نقدی بر کتاب در دست چاپ خاطرات اردشير زاهدی
• آقای اردشير زاهدی با سماجت و لجاجت بارزی حقايق هزاران بار نوشته شده ی مربوط به دوران اسفند ماه 1331 تا 28 مرداد 1332 را انکار می کنند... معلوم نيست که چرا نوشته های آقای روزولت دروغ ولکن ادعاهای آقای زاهدی درست بايد باشد زيراکه کرميت روزولت در کتاب خاطرات خود دليلی برای دروغپردازی ندارد. به عکس اين آقای اردشير زاهدی است که دلايل بی شماری برای نفی و وارونه جلوه دادن کودتای نامردمی و شرم آور 28 مرداد دارد
دارا نيروئی - لوس انجلس
اخبار روز: www.iran-chabar.de
جمعه ٨ مهر ١٣٨۴ – ٣٠ سپتامبر ٢٠٠۵
هر دم از اين باغ بری ميرسد تازه تر از تازه تری ميرسد
پس
از آنان ديگر،
ناگهان
چشممان بجمال
کتاب خاطرات
اردشير زاهدی
دارد روشن می
شود که
قسمتهائی از
آن در تاريخ 10
شهريور 1384 بر
روی سايت roozonline.com
تحت عنوان «کودتای
28 مرداد دروغ
است» به چاپ
رسيده است.
ما کاری بکار ساير مطالب خاطرات ايشان نداريم که اينروزها خاطره نويسی مد روز است و از شعبان تا رمضان همه دست بقلم شده اند و اولاد وطن را در برابر سيلی از اطلاعات متناقض حيران و انگشت به دهان رها کرده اند، اما نسبت به ماجرای 28 مرداد نمی توانيم ساکت بمانيم که «اگر خاموش بنشينی گناه است»
اگر کسی ميداند که اين حضرات بدنبال چه چيز هستند بالا غيرتا ما را روشن کنند. ما و تعداد بسياری از ياران از حل اين معما درمانده ايم که براستی اين آقايان چه منظوری از تحريف واقعيات روشن تر از روز دارند. در اينکه بساط سلطنت در ايران برای هميشه برچيده شده است جای شکی نيست و بسيار ساده انديشی و آرزوپروری است که تصور کنيم اولاً مشروطه سلطنتی در ايران حاکم گردد، ثانياً رضا پهلوی شاه آن مشروطه مفروضه بشود و ثالثاً در آن رژيم مفروضه مهجوره مجهوله پست سفارت کبرا يا وزارت عليا نصيب جناب اردشير زاهدی گردد. (از دوستان رياضی دان خواهشمنديم درصد- يا در هزار- و يا درميليارد چنين احتمالی را محاسبه و اعلام نمايند.)
پس سبب چيست که آقای اردشير زاهدی و امثالهم همواره سعی در خراب کردن چهره خدشه ناپذير دکتر محمد مصدق و منزه جلوه دادن محمد رضا شاه و نفی کودتای 28 مرداد دارند؟ پاسخ اين سئوال را سعی می کنيم حتی الامکان در اين يادداشت روشن کنيم.
اگر چه «آش آنقدر شور است که خان هم فهميده است» و اکنون عالم و آدم دقيقاً و با جزئيات باخبرند که اين کودتای ننگين- که آثار شوم آن تا به امروز چون يوغ برگردن نحيف و مانند زنجير گران بر پای مردم محروم ايران سنگينی ميکند- چگونه انجام پذيرفت، لکن برای آگاهی جوانان عزيز مملکت و آن دسته از کسانی که ممکن است تحت تاثير نوشته های عوامفريبانه ای مانند خاطرات اردشير زاهدی قرار گيرند، چند نکته از نوشته ايشان را پاسخ می دهيم:
1- آقای اردشير زادهدی می نوسند: "در مرداد 1332 پادشاه به موجب قانون اساسی در غياب پارلمان، از اختيار خودش در عزل و نصب وزيران استفاده کرد و فرمان برکناری نخست وزيری که قانون اساسی را زير پا گذاشته بود و مثل ديکتاتورها عمل ميکرد صادر کرد."
