به تظاهرات مي کردند و بعد از اتمام آن شروع به ارسال خبر به سايت هاي اينترنتي و پخش اعلاميه در شب ها مي کردند؛ روزهايي که فرصتي براي استراحت وجود نداشت. خبرهايي مبني بر تظاهرات مردم تبريز در روز ۱ خرداد در روز دوشنبه و بستن بازار از سوي بازاريان در تبريز در سايت هاي اينترنتي و پيام هاي کوتاه تبليغ گرديد: تحصن روز ۱ خرداد، ساعت ،۴ مقابل راستا کوچه. تا ساعت ۴ کسي نمي توانست اين چنين روز باشکوهي را حدس بزند. ساعت ۴ فعالين همه در خيابانهاي منتهي به راستا کوچه بودند. بلافاصله هسته اوليه در راستا کوچه، آبرستان، بازار، جلوی استانداري تشکيل شده و مردم به حرکت در آمدند و مهمترين حادثه تاريخ معاصر آذربايجان را ساعت ها در خيابان هاي تبريز به نمايش گذاشتند. روز بعد اوروميه در اعتراض به کاريکاتور و براي بزرگداشت ياد شهداي روز قبل تبريز به خيابان ها آمدند. آنها فریاد می زدند ” قالخ آیاغا وطن داش  تبریزده اؤلدو قارداش” و “اورمو اویاقدی تبریزه دایاقدی”. روزهاي بعد شهرهاي مرند، مياندوآب، اهر، زنجان ياد شهداي اوروميه و تبريز را درخيابان ها گرامي داشتند. در روز ۴ خرداد سولدوز قهرمان با تقديم ۱۴ شهيد روزي سرشار از حماسه را در تاريخ آذربايجان رقم زد. در مشکين شهر شهيد عابديني به خون غلتيد. در تارم، ماکو، مراغه… تظاهرات هاي خياباني و دانشگاهي صورت گرفت. اما همه منتظر شهر شاه اسماعيل صفوي بودند. روز ۶ خرداد روز موعود بود. حاکميت نيروهاي خود را قبل از ظهر در خيابانها براي قدرت نمايي به حرکت درآورد. بعد از ظهر موعد قدرت نمايي مبارزين حرکت ملي آذربايجان بود. عباس لساني فرزند قهرمان وطن بر دوش فعالين حرکت با فريادهاي حق خواهانه خود کليد حرکت را در روزي زد که حکومت رودروي مردم و امام جمعه رودروي لساني ايستاده بود. دقايقي بعد سيل مردم اردبيل در خيابانها به خروش آمدند و حاکميت و امام جمعه بايد زانوي تسليم بر زمين مي گذاشتند و منتظر فرصتي مي بودند تا کفتار صفتانه بر سر لساني ها بريزند و انتقام شکست مبارزه رودرو را بگيرند. روز هفتم خرداد آخرين تظاهرات بايد مقابل مجلس در تهران صورت مي گرفت. ساعت ۱۰ صبح براي اين اعتراض انتخاب شد. مردم از شهرستانها بسوي تهران حرکت کردند. شب سران نظام براي مقابله با تهديدي که يکي از ارکان نظام يعني مجلس را تهديد مي کرد تشکيل جلسه دادند. اعلمي به بهانه ي سفر به هندوستان از تهران دور شد و نمايندگان ساعت ۶ صبح دستوري بي سابقه را صادر کردند. مجلس نماد دموکراسي بوسيله نيروهاي سپاه اشغال شد. چهار لشگر سپاه و صدها اتوبوس لباس شخصي در منطقه حاضر شدند. مترو براي ساعاتي تعطيل شد و اشتباهات ديگري که در تعيين ساعت نامناسب و مکان مناسب پيش آمده بود باعث گرديد پر هزينه ترين روز تظاهرات ها براي فعالين رقم بخورد. عليرغم تجمع بيش از هزار نفر در ساعات اوليه مردم نتوانستند خود را به محل برسانند و تظاهرات به سختي سرکوب گرديد. در عصر روز هفتم ما با وجدانی آسوده و غمگین در ازدست دادن بسیاری از مبارزین و دستگیری هزاران تن از آنها تلاش های خود را برای آزادی دوستان در بند آغاز نمودیم.  

