ديدگاه غير منتظره يوناني‌ها درباره فيلم 300


رايزن فرهنگي ايران در آتن

۱۰ خرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۶:۱۴ تعداد بازديد: 12074 كد خبر: ۶۸۲۷۵

سيد محمدرضا دربندي

هنگامي که در مارس 1988، «فرانک ميلر»، آخرين بخش کتاب طنزش را تدوين و منتشر ‌مي‌نمود، به هيچ وجه گمان نمي‌کرد در مارس 2007 از اين مجموعه، فيلمي ساخته و اکران شود که حرف و حديث‌هايي براي او، کتابش، کارگردان و شرکت توليدکننده به دنبال داشته باشد.
فيلم که به نمايش درآمد، رسانه‌هاي جهان، معرکه آراي موافق و مخالف شدند و ده‌ها مقاله درباره آن نگاشته شد که حاوي نقض و ابرام و طرح ابهام‌هاي گوناگون بود؛ از جمله ابهامات اين بود که شرکت «وارنر» با چه انگيزه‌اي اين فيلم را ساخته است؟ آيا توطئه‌اي عليه ‌ايران در کار بوده يا اينکه صرفا به فکر تجارت و گيشه بوده‌اند؟ اگر توطئه‌اي بوده، سردمداران دولت آمريکا در آن چه نقشي داشته‌اند و اگر انگيزه سياسي در کار نبوده و ساخت و نمايش اين فيلم، تصادفا با وضعيت امروز ‌هم‌زمان بوده، اين تحريفات به چه منظور صورت گرفته است؟ چرا تاريخ را وارونه کرده‌اند؟ چرا ايرانيان را خشن نشان داده‌اند؟ چرا ايرانيان را با چهره‌اي زشت و مانند انسان‌هاي اوليه به نمايش گذاشته‌اند؟ و… که هنوز هم پاسخ اين پرسش‌ها کاملا روشن نشده است!

از قضا، يوناني‌ها نيز آكنده از پرسش بودند و علاوه بر اين پرسش‌ها، مي‌پرسيدند: ‌هاليوود از به تصوير کشيدن مبارزات قهرمانانه و از خودگذشتگي شهروندان اسپارتي، چه هدفي را دنبال مي‌کند؟ چرا اين فيلم، پرفروش‌ترين فيلم در تاريخ سينماي يونان شد؟ چرا خشايار شاه را داراي انحراف جنسي معرفي مي‌کنند، حال آن که در آن روزگار، اين کار در بين آتني‌ها، معمول بوده است؟ آيا بوش، همان لئونيدا، اسپارت هم واشنگتن و‌ ترموپيل نيز بغداد است؟ آيا سربازان ايراني پنج ميليون نفر بودند؟ و اين پرسش‌ها همچنان ادامه دارد و پاسخ درستي هم به آنها داده نشده است.

در اين نوشتار، بدون آنکه به تکرار آنچه تاکنون بيان شده، بپردازم، ديدگاه‌‌هاي چند تن از نويسندگان مشهور يونان را پيرامون فيلم 300 ارايه کرده تا با ديدگاه آنان پيرامون اين فيلم آشنا شويد.
اغلب نويسندگان يوناني، نخست مباني تاريخي اين فيلم را زير سؤال بردند، به گونه‌اي که «افي گازي»، استاد تاريخ دانشگاه آتن در روزنامه «ويما» نوشت: خيلي مسخره است، اگر كسي از سناريوي برگرفته از كتاب كميك فرانك ميلير، بخواهد به حقايقي از جنگ ‌ترموپيل دست يابد، فيلم 300 برگرفته از اين كتاب است که درگيري‌ها را به صورت نقاشي به تصوير کشيده و کارگردان فيلم هم، به همان سبک آن را وارد سينما كرده است و مطمئنا اين تصاوير در چهارچوب تاريخ هرودت نمي‌گنجد.

«يانيس متروپلوس»، سردبير مجله «ايکونوس» هم نوشت: اين فيلم، تاريخ را کاملا تحريف کرده و آنچه «ژاک ساندره» ارايه مي‌کند، با حقيقت تاريخي همخواني ندارد، به گونه‌اي که حتي جامعه اسپارتي را مشکل‌دار و نگران معرفي مي‌نمايد و اين نوع موضعگيري در واقع، ريختن روغن بر روي آتش است.
وي همچنين تأکيد مي‌کند: مشخصه فيلم 300 اين است که براي كودكان ممنوع است و آنان تنها به همراه خانواده‌هايشان مي‌توانند به تماشاي اين فيلم بنشينند، زيرا خشونت بيش از اندازه‌اي در آن به نمايش درمي‌آيد، تا جايي كه خون حتي روي لنز دوربين فيلمبرداري هم پاشيده مي‌شود و اين چيزي است كه اصلا با تاريخي كه هرودت نوشته، همخواني ندارد.