پاسخ: فرمان عزل نخست وزير به تاريخ 22 مرداد صادر شده و در ساعت 1:30 بعد از نيمه شب بامداد 25 مرداد در زمانی که نخست وزير در منزل خود در خواب بوده است توسط سرهنگ نصيری بدرب منزل ايشان برده می شود در حالی که چند کاميون سرباز مسلح نيز از کاميونها پياده شده و در کنار سرهنگ نصيری صف کشيده بودند. اشاره آقای اردشير زاهدی به قانون اساسی تداعی اين نکته است که بر اساس بند 42 متمم همان قانون اساسي (و بر اساس سابقه مسافرت شاه به لندن و واشنگتن) پادشاه می بايستی قبل از حرکت به خارج شورای سلطنت را معين و به دولت ابلاغ ميكرد.
آيا حرکت عجولانه شاه و نوع ابلاغ فرمان و عدم اطلاع احدی از آحاد ملت از اينکه پادشاه مملکت به چه مدت و به چه مقصدی خاک وطن را ترک کرده است محکمترين دليل برای هر عقل سليمی نمی باشد که موضوع برکناری در کار نبوده بلکه توطئه نظامی که همان کودنا باشد طرح ريزی شده است؟ (1)
2- آقای زاهدی می نويسند: "چرا امريکايی ها چهل سال است از عهده کوبا در چند قدمی خودشان بر نمی آيند و چرا نتوانسته اند وضع ليبی را عوض کنند؟ وقتی پای عراق و افغانستان به ميان می آيد امريکا بايد ميليارد ها دلار به گفته خودشان خرج کند، اما يک دولت ملی و قانونی مردمی را با شصت هزار دلار در چند ساعت می توانند بردارد؟"
پاسخ: الف) در مورد عراق و افغانستان و ليبی به نظر می رسد جناب اردشير زاهدی تقويم خود را گم کرده باشند. چرا که شرايط زمانی فعلی را با شرايط 52 سال قبل (زمان کودتای امريکائي- انگليسي) دارند مقايسه می کنند.
ب) اما چرا حريف کوبا نمی شوند؟ زيرا که در داخل کوبا نظاميان خيانتکاری مثل فضل الله زاهدی و جاسوسان مزدوری مانند جمال امامی و مير اشرافی و خودفروختگان عوامفريبی همچون آيت الله کاشانی و خود شيفتگان قدرت طلبی مثل محمدرضا شاه دست همکاری به امپرياليست امريکا نمی دهند.
ج) در مورد رقم دلاری اين کودتا نيز آقای اردشير زاهدی باز يک تکه از کل تصوير را ملاک قرار داده اند به اين معنا که رقم 60000 دلار رقمی بوده است که سازمان سيا در اختيار فضل الله زاهدی قرار داده تا بين ساير افسران ميهن پرست!! تقسيم کنند که البته بعداً اين رقم به 135,000 دلار افزايش پيدا کرده است. علاوه بر اينها پس از موفقيت کودتا سازمان سيا مبلغ يک ميليون دلار به به شخص سرلشگر بازنشسته زاهدی پرداخت کرده است. هم چنين به برادران رشيديان ماهانه مبلغ 10 هزار دلار، به آيت الله کاشانی مبلغ 10,000 دلار پرداخته است و نيز بين اوباش و اجامر و چماقداران و چاقوكشها که در صبح 28 مرداد محيط پايتخت را به آشوب کشانده و رعب و وحشت در شهر بوجود آوردند مبلغ 900,000 دلار تقسيم کرده است. به علاوه بلافاصله بعد از برقراری دولت کودتا به فوريت مبلغ 5 ميليون دلار کمک بلاعوض در اختيار ان دولت گذاشته شد.(2) ( که اگر اين ارقام را به نرخ امروزی محاسبه کنيم خواهيم ديد که سر به مليونها ها دلار خواهد زد چراکه در آن زمان نفت به قيمت زير يک دلار به فروش می رفت)
3- آقای زاهدی می نويسند: "ادعای باطل کرميت روزولت را در کتابش باور می کنند اما کسی به بقيه حرفهايش در همان کتاب توجه نمی كند که گفته است فقط معدودی همکار داشت و روی پشتيبانی ارتش و مردم از شاه حساب می کرد..."