AzadTabriz

نامه سرگشاده مجمع دانشگاهیان آذربایجانی به دکتر اعلمی - نماینده مردم تبریز

چهارشنبه,۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۶

بسمه تعالی

جناب اقای دکتر اعلمی – نماینده مردم تبریز

با سلام، پیگیریهای شجاعانه جناب عالی در خصوص حوادث خرداد ماه سال گذشته آذربایجان که در پی اعتراض خودجوش و میلیونی آذربایجان علیه شونیسم و سیاستهای تبعیض آمیز ملی به خاطر بی درایتی و بی سیاستی مسئولین امر به خشونت گرائید و در این راستا دهها تن از مردم بیگناه آذربایجان کشته و زخمی و صدها نفر نیز بازداشت و زندانی گردیدند. همواره از طرف عموم ملت بویژه دانشگاهیان و دانشجویان مورد تشکر و تقدیر بوده است که نمود واضح و عینی آن استقبال پرشور دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی تبریز (خرداد ماه سال ۱۳۸۵) و تشویق بیش از شصت هزار تماشاگر فوتبال در بازی اخیر تیم تراکتورسازی در تبریز می باشد

مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ضمن تقدیر و تشکر از جنابعالی اعلام می دارد که در این راستا بویژه طرح سؤال جنابعالی از وزیر کشور و عدم حضور ایشان در مجلس جهت پاسخگویی و شکایت از جنابعالی به دادگاه کارکنان دولت، همواره از جنابعالی و اقدامات شما حمایت خواهد کرد و در صورت لزوم اقدامات لازم را به عمل خواهد آورد.

مجمع دانشگاهیان آذربایجانی

۱۳۸۶/۲/۲۶

AzadTabriz

www.turkiran.com


ترک یا آذری ، کدام صحیح است

رادیو اسرائیل و استفاده از الفاظ پانفارسها,القابي است که شوونيسم فارس براي زدودن مالکيت تاريخي ملت تورک آذربايجان مورد استفاده قرار ميدهد

RadioIsrael RezaPahlaviTalab

VA

1 Khordad, Azerbaijan 2007

گوش کنيد...

روزنا مه نگاران و روشنفکران مزدور فارس نه اینکه نمی توانند بلکه مطلقا نمی خواهند که ملت آذربایجان را درک کنند. آنها با بی شرمی تمام ملت سی میلیونی تورک را تحت عنوان آذری زبانها خطاب می کنند. گویا گوش آنها صدای خروشان این ملت را که

 فریاد می زند

 " هارای هارای من تورکم" را نمی شنوند


۱ خرداد ۱۳۸۶ ٫ تبريز قياميندان ايلک ويديو

فايلي بوردان داونلود ايلييون: [1] کليک ايلييون



به مناسبت اول خرداد، سالگرد قیام ملی
مصاحبه با آقای حسن ارک
درباره تظاهرات و اعتراضات خلق آذربایجان
   از رادیو برابری


خردادین بیرینده
قوجامان تبریزده
میلی قیامین ایل دؤنومو مناسیبتی ایله اعتراض یوروشلریندن ویدئو کلیب لر
1         2        3        4  


خردادین بیری، آذربایجانین ملی قیامینین ایلدؤنومو مناسیبتی ایله
آذربایجان شهرلریندن اعتراض راپورلاری
آمریکا رادیوسوندان  


خرداد آیینین گئنیش قیامینداکی شعارلارین آنالیزی

 

 

یونس شاملی

آشاغی داکی یازی، استکهلم دا، دورنا درنگی نین بیر خرداد، آذربایجانین ملی قیامینین ایل دؤنومو مناسیبتینه گئچیرن سمینارداکی دانیشیق دیر.

 

بوگونکو ایرانین تازا تاریخینده، آذربایجان خالقینین و تورک میلتی نین وارلیغی بیرینجی دفعه 1324 ایلینده و ملی حکومتین یارانماسی ایله یئرین آچمیشدیر و بیرنجی دفعه اولاراق آذربایجان تورکو، اؤز اراضی سینده،  یاریمچیلیق دا اولموش اولسا، سیاسی حاکمیتن یاراتمیشدی. ملی حکومتین قیسسا زامان دا آذربایجانین اینکشافینا، سوسیال، سیاسی، ایقتصادی و مدنی عرصه لرده جدی آتلیملار آلتمیشدی. آمما بین الخلق سیاسی و حربی (نظامی) قوه لر، ایکینجی دنیا ساواشیدندان سونرا، دنیا بؤلوشمه لرینده، آذربایجان خالقی، ان شانس سیزخالق لاردان بیر ایدی و بو اساس دا آذربایجانین ملی حکومتی بو دنیا بولوشمه لرین قوربالییغی اولدو.