«ژاك ساندر»، کارگردان فيلم ادعا مي‌كند: اين خونريزي برگرفته از اشعار «سام پيك ناب» است؛ يعني نه حالتي شاعرانه دارد و نه‌ بنا بر حقايق تاريخي هرودت است.
«تئودورس آنجلوپولوس»، کارگردان شهير يوناني نيز اظهار داشت: بيشتر آمريكايي‌ها حد و مرزي را در هيچ مساله‌اي رعايت نمي‌کنند و با مسائل تاريخي نيز مانند ديگر مسائل برخورد مي‌كنند؛ براي مثال، يادآوري مي‌کنم كه فيلم قديمي اوديسه كه به كارگرداني «كرك داگلاس» تهيه شده بود، هيچ ربطي با واقعيات تاريخي نداشت. آمريكايي‌ها تاريخ را افسانه‌وار مي‌انگارند و به همان صورت آن را ارايه مي‌كنند و در واقع، فيلم‌هاي افسانه‌اي توليد مي‌كنند. اين چيزهايي را كه در فيلم 300 به عنوان تاريخ معرفي مي‌کنند، تاريخ نيست، اما تا چه حد اينها مجازند که افسانه را با تاريخ بياميزند، نمي‌دانم؛ آنچه مسلم است، اين كه كسي از اين بابت آنها را بازخواست نمي‌كند.

آنجلوپولوس ادامه مي‌دهد: براي برخي، جمله «هدف وسيله را توجيه مي‌كند»، ملاک کار است، ولي نمي‌تواند باعث پنهان شدن حقايق گردد و تحريف حقايق، ممكن است از نظر قانوني تنبيه نداشته باشد، ولي تاريخ آن را محكوم مي‌کند.
وي همچنين تأکيد مي‌کند: پس از گذشت 2500 سال از جنگ‌ ترموپيلون و به رغم تلاش‌هاي تاريخ‌نويسان باستان و معاصر، هنوز شك و ‌ترديد‌هاي فراواني در اين باره وجود دارد و پرسش‌هاي بسياري بدون پاسخ مانده است. آيا يونانيان سيصد نفر يا هزار نفر بوده‌اند؟ آيا ايرانيان پنج ميليون و يا چند هزار نفر بوده‌اند؟ آيا محلي كه در آن جنگ درگرفت، صد متر يا دويست متر بوده است؟ چرا اسپارتي‌ها با اينكه از بي‌فايده بودن حضور در‌ ترموپيلون خبر داشتند، در آنجا ماندند؟ جمله «يا پيروز يا كشته» چه مفهومي را براي اسپارتي‌ها در خود نهفته داشته است؟ اين پرسش‌‌ها و بسياري ديگر از اين دست، هنوز بدون پاسخ مانده است.

«خيريوس خريستودولوس»، محقق مرکز تحقيقات يونان، نيز مي‌گويد: هرودت مي‌نويسد: يونانيان در سه روز، جنگ پيروزمندانه‌اي داشتند، ولي از تاريخ هرودت مشخص نمي‌شود كه تعداد ايرانيان پنج ميليون نفر بوده است و بر اساس اسناد تاريخي گوناگون، نيروهاي ايراني بين دويست الي سيصد هزار نفر برآورد مي‌شود که ‌اين تعداد، شامل افراد جنگي و مسئولان نگهداري از اسب‌ها هم‌ بوده است.
وي ادامه مي‌دهد: در اين فيلم، ديدگاه‌هاي اسپارت‌ها، مانند ديدگاه‌هاي رامسفلد معرفي مي‌شود. بدن جنگجويان اسپارتي نيز مانند بدن عضلاني رامبو ارايه مي‌شود. «لئونيدا» هم به يک نظامي آمريکايي در بغداد تشبيه و ايرانيان هم مانند غول‌هاي بي‌شاخ و دمي که تنها به دنبال مکيدن خون انسان هستند، معرفي مي‌شوند. آتني‌ها هم شباهت به اروپايي‌ها دارند و تنها اسپارت‌ها مانند آمريکاييان، مردان حقيقي هستند.

به نظر من، نبايد به ‌اين گفته‌هاي احمقانه گوش کرد، تاريخ بشريت در اقيانوسي از خون، غوطه‌ور است و بر شن‌هاي گداخته گام برداشته و حتي يک فارغ التحصيل معمولي رشته تاريخ به خوبي مي‌داند که امپراتوري هخامنشي، يکي از باستاني‌ترين و بزرگ‌ترين امپراتوري‌هايي بوده که باعث گسترش فرهنگي شده و تعداد بسياري از پادشاهان بزرگ آن، از جمله داريوش و خشايار شاه، حاکماني روشنفکري بوده‌اند. توليدکنندگان اين فيلم، تاريخ را خوب مي‌دانند، اما آن را تحريف كرده‌‌اند.