پاسخ: آقای اردشير زاهدی از طرفی اعتراض دارند که چرا مردم ادعای باطل کرميت روزولت را باور می کنند و از طرف ديگر اعتراض می کنند که چرا مردم به بقيه حرفهايش (لابد اين قسمت حرفهای کرميت روزولت باطل نيست) توجه نمی کنند! بالاخره آقای زاهدی تکليف مردم را روشن نمی کنند که نوشته های کرميت روزولت ادعای باطلی است يا نه، شايد هم 50 درصد راست و 50 درصد باطل باشد آن هم به سليقه و انتخاب آقای زاهدي.
4- آقای اردشير زاهدی می گويند: "من فکر می کنم در اسناد وزارت خارجه امريکا بهتر می شود ديد که امريکائی ها تا چه اندازه از واقعه 28 مرداد مبهوت شده بودند. در همان اسناد سيا که چند سال بعد از 28 مرداد نوشته شده آمده است که "در 28 مرداد يک اتفاق باور نکردنی افتاد. بعد از اعلام خبر پيروزی مردم امريکائيها باور نمی کردند و می گفتند شوخی است."
پاسخ: اتفاقاً آقای اردشير زاهدی در اين قسمت يک حقيقت را متذکر شده اند و آن اينکه پس از اينکه كودتا در 25 مرداد شکست می خورد، سازمان سيا به کرميت روزولت دستور می دهد که فوراً خاک ايران را ترک کند اما روزولت که اين شکست را نمی توانسته بپذيرد طرح جايگزين را که همانا کودتای دوم باشد به مورد اجرا می گذارد. به اين ترتيب پرواضح و طبيعی است که سازمان سيا که کار سرنگونی دکتر محمد مصدق را منتفی شده ميدانست در حالی که منتظر ورود روزولت بود ناگهان با شنيدن خبر موفقيت نقشه جايگزين واقعاً و براستی شگفت زده شود و اعلام دارد که "در 28 مرداد يک اتفاق باور نکردنی افتاده... اين يک شوخی است."
5- آقای اردشير زاهدی اضافه می کنند: "خيلی جای تاسف است که عده ای در داخل و خارج ايران سال های متمادی به يک مقدار دروغ چسبيده اند و هر چه حقايق تازه منتشر می شود باز همان دروغها را تکرار می کنند. پس فايده این اسناد چيست؟"
پاسخ: بنظر ما نيز واقعاً و حقيقتاً جای تاسف بسيار است که که عده معدودی مثل اردشير زاهدی آن هم فقط در خارج مملکت به مقداری دروغ و اوهام چسبيده اند و هر چه حقايق تازه در هزاران کتاب و مقاله و سند بطور روزمره منتشر می شود دنيای اوهام و خيالات خود را رها نمی کنند و 28 مرداد را کماکان قيام ملی می نامند تا آنجايی که احتمالاً امر بخودشان هم مشتبه شده باشد. اما فايده اسناد در اين است که آنان که مهر ميهن و غم مردم در سينه و سر می پرورانند با خواندن نوشته های بنده و اردشير زاهدی و ديدن تناقض های آشکار به صرافت مطالعه می افتند و دست بکار مقايسه می شوند و مراجعه به همان اسناد را راه دريافت حقيقت و دليل راه خود به فر دانائی می بينند و بر آنهاست که از لابلای آن اسناد طريق روشن آينده وطن را دريابند.