 

خالقیمیز قانینا بلشدی، قاچانلار قاچیب دیدرگین دوشدو، اؤلن لر اؤلدو، توتولانلار ان اوزون حبس لره معروض قالدیلار، ائله کی صفرخان، یالنیز ایراندا یوخ، بلکه دونیادا ان اوزون حبسی چکن بیر سیاسی محبوس کیمی آدلاندی. دنیانین ان اوزون سیاسی محبوسو، پهلوی سلاله سینین ان ییرتیجی، و آنتی تورک ماهیتین آیدینجا گؤستردی. قالان لار آغیر باسقییا معروض قالدیلار. آغیزلارتیکیلدی، سؤزلر اورکلرده قالیب، سسلرده باتیریلدی. اوزون زامان قارانلیق آذربایجانی چورقالادی.  

 

بو همان آذربایجان دی. او آذربایجان کی، اؤز ایراده سی ایله، مین ایللر بویو، هم گئچن، کهنه  تاریخ ده امپراطورلوقلار و هم ده یئنی تاریخده مدرن حرکتلر، مستقیل دولت، مشروطیت اینقلابی و ملی حکومتی، یاراتمیشدی.

 

گئچن ایلین خرداد آیی نین محتشم میللی قیامی، آذربایجان خالقی نا تاریخی باخیمندا بیر اؤزللیک وئیریر. او اؤزللیک تورک آذربایجانین وارلیغین گؤسترمه و او وارلیغی خالقین گئنیش یوروشو (تظاهراتی) ایله ثبوته یئتیرمه ایدی.

 

آیدین اولاسی آذربایجان خالقی و تورک میلتی بللی فاکت لارا گؤره، گئچن هشتاد ایلده کی تاپتالانماق (سرکوب) و آسیمیلاسیون سیاستی اساسیندا، دانیلمیش بیر دوروما گلمیشدیر. چون کو، دانیلماسایدی، بیرلیکده، هر یئرده، تامام شهر و کندلرده اوجا سس ایله "هارای هارای من تورکم" دئمزدی.

 

خردادین قیامی، آذربایجانین ملی دمکراتیک حرکاتی نی سیاسی جهتدن داها دا درینلشدیردی و آذربایجان اؤز مقدراتینا حاکیم اولماسی هر آیدین آذربایجانلییا اؤز مباریزه سینده،  بیر جیدی موتیو وئریدیجی فاکتا چئویریلدی. آیدینلاشدی کی، آذربایجان خالقی و تورک میلتی یالنیز اؤز سیاسی قوه سینه دایاناراق حاقلارین الده ائده بیلر.

 

آذربایجانین میللی قیامی، هم ده، خرداد آییندا بیر مهم مسئله نی، هم ایچریده، هم ده خاریجده ثبوته یئتیردی و گوستردی کی اسلام جمهورتی نین دیکتاتورلوق ماهیتی ایکی مهم اساسا دایانیر، "شعیه دینچیلیگی" و "فارس ایریق چیلیغی" (راسیزم). خردادین قیامی، آچیق جاسینا، گؤستردی کی، ایران اسلام جمهوریتی،  دین و فارس راسیزمی اساسیندا قورولان بیر دیکتاتورلوقدور. بونا باخاراق، فارس ادلانان اؤپوزیسیونون ، ان ایده آل ایستکلرین نظره آلساق دا، اونلار یالنیز ایران دا دینجی دیکتاتورلوغا سون قوماق و اونون یئرینه لائیک بیر حاکیمیت قورماق دیر.  آمما همان اوپوزیسیون او حاکمیتین شونیست - راسیستی ماهیتین دگیشمک ایسته میر. فارس اپوزوسیونو، خرداد قیامیندا حقیقتاً هویوخموشدو، گیجل میشدی، چون او قیامین ایستکلری کی اؤزون، "اؤلوم اولسون فاشیسته اؤلوم اولسون شوونیسته" شعارلاری ایله ایضاح ائدیردی، فارس اوستولوک آرزوسونا سون قوماق معناسیندا ایدی. آذربایجانین آنتی راسیستی اوجا سسی "اؤلوم اولسون آپارتایدا" آذربایجانین ملی دمکراتیک حرکتینین، اینسانی هدفلرین و دمکراتیک ایستکلرین گؤستریردی.

 

خرداد آیینین قیامی، آذربایجانین ملی دمکراتیک حرکاتین و ایران تورکلرینین ایستکلرین آذربایجان و ایران اجتماعیاتینا بیر طرفدن و دنیا اجتماعیاتینا بیر باشقا طرفدن گوستردی. آمما، بو حرکتین چوخلو قوت نکته لرینه باخمییاراق، اونون ضعیف نکته لری و پروبلم لری د