| ۲۴ خرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۷:۲۶ | تعداد بازديد: 965 | كد خبر: ۶۹۲۵۶ |
ابوذر
ابراهيمي تركمان
سفر قربان
قلي بردي
محمداف، رئيسجمهوري
تركمنستان
به كشورمان،
از آن رو كه
نخستين سفر
وي به ايران
است، اهميت
دارد؛ اين
سفر، پس از سه
سفر ايشان به
مكه معظمه،
روسيه و
قزاقستان
بوده و به
همين سبب،
مهم دانسته
ميشود.
بردي محمداف،
هماكنون
رهبري كشوري
را به عهده
دارد كه
قابليتهاي
فراوان و
توانمنديهاي
بالقوهاش
در زمينه
منابع سرشار
نفت و گاز و
نياز جهان
كنوني به اين
منابع، سبب
شده است تا
كشورهاي
بسياري،
برقراري
ارتباط با
اين كشور را
در اولويت
سياست خارجي
خود قرار
دهند. تركمنستان
از زمان
استقلال در
سال 1991 فراز و
نشيبهاي
فراواني را
پشت سر نهاده
است و به كمك
رهبري
نيازاف، رهبر
اقتدارگراي
آن كشور، كه
بيست و يك سال
بر اين كشور
حكم راند،
توانست خود
را به عنوان
كشوري
تأثيرگذار در
منطقه به
اثبات برساند
و هماكنون
با كم كردن
فاصلهاش با
دو كشور برتر
آسياي مركزي؛
يعني
ازبكستان و
قزاقستان به
سمت برابري
با آنان در
حركت است و
حتي ديگر ترديدي
در برتري از
دو كشور ديگر
آسياي مركزي؛
يعني
تاجيكستان و
قرقيزستان
وجود ندارد.
بردي محمداف
در آغاز
حاكميتش بر
تركمنستان در
اواخر سال
گذشته، به
تداوم راه
صفر مراد
نيازاف تأكيد
كرد و وعده
اصلاحات، به
ويژه در
زمينه مسائل
فرهنگي را به
مردمش داد. وي
كوشيد با
جانبداري از
برگزاري
انتخابات
سراسري در
كشورش از
پشتوانه آراي
مردمي نيز
بهره گيرد و
حتي در آگهيهاي
تبليغاتياش،
تلاش نكرد تا
تبليغات خود
را در كنار
نامزدهاي
ديگر به شيوهاي
تغيير دهد كه
شايبه برتريجويي
از آن به مشام
برسد.
گويا، بردي
محمداف، توجه
بيشتري به
موضوع فرهنگ
داشته و وعدههاي
اوليه او پس
از انتخابش،
عموما در
محدوده
اصلاحات
فرهنگي بوده
است. او وعده
داد كه
استفاده از
اينترنت را
كه تا پيش از
آن براي مردم
كشورش
محدوديت
داشت، در حد
وسيعي آزاد
بگذارند و
درسهاي
جامعهشناسي
و ورزش را به
دروس
دبيرستان
بازگرداند و
سالهاي
آموزش عمومي
را از نه سال
به ده سال
افزايش دهد.
به علاوه به
فرمان بردي
محمداف در
اوايل خرداد
امسال،
كنفرانس بينالمللي
جارالله
زمخشري در
شهر «داشآغوز»
تركمنستان
برگزار شد.
رويكرد
فرهنگي وي،
نشان از آن
دارد كه او
خلأ بزرگي در
كنارهگيري
كشورش از
موضوعات
فرهنگي احساس
كرده است كه
بايد به نوعي
مرتفع شود. وي
هرچند
تحصيلكرده
رشته
داندانپزشكي
است، به دليل
حضور ده سالهاش
در كابينه
نيازاف به
عنوان وزير
بهداشت و
درمان،
توانسته است
راههاي
تعامل بينالمللي
را از نزديك
تجربه كند و
حتي با
بازگرداندن
برخي از
مسئولان كه
در زمان
نيازاف از
كار بركنار
شده بودند،
به نوعي بر
آزادانديشي
خود تأكيد
كرد.
بردي محمداف
با تأكيد بر
آراي خود،
بلافاصله پس
از نشستن بر
اريكه قدرت،
اصلاحات مورد
نظر خود را
آغاز كرد و تا
حدودي كوشيد
وعدههاي
داده شده را
به مرحله عمل
نزديك سازد.
وي همچنين در
آغاز تصدي
پست رياستجمهوري
تركمنستان بر
تحكيم روابط
دوستانه با
همسايگان
تأكيد نمود و
آن را از
اولويتهاي
سياست خارجي
آن كشور
قلمداد كرد.
سفر وي به ايران،
ميتواند
زمينه مناسبي
براي تحكيم و
گسترش و
توسعه روابط
همه جانبه
فراهم آورد.
تحكيم روابط
سياسي و
فرهنگي
جمهوري
اسلامي ايران
با تركمنستان
به دلايل زير
ضروري است:
نخست: تركمنستان
همسايه
ايران و
داراي مرزهاي
مشترك طولاني
با كشورمان
است. اين
مسئله براي تركمنستان،
كه مركز چهار
استان از پنج
استانش در
نوارهاي مرزي
مشترك با «ج. ا. ا»
قرار دارد،
از اهميت
بيشتري
برخوردار است.
اين كشور با
افغانستان،
ازبكستان و
قزاقستان نيز
همسايگي دارد
و تنها يكي از
مراكز استان
پنجگانه اين
كشور به
مرزهاي
قزاقستان
نزديك است و
ديگر مراكز
استانهايش
به ايران
نزديكترند
تا به ديگر
همسايگان.
همچنين وجود
كوير «قره قوم»،
كه بزرگترين
كوير دنيا پس
از كوير ليبي
است، در داخل
خاك اين
كشور، سبب
شده است تا
شهرنشيني به
حاشيههاي
مرزي پس زده
شود و در اين
ميان، مناطق
نزديك به ايران
از شرايط
مطلوبتري
براي
شهرنشيني
برخوردارند و
از همين روي،
تقارب مرزي
ايران و تركمنستان،
نه تنها صرفا
در مرز، بلكه
در جمعيت و
شهرنشيني بيش
از تقارب تركمنستان
با ديگر
همسايگانش
است؛
بنابراين، تركمنستان
به طور طبيعي
براي ايجاد
روابط پيشگام
خواهد بود و
تلاش خواهد
كرد تا نسبت
به استحكام
اطمينان بخش
اين روابط
بكوشد و در
اين ميان،
جمهوري
اسلامي نيز
ميتواند
همان گونه كه
در آغازين
سالهاي
استقلال تركمنستان
با بهرهگيري
از ديپلماسي
موفق به
پيروزي خوبي
دست يافت، در
مديريت اين
تحكيم روابط
پيشگام باشد.
دوم: اشتراك
قومي بخشي از
مردم استانهاي
شمالي
كشورمان با
مردم
تركمنستان در
نزديكي دو
كشور به
يكديگر بسيار
با اهميت
است، به همين
سبب، تحكيم
روابط سياسي
اقتصادي و
حتي فرهنگي
دو كشور، ميتواند
از پشتوانه
امكانات
بالقوهاي كه
هر دو كشور از
آن بهرهمندند،
برخوردار
باشد؛ اين يك
ضرورت است،
چه آنكه در
صورت تحكيم
روابط، آرامش
بسيار مطلوبي
در قوميتها
و استفاده از
تواناييهاي
بالقوه آنان
پديد آمد يا
نيايد.
سوم: ايران
راه بسيار
خوبي براي
صادرات گاز تركمنستان
است و هيچ يك
از طرفين در
اينكه انتقال
گاز
تركمنستان از
راه ايران،
اقتصاديتر
است، ترديد
ندارند و اگر
روبط دو كشور
به سطح
مطلوبي برسد،
ميتوان چشم
اميد داشت تا
تركمنستان
در پذيرش
آراي مخالفان
و روي آوري به
نظريات كساني
كه گذر خط
لوله گاز از
ايران را به
صلاح نميداند،
با تكيه بر
روابط تحكيم
يافتهاش با
ايران، تصميم
درستي بگيرد
و از در پيش
گرفتن موضعي
كه بر پايه
آن، براي
بهرهگيري از
قدرتهاي
منطقه به ايران
نزديك شود و
براي بهرهگيري
از ايران به
آنان روي خوش
نشان دهد،
پرهيز كند.