6- آقای اردشير زاهدی می نويسند: "با استفاده از مقررات حکومت نظامی هر کسی را که دلش (مصدق) ميخواست به زندان می انداخت و هر مدت که ميخواست در زندان نگاه می داشت. در سال های 1331 و 1332 حدود 75 نفر از مهمترين سياستمداران مملکت زندانی شدند. روزنامه ها پشت سر هم به وسيله حکومت نظامی توقيف می شدند، شخصيت های مملکت يا در زندان بودند يا فراری بودند و يا از ترس لجن مال شدن ساکت می ماندند. حتی خود شاه مملکت از همه کنار کشيده و از تهران خارج شده بود که دست نخست وزير باز باشد."
پاسخ: آقای اردشير زاهدی اسامی (هيچيک) از 75 نفر نفر زندانی را که به قول ايشان "از مهمترين سياستمداران مملکت" بوده اند و هم چنين نام (هيچيک) از "شخصيت های مملکت" را که در زندان يا فراری بودند و يا گوشه نشينی پيشه کرده يودند را ذکر نکرده اند.
به نظر می رسد که شرح و بسط اوضاعی را که ايشان تحرير کرده اند مربوط به سالهای 1332 تا 1335 بوده و تنها جای عاملين آن يعنی محمد رضا شاه و دکتر مصدق و تاريخ آن بر اساس اوهام ايشان جابجا شده باشد. شايد هم منظور آقای زاهدی از شخصيت های فراری همانا اعضای خانواده پهلوی باشد که بدرستی و به حق به دستور دولت اجازه ورود به کشور را نداشتند. هم چنين که لابد خود آقای زاهدی فهرست روزنامه های توقيف شده ادعائی را در اختيار دارند چرا که طبق آمار رسمی مملکتی در آن دوران بيش از 50 روزنامه مخالف دولت در مملکت انتشار می يافت که دکتر مصدق کتباً به شهربانی دستور داده بود که مزاحم نشريات مخالف دولت نشوند.
7- آقای زاهدی در قسمت ديگری می نويسند: "روز 28 مرداد مصدق به ارتش دستور داد مردمی را که تظاهرات می کردند به گلوله ببندند. آن روز حدود 400 نفر از مردم مخالف مصدق کشته و يا زخمی شدند."
پاسخ: اسناد مدون و غيرقابل انکار نشان می دهد که با وجود تقاضا و اصرار تعداد زيادی از مليون و نظاميان ميهن پرست برای اجازه تيراندازی به شورشيان و اخلالگران دکتر محمد مصدق هرگز چنين اجازه ای را صادر نکرده است. و نيزبرای رقم 400 نفری که ايشان بدان اشاره دارند پايه و اساس قابل اتکاء موجود نيست.
جمع بندی كلي:
آقای اردشير زاهدی با سماجت و لجاجت بارزی حقايق هزاران بار نوشته شده ی مربوط به دوران اسفند ماه 1331 تا 28 مرداد 1332 را انکار می کنند و با خطاب کردن واهی دروغ به خاطرات کرميت روزولت اين ماجرا را آنچنان که به دلخواه و آرزو و رويای خودشان بوده است ترسيم کرده اند بنحوی که انگار که ايشان در شهر کورها زندگی می کنند. معلوم نيست که چرا نوشته های آقای روزولت دروغ ولکن ادعاهای آقای زاهدی درست بايد باشد زيراکه کرميت روزولت در کتاب خاطرات خود دليلی برای دروغپردازی ندارد. به عکس اين آقای اردشير زاهدی است که دلايل بی شماری برای نفی و وارونه جلوه دادن کودتای نامردمی و شرم آور 28 مرداد دارد که ايشان بلاشک فرزند و داماد 2 نفر اصلی و مقدم کودتا بوده اند و سالهای سال با تمام بی کفايتی و تنها برای دستخوش و پاداش عامليت پدرشان در کودتا در سمت وزير خارجه و يا به عنوان سفير کبير ايران در واشنگتن با بودجه کلان بی حد و مرز از- کيسه ملت مظلوم ايران- مشغول نوعی سلطنت ،تاخت وتاز و عيش و عشرت بوده اند.
بنابراين فقط شايد چنين بايد پنداشت که دليل اين ادعای پوچ اين باشد که آقای اردشير زاهدی هنوز در مستی و نشئه مهمانيهای افسانه ای آن دوران بسر می برند، در دل کين مصدق را دارند که محبوبيت جاودانی پيرمرد را بر نمی تابند و در سر خيالات و رويای بازگشت بدان ايام را می پرورانند و بهمين خاطر کماکان به اين ادعای مضحک ادامه می دهند.
در خاتمه برای اينکه طريق انصاف را پيش گرفته باشيم و خواننده را به تصميم گيری شخصی و اختياری راهبرده باشيم مطلب را به اين طريق جمع بندی می کنيم:
آقای زاهدی در متن نوشته های خويش جمله ای را نوشته اند تحت عنوان "سئوال من اين است" اينک سئوال ملت هم اين است که: اگر کتاب روزولت دروغ است پس کتاب "تمام مردان شاه" نوشته استفن کينرز هم دروغ است؟ (3) آيا کتاب "سياست خارجی امريکا و شاه" نوشته گازيوروفسكی هم دروغ است؟ اظهارات و معذرت خواهی بيل کلينتون از ملت ايران هم دروغ است؟ سخنان مادلين آلبرايت وزير امور خارجه اسبق ايالات متحده امريکا که در نيويورک تايمز 18 مارچ 2000 بچاپ رسيده هم دروغ است؟ آيا خاطرات ژنرال شوارتسکف که در تاريخ دهم مرداد 1332 با گذرنامه سياسی و دو چمدان حاوی ميليون دلار وارد تهران شده و به ملاقات شاه رفت هم دروغ است؟ آيا خاطرات برادران دالاس و طرح "عمليات آژاکس" هم دروغ است؟ آيا لغت آژاکس که به معنای چکمه و با لگد کسی را از جائی بيرون انداختن است همينطوری و اتفاقی روی عمليات براندازی دولت دکتر مصدق گذاشته شده بود؟ و ... اگر بخواهيم که تمامی کتابها و مقالات و گزارشات و اسناد محرمانه منتشر شده مربوط به واقعه 28 مرداد را فقط نام ببريم به واقع بيش از دهها صفحه را در برخواهد گرفت که لزومی برای اينکار نيست که عاقل را اشارتی کافی است. (4)
پانويس ها
(1) فرمان کذائی برکناری صد البته که توسط کرميت روزولت در اختيار سرهنگ نصيری قرار ميگيرد. لابد اين نکته هم که در بيش از يک صد جلد کتاب نوشته شده است بزعم آقای اردشير زاهدی دروغ است.
(2) رجوع فرمائيد به کتاب" سياست خارجی ايالات متحده و شاه" نوشته گازيوروفسكي
“Us foreign policy & The Shah” Gasiorowski
(3) کتاب "تمام مردان شاه" All the shah’s men نوشته استفن کينزر. بر اساس بيش از 500 جلد کتاب و رساله و سند و مقاله به رشته تحرير درآمده است. فهرست تمامی اين کتابها و مقالات و اسناد در انتهای متن انگليسی کتاب " تمام مردان شاه" تحت عنوان يادداشتها يا notes ذکر گرديده است. مراجعه فرماييد و لذت ببريد.
(4) برای يافتن کتب بيشتر مراجعه فرمائيد در سايت google وجستجو کنيد: سياست خارجی ايالات متحده و خاورميانه و شگفت زده شويد از تعداد و تنوع آنها كه اكثرشان هم درباره ايران هستند.
همچنين در سايت AMAZON ميتوانيد جستجو فرماييد تحت عنوان ايران- شاه- خاورميانه