گروه ديگري از نويسندگان يوناني، ضمن تأکيد بر بي ارزش بودن فيلم از نظر تکنيک، بي‌محتوايي آن را خاطر‌نشان ساختند، همان گونه که خانم «ماريا‌ترونر، ناقد مشهور سينمايي يونان هم در روزنامه «الفتروتيپيا» نوشت: اين فيلم براي من به عنوان يک يوناني توهين‌كننده نبود، ولي به عنوان يک بيننده، واقعا اهانت‌آميز بود، صحنه‌هاي مستمر خونريزي، آدم كشي، وحشيگري و فرياد‌هاي مستمر بيهوده كه مانند مته مغز آدم را خراش مي‌داد، به گونه‌اي بود که انسان احساس مي‌کرد به حريم او تجاوز شده است. در اين فيلم، همواره جنگ‌طلبي تداعي مي‌شد و در عصري كه جهان، آشوب‌زده است و در گوشه و كنار آن، صداي طبل جنگ شنيده مي‌شود، باعث پيچيده‌تر شدن اوضاع مي‌شد.

«کاکوريوتيس»، استاد دانشگاه آتن نيز مي‌گويد: اين فيلم به سبب استفاده از تكنولوژي رايانه‌اي، به پر فروش‌ترين فيلم تبديل شد، در حالي كه فيلم «زندگي ديگران» كه فيلم بسيار خوب و مناسبي است و در حال حاضر در دو سالن سينما در شهر آتن اكران مي‌شود، مشتري چنداني ندارد. به هنگام نگاه كردن فيلم 300، تماشاچيان همراه با خوردن پاپ كورن به تماشاي خونريزي‌هاي بي اندازه فيلم مي‌نشينند، ولي پس از دو ساعت ديدن خون و خونريزي، خسته و سرانجام ناراضي به منازل خود برمي‌گردند.

وي همچنين اظهار مي‌دارد: من نياز کار هنري را درک مي‌کنم و انتقاد من به کارگردان اين نيست که چرا ايرانيان را غول نشان مي‌دهد و يونانيان را انسان؟ بلکه موضوع اين است که چرا خشايار شاه را داراي انحراف جنسي معرفي مي‌کند، در حالي که در جامعه اسپارتي آن روز، انحراف جنسي چيز معمولي بوده است!
خانم «آنتيگونا متروپولوس»، سردبير مجله «نيواستيوا» نوشت: ديدن اين فيلم كه بر مبناي يک نقاشي كلاسيك تهيه شده و تكنيك‌هاي رايانه‌اي خوبي هم براي ساخت آن به كار رفته، مانند سيگار كشيدن، كه براي سلامتي مضر است، براي سلامتي فکر انسان‌ها زيان‌آور است.

وي سپس تأکيد مي‌کند: اين موضوع خيلي تأسف برانگيز است که کارگردان اين فيلم، وقتي كه متوجه شد، احتمالا تعدادي از منتقدان فيلم، او را فاشيست قلمداد خواهند كرد، اصلا نگران و ناراحت نشد. برعكس نخستين واكنش وي اين بود كه من شديدا فاشيست را دوست دارم و براي من بخش مهم اين فيلم، زماني است كه پس از پايان يك مرحله از جنگ، لئونيدا يك سيب را با آرامش گاز مي‌زند!

برخي نويسندگان هم بر سياسي بودن اين فيلم تأکيد داشتند و مي‌گفتند: فيلم 300 براي امروز ساخته شده و به حوادث اين روزگار اشاره دارد؛ از جمله خانم «آندرا دلي آکا» از روزنامه «اثنوس» نوشت: اين فيلم در واقع شهروندان، سياسيون و سربازان امروز ايران را نشانه رفته است. ممکن است بگوييد امپراتوري ايران باستان، کشوري اشغالگر و توسعه‌طلب بوده است، اما آيا اسپارت‌ها ساليان سال با آتني‌ها و شهروندان تيواس و مقدونيه درگير نبوده‌اند؟ مگر قيصر و اسکندر بزرگ چه کار کردند؟ غير از اين است که آنان هم، همين کارها را انجام دادند؟

اين فيلم هرچند به ظاهر بخشي از تاريخ يونان باستان را معرفي مي‌کند، ولي در واقع، به طرح ادعاهاي واهي مبارزه با ‌تروريسم بين‌المللي و شعار کاخ سفيد؛ يعني «نظم نوين جهاني» امپراتوري آمريکا پرداخته است.
هرچند ژاک ساندر اصرار مي‌کند که تحت هيچ شرايطي، نخواسته و نمي‌خواهد به رهبران امروز کشورها اشاره‌اي داشته باشد، ولي وي با استفاده از روش سنتي؛ يعني استفاده از رنگ سفيد براي نشان دادن نقش‌هاي مثبت و رنگ سياه به عنوان سمبل بدي‌ها، براي بد نشان دادن نيروهاي ارتش خشارياشاه؛ يعني ايرانيان، بهره جسته است.

«يانيس گلوساري»، نويسنده معروف يوناني هم در مجله «کاتي مريني» نوشت: فيلم بد سليقه 300، اسپارتي‌ها را افرادي طرفدار دمكراسي معرفي مي‌كند كه براي نجات يونان و شهرهاي آن، خود را قرباني مي‌كنند و يونان را به گونه‌اي نشان مي‌دهد كه تمدن غرب از آن نشأت گرفته است، ولي از كورش بزرگ، ‌پدربزرگ خشايار شاه که در سال 539 پيش از ميلاد، بيانيه حقوق بشر را براي نجات يهوديان صادر کرد و اين اقدام تاريخي و بي نظير وي بر كسي پوشيده نيست، هيچ يادي نمي‌کند. فيلم 300 نه تنها در تاريخ سينما نخواهد ماند، بلكه هيچ هنرمندي از يونان، ايران و حتي آمريكا، آن را جدي نخواهد گرفت.

برخي هم از زاويه ديگر به ‌اين فيلم نگريستند و گفتند: فيلم 300 هر چه بود، جيب سينماداران يونان را پر کرد و چندي ديگر هم جيب آژانس‌هاي مسافرتي را پر خواهد کرد. در اين زمينه، خانم «ماريا کاچوکاتي»، نويسنده مجله «اپسيلون» مي‌گويد: مردم يونان با فرود آوردن سر تعظيم در برابر مردان کارتني اسپارتي و توانايي جنگي آنان، باعث شدند كه ‌اين فيلم گيشه موفقي داشته باشد، به گونه‌اي که در ده روز نخست اكران، پانصد هزار بليت فروخته شد، ولي ديدگاه ناقدان كه تعداد آنان نسبت به بينندگان، بسيار كمتر است، با مردم تفاوت داشت. مردم در اين فيلم چه ديدند كه ناقدان متوجه آن نشدند و يا اينكه ناقدان در اين فيلم چه ديدند كه عموم از آن خبر ندارند؟

وي همچنين تأکيد مي‌کند: با نمايش فيلم 300 گويا، منطقه ‌ترموپيلون به دروازه داغ گردشگري تبديل شود، هرچند ‌اين منطقه و منظره آن در فيلم فرانک ميلر، به طور طنزآميزي به تصوير کشيده شده و به جاي اينکه منبع حيات باشد، بيشتر يادآور مرگ بوده است.

اين فيلم هفتاد ميليون دلار در آمريکا و 325 هزار يورو در يونان فروش داشته و باعث شده است افرادي که ‌اين فيلم را ديده‌اند، به ديدن محلي تشويق شوند که سيصد قهرمان سوپرمن با ارتش خشايار شاه و بردگان اجير شده ارتش وي جنگيده‌اند. اکنون کساني مي‌خواهند از نزديک، محلي را ببينند که يوناني‌ها در آنجا از اجساد ايرانيان ديواري درست کرده بودند و پادشاه، اسپارت بر بالاي سر اين اجساد، در خلال استراحت چند دقيقه‌اي، يک سيب آبدار گاز مي‌زد.
در پايان به نظر مي‌رسد، با خواندن ‌اين ديدگاه‌ها، شما نيز چون من به ‌اين جمله باور كنيد که «هرچند يوناني‌ها در حوزه جغرافيايي غرب قرار گرفته‌اند، ولي از نظر فکري، روحي و فرهنگي، شرقي هستند».



  •   اقدام آقاي دربندي بسيار بجا و پسنديده بود. كاش همه رايزنان محترم فرهنگي ج ا ايران در خارج از كشور به عنوان يك ماموريت ملي ديدگاههاي انديشمندان و تاريخدانان سراسر دنيا در مورد فيلم مضحك 300 را جمع آوري كرده و با انتشار گسترده آن به زبانهاي مختلف نه فقط توطه دشمنان را خنثي , بلكه مجال ساختن چنين فيلم هايي در اينده را نيز از آنها مي گرفتيم. با تشكر از رايزن محترم فرهنگي ايران در يونان. عباس قنبري از مالزي
  • Baztab