چهارم:
اشتراكات و
نزديكي
فرهنگي دو
كشور، بيش از
آن است كه
بتوان آنها
را ناديده
گرفت و در
مناسبات دو
كشور به آنها
بيتوجه ماند.
شهرهاي
ابيورد، مرو،
خوارزم و
نسا، شهرهاي
بسيار با
اهميت فرهنگي
در تركمنستان
بودهاند و
مشاهيري چون
مختوم قلي
فراغي،
ابوسعيد
ابوالخير،
انوري
ابيوردي،
كسايي مروزي،
نجم الدين
كبري، خواجه
يوسف همداني،
جارالله
زمخشري،
مشاهيري
هستند كه هر
دو ملت به
داشتن آنان،
سالها به
خود باليدهاند.
اين موارد و
هزاران
اشتراك
فرهنگي ديگر
را نميتوان
در مناسبات
سياسي هم
ناديده گرفت.
در سالهاي
پس از
استقلال
تركمنستان در
سال 1991 همواره
جمهوري
اسلامي
ايران،
كوشيده است
تا روابط دو
كشور را
گسترش دهد و
با تبادل
هيئتهاي
گوناگون
فرهنگي و
هنري در
راستاي تحكيم
روابط فرهنگي
بكوشد.
موافقتنامه
فرهنگي بين
دو كشور در
همان آغازين
روزهاي
برقراري
روابط سياسي
به امضاي
طرفين رسيد و
از آن پس نيز
بر پايه چنين
موافقتنامهاي،
مبادلات
فرهنگي
فراواني شد.
هرچند در
پارهاي
موارد، تركمنستان
به دليل ترس
از
تأثيرپذيري
مردمش، كه
البته از
ديدگاه
ناظران بيطرف
هراس بدون
پشتوانه
خوانده ميشود،
در توسعه اين
روابط، سستي
به خرج داده
است، باز هم
ميتوان با
اين رويكرد
كه اين
شخصيتها و
مشاهير،
متعلق به
جهانند، در
اين باور
تجديدنظر كرد.
نگارنده به
ياد دارد كه
سالها پيش،
تركمنها به
دليل اين كه
نام شهرها و
مشاهيرشان را
از منابع
روسي گرفته
بودند، حتي
در نگارش آن
نامها، به
گونهاي عمل
ميكردند كه
معني آنها از
ياد ميرفت،
چرا كه منابع
روسي، بدون
هيچ تعلق
خاطري براي
زدودن نامهاي
عربي و
فارسي، تلاش
فراواني از
خود به كار
برده بودند.
مردم تركمنستان
ياد و خاطره
بسيار خوبي
از زيارتهايشان
در مشهد مقدس
دارند و
اعتقاد آنان
به امام رضا (ع)
كه به نام «قيزيل
امام» از او
ياد ميكنند،
ستودني است.
در روستاهاي
دوردست
تركمنستان،
ميتوان نام
و ياد امام
رضا (ع) را از
ايشان شنيد؛
هرچند بسياري
نميدانند كه
روزگاري امام
رضا (ع) در شهر
مرو ميزيسته
است.
بنابراين،
زمينه فعاليتهاي
مشترك
فرهنگي، بستر
خوبي براي
تحكيم روابط
به شمار ميآيد،
ولي
متأسفانه،
هنوز اين
روابط،
نتوانسته است
به جايگاه
مطلوب خود
نزديك شود.
اميد است در
اين سفر با
توجه به
رويكرد مثبت
آقاي بردياف
به امر
فرهنگ، بتوان
دستيابي به
تفاهم مشترك
فرهنگي را در
دستور كار
قرار داد.
Baztab