مسعود انتظار را از نزدیک نمیشناسم ولی بارها و بارها در سال اخیر مقالات و نوشتههایش خواندهام. از نظر من وی یک نقطه قوت مهم و یک نقطه ضعف مهم دارد
قوت وی
در این است که
اعتقادات خود
را کاملا
شفاف ساخته
است (هرچند که
از امتیاز
خارج نشینی و
مصونیت
برخوردار است)
و کلیه
مقالات و عکس
العملات و
حتی درج
اخبار در
سایت خودش (بای
بک) بر همین
روال استوار
است
نقطه ضعف وی
نیز تاکید
مکرر وی بر
نکاتی است که
برای فعالین
داخل ایران
حتی قابل
تصور نیز
نیست یکی از
همین تاکیدات
متاسفانه بی
منطق وی در
مقاله “شما
ديگر چرا به
هويت طلبان
ميگوئيد مشتي
تجزيه طلب
ناچيز! جناب
دکتر اعلمي؟”*
جلوه نمود .
مقالهای که
ممکن است
خطرناک باشد
و شخصی را که
در حال نزدیک
شدن به حرکت
مقدسمان میباشد
از خود دور
کند
ایشان در ابتدای مقاله خود با تمجید از اعلمی ، عکس العمل وی در مجلس را یادآوری میکند ولی در پایان همین پاراگراف از اینکه اعلمی صرفا بخاطر مدافعه از آذربایجان تلاش میکند یا اهداف دیگری نیز در پیش دارد دچار تردید میشود هرچند که دقیقا اهداف دیگر وی را متوجه نمیشوم ولی اگر منظورشان دیالوگ عدهای از دوستان که با تکریه میگویند “وی برای جمع آوری آرا مردم این چنین تلاش میکند” باید گفت ، هیچ کراهتی در اینکه برای جمع کردن مردم اینچنین تلاشی کرد نیست٫ بلکه مطلوب نیزهست. هر چند که بسیار پرهزینه است
فراموش نکنیم که در جهان دموکرات کسب رضایت مردم برای جمع آوری آرا مردم یک اصل است . هر چند که در ایران غیر دموکرات بهترین راه برای کسب مدارج قدرت پناه بردن به مافیای قدرت بوده و اگر هم به رای مردم نیاز بود معمولا وعدههای پیش انتخاباتی داده میشود تا اینکه ۴ سال وقت صرف جلب رضایت مردم نمود
آقای انتظار آنچنان اعلمی را در مورد رد تجزیه طلبی و استقلال خواهان مورد مواخذه قرار داده است که گویا حتی در داخل کشور تشکیلاتی به نام استقلال خواهان داریم و وی با مورد حمله قرار دادن تفکر استقلال خواهی ضرباتی مهلک بر بدن این حرکت نموده است
براستی تا کنون فعالی را در داخل دیده اید که از یک تریبون رسمی یا غیر رسمی، با یک متن رسمی یا غیر رسمی خود را استقلال خواه یا بقول عدهای تجزیه طلب بنامد؟ طبیعی است که هیچ شخص عاقلی برای حفظ بقاء اینچنین سخنی را به زبان نمیآورد؟ حال چرا اعلمی از این عدهای که بصورت رسمی وجود ندارند و حتی اکثر فعالین همچون اعلمی برای تبرئه خود منکر تجزیه طلبی میشوند مدافعه کند
البته اگر دوست دارید که فعالین آذربایجانی را تجزیه طلب بنامند کم نیستند در مجلس٫ نمایندگانی که این عنوان را به تمامی هویتخواهان (حتی آنان که تجزیه طلب نیستند) بدهند. از این جمع میتوان به حداد عادل، باهنر، افروغ فرهنگی و تاجالدینی و… نام برد و حتما با آمدن این افراد متوجه علت تجزیه طلب خواندن تمامی فعالان برایتان مششخص میشود
در این نوشته کوتاه هراس از محبوب شدن و یا به رهبریت رسیدن افرادی همچون اعلمی موج میزند.
نمیدانم چرا از این قضیه باید واهمه داشت با مشاهده اینکه در سال اخیر با عدم انسجام خود باز تمام لغزشها را دید و بدون هیچ زحمتی افراد نخاله را پس زد . پس باید حرکتمان را آنقدر شعورمند ببینیم که از این قضیه واهمه نداشته باشیم و بدانیم که معیار افراد برای رسیدن به مدارج بالا در حرکت ملی عملکرد امروز و دیروز است و در هر روزی هر عملی که منافی حرکت باشد از طرف مردم مطرود خواهد ماند و نیازی به اینچنین نگرانی عمیقی نیست
بیایید یک بار دیگر به جایگاه اعلمی نگاه کنیم . او تنها فردی است که در دو قوه نظام جمهوری اسلامی که از حرکت ملی آذربایجان مدافعه نموده است و حتی پا را بعضا از خیلی از خودیهایمان نیز فراتر گذاشته است
بیاد
بیاورید
روزهای
سختمان را
قورولتای
بابک ۱۳۸۴،
در آن میدان
نظامی که عدهای
از دوستانمان
خانه را به
قلعه نظامی
ترجیح دادند
خرداد ۱۳۸۵ آن نطق آتشین و بعد از آن تحلیل حوادث در دانشگاه و در روزهایی که سکوت غوغا میکرد و از آن روز تا بحال مدفعه از آذربایجانیان. اگر برای خارج نشینان محسوس نباشد، برای ما کاملا محسوس است. هنوز روزهای سختی که با چشمانی نگران به اردبیل و اعتصاب عباس لسانی چشم دوخته بودیم و حاکمیت با سکوتی مرگبار خبر وی را بایکوت میکرد و آن روزها بود که اعلمی در مصاحبه با ایلنا از اوضاع لسانی سخت میگفت را فراموش نکردهایم
دوستان باور کنید بنده از نزدیکان اکبر اعلمي نیستم و به وی نیز رای ندادهام حتی دوست دارم با انتقاد از وی راه را برای مدافعات ایشان هموارتر نمائیم. اما باور کنید این تنقید نیست. از تمامی دوستان نیز خواهشمندم که نه تنها برای اعلمی بلکه دایره حرکت ملی را آنچنان بزرگ ترسیم نمائیم که هر آذربایجانی که حتی به سعادت آذربایجان فکر میکند درون این دایره جای گیرد . این حرکت مال ما نیست مال همه آذربایجانیان است٫ پس عرصه را برخودمان تنگ نکرده و حرکت را قبضه خودمان نکنیم
بیایید حامی تمام کسانی باشیم که در راهمان قدمی میگذارند و کور سوی امیدمان در خانه ملت تاریکمان را خاموش نکنیم