|
بررسی
سیر تاریخی
همانند
سازی و وحدت
ملی و زبانی
در ایران
کلام «مستوفی»
استاندار
انتسابی
رضا شاه
کینه
توزی
رضاخان با
مردم
آذربایجان
حد و مرزی
نداشت ، وی
تبهکارترین
مامورین
خود را به
آذربایجان
می فرستاد
تا مردم
زحمتکش و
شریف آن
دیار را
تحقیر کنند
و به زبان
آنها توهین
کنند،
شهرهای
آذربایجان
را به
ویرانه
زاری مبدل
سازند، و
این کلام «مستوفی»
استاندار
انتسابی
رضا شاه بود
که گفت ؛
آذربایجانیها
ترکند ،
یونجه
خوردند
مشروطه
گرفتند و
حالا نیز
کاه می
خورند
ایران را
آباد می
سازند.
مستوفی که
خود ساکن
تبریز بود ،
ضمن سر
شماری
که خود نیز
محسوب
گردیده بود
، سرشماری
تبریز را «خر
شماری» می
نامید.
محسنی
رئیس فرهنگ
استان
آذربایجان
زمان رضا
شاه می گفت
هر کس ترکی
حرف می زند
افسار الاغ
به سر او
بزنید و او
را به آخور
ببندید.
ذوقی که بعد
از محسنی به
آذربایجان
آمد صندوق
جریمه ترکی
حرف زدن در
دبستان ها
گذاشت
افشار
در مقالات
بعدی می
نویسد از
وظایف
ضروری دولت
عبارت است
از گسترش
زبان فارسی
در جوامع
غیر فارسی و
انتقال
قبائل ترک و
عرب از
ایالات
مرزی به
نواحی
داخلی
غله
حمل شده از
گرگان به
قدری فاسد و
غیر ماکول
بود که
قسمتی از جو
آن را
فرمانده
ارتش تبریز
نپذیرفته و
شرحی به
آقای
استاندار
نوشته بود (که):
به علت فاسد
شدن ، اسب
های ارتش
نیز نمی
خورند.
آقای
مستوفی در
حضور جمعی
با گستاخی
چنین می
گویند: باکی
نیست حالا
که اسب های
ارتش نمی
خورند می
دهیم خرهای
تبریز
بخورند! (جامی
، ص 247)